ماه رمضان

مقالات-رمضان89

معناى دعا

دعا

«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ »1

نخست به مبادى تصوریه دعا پرداخته, سپـس, موانع, شرایط و مشكلات آن را بازگو مى كنیم. "دعا" در فرهنگ لغت به مفهوم خواندن, صدا زدن و عبادت و نیایش است; خواندن, گاهى توام با خواستن است و زمانى به شكل راز و نیاز و تضرع و ابتهال مى باشد.

اقبال لاهورى مى نویسد: «نیایش خواه به شكل فردى و خواه به صورت اجتماعى, تجلى اشتیاق درونى انسان براى دریافت جوابى در سكوت است.»2 كم نیستند كسانى كه اعتقاد به مبداء متعال ندارند, لیكن براى تسكین دردها و آلام درونى, حوایج قلبى خویش را در قالب دعا مطرح مى سازند; در این صورت, اگرچه چنین خواندنى, دعاى اصطلاحى نیست (زیرا مدعوى در میان نیست), ولى بیانگر ضرورت دعا براى بشر, است. بنابراین, اگر بخواهیم تعریف جامع ترى از دعا ارائه بدهیم, باید بگوئیم دعا تجلى عشق به خدا براى نیل به تكامل و رفع نیازمندیهاست; «الدعاء الرغبه الى الله»3 نیایش, گرایش و كشش به سوى خدا است.

در خصوص دعا تعریف هاى زیادى شده است كه نمونه هایى از آن ها را مى‌آوریم:

ـ دعا مطالبه آن چیزهایى است كه انسان به لیاقت و كار و اندیشه باید به دست آورد.

ـ دعا منبع و كانون عظیم تغذیه روح انسانى است; همان گونه كه جسم مركز تغذیه نیازهاى مادى بشر مى باشد.

ـ دعا احیاى خواسته ها, آرمان ها و ایده‌آل هاى راستین انسان است.

ـ بالاخره حقیقت دعا عشق به خالق زیبایى ها, عظمت ها, جهش به سوى كمال مطلق و علم مطلق و پرواز بسوى بى نهایت و معبود لایتناهى است. به عقیده دكتر "كارل" دعا و نیایش عبارت است از تضرع و ناله و طلب یارى و استعانت و گاهى یك حالت كشف و شهود روشن و آرامش درونى و مستمر دورتر از اقلیم همه محسوسات.

 

الگوهاى دعا

دعا, گاهى براى جلب منفعت و سود مادى و زمانى به منظور دفع ضرر و زیان و گاهى در قالب نفرین است. زمانى هم به شكل پوزش و عذرخواهى از قصور و تقصیرها و گاهى براى جلب بهره هاى معنوى و كرامات اخروى است. صدا زدن را دعوت مى گوییم و دعوت شونده را مدعو; این قسم از دعا در میان مردم معروف و رایج است.

علامه طباطبایى مى فرماید: دعا و دعوت عبارت است از اینكه دعا كننده نظر مدعو را به سوى خود متوجه كند و پـس از جلب توجه, فایده و نعمتى را از وى درخواست نماید. بنابراین, "سوال" به منزله غرض و نتیجه دعا مى باشد, و این مفهوم به تمام موارد سوال منطبق است, مانند پرسش در مورد مجهولات و سوال به معنى محاسبه و پرسش در زمینه تقاضاى كمك مادى و معنوى.

خداى تبارك و تعالى چیزى را كه زبان در آن دخالت دارد سوال نامیده است.

«وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا »4 و از انواع نعمت هایى كه از او درخواست كردید به شما عطا فرمود كه اگر نعمت هاى خدا را بخواهید به شماره در آورید هرگز حساب آن نتوانید كرد.

البته این درخواست به زبان ظاهرى نیست بلكه به زبان فقر و استحقاق وجودى و فطرى است.

"دعوت" با "نداء" نیز فرق دارد; زیرا ندا اختصاص به لفظ و صوت دارد, ولى دعا مى تواند از مقوله لفظ باشد و یا از طریق اشاره و با توجه قلبى انجام بگیرد «ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً »5

"راغب اصفهانى" مى گوید: دعا مثل نداست, جز آنكه ندا گاهى فقط خواندن است, بدون ذكر اسم, ولى دعا غالبا با ذكر اسم است و ندا به مجرد بلند كردن صدا گفته مى شود.6

دعا منبع و كانون عظیم تغذیه روح انسانى است; همان گونه كه جسم مركز تغذیه نیازهاى مادى بشر مى باشد

انواع دعا

دعا نیز مثل عبادت و تسبیح و تنزیه حق تعالى بر دو قسم است:

تشریعى و تكوینى.

"دعاى تكوینى" یعنى همه موجودات به زبان طبیعت و هستى خویش ـ كه جز فقر ذاتى چیزى نیست ـ از خداى هستى بخش یارى مى جویند; هر موجودى به میزان استعداد و ظرفیت فیض, از خدا طلب مى‌كند كه آیه «یَسْأَلُهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ »7 اشاره بدین حقیقت است.

دعا کرنا

تمام موجودات به زبان حال, خدا را مى خوانند, به ویژه موجودات زنده در حال اضطرار به زبان خود دعا مى كنند.

«دعاى تشریعى "اختیارى" این دعا مخصوص موجودات مختار و با اراده است كه طبق درجه معرفت, از قدرت مافوق مطالباتى دارند ولى غالبا بر اثر فاصله گرفتن از تعلیمات پیامبران, بشر به غیر خدا پناه مى برد اما هنگامى كه بفهمد ملك و قدرت و عزت و ذلت دست خداست به قدرت فناناپذیر روى مى‌آورد این نوع دعا در تكامل انسان آزاد و مختار تاثیر بسزایى دارد. علامه طباطبایى در تفسیر المیزان مى نویسد: "دعا در مورد آفریدگار جهان گاهى تكوینى است یعنى ایجاد موجودى براى شیى دیگر, گویى خداوند متعال آن را بطرف آن شیى فرا مى خواند.

"یَوْمَ یَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ "8 روزى كه شما را فرا مى خواند و با سپاس پاسخ مى دهید. كه مقصود دعوت به زندگى اخروى است. هركـس مى میرد و در واقع دعوت خدا را لبیك مى گوید. و گاهى تشریعى است كه مى فرماید: «قل ادعوا الله اءو ادعوا الرحمن ایاما تدعوا فله الاسماء الحسنى.»9 نیایشگران واقعى, دعا را به منظور پاسخ به نیاز ذاتى و فقر وجودى انجام مى دهند. از تضرع و ابتهال و ارتباط با حضرت حق لذتى وصف ناپذیر مى برند.

سخن گفتن با محبوب و راز دل گشودن براى آنان از همه دنیا عزیزتر است.

"دكتر كارل" مى گوید: نیایش در مرحله عالى ترش از سطح درخواست و عرض حال بالاتر مى رود, انسان در برابر خداوندگار هستى نشان مى دهد كه او را دوست دارد, نعمت هاى او را سپاس مى گذارد و آماده است تا خواسته هاى او را ـ هرچه باشد ـ انجام دهد. در اینجا نیایش به صورت یك سیر روحانى و مكاشفه درونى در مى‌آید.10 خداوند متعال براى رسیدن به اهداف مقطعى و مادى, علل و اسبابى قرار داده است كه بشر ناگزیر باید آن مقدمات را طى كند تا به نتیجه برسد; به عبارت دیگر دنیا دار علل و اسباب است.

در حدیث آمده: «ابى الله ان یجرى الاشیاء الا بالاسباب.»11 در قرآن مجید مى‌فرماید: «فلیرتقوا فى الاسباب»12 بنابراین دعا چه نقشى مى تواند ایفا كند؟ در پاسخ باید گفت:

اولا ـ دعا و نیایش آموزش عالى ترین مسایل اخلاقى و عرفانى و اعتقادى است, دعا یك نوع جهان بینى عمیق و لطیف و مفید است.

ثانیاـ انگیزه دعا به حسب ظرفیت و شناخت متفاوت مى باشد, بعضى دعا را كلید موفقیت در امور اقتصادى مى دانند و بـس; این افراد مفهوم دعا را نفهمیده اند. این نوع برداشت ها در ذهن روشنفكران شیعه و سنى, تصویرهاى ناموزونى از دعا گذاشته است كه دعا براى افرادى بى خبر از قانون علت و معلول و ارتباطات جهانى است و همراه دعا انسان هاى گوشه گیر و ساده لوح و خوش باور و خیال باف در ذهن آنان تداعى مى كند.

غافل از اینكه فاعل بر دو گونه است: یكى آنكه احتیاج به ابزار كار دارد وگرنه نمى تواند كارى بكند, مثل نجار و بنا كه بدون ابزار نه ساختمان درست مى شود و نه میز و صندلى, ولى گاهى فاعل بدون ابزار اثر مى گذارد, مانند كسى كه با اراده و با حرارت و انرژى خاص چیزى را مى اندازد و بیمارى را درمان مى كند (انرژى درمانى).

ملائكه و قواى غیبى این عالم به مشیت الهى بر سامان دادن امور جهان مامورند گاه با ابزار و گاهى بدون ابزار; "فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا ".13 دعا معارضه با طبیعت نیست تا بگوییم طبیعت مقهور موجودات غیبى هستند, بلكه طبیعت هم به تدبیر قواى عاقله این عالم است. اگر خدا بخواهد بیمارى كه اجل محتوم دارد, گاهى به دارویى شفا مى دهد و گاهى به دعا و توسلى, چون علت شفا, منحصر به یك چیز نیست.

"صاحب تفسیر المنار" استجابت دعا را منحصر به جایى دانسته كه اسباب طبیعى نیز در میان باشد و دعا آن است كه از خداوند بخواهند اسباب طبیعى را فراهم سازد تا داعى به مقصود برسد, مثلا فقیر, وسائل كسب و كار از خدا بخواهد و مریض دارو. البته گاهى خداوند متعال, بدون اسباب و عوامل مادى دعا را مستجاب نمى كند, ولى این تخصیص و انحصار درست نیست; چون به غیر اسباب طبیعى نیز مى تواند حاجت ها را برآورد, علل و عوامل روحانى مى تواند شفا بخش باشد. ولى گروهى فراتر از این ها فكر مى كنند, آن ها دست به دعا برمى دارند, نه براى حوایج مادى, بلكه نفـس دعا كردن براى آنان موضوعیت دارد. ما قاعده و لزوم دعا را قبلا ذكر كردیم, این قسمت را كه هدف اصلى و اساسى دعاست بیشتر باز مى كنیم.

علامه طباطبایى مى فرماید: دعا و دعوت عبارت است از اینكه دعا كننده نظر مدعو را به سوى خود متوجه كند و پـس از جلب توجه, فایده و نعمتى را از وى درخواست نماید

در اینجا نیایش به صورت یك سیر روحانى و مكاشفه رحمانى در مى آید, در این برداشت, دعا به مفهوم پرواز روح به سوى عالم بالاست و ارتباط مجذوبانه قلب است با خدا, شریف ترین و گران سنگ ترین حالات انسان است. اگر از دكتر كارل ها سخن مى گوییم بدین علت است كه وى این مفاهیم معنوى بلند را از طریق چالش هاى تجربى و یا كاوش هاى عقلانى مبتنى بر تجربیات شخصى به دست آورده; او به معانى بلند دعا در اسلام و به مضامین عالى دعاهاى امامان معصوم(علیهم السلام) برخورد نداشته, او دعاى عرفه و مناجات شعبانیه را ندیده و صحیفه سجادیه را نخوانده است.

در این برداشت, دعا یك نوع عبادت است و تمرد از دعا و احساس استغنا, یك نوع تكبر مى باشد, و سرانجام متكبران دخول در آتش است; «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ .»14

امام زین العابدین در صحیفه سجادیه مى فرماید: «فسمیت دعائك عباده و تركه استكبارا و توعدت على تركه دخول جهنم داخرین»15 دعا و خواندن خود را عبادت نامیده اى و ترك آن را استكبار, و تهدید كرده اى كیفر ترك آن, با خوارى وارد جهنم شدن است.

امام صادق(ع)فرمود: «علیكم بالدعاء فانكم لا تقربون بمثله»16 شما را به دعا سفارش مى كنم. زیرا با هیچ عمل دیگرى همچون دعا, به خدا نزدیك نمى شوید. پـس دعا, درمان عطش قلب و تسكین سوزش جان و عروج به عالم بالاست.

در دعاى شعبانیه كه تمام ائمه(علیهم السلام) بر آن مواظبت مى كردند و حضرت امام خمینى(ره), بخشى را پیوسته در قنوت مى خواندند. «الهى هب لى كمال الانقطاع الیك.»

«لقائك قره عینى و وصلك منى نفسى و الیك شوقى و فى محبتك ولهى... و فى مناجاتك روحى و راحتى و عندك دواء علتى و شفاء غلتى و برد لوعتى.»17

لذا حال دعا براى اهل دل, پیش از آنكه طلب باشد مطلوب است و به جاى مقدمه, نتیجه و غایت و محصول است, دردها و رنج ها بهانه یى است براى كوبیدن در محبوب و راز دل گفتن با او «یا منى قلوب المشتاقین و یا غایه آمال المحبین».18

در اینجا چند نمونه روایات مى‌آوریم:

رسول خدا فرمود: «واعلموا ان الله سبحانه لا یستجیب دعاء من قلب غافل»19 بدانید كه خداى سبحان خواندن بدون توجه قلبى را پاسخ نمى دهد.

امام صادق(ع) فرمود: «ان الله لا یستجیب دعاء بظهر قلب ساه20 فاذا دعوت فاقبل بقلبك»21 خدا, خواندن بدون توجه قلب را پاسخ نمى دهد. پـس هرگاه خداى را مى خوانى, قلبت را به سوى خدا متوجه كن.

 

آب كــم جــو, تشنـگى آور بـه دست 
تــا بـجــوشد آبــت از بــالا و پــسـت
هــركـه جویـــا شد بـیـــابـــد عاقـبت
مـایـه اش درد است و اصل مـرحمـت
رحمتم موقوف آن خوش گریه هاست
چون گرست ازبحر رحمت موج خاست
هـر كــــــه او بـیــدارتـــر پـــــر دردتر
هــركـــه او آگــــاه تــــر رخ زردتـــــــر
پیــش حــق یــك نــالـــه از روى نیـاز
بـــه كــه عمـــــرى بــى نیازاندر نماز
چــون خــدا خواهـد كه مان یارى كند 
مــیــــل مــــا را جــــانـــب زارى كند
اى خـــدا زارى ز تـــــو مــرهــم ز تو 
 هــــم دعــا از تــو اجابــت هم ز تو22

 

از منظر عقل فلسفى واقعیت مخلوق جز فقر و نیاز به خالق نیست.

دعا

معلول عین ربط به علت است و انسان عین تعلق به وجود مطلق مى باشد, لذا نمى تواند در جوهر ذات خود از دعا و تضرع و ابتهال انفكاك پیدا كند, چون در اصل و اساس آفرینش در حال دعاست; بلكه هویت مخلوقات به دعا و تسبیح است: «وَلِلّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ یَسْتَكْبِرُونَ»23

تربیت هاى نادرست, حجاب هاى جهل و علم و قدرت, چهره شفاف فطرت را مستور مى سازد و او را از فقر و نیاز ذاتى غافل مى كند. تنها در تنگناها و مصایب روانى, فطرت بیدار مى شود و سپـس رو به افول مى‌گذارد; به فرموده قرآن:

«وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ24

این حالت, موقت و گذراست و براى همه پیش مى‌آید, ولى خاصان درگاه احدیت در نعمت و نقمت حال دارند.

عقل مى گوید ضرر احتمالى را چه یقینى باشد و چه مشكوك و محتمل, باید به وسیله اى رفع كرد و چون انسان به تنهایى قدرت بر رفع مصائب و ناملایمات ندارد, ناگزیر باید به دعا پناه ببرد و از خداى خالق قهار بخواهد.

دنیا دار بلا و مصیبت است و فرارى از آن نیست جز به سوى خدا:

«ففروا الى الله لاملجاء و لا منجى منه الا الیه»؛ به سوى خدا بگریزید زیرا هیچ پناه گاه و نجات بخشى جز او نیست.

حضرت على(ع) درباره نیازمندى بشر به دعا مى فرماید:

«ما المبتلى الذى قد اشتد به البلاء باحوج الى الدعاء من المعافى الذى لا یأمن البلاء قال رسول الله افزعوا الى الله فى حوائجكم والجووا الیه فى ملماتكم و تضرعوا الیه و ادعوه فان الدعاء مخ العباده و ما من مومن یدعوالله الا استجاب فاما أن یعجله له فى الدنیا أو یوجل له فى الاخره واما أن یكفر من ذنوبه بقدرما دعاه ما لم یدع بماءثم»25 آنان كه در آسایش اند و در معرض بلا, به دعا محتاج ترند از كسانى كه دچار بلاهاى سخت هستند. رسول خدا(ص) فرمود:

در نیازهاى خود, نزد خدا فغان و فریاد كنید و در بلاهاى شدید به او پناه برید و تضرع كنید.

زیرا دعا, مغز و اصل بندگى است و هیچ مومنى خدا را نمى خواند مگر اینكه مستجاب شود. و این قبولى دعا یا در دنیا و یا در آخرت است و یا اینكه موجب پوشش و محو گناهان است تا زمانى كه گناه تازه اى از مومن سر نزده باشد. در تمام نیازها باید به خدا پناه برد.

قال الصادق: «یا میسر ادع و لا تقل ان الا مر قد فرغ منه ان عند الله عزوجل منزله لا تنال الا بمساءله و لو أن عبدا سد فاه و لم یساءل لم یعط شیئا فسل تعط یا میسر انه لیس من باب یقرع الا یوشك أن یفتح لصاحبه»; پیوسته خدا را بخوان, چه به حاجت برسى یا نرسى, كه در پیشگاه خدا براى انسان منزلت و مقامى است كه جز از طریق دعا امكان پذیر نیست. اگر بنده دهانش را ببندد و چیزى سوال نكند, به وى اعطا نمى شود. پـس بخواه تا اعطا شود. اى میسر, انسان وقتى درى را بكوبد بالاخره به رویش باز مى شود.

 

گفت پیغمبر كه گر كوبى درى
عاقبت زان در برون آید سرى26

 

محمد باقر شریعتى سبزوارى


1ـ بقره, 186

2ـ تفكرات اسلامى, 108

3ـ تاج العروس

4ـ ابراهیم, 34

5ـ اعراف, 55

6ـ المیزان, ج 2, ص 24

7ـ الرحمن, 29

8ـ اسراء, 52

9ـ همان, 110

10ـ نیایش, ص 20

11ـ بحار الانوار, ج 2, ص 90

12ـ ص, 10

13ـ نازعات, 5

14ـ غافر, 60

15ـ صحیفه, دعاى 45

16ـ المحجه البیضا, ج 2, 283

17ـ مناجات المریدین, از دعاى خمسه عشر

18ـ بحارالانوار, 94, ص 149

19ـ المحجه البیضاء, ج 2, ص 294

20ـ قلب ساه: یعنى عارى از توجه

21ـ المحجه, ابیضا ج 2, ص 292. بحار الانوار ج 93, ص 305

22ـ مثنوى معنوى

23ـ نحل, 49

24ـ یونس, 22

25ـ بحار الانوار, ج 93, ص 303

26ـ مثنوى معنوى مولانا


نیاز به دعا از منظر عقل و دین

دعا

 

نیاز بشر به دعا از جهات متعددى قابل بررسى است و آثار حیاتى مهمى دارد كه بعضى از آن ها را مى آوریم:

یكم ـ فقر ذاتى انسان به اضافه ضعف و ناتوانى

 همه جانبه, او را به قدرت بى نیاز و لایزال مى كشاند و از خودخواهى باز مى دارد و انسان مى فهمد كه بدون مشیت ذات اقدس متعال كارى سامان نمى گیرد, چرا كه انسان به مجرد تأمین صحت, ثروت و كسب قدرت مغرور مى شود و طغیان مى كند و به قول قرآن «ان الانسان لیطغى ان رآه استغنى»1 كه نتیجه سركشى جز خسران چیزى نیست.

دعا توحید افعالى را به انسان مى‌آموزد كه عامل موثر و مسبب الاسباب را خدا مى داند و او را در همه جا حاضر و ناظر مى شمارد «و هو معكم أینما كنتم»2 و «ان ربك لبالمرصاد»3 او باور دارد «والله خلقكم و ما تعملون»4, پـس عمل و تلاش انسان از دایره مشیت بیرون نمى باشد. زیرا انسان ها را خلق كرده و آنچه انجام مى دهند نیز به یك معنى, فعل خداست. قرآن این واقعیت دینى را چنین مى آموزد. "یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله والله هو الغنى الحمید"5؛ نیازمندى وجودى انسان در حدوث و بقا و به هنگام بلا و مصائب, جاى تردید نیست. انسان گاهى از دفع پشه و مگسى ناتوان شده و, در برابر بیمارى‌ها, تصادفات, تصادمات, سكته ها و مرگ و میرها, بیچاره و مضطر شده, خدا را مى خواند. قرآن مى گوید:

2 ـ «قل ارایتكم ان اتیكم عذاب الله او اتتكم الساعه اغیر الله تدعون ان كنتم صادقین بل ایاه تدعون فیكشف ما تدعون الیه ان شاء و تنسون ما تشركون.»6 «قل من ینجیكم من ظلمات البر و البحر تدعونه تضرعا و خفیه لئن انجانا من هذه لنكونن من الشاكرین قل الله ینجیكم منها و من كل كرب ثم أنتم تشركون»7 این آیات انسان با وجدان و خردمند را به این حقیقت متوجه مى كند كه پناهگاه واقعى بشر ذات خلاق عالم است, چرا كه هركسى از طریق دل, راهى به خدا دارد, حتى شقى ترین و معاندترین افراد, و شاهد زنده آن توجه و تضرع و زارى آن ها در بن بست هاست, وقتى از علل و اسباب مادى ناامید مى شوند بى اختیار به قدرت لایزال پناه مى برند, ولى در مواقع عادى به قدرت هاى مادى و عقاید خرافى پناهنده مى شوند: به جادوگران, ریاضت كشان, رمالان, فالگیران, ساحران و كاهنان و ... .

 

دوم ـ دعا از مصادیق روشن "ذكر الله" است

یاد خدا باعث آرامش روح و روان مى باشد. «الا بذكر الله تطمئن القلوب»8, این آرامش با تكامل روح قرین است و آرامش كاذب و موقت نیست. این آرامش با خیالات شاعرانه و تصورات موهوم تامین نمى گردد. زندگى دریایى است پر از طوفان, دلهره و اضطراب. تنها امید و اتكاء دعا و نیایش با حق تعالى است كه آرام بخش روح و روان است.

چه غم دیوار امت را كه دارد چون تو پشتیبان       چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح,كشتیبان (سعدى)

انسانى كه با دعا سر و كار دارد هرگز یاس و ناامیدى بر او غالب نمى شود و با دعا و نیایش مشكلات مادى و معنوى خود را از او مى خواهد و اجابت را باور دارد.

دعا توحید افعالى را به انسان مى‌آموزد كه عامل موثر و مسبب الاسباب را خدا مى داند و او را در همه جا حاضر و ناظر مى شمارد

سوم ـ روح تضرع و زارى

عبادت، دعا، سنا، حمد، ستایش

دعا و تضرع در مقابل معبود واقعى در نهاد جان و فطرت انسان گذاشته شده است. انسان پیوسته مایل است از گناهان توبه كند و از قصور و تقصیرها عذرخواهى نماید. دعا در اسلام به منزله اقناع روح و تضرع و زارى است, چنین فردى هرگز ناامید نمى شود و تا آخرین نفـس با امید و نشاط با خدا سخن مى گوید; به عبارت دیگر دعا مبادله عشق و پیام است. اصولا بشر میل شدیدى دارد كه در برابر معبودش به راز و نیاز و عذرخواهى از تقصیر بپردازد و حدیث درد فراق را با او در میان بگذارد شكایت و گلایه كند, از بى وفایى ها, مكرها و فریب ها سخن بگوید و آلام درونى خود را بدین سان تسكین دهد.

"دكتر كارل" مى نویسد: «حقیقتا چنین به نظر مى رسد كه احساس عرفانى, جنبشى است كه از اعماق سرشت ما سرچشمه گرفته و یك غریزه اصلى است. این احساس بخش بسیار مهمى از هستى ماست كه ما اجازه داده ایم به ضعف گراید و غالبا, به كلى نابود شود.» و همو مى گوید: «دعا مانند غذا یكى از نیازهاى ضرورى انسان است كه از عمق جان انسان سر مى كشد و روح را در یك حركت تكاملى به طرف كانون معنوى جهان به پرواز در مى‌آورد.»

 

چهارم ـ حفظ دستاوردهاى مادى و معنوى

خداوند متعال به انسان موقعیت, نعمت, حكومت بر دل ها, آبرو و حیثیت, سلامت, ثروت و قدرت و معنویت مى بخشد. باید پیوسته دعا كند كه از وى نعمت و ثروت و حال عبادت سلب نشود. اگر نسل مومنى دارد, پیوسته از خدا بخواهد بر ایمان و معنویت آنان بیفزاید. اگر از نعمت امنیت و سلامت برخوردار است, دعا كند كه خدا باقى بدارد. انسان نباید فقط در حال اضطرار و مصیبت به یاد خدا بیفتد و دعا كند, بلكه در حال صحت و مرض, تنگدستى و تمكن, روز بى كسى و عزت و قدرت, همواره باید دست به دعا بردارد. قرآن كریم كسانى را كه فقط در مواقع بدبختى دست به دعا برمى دارند توبیخ كرده است. «و اذا مـس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما.»9

 

پنجم ـ دفع زیان هاى احتمالى و حوادث غیر مترقبه

انسان در دنیا پیوسته در معرض حوادث قرار دارد, سكته ها, تصادف ها, زلزله ها, حوادث و مصائب ناگهانى و غیر مترقبه و همچنین بلاهایى كه به صورت قضا و قدر مى خواهد نازل شود. در حدیث دارد:

«ادفعوا امواج البلاء عنكم بالدعاء قبل ورود البلاء فوالذى فلق الحبه و براء النسمه, البلاء اسرع الى المومن من انحدار السیل من اءعلى التلعه الى اسفلها.»10 «ادفعوا ابواب البلاء بالدعا.»11 در احادیث بسیارى آمده كه دعا, حتى قضاى مبرم و محكم را نیز دفع مى كند:

«عن زراره قال: قال لى ابوجعفر(علیه‌السلام) الا ادلك على شى لم یستثن فیه رسول الله(صلی الله علیه و آله)؟ قلت بلى قال الدعا یرد القضاء و قد ابرم ابراما و ضم اصابعه.»12

در روایت خود "دعا و نیایش" از قضا و قدر الهى به شمار رفته است. "الدعا هو القضا"; بنابراین قضا مى‌تواند قضاى دیگرى را به اذن خدا خنثى كند.

 

ششم ـ دعا براى جلب عنایت و رحمت الهى

قرآن مجید مى فرماید: اگر دعا و تضرع و ابتهال شما نبود, خداوند هیچ عنایتى به شما نداشت; «قل ما یعبوبكم لولا دعائكم.»13

«قل من ینجیكم من ظلمات البر والبحر تدعونه تضرعا و خفیه لئن أنجانا من هذه لنكونن من حل شاكرین قل الله ینجیكم منها و من كل كرب ثم انتم تشركون»؛ بگو كیست كه شما را در تاریكى هاى خشكى و دریا نجات مى دهد, در حالى كه او را با تضرع و زارى در خلوت و جلوت مى خوانید و مى گویید اگر خدا از این مهلكه ها نجات دهد, از شاكران خواهیم بود. بگو خدا شما را از ظلمات خشكى و دریا و از هر غصه و اندوهى نجات مى دهد, ولى باز شما مشرك مى شوید.


1ـ علق, 7 و 8

2ـ حدید,4

3ـ فجر,14

4ـ صافات, 96

5ـ فاطر, 15

6ـ انعام, 40 و 41

7ـ همان, 63 و 64

8ـ رعد, 28

9ـ یونس, 12

10ـ بحار الانوار, ج 10, 99

11ـ بحار الانوار, ج 93, ص 288

12ـ كافى, ج 2, ص 469

13ـ فرقان, 77


شرحی بر دعاى افتتاح

افتتاح نمایشگاه قران

سید بن طاووس در كتاب «ألاقبال بالأعمال الحسنه» به سند خویش این دعا را از كتاب دعاى ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمرى رضى‏اللّه عنه نقل كرده و مى‏نویسد: در این كتاب دعاهاى بسیارى وجود دارد كه ابوجعفر محمدبن عثمان به خواندن آن اهتمام داشته است.

سّیدبن‌طاووس در کتاب "الاقبال بالاعمال الحسنه" به سند خویش این دعا را از کتاب دعای ابوجعفر محمد بن ‌عثمان‌بن‌سعید عمری رضی‌الله عنه نقل کرده، که در شبهای ماه رمضان خوانده می‌شود.

سیدبن طاووس مى‏گوید: «من از آن كتاب دعاهاى فراوانى را نسخه‏بردارى كردم و از جمله آنها همین دعاى افتتاح است كه در شبهاى ماه رمضان خوانده مى‏شود.1 نگارنده مى‏گوید گرچه این دعا بر حسب ظاهر از امام معصوم(ع) نقل نشده است لكن با توجه به این كه ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمْرى از نُوّاب خاص2 حضرت بقیّه‏اللّه روحى له‏الفداء بوده و به خواندن این دعا مداومت داشته و نیز با توجه به مضامین عالیه دعا و اعتماد مرحوم سید بن طاووس، مى‏توان اطمینان پیدا كرد كه این دعا از ناحیه مباركه امام عصر(عج) و یا از سایر معصومین(علیهم السلام) به دست ایشان رسیده باشد . والله العالم.

 

نام دعا

دعاى افتتاح در شبهاى ماه مبارك رمضان قرائت مى‏شود و این دعا داراى مضامین عالیه از حمد و ثنای الهى و راز و نیاز عارفانه و صلوات و درود بر معصومین(علیهم السلام) و در پایان، دعا براى ظهور باهرالنور حضرت مهدى ارواحنا له‏الفداء و تشكیل حكومت كریمه آن امام همام است و ترجمه و شرح آن با زبان ساده براى عموم مؤمنان مفید است تا در هنگام قرائت به مفاهیم آن توجه داشته باشند و با حضور قلب با خدا راز و نیاز كنند و با عرفان و شناخت بیشتر و با صفا و اخلاص در پیشگاه ربوبى عرض حاجت نمایند .

ضمنا باید دانست هر چند خداوند سبحان اذن داده است كه ما همه چیز را از كوچك و بزرگ از او بخواهیم ولى شایسته است كه مطالب و هدفهاى عالى را در اولویت قرار داده و حاجتهاى كوچك و ناچیز را در مرتبه دوم از او درخواست كنیم كه در پیشگاه شخص بزرگ از كوچك و خُرد آغاز كردن زیبنده نیست .

 

بخشهای مختلف دعا

دعای افتتاح از سه بخش کلی تشکیل می‌گردد که نخستین بخش آن حمد و ثنای الهی می‌باشد، بسیاری از معارف دینی به زبان حمد و ثنا و تسبیح و راز و نیاز و سوز و گداز بیان می‌شود. در این بخش واژه‌های حمد، مدح، ثنا و تسبیح بیش از نوزده بار تکرار می‌شود. و در واقع این بخش چگونگی راز و نیاز با خدا را در زبان دعا به ما آموزش می‌دهد .

بخش دوم دعا: صلوات بر محمد و آل و محمد با اوصاف ویژه .

بخش سوم: به مساله انتظار فرج و شکایت از غیبت حضرت ولی عصر عجل الله و زیادی دشمنان و کمی دوستان و آرزوی دولت کریمه و آمادگی برای جانفشانی و خدمت در آن دولت می‌پردازد و در آخر با دعای نصرت و عزت برای مسلمانان به پایان می‌رسد .

این دعا، «افتتاح» است. زیرا، این دعا با حمد و ثناى الهى اینگونه آغاز مى‏شود: «اللهم انى افتتح الثناء بحمدك ... . بار خدایا من ثناى تو را با حمدت آغاز مى‏كنم .

 اِنّی اَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ َ اَللّـهُمّ

خدایا من ستایش را بوسیله حمد تو مى گشایم

 نام دعا از همین فراز اول گرفته شده افتتاح یعنی گشودن، باز کردن. چه چیز را قرار است آغاز کنیم؟ ثنا را. ثنا یعنی ستایش. ثنا را با چه آغاز خواهیم کرد؟ با حمد خداوند. حمد یعنی چه؟ یعنی ستایش! اما ستایش خاص. حمد یعنی ستایش کسی که کاری را از روی اختیار انجام داده اما مدح از حمد عام تر است. شما زیبایی گل را مدح می کنید اما حمد نمی کنید زیرا گل در این زیبایی از خود اختیاری ندارد .

ما که آفریده‌ی خداوندیم باید او را به نحوی ستایش کنیم که خود فرموده همچنان كه در حدیث مورد اتفاق شیعه و سنى از رسول خدا (ص) رسیده كه مى گفت : «لا احصى ثناء علیك ، انت كما اثنیت على نفسك» (پروردگارا من ثناء تو را نمى توانم بشمارم، و بگویم، تو آنطورى كه بر خود ثنا كرده اى). امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: استر پدر من گم شد (استر: حیوانی که سوار آن می‌شوند), ایشان گفتند كه اگر حق تعالى , آن حیوان گـم شـده را بـه مـن بـاز رسـانـده او را آنطور سـتـایش می كنم كه پسندیده‌ی مقام جلال او باشد. زمان کوتاهی نگذشت که استر را یافتند و با زین و لجام حاضر ساختند. امام سوار شدند و حاضران مـتـرصد بودند كه ببینند ایشان خدا را چگونه ثنا می‌گوید؟  ایشان فقط فرمودند الحمدللّه و  هیچ جمله‌ی دیگری نگفتند. یـكـ نفر از  امام پرسید كه : یابن رسول اللّه , شما شرط كرده بودید كه بعد از یافتن حیوان گمشده خداوند را ثنایى گویید كه موجب رضاى او شود و لایق كبریاى او باشد و جـز به كلمه الحمدللّه تكلم نفرمودید؟ فرمودند كه با این كلمه طیبه همه ثنا و ستایش ها را نثار بارگاه عزت وى كردم.

فصرت ادعوك آمنا و اسئلك مستأنسا لا خائفا ولاوَجِلاً مُدِلاًّ علیك فیما قصدت فیه الیك فان ابطأ عنى عَتَبْتُ بجهلى علیك و لعل الذى أبطأ عنى هو خیرلى لعلمك بعاقبة الامور ...

در این بخش از دعا مى‏گوییم: پروردگارا لطف و رحمت تو موجب شده كه من با این همه گناه با آرامش خاطر تو را بخوانم و با احساس محبت و انس از تو حاجت بخواهم بى‏آنكه بیم و هراسى به خود راه دهم در حالى كه مقصودم را عاشقانه و با ناز و كرشمه با تو در میان مى‏گذارم و اگر حاجتم دیر آید، از روى نادانى با عتاب و خطاب با تو چون و چرا مى‏كنم. با این كه ممكن است دیر شدن اجابت به سود من باشد، زیرا سرانجام كارها را تو مى‏دانى و من از اسرار عالم آگاه نیستم و از آینده چیزى نمى‏دانم .

دعاى افتتاح در شبهاى ماه مبارك رمضان قرائت مى‏شود و این دعا داراى مضامین عالیه از حمد و ثنای الهى و راز و نیاز عارفانه و صلوات و درود بر معصومین(علیهم السلام) و در پایان، دعا براى ظهور باهرالنور حضرت مهدى ارواحنا له‏الفداء و تشكیل حكومت كریمه آن امام همام است و ترجمه و شرح آن با زبان ساده براى عموم مؤمنان مفید است تا در هنگام قرائت به مفاهیم آن توجه داشته باشند

هر چند لطف خداوند اقتضا دارد كه ما هیچ گاه از درگاهش نومید نباشیم و همواره با امیدوارى عرض حاجت كنیم ولى باید

دعا و توسل و زیارت

بدانیم كه لطف او با حكمت و مصلحت همراه است و بسیارى از تقاضاها و حاجتهاى ما به صلاح ما نیست زیرا این عالم، عالم ماده و عالم تضاد و تزاحم است و چه بسیار چیزها كه در محدوده تزاحم و تضاد نه به صلاح ما و نه به صلاح دیگران است و چه بسا در این محدوده امكان وجود ندارد البته خدا دعاى ما را بى‏پاسخ نمى‏گذارد و بى‏درنگ لبیك مى‏گوید و اگر خواسته ما را نمیدهد ولى براى ما پاداشى بزرگ مقدر مى‏فرماید و براى روز گرفتارى (روز قیامت) ما ذخیره مى‏كند .

نخست: خدا را خواندن و او را صدا زدن و اسماء صفاتش را به زبان آوردن. دوم: از او حاجت خواستن. در بعد نخست هیچ دعایى و هیچ ندایى بى پاسخ نمى‏ماند. اما بعد دوم دعا ممكن است گاهى به تأخیر بیفتد .

در این بخش از دعا مى‏توان به چند نكته اشاره كرد:

الف) ادب دعا: كه مبادا لطف و عنایت الهى سبب شود كه ما ادب دعا و ادب حضور را فراموش كرده و در برابر پروردگار خود را طلب‏كار بدانیم زیرا ما هیچگونه حقى بر خداوند نداریم كه آن را مطالبه كنیم .

ب) آنكه دعاهاى ما بى پاسخ نمى‏ماند و وعده الهى به مقتضاى (اذا سئَلَكَ عِبادى عَنّى فإنّى قریبٌ أجیبُ دَعْوةَ الداعِ إذادَعانِ...» عملى خواهد شد .

ج) آنكه مبادا تأخیر در پاسخ سبب نومیدى شود چون بعضى از خواسته‏هاى ما به صلاح ما نیست و خدا صلاح ما را بهتر مى‏داند و آنرا به آینده موكول مى‏كند و این آینده ممكن است روز قیامت باشد چه بسا تقاضایى كه در دنیا عملى نیست، زیرا دنیا دار تزاحم است و بندگان خدا گاهى چیزهاى متضاد مى‏خواهند كه در محدوده این عالم و در جهان ماده قابل تحقق نیست و به قول شاعر :

هر كه نقش خویشتن بیند در آب                       برزگر باران و گازر آفتاب

دو دشمن هر یك پیروزى خود و شكست حریف را مى‏خواهند و جمع پیروزى و شكست براى هر دو امكان ندارد پس خداوند دعاها را بر طبق حكمت و نظام احسن مستجاب مى‏فرماید و در صحنه تزاحم دعاى مؤمنان با پاداش نیك و دعاى كافران با پاداش متناسب به اجابت مى‏رسد و احیانا اگر براى كافران در ظاهرپیروزى دیده مى‏شود این پیروزى به خیر آنها نیست. و این گونه رخ دادها ممكن است در واقع براى مؤمنان آزمایش و براى كافران و املاء و استدراج باشد خداوند در قرآن مى‏فرماید :

والذین كذّبوا بآیاتنا سنستدرجهم من حیث لا یعلمون

آنانكه آیات ما را تكذیب كنند آنها را به تدریج نابود مى‏كنیم .

و نیز مى‏فرماید:

ولایَحْسَبَنَّ الَّذینَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلى لَهُم خیرٌ لانفسهم إنَّما نُملى لهم لِیَزدادوا إثْما و لَهُم عذاب مهین

كافران گمان نكنند كه این مهلت چند روزه به سود آنها است ما آنها را مهلت مى‏دهیم تا به گناه خویش بیفزایند و گرفتار عذابى دردناك شوند .

در برابر اگر مؤمنان دچار درد و رنج مى‏شوند براى آن است كه سره از ناسره (خالص از ناخالص) جدا شود و مؤمنان مخلص از پاداش بیشتر بهره گیرند .

پس دعا و درخواست مؤمنان هیچگاه بى پاسخ نمى‏ماند. در روایات اهل بیت علیهم‏السلام آمده است كه مؤمنان در روز قیامت با پاداشهاى بزرگى روبرو مى‏شوند كه خود نمى‏دانند پاداش كدام عمل آنها است به آنها گفته مى‏شود كه این پاداش دعاهایى است كه در دنیا به اجابت نرسید و خدا آنرا براى روز نیاز و تنگدستى شما ذخیره كرده بود كه اینك به شما اعطا مى‏شود چنانكه در حدیثى از امام صادق (علیه‌‌لسلام) آمده است:

إنَّ المؤمنَ لَیَدْعُو اللّهَ عَزَّوَجلَّ فى حاجته فیقول الله عزوجل أخِّرُوا إجابته شوقا الى صوته و دُعائه فاذا كان یَومَ القیامة قال الله عزوجل: عبدى دَعَوْتَنى فأخَّرْتُ إجابَتَك و ثَوابَكَ كذا و كذا و دَعَوْتَنى فى كذا و كذا فَأخَّرت إجابَتَك و ثَوابَكَ كذا و كذا، قال: فَیَتَمَنَّى المُؤمنُ انه لم یُسْتَجَبْ له دعوة فى الدنیا مما یرى مِنْ حُسْنِ الثواب

براستى مؤمن خداى عزوجل را درباره حاجت خود مى‏خواند و خدا دستور مى‏دهد اجابت او را به تأخیر اندازید بخاطر شوقى كه به آواز او دارم آنگاه كه روز قیامت شود خدا مى‏فرماید اى بنده من تو مرا خواندى (دعا كردى) و من اجابتت را به تأخیر انداختم اینك ثواب و پاداش توچنین و چنان است، و باز در باره فلان چیز و فلان چیز مرا خواندى و من اجابتت را به تأخیر انداختم و پاداش تو چنین و چنان است آنگاه مؤمن آرزو مى‏كند كاش هیچ دعایى از او در دنیا اجابت نشده بود بخاطر ثواب و پاداش نیكى كه مى‏بیند.

لطف و رحمت تو موجب شده كه من با این همه گناه با آرامش خاطر تو را بخوانم و با احساس محبت و انس از تو حاجت بخواهم بى‏آنكه بیم و هراسى به خود راه دهم در حالى كه مقصودم را عاشقانه و با ناز و كرشمه با تو در میان مى‏گذارم و اگر حاجتم دیر آید، از روى نادانى با عتاب و خطاب با تو چون و چرا مى‏كنم. با این كه ممكن است دیر شدن اجابت به سود من باشد، زیرا سرانجام كارها را تو مى‏دانى و من از اسرار عالم آگاه نیستم و از آینده چیزى نمى‏دانم

پس هیچگاه از دعا خسته نشوید و همواره خدا را بخوانید كه لطف پروردگار مرهون دعاهاى شما است چنانكه مى‏فرماید: قل ما یعبأبكم ربى لولا دعاؤكم؛ بگو اگر دعاهاى شما نباشد پروردگار من به شما عنایتى نمى‏كند.

دعا

دعا نشانه بندگى و وسیله عروج بنده به سوى خدا است. با دعا و راز و نیاز ونماز انسان به معراج مى‏رود و به خدا نزدیك مى‏شود و سرّ نماز و حقیقت آن دعا است كه صلوة در اصل به معنى دعا و دعا مغز عبادت است نماز وسیله تقرب هر انسانِ پرهیزكار به خدا است .

فلم ارمولىً كریما اصبر على عبدلئیم منك على یا رب، انك تدعونى فاولى عنك و تتجبب الىّ فاتبغض الیك و تودّد الى فلا اقبل منك كان لى التطول علیك فلم یمنعك ذلك من الرحمة لى و الاحسان الىّ والتفضّل علىّ بجودك و كرمك فارحم عبدك الجاهل وجد علیه بفضل احسانك انك جواد كریم.

خدایا! من هیچ مولاى كریمى را شكیباتر از تو نسبت به بنده لئیم و بخیلى مانند خود ندیده‏ام. پروردگارا! تو مرا مى‏خوانى و من از تو روى مى‏گردانم. تو به من محبت مى‏كنى و من دشمنى، تو نسبت به من اظهار دوستى و مودت مى‏كنى و من پذیرا نیستم گویا كه من بر تو منتى و حقى دارم ولى تمام این برخوردهاى ناشایست من، تو را از رحمت و نیكى و تفضل نسبت به من باز نمى‏دارد. خدایا! رفتار من از روى نادانى است پس بر بنده نادانت مگیر و او را مشمول رحمتت قرار داده و با فضل و احسان و كرمت با او رفتار كن كه تو جواد و كریمى.

و بعد در ادامه می فرماید:

الحمدلله مالك الملك مجرى الفلك مسخّرالریاح فالق الاصباح دیان الدین رب العالمین

در این بخش از دعا مى‏گوییم سپاس خداى را كه مُلك جهان از آن او و نظام عالم با تدبیر و اراده او سامان مى‏یابد. كشتى‏ها در دریاها به اراده او در جریان است و بادها با تسخیر وى در نوسان است. اوست كه سینه افق را شكافته و روشنایى بامداد را از آن بیرون مى‏آورد(و تاریكى شب را به روشنى روز تبدیل مى‏كند) خدایى كه قانونگذار و آغازگر دین و شریعت است. نظام تكوین و تشریع از سوى او و قانون دین و شریعت از جانب او تنظیم و تدوین مى‏شود زیرا او رب‏العالمین و پروردگار جهانیان است.

این بخش از دعا در ارتباط با ربوبیت آفریدگار است از این رو با صفت رب العالمین پایان مى‏یابد .

 

تلخیص از کتاب شرح دعای افتتاح آیت الله مهدوی کنی


سیره عملی امام خمینی (ره) در ماه مبارک رمضان

امام خمینی

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

افـطـار بـه مــی کرد بـــرم پیـــر خرابات

گفتـــم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

بــا بـــاده وضو گیــر که در مذهب رندان

در حــضــرت حـق این عملت بارور افتاد

 

عالمان ربانی، چلچراغ‏هاى پر فروغى هستند كه در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مى‏درخشند، و با كسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت، بر زمینیان تجلى مى‏كنند و آنان را به سوى منابع نور و بركت دودمان وحى، رهنمون مى‏سازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله علیه وآله نشانده، بر مشكات ملكوت، عروج مى‏دهند.

در میان دین باوران كفر ستیز، چهره محبوب قرن، فقیه تیزبین سیاست مدار، فیلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنیان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى رضوان الله علیه، از موقعیتى والا و ویژه برخودار است، زیرا روزها و ساعت‏ها و لحظه‏هاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آیه قرآن را مجسم ساخت و عینیت ‏بخشید. در این مبحث به سیره عملی امام می‌پردازیم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد .

حضرت امام (ره) توجه ویژه‏اى نسبت ‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‏هاى خودشان را در ماه رمضان تعطیل مى‏كردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مى‏پرداختند.

و خودشان مى‏گفتند: «خود ماه مبارك رمضان، كارى است‏».1

یكى از یاران امام، در این باره گفته است : در این ماه، ایشان شعر نمى‏خواندند و نمى‏سرودند و گوش به شعر هم نمى‏دانند. خلاصه، دگرگونى خاصى متناسب با این ماه در زندگى خود ایجاد مى‏كردند، به گونه‏اى كه این ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجید و دعا كردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مى‏كردند.2

ایشان، به هنگام سحر وافطار، بسیار كم مى‏خوردند، به گونه‏اى كه خادم‏شان فكر مى‏كردند كه امام، چیزى نخورده است!3

حضرت امام رحمة الله علیه درباره رمضان چنین مى‏سرایند:

ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد                 عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد

افطـار بــه مى كـــرد بــرم پیر خرابات                 گفتــم كـه تـو را روزه، به برگ و ثمر افتاد

بـا بــده، وضو گیـر كه در مـذهب رندان               در حضــرت حـــق ایــن عملت ‏بارور افتاد 4

 

عبادت و تهجد

از جمله برنامه‏هاى ویژه‏ حضرت امام (ره) در ماه مبارك رمضان، عبادت و تهجد بود. امام عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهى مى‏دانستند. و به صراحت ‏بیان مى‏كردند كه در وادى عشق، نباید به عبادت به چشم وسیله‏اى براى رسیدن به بهشت نگاه كرد.5

اكثر آشنایان امام نقل مى‏كنند كه ایشان از سن جوانى، نماز شب و تهجد، جزء برنامه‏هایشان بود. بعضى از نزدیكان ایشان مى‏گفتند كه وقتى در ظلمت و تاریكى نیمه‏ شب، آهسته وارد اتاق امام مى‏شدم، معاشقه امام را با ایزد احساس مى‏كردم و مى‏دیدم كه با خضوع و خشوعى خاص، نماز مى‏خواندند و قیام و ركوع و سجود را بجا مى‏آوردند كه حقا وصف ناپذیر بود. با خودم فكر مى‏كردم كه شب امام، حقیقتا، لیلة القدر است.6

یكى از اعضاى دفتر ایشان، دراین باره مى‏گوید: پنجاه سال است كه نماز شب امام، ترك نشده است. امام در بیمارى و در صحت و در زندان و در خلاصى و در تبعید، حتى بر روى تخت ‏بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند.7

امام توجه خاصى به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترك نمى‏كردند. نقل شده است كه امام، در نجف اشرف، با آن گرماى شدید، ماه مبارك رمضان را روزه مى‏گرفت و با این كه در سنین پیرى بودند و ضعف بسیار داشتند، تا نماز مغرب و عشاء را به همراه نوافل به‏جاى نمى‏آوردند، افطار نمى‏كردند! و شب‏ها تا صبح، نماز و دعا مى‏خواندند و بعد از نماز صبح، مقدارى استراحت مى‏كردند و صبح زود، براى كارهایشان آماده مى‏شدند.8

خانم زهرا مصطفوى مى‏گوید: راز و نیاز امام و گریه‏ها و ناله‏هاى نیمه شب ایشان، چنان شدید بود كه انسان را بى اختیار، به گریه مى‏انداخت.9

اكثر آشنایان امام نقل مى‏كنند كه ایشان از سن جوانى، نماز شب و تهجد، جزء برنامه‏هایشان بود. بعضى از نزدیكان ایشان مى‏گفتند كه وقتى در ظلمت و تاریكى نیمه‏ شب، آهسته وارد اتاق امام مى‏شدم، معاشقه امام را با ایزد احساس مى‏كردم و مى‏دیدم كه با خضوع و خشوعى خاص، نماز مى‏خواندند و قیام و ركوع و سجود را بجا مى‏آوردند كه حقا وصف ناپذیر بود. با خودم فكر مى‏كردم كه شب امام، حقیقتا، لیلة القدر است

یكى از اساتید قم نقل مى‏كرد: شبى میهمان حاج آقا مصطفى بودم. ایشان، خانه‏ جداگانه‏اى نداشتند و در منزل امام زندگى مى‏كردند. نصف شب از خواب بیدار شدم و صداى آه و ناله‏اى شنیدم، نگران شدم كه مگر اتفاقى افتاده است، حاج آقا مصطفى را بیدار كردم و گفتم: «ببین چه خبر است!». ایشان نشست و گوش داد و گفت: «صداى امام است كه مشغول تهجد و عبادت است‏».10

در ماه مبارك رمضان، این شب زنده دارى و تهجد، وضعیت دیگرى داشت. یكى از محافظان بیت مى‏گوید در یكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان، نیمه شب، براى انجام كارى مجبور شدم از جلوى اتاق امام گذر كنم. حین عبور، متوجه شدم كه امام، زار زار گریه مى‏كردند! هق هق گریه‏ امام كه در فضا پیچیده بود، واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد كه چگونه امام، در آن موقع از شب، با خداى خویش راز و نیاز مى‏كند.11

آخرین ماه مبارك رمضان دوران حیات امام، به گفته‏ ساكنان بیت، از ماه مبارك رمضان‏هاى دیگر متفاوت بود! به این صورت كه امام همیشه، براى خشك كردن اشك چشم‏شان دستمالى را همراه داشتند، ولى در آن ماه مبارك رمضان، حوله‏اى را نیز همراه برمى‏داشتند تا به هنگام نمازهاى نیمه شب‏شان، از آن استفاده كنند!12

 

توجه ویژه به قرآن

بے قرار آدمی کی دعا

امام خمینى (ره) توجه خاصى به قرآن داشتند، به ‏طورى كه روزى، هفت ‏بار قرآن مى‏خواندند!

امام در هر فرصتى كه به ‏دست مى‏آوردند، ولو اندك، قرآن مى‏خواندند. بارها دیده شد كه امام، حتى در دقایقى قبل از آماده شدن سفره - كه معمولا به بطالت مى‏گذرد - قرآن تلاوت مى‏كنند!13 امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح، قرآن مى‏خواند.14

یكى اطرافیان امام مى‏گوید: امام در نجف، چشم‏شان درد گرفت و به دكتر مراجعه كردند. دكتر بعد از معاینه‏ چشم امام گفت: «شما باید چند روزى قرآن نخوانید و به چشم‏تان استراحت ‏بدهید» . امام خندیدند و فرمودند: «دكتر، من، چشم را براى قرآن خواندن مى‏خواهم! چه فایده‏اى دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما یك كارى كنید كه من بتوانم قرآن بخوانم. »15

و در ماه رمضان یكى از همراهان امام در نجف، اظهار مى‏كرد كه امام خمینى در ماه مبارك رمضان، هر روز ده جزء قرآن مى‏خواندند ، یعنى در هر سه روز، یك بار قرآن را ختم مى‏كردند.16

علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان ، دستور مى‏دادند كه چند ختم قرآن براى افرادى كه مد نظر مباركشان بود، قرائت ‏شود.17

 

گزیدهایى از توصیه‏ها و سفارش‏هاى امام به مناسبت ماه مبارك رمضان

شما در این چند روزى كه به ماه رمضان مانده، به فكر باشید، خود را اصلاح كرده، توجه به حق تعالى پیدا نمایید.

از كردار و رفتار ناشایسته خود ، استغفار كنید! اگر خداى نخواسته، گناهى مرتكب شده‏اید، قبل از ورود به ماه مبارك رمضان، توبه كنید! زبان را به مناجات حق تعالى عادت دهید! مبادا در ماه مبارك رمضان، از شما غیبتى، تهمتى و خلاصه گناهى سر بزند و در محضر ربوبى، با نعم الهى و در مهمان سراى بارى تعالى، آلوده به معاصى باشید! شما اقلا، به آداب اولیه‏ روزه عمل نمایید و همان ‏طورى كه شكم خود را از خوردن و آشامیدن نگه مى‏دارید، چشم و گوش و زبان را هم از معاصى باز دارید! از هم اكنون بنا بگذارید كه زبان را از غیبت، تهمت، بدگویى و دروغ نگهداشته، كینه، حسد و دیگر صفات زشت ‏شیطانى را از دل بیرون كنید!

اگر با پایان یافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هیچ گونه تغییرى پدید نیامد، و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقى نكرد، معلوم مى‏شود روزه‏اى كه از شما خواسته‏اند، محقق نشده است.

اگر دیدید كسى مى‏خواهد غیبت كند، جلوگیرى كنید و به او بگویید! «ما، متعهد شده‏ایم كه در این سى ‏روز ماه مبارك رمضان، از امور محرمه خود دارى ورزیم.» و اگر نمى‏توانید او را از غیبت ‏باز دارید، از آن مجلس خارج شوید! ننشینید و گوش كنید! باز تكرار مى‏كنم تصمیم بگیرید در این سى روز ماه مبارك رمضان، مراقب زبان، چشم، گوش و همه‏ اعضاء و جوارح خود باشید.

توجه بكنید كه به آداب ماه مبارك رمضان عمل كنید; فقط، دعا خواندن نباشد، دعا به معناى واقعى‏اش باشد.18


1. پا به پاى آفتاب، ج 1، ص 286

 2. برداشت‏هایى از سیره‏ امام خمینى( ره)، ج 3، ص 90

 3. همان، ص 89

 4. روزنامه‏ جمهورى اسلامى، مورخ 8/1/69

 5. روزنامه جمهورى اسلامى، 20 / 11 / 64

 6. امام در سنگر نماز، ص 83 / هزار و یك نكته، حسین دیلمى، نكته 129

 7. هزار و یك نكته، حسین دیلمى، حبیب و محبوب، ص 53 / سیماى فرزانگان، ص 180

 8. سیماى فرزانگان، ص 159 / برداشت‏هایى از سیره‏ امام خمینى( ره)، ج 3، ص 99

 9. برداشت‏هایى از سیره‏ امام خمینى (ره)، ج 3، ص 132

 10. همان، ص 286

 11. هزار و یك نكته، حسین دیلمى، نكته 104 / جلوه‏اى از خورشید، ص 90

 12. برداشت‏هایى از سیره‏ امام خمینى، ج 3، ص 126

 13. پا به پاى آفتاب، ج 1، ص 270 

 14. برداشت‏هایى از سیره‏ امام خمینى، ج 3، ص 198 

 15. همان، ص 7

 16. همان 

 17. پا به پاى آفتاب، ج 1 ص 181 

 18. فرزانگان، صص 159 و 161 برداشتهایى از سیره‏ امام خمینى، ج 3، ص 81


سیره عملی علامه طباطبایی در ماه مبارک رمضان

علامه طباطبایی

علامه در مراتب عرفان و سیر و سلوک معنوی مراحلی را پیموده بود. اهل ذکر و مناجات بود. در بین راه که او را می‌دیدیم غالبا ذکر خدا را برلب داشت. درجلساتی که در محضرشان بودیم، وقتی جلسه به سکوت می‌کشید، دیده می‌شد که لب های استاد به ذکر خدا حرکت می‌کرد. به نوافل مقیّد بود و حتی گاهی دیده می‌شد که دربین راه مشغول خواندن نمازهای نافله است. شب های ماه رمضان تا صبح بیدار بود، مقداری مطالعه می‌کرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و اذکار مشغول بود. در قم هفته‌ای حداقل یک بار به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف می‌شد و یا در ایام تابستان غالبا به زیارت حضرت رضا علیه السلام می‌شتافت. شب‌ها به حرم مطهر مشرف می‌شد و در بالای سر می‌نشست و با حال خضوع به زیارت و دعا می‌پرداخت.


سیره عملی میرزا محمد جعفر انصاری در ماه مبارک رمضان

دعا، تسبیح، مهر، انگشتر

این عالم جلیل القدر از بستگان مرحوم شیخ مرتضی انصاری و از مراجع نامدار خوزستان و حافظ قرآن مجید بوده است. درباره ی او نوشته‌اند: او با آن همه مشاغل درسی و... عبادات موظفه‌ی خود را که از سنّ بلوغ مشغول به آن‌ها بود، ترک ننمود. او گذشته از نوافل شبانه‌روزی و قرائت یک جزء کلام اللّه و نماز حضرت جعفر طیار هر روز زیارت جامعه و عاشورا را در یک جلسه ایستاده به جا می‌آورد و هنگام عبادت توجه خاصی داشت. حافظه‌اش بسیار عجیب بود، قرآن مجید و تعقیبات نمازها و دعاهای هر ماه و هر روز و شب ماه مبارک رمضان را از حفظ داشت.


سیره عملی میرزای شیرازی بزرگ در ماه مبارک رمضان

مرزا حسن شیرازی

در شرح احوال عالم ربانی میرزا محمدحسن شیرازی صاحب فتوای تحریم تنباکو چنین آورده اند: او بیشتر آیات قرآن را حفظ بود، هم چنین دعاهای ماه رمضان را و دعاهایی را که در دیگر اوقات قرائت می‌کرد و زیارت‌هایی را که در حرم امامان می‌خواند و از آنجا که رقیق القلب بود و چشمه‌ی اشکش هم جوشان، بسیار می‌گریست.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/05ساعت 7:37  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان89

آداب قرائت قرآن

قرآن

آداب قرائت بر دو قسم است:

1- آداب (ظاهریه)

2- آداب (باطنیه)

 

«آداب ظاهریه قرائت قرآن»:

1- با طهارت بودن. (یعنى با وضو بودن)

2- با كمال ادب خواندن.

3- با طمأنینه در حال ایستاده یا نشسته، بدون اینكه تكیه دهد یا چهار زانو بنشیند.

4- شمرده، شمرده بخواند، چنانچه در قرآن مى فرماید: و رتّل القرآن ترتیلا.

5- جهر متوسط (یعنى معمولى بخواند) اگر ایمن از ریا باشد و الاّ آهسته بخواند.

6- با حال حُزن و گریه و بكاء باشد.

7- با تحسین و تجوید قرائت، یعنى با در نظر گرفتن قواعد تجوید.

8- اداء حقوق قرائت، با اینكه اگر به آیه سجده رسیده سجده كند، و اگر به آیه عذاب رسید به خدا پناه ببرد و استعاذه كند و اگر به آیه رحمت و مغفرت برخورد كرد استرحام و استغفار و شكرگزارى نماید و به آیات بهشت مسئلت و درخواست كند. و به آیه دعاء، دعا نماید، وبه آیه تكبیر، تكبیر گوید و به آیه تسبیح، تسبیح كند.

9- قبل از شروع به قرائت استعاذه كند (اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم گوید).

10- پس از فراغ از قرائت هر سوره بگوید: صدق اللّه العلى العظیم و بلّغ رسوله الكریم اللّهم انفعنا به وبارك لنا فیه و الحمد للّه رب العالمین .1

 

آداب باطنیه

1- فهمیدن و پى بردن به عظمت كلام، به این معنى كه بداند «قرآن» كلام الهى است كه از عرش عظمت حق نزول نموده تا به مرتبه افهام خلق رسیده براى اینكه بشر را از تیهِ ضلالت و سرگردانى به سرمنزل سعادت جاودانى هدایت كند.

و كلید خزائن گوهرهاى گرانبهائى است كه هر كه بچنگ آورد، بغناى حقیقى نائل گردد و آب حیاتى است كه هركه بیاشامد از زندگانى جاوید بهرمند شود و داروى شفابخشى است كه هركه بنوشد از دردهاى نهانى و آشكار شفا یابد.

2- دانستن و پى بردن به عظمت گوینده كلام، یعنى بداند كه گوینده آن خداوند بزرگ و آفریدگار و پروردگار جهانیان است كه ذات مقدسش جامع جمیع كمالات و منزّه از همه عیوب و نواقص و مبرّا از احتیاج است.

و نهایتى براى صفات كمالى و عظمت و كبریائى و علوّ او نیست و او حكیم على الاطلاق و عالم به جمیع سرائر و نهان ها و ضمائر و قادر بر هر چیز وسیع و بصیر و مُدرِك و لطیف و خبیر است .

3- از طهارت ظاهر به طهارت باطن التفات نمودن، به این معنى كه بداند، چنانچه ظاهر «قرآن» را بدون طهارت نمى توان مسّ نمود تا زمانى انسان از سخنان زشت و ناروا پاك نگردد و دل انسان از اخلاق ناپسند و صفات نكوهیده پیراسته نشود، حقیقت كلام حق را در نمى یابد و لذّت شیرینى آن را درك نمى نماید.

در معانى آیات «قرآن» تدبّر نمودن، چنانچه در «قرآن» مى فرماید أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا پس آیا در قرآن تدبر نمى كنند بلكه بر دلهاى آنان قفل زده شده. و آقا امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: در عبادت بدون علم، و در قرائتِ بدون تدبیر و فكر خیرى نیست

4- با خضوع و خشوع و رقّت قلب و خوف خدا قرائت كردن، چنانچه از حضرت صادق علیه السلام روایت مى كند:

من قرأ القرآن یخضع ولم یرقّ قلبه ولم ینشاء حزنا و وجلا فى سرّه فقد استهان بعظیم شأن اللّه و خسر خسرانا مبینا

كسى كه «قرآن» بخواند و خاضع نشود و رقت قلب نداشته باشد و در باطنش حزن و ترس پیدا نشود، به تحقیق به امر بزرگ خدا توهین كرده و زیان آشكارائى نموده .2

5- با حضور قلب و ترك حدیث نفس كه روح هر عباداتى است ، «قرآن » خواندن.

آداب قرائت قرآن

6- در معانى آیات «قرآن» تدبّر نمودن، چنانچه در «قرآن» مى فرماید أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا 3 پس آیا در قرآن تدبر نمى كنند بلكه بر دلهاى آنان قفل زده شده. و آقا امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: در عبادت بدون علم، و در قرائتِ بدون تدبیر و فكر خیرى نیست.4

7- متحقق شده به حقایق «قرآن» از اعتقادات واخلاق فاضله و اعمال صالحه چون قرآن مشتمل بر توحید و بیان صفات و افعال صانع عالم و اوصاف و احوال روز قیامت و بهشت و دوزخ و علّت بعثت انبیاء و صفات و رفتار آنها و تمجید از گروندگان به پیغمبران و تقبیح مخالفین آنان.

و بیان صفات حسنه و اخلاق پسندیده و همچنین صفات سیّئه و اعمال نكوهیده و ذكر فوائد اطاعت و ایمان و عمل صالح و زیان‌هاى معصیت و كفر و اعمال زشت، و بیان قصص و حكایات امم گذشته، و غیر اینها از امور دیگر مى باشد كه خواننده «قرآن» باید از هر قسمت از این امور كاملاً بهره‌بردارى كند.

به امور اعتقادیه آن معتقد، و به اخلاق فاضله‌اش متخلّق، و به اعمال شایسته‌اش عامل گردد. از قصص آن عبرت گرفته، به وعده‌هاى «قرآن» امیدوار و از وعید آن بهراسد.

8- تخصیص: یعنى متوجه باشد كه خداوند او را مخاطب قرار داده با وى تكلم مى كند و گویا در محضر پیغمبر صلى الله علیه و آله بوده و از زبان آنحضرت كلام الهى را مى شنود.

9- تأثیر قلبى: یعنى از مواعظ «قرآن» متعظ و متذكر شود، (پند بگیرد) اوامر آن را امتثال، و از نواهى آن اجتناب كند، به ذكر نِعَم الهى كه مى رسد شكرگزار و از بلیّات و نعماتش استعاذه نماید و به حول و قوّه الهى متمسّك و از هر حول و قوّه‌اى بیزارى جوید و توفیق امتثال اوامر و اجتناب از نواهى «قرآن» را از خدا طلب نماید.

10- ترقّى به درجات و مراتب كلام حق به این معنى كه:

در مرتبه اول: خود را مقابل حق ببیند كه با خدا تكلم مى كند.

و در مرتبه دوم: كلام حق را بشنود كه بنده‌اش را مخاطب قرار داده با او سخن مى گوید.

در مرتبه سوم: خدا را به چشم دل ببیند، چنانچه از «حضرت سیّد الشهداء علیه السلام» و از «حضرت صادق علیه السلام» روایت شده است كه:5 خداوند بر بندگانش در كتاب خود و كلام خود تجلّى مى نماید.6


1- تفسیر اطیب البیان: ص.33

2- جامع السعادات: ص 614.

3- سوره محمد صلى الله علیه و آله: ص23.

4- جامع السعادات: ص614.

5- جامع السعادات: ص617.

6- تفسیر اطیب البیان: ص.1/34


اهمیت استعاذه گفتن

اَعُوذُ بِاللّهِِ منَ الشّیطانِ الرَّجیم

اَعُوذُ بِاللّهِِ منَ الشّیطانِ الرَّجیم

«به خداوند متعال پناه مى برم، از شرّ شیطان رانده شده»

 

یكى از چیزهائى كه در «قرآن مجید» و اخبار «اهلبیت عصمت و طهارت صلوات اللّه علیهم » عنایت زیادى به آن شده موضوع «استعاذه» است، یعنى: پناهنده شدن به خدا، از شر شیطان. «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» البتّه باید حال «استعاذه» یعنى: پناه بردن به حق پیدا شود، تا استعاذه حقیقى باشد. یعنى: از صدق دل زیر چتر خدا برود و لقلقه زبان نباشد.

براى اثبات اهمیّتش، در «قرآن مجید» مى فرماید: «هنگامیكه مى خواهى قرآن بخوانى اول به خدا پناه ببر از شیطان رانده شده ». فَاِذا قَرَاءْتَ القرآن فاستعذ باللّه من الشیطان الرجیم1

در نماز هم، پس از تكبیرة الاحرام امر شده كه «استعاذه» كنند (لكن در نماز باید آهسته خواند. چون بعضى از مفسرین راز آهسته خواندنش را چنین گفته اند:

مثل كسى كه از دشمن سر سختى دارد فرار مى كند، خودش را چطور در حال فرار پنهان مى كند، اشاره به این است كه تو در حال فرار از دشمن سرسخت خودت هستى كه در كمین و مراقب توست).

در تمام عبادتها هم: اول «استعاذه » كن، مثلاً مى خواهى وضو بگیرى اول به خدا پناه ببر، بعد وضو بگیر، (مكرر دیده اید كه همین وضو گرفتن ملعبه شیطان یا وسوسه هاى او قرار گرفته شده است). حتى در امور مباح مثل خوردن و لباس پوشیدن و دستشویى رفتن، و در همه جا «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» بگو: به خدا پناه ببر، وقتى كه از خانه هم بیرون مى آیى بگو: «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» در امور مستحب نیز باید به خدا پناه برد حتى رفتن به مسجد بگوید «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم».

یكى از اهل ایمان و تقوى نقل مى كرد:

در حال مكاشفه دیدم، شیطانى درب مسجد ایستاده. گفتم: اى ملعون اینجا چه مى كنى؟

گفت: رفقا فرار كرده‌اند و منتظرشان هستم. فهمیدم مردان رشیدى بوده‌اند كه استعاذه حقیقى و قلبى كرده‌اند و شیطان نتوانسته با آنها به مسجد برود.

البتّه اینها هم نوبرند كه لااقل درب مسجد براستى استعاذه حقیقى كرده اند.2

 

حقیقت استعاذه

بله خودت به تنهائى نمى‌توانى از شر این دشمن در امان باشى باید به خدا پناهنده شوى، تا عنایت حق او را دفع كند. مگر لطف خدا یار شود، «یا غیاث المستغیثین یا ملاذ اللائذین» اگر لود و پناهندگى به حق نباشد از شر شیطان كسى در امان نیست.

بنابراین باید «حقیقت استعاذه» را فهمید و تنها گفتن «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» فایده اى ندارد، استعاذه یك امر معنوى و حقیقى است كه این لفظ كاشف از آنست، والاّ اگر حقیقت نداشته باشد همین گفتن ها هم گاهى مسخره و ملعبه شیطان است كه خودش به زبان طرف جارى مى كند.

نوشته‌اند: یكى از علماء قلم به دست گرفت تا كتابى در مصائد و وسوسه هاى شیطان بنویسد و مردم را از فریب خوردن او آگاه كند و بترساند، در همان زمان یكى از اخیار در عالم رؤ یا و مكاشفه شیطان را مى‌بیند و به او مى‌گوید:

ملعون خوب فلان آقا دارد رسوایت مى كند و كیدهایت را به خلق مى‌رساند.

شیطان مسخره‌اش مى‌كند و مى‌گوید: این كتاب را به دستور خود من مى نویسد!

فرمود: چطور مى‌شود؟!

گفت: من در دلش وسوسه انداختم كه تو عالمى علم خودت را ظاهر كن .... خودش هم متوجّه نیست و اسم كتابش را رد شیطان گذاشته ولى حقیقتش جلوه نفس و نمایش علم دادن است .

بلى خود شیطان وا مى‌دارد كه به او فحش بدهند، یا به زبان تنها بگویند: «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم»

مانند كار دُوَل استعمارى است: در بعضى مستعمرات افرادى دارند كه در استعمار یار و یاور آنهایند، گاه به مقتضاى سیاست و مصلحت روزگار وادار مى‌كنند این افراد به آنها فحش بدهند، بد بگویند، مردم را از فجایع استعمار آگاه كنند، براى پرده پوشى و نعل وارونه زدن، تا بتوانند مقاصد استعمارى خود را توسط همین افراد بهتر پیش ببرند.

عجب از سیاست شیطانى، اولین سیاستمدار و استاد همه سیاستمداران شیطان است، سیاست یعنى زیر پرده كار كردن، كلاه سر همه گذاردن بدون اینكه جاى پائى از خودشان بگذارند.

خدایا! تو یارى كن كه ما بتوانیم از شیطان بگریزیم، یعنى از گناه فرار كنیم. استعاذه به حق یعنى از گناه فرار كردن، زبان را محكم گرفتن و دیگر حرف لغو نزدن و عوضش «اعوذ باللّه ...» گفتن.3

 

در همه حال ز شیطان لعین گوى اَعُوذ

 

بااللّه از آنـكه بـوسواس نـگـردى مــَأ خُوذ

 

هـر كــه زیــن دیو نگیرد به خداوند پناه

 

در همه هستیش ابلیس لعین كرده نفوذ

(مقدم )

«ابن مسعود رضوان اللّه تعالى علیه » مى‌گوید:من در محضر مقدس «پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله» بودم، و «استعاذه» را بدین نحو گفتم  «اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ الْعلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» یك وقت حضرت به من عنایت فرمود، و فرمود: اى پسر ام عبد، استعاذه را به این كیفیت بگو: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» چون برادرم جبرئیل علیه السلام استعاذه را از قلم و قلم را از لوح محفوظ یاد گرفت و به این عبارت به من یاد داد

اركان استعاذه

«استعاذه » مقامى است از مقامات دینى و بر هر كس لازم است ، و عرض شد كه باید حقیقت داشته باشد، لفظ نباشد و گرنه لفظ، تنها قرائت و الفاظى را بر زبان جارى كردن است، قرآن مجید كه مى فرماید: «فاستعذ باللّه، به خدا پناهنده شو» مرادش حقیقت آن است و آن، دو چیز لازم دارد.

یكى: فرار از شیطان.

دوم : پناه بردن به رحمان.

اگر این دو مطلب حاصل شد آن وقت استعاذه مى‌شود، و الاّ گفتن «اعوذ باللّهِ» تنها فایده اى ندارد، خلاصه لفظ باید كاشف از حال و معنى باشد.

پس از تأمّل در «حقیقت استعاذه» و استفاده از «قرآن مجید» مى‌توان گفت: استعاذه پنج ركن اساسى دارد.

اول: فرار از شیطان است كه به تقوى منطبق مى شود، واركان دیگرش: تذكّر، توكّل، اخلاص، تضرّع است، مجموعا پس از حاصل شدن این حالات «حقیقت استعاذه» پیدا مى شود، در حالى كه مؤ من این پنج ركن را دارا باشد، فرسنگ ها شیطان از او دور مى شود، چه به زبان بگوید: اعوذ باللّه، چه نگوید، عمده حال و حقیقت است كه اگر شیطان هم به او نزدیك شود مى‌شود آدم زده، مثل آدم وقتى كه جن او را مس كند مصروع و جن زده مى شود.

بنابراین ابلیس اصلاً جرأت نزدیك شدن به او را نخواهد داشت .

پس شرط اول: آنستكه اهل «تقوى» باشد، کسانی که متقى شدند، هنگامیكه شیاطین به دلشان حمله مى كنند... چون متقى است به مجرّد نزدیك شدن شیطان به حق متمسّك مى شود، انّ الّذین اتّقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذا هم مبصرون.

کسانی که پرهیزگارند وقتیكه طایفه‌اى از شیطان آنها را مس كنند متذكّر مى شوند، پس اهل تقوى انسان‌هاى بینایى هستند.

شرط دوم: هنگامی كه قرآن مى‌خوانى به خدا پناه ببر از شر ابلیس ‍ رانده شده، زیرا او حكومتى بر كسانی كه ایمان آورده‌اند و به پروردگارشان توكل مى‌كنند ندارد.5

پس كسى كه توكل به خدا دارد شیطان بر او سلطه‌اى ندارد، حكومت شیطان بر كسانى است كه به خدا تكیه ندارند، تكیه آنها اسباب مادیات و اوضاع دنیوى است، ولى اگر تكیه‌گاه خدا شد؛ یقین بدانید از شیطان كارى ساخته نیست.

ركن دیگر: براى استعاذه اخلاص است كه قرآن (از قول ابلیس)، مى‌فرماید: به عزّت تو سوگند مى‌خورم كه همه آنها را گول مى‌زنم، مگر بندگان مخلص و اهل اخلاص را. معنى اخلاص در قرآن مجید در موارد متعدّد بیان شده .

خلاصه: استعاذه مخلصین درست است كه شیطان را به آنها راهى نیست چون حقیقت فرار از شیطان در آنها است.

یكى از شاگردان مرحوم شیخ انصارى رضوان اللّه تعالى علیه نقل مى كند:

زمانیكه براى تحصیل در نجف اشرف مشرف بودم در محضر ملائك منظر شیخ انصارى حاضر مى‌شدم .

شبى در عالم واقعه شیطان را دیدم كه چند افسار كوچك و بزرگ در دست دارد. از او سؤ ال كردم: اینها را براى چه بدست گرفته اى؟!

گفت: اینها را بر سر مردم مى‌اندازم و ایشان را به سمت خود مى‌كشم (بعضى‌ها هم گفته‌اند: كه دید شیطان طناب‌هاى بسیارى در دست دارد و در بین آنها طناب ضخیمى بدست داشته. از وى مى‌پرسد: اینها چیست؟ پاسخ مى‌دهد كه بوسیله آنها بنى آدم را به سوى خود مى‌كشانم و آنها را وادار به معصیت مى‌نمایم).

از او پرسیدم: آن طناب ضخیم براى كیست كه پاره شده؟

مى‌گوید: براى استادت شیخ انصارى بود كه دیروز او را تا بازار بردم، ولى آن را پاره كرد و برگشت.

پرسیدم: پس طناب من كدام است؟ پاسخ داد: تو احتیاج به طناب ندارى و حرف شنو هستى.

وقتى كه بیدار شدم، خدمت شیخ مشرف شدم و خوابم را براى شیخ عرض كردم.

شیخ علیه الرحمه فرمود: شیطان راست گفته، زیرا آن ملعون دیروز مى‌خواست مرا به لطائف الحیلى گول بزند، زیرا من پول نداشتم و چیزى در منزل لازم شده بود، با خود گفتم : یك قِران از مال امام علیه السلام در نزد من است و حالا معطل مانده‌ام، به عنوان قرض بر مى‌دارم و بعد آن را سر جایش مى‌گذارم.

آن یك قِران را برداشتم و از منزل خارج شدم. تا میان كوچه هم آمدم، همین كه خواستم چیزى بخرم با خود گفتم: چرا به چنین عملى اقدام نمایم !

پس نادم و پشیمان شدم و به خانه مراجعت نمودم و یك قِران را سرجایش گذاشتم.

چون اهل تقوى و ورع و توكل و اخلاص بود، خدا هم او را حفظ كرد.5

 

جــان بابا گـــویـــدت ابــلــیـــس هـــین
تا به دم بفریبدت دیو لعین
ایــن چـنـیــن تلــبــس بـا بــابــات كــرد
آدمى را این سیَه رُخ مات كرد
بر سر شطـرنج چست است این غراب
تو مبین بازى به چشم نیم خواب
ز آنــكـــه فــرزیــن بنـــدهــا داند بسى
كـه بگیـرد در گلـویت چون خسى
در گلـــو مــانــــد خــس او ســالــــهـــا
  چیست آن خـس مهر جاه و مالها
مال خس باشد چو هست اى بى ثبات
در گــلــــویـــت مـــانــع آب حیات
گــــر بــــزد مـــالــت عـــدوى پر فنـى

ره زنــى را بــرده بــاشد ره زنــى

 (مثنوى مولوى )

«استعاذه » مقامى است از مقامات دینى و بر هر كس لازم است ، و عرض شد كه باید حقیقت داشته باشد، لفظ نباشد و گرنه لفظ، تنها قرائت و الفاظى را بر زبان جارى كردن است، قرآن مجید كه مى فرماید: «فاستعذ باللّه، به خدا پناهنده شو» مرادش حقیقت آن است و آن، دو چیز لازم دارد.   یكى: فرار از شیطان     دوم : پناه بردن به رحمان.

ثواب گفتن استعاذه

دعا

هر كس هر روز صبح سه مرتبه بگوید: «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» و سه آیه آخر سوره حشر را هم بخواند، خداوند رؤ وف و مهربان هفتاد هزار فرشته را بر او مؤ كل مى‌نماید كه تا شب بر او درود و صلوات بفرستند.

و اگر در آن روز از دنیا رحلت كند، حكم شهید را خواهد داشت.(بشرط اینكه وظائف دیگرش را هم انجام دهد).

و اگر در نماز عشاء استعاذه كند،(یعنى اعوذ باللّه ... را بگوید.) نیز همین ثواب را تا صبح خواهد داشت.6

«آقا رسول اكرم صلى الله علیه و آله» فرمود:

هر كس هر روز ده مرتبه «استعاذه» را بگوید: خداى متعال فرشته‌اى را بر او مؤ كّل مى‌كند تا شیطان را از او دور سازد.

و هر كس از خلوص قلب «استعاذه» را گوید، خداوند مهربان میان او و شیطان هفتاد پرده قرار مى‌دهد، كه فاصله هر پرده با پرده دیگر به مسافت زمین تا آسمان است.7

 

هر كس از روى خلوص 
گـوید ایـن ذكـر خصوص
استعاذه و سوره حشر
روز و شب وقت جلوس
لـطــف فـــرمـــاید خدا
فرشته هاى مخصوص
خــوانـنــد بــــر او درود
حكم شهید و مرصوص

 

كیفیّت گفتن استعاذه

«ابن مسعود رضوان اللّه تعالى علیه » مى‌گوید:من در محضر مقدس «پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله» بودم، و «استعاذه» را بدین نحو گفتم  «اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ الْعلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» یك وقت حضرت به من عنایت فرمود، و فرمود: اى پسر ام عبد، استعاذه را به این كیفیت بگو: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» چون برادرم جبرئیل علیه السلام استعاذه را از قلم و قلم را از لوح محفوظ یاد گرفت و به این عبارت به من یاد داد.8

 

خــــــــــداونـــــدا دلــــــى آزرده دارم

پریشان حالتـى افسرده دارم

چو شمعى سوزم و سازم شب و روز

در این دار غم آسا آتش افروز

 

خاصیت استعاذه

«آقا حضرت امیرالمؤ منین على علیه السلام» فرمود: وقتى كه «زید بن ارقم» مورد اذیّت و آزار منافقین قرار گرفت، و بعد محضر مقدس «حضرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله» شرف یاب شد، حضرت به او فرمود: هر روز صبح بگو: (اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم » تا خداى مهربان تو را از شرّ منافقین كه شیطان (انسى) هستند، و بعضى از آنها با بعض دیگرشان با حرف‌هاى باطل و زشت خبر مى‌دهند، حفظ كند.

یكى از «اصحاب پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله» گفت: یك روز با «آقا رسول اكرم صلى الله علیه و آله» قدم مى‌زدیم  كه در بین راه دیدیم دو نفر دارند بهم ناسزا مى‌گویند. حضرت فرمود: اگر یكى از آنها «استعاذه» بگوید، این حالت شیطانى از آنها دور مى شود.9

 

خدایا مانده ام در غفلت و خواب
به گرداب گناهان گشته غرقاب
ز شیـطــان بـى قرارم اى خدایا
 مــرا از شر ایـن شیطان بازیاب
بـحـــق عـــاشقـــان بى قرارت
مـرا از قــعـر ایـن گرداب دریاب

اعوذ باللّه

یك روز «پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله» از جایى عبور مى‌كردند، دیدند مردى دارد غلام خود را مى‌زند و غلام مى‌گوید: «اَعُوذُ بِاللّهِ» پناه مى برم به خدا، ولى آن مرد، دست از زدن بر نمى داشت. غلام تا حضرت را دید، گفت: «اَعُوذُ بِرَسُولِ اللّه» به رسول خدا پناه مى برم . مرد تا پیغمبر را دید، ایستاد.

«پیغمبر رحمت للعالمین صلى الله علیه و آله» فرمود: بهتر آن بود كه این غلام وقتى اسم خدا را برد، دیگر او را نمى‌زدى .

آن مرد گفت : به خاطر این حرفتان او را آزاد كردم .

حضرت فرمود: اگر این كار را نمى‌كردى رویت با آتش جهنّم مى‌سوخت.10


1-  نحل: 98.

2- استعاذه(شهید آیت اللّه دستغیب ): ص 5.

3- استعاذه

4- سوره 16/ 67 و 98.

5- استعاذه مرحوم شهید آیت اللّه دستغیب رضوان اللّه تعالى علیه .

6- تفسیر آسان: 1/10.

7- تفسیر جامع: 1/83.

8- تفسیر آسان: 1/10.

9- تفسیر جامع: 1/81.

10- همان مدرك


آثار تلاوت قرآن

مهارت های زندگی در قرآن

فاش گویم آنچه در دل مضمر است
این كتابى نیست چیزى دیگر است
چونكه در جان رفت جان دیـگر شود
جان چو دیگر شد جهان دیگر شود1

 

پاك ترین كتاب هستى

قرآن پاك ترین كتاب, از مبدا پاكى و طهارت, بر پاك ترین قلب عالم هستى, تلاوت و از لبان پاك ترین مخلوق الهى, بر عالم وجود عرضه گردید. و به همین خاطر, تنها كسانى مى توانند به این مصحف مطهر نزدیك شده, و از نور پر فیض آن بهره مند گردند كه ظاهر و باطنى پاك و طاهر داشته, و از هر گونه آلودگى جسم و روح منزه باشند. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ  فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ  لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» 2

با توجه به حساسیت موضوع, خوبست كه مصادیق طهارت را یك به یك برشمرده, و پیرامون آنها, اندكى درنگ نماییم:

 

طهارت كلى جسم

اولین شرط براى تماس با قرآن, پاك بودن از جنابت و داشتن وضو است و بنابر فتواى حضرت امام خمینى(ره):

((مس نمودن خط قرآنى یعنى رساندن جایى از بدن به خط قرآن, براى كسى كه وضو ندارد, حرام است.))3

و اما براى اینكه گرفتن وضو, ذهنمان را از تخیلات پراكنده خالى سازد, و ما را در هاله اى از معنویت و عرفان قرار دهد, لحظاتى قبل از شروع به آن, به یاد كلام شیرین حضرت امام صادق(علیه‌السلام) بیفتیم, و ضمن عرض ارادت به آن ستاره هدایت, این حالت روحانى را در خود بوجود آوریم

((چون قصد وضو كنى, به آب نزدیك شو, مانند كسى كه مى خواهد خود را به رحمت پروردگار متعال نزدیك كند. زیرا خداوند آب را وسیله مناجات و قرب خود قرار داده است.))4

 

طهارت دهان

در چند حدیث شریف كه از ائمه معصومین(علیهم السلام) نقل گردیده, از دهان بعنوان ((راه قرآن)) و ((یكى از راههاى پروردگار)) یاد شده است.

((امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

ـ راه قرآن را پاكیزه سازید.

پرسیدند: اى رسول خدا! راه قرآن چیست؟

فرمود: دهانهاى شما.

پرسیدند: به چه پاكیزه كنیم؟

فرمود: ((به مسواك زدن))5

و در حدیثى دیگر چنین آمده است:

«امام رضا(علیه‌السلام) از پدرانش(علیهم السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:

ـ دهانهاى شما راههایى از راههاى پروردگارتان است, آن را پاكیزه سازید.»6

دهان بى حفاظى كه غذاى مشكوك و حرام وارد آن مى شود,

دهانى كه گناهان بزرگى چون دروغ و تهمت و غیبت را مرتكب مى شود,

دهانى كه براى شكستن دل دردمندى بحركت در مى آید,

دهانى كه پیوسته مسلمانان از شر آن در واهمه و عذاب هستند, چگونه مى تواند محل تلفظ آیات قرآن باشد؟!

آرى! تلاوت قرآن باید از دهانى پاك بگذرد. و گر نه آب صاف در یك نهر آلوده, بالاخره آلوده خواهد شد. اگر قرآن از دهان ناپاك بیرون آید, ((رب تال للقرآن و القرآن یلعنه))7

مس نمودن خط قرآنى یعنى رساندن جایى از بدن به خط قرآن, براى كسى كه وضو ندارد, حرام است

طهارت چشم

حلقه سیاه اطراف چشم

((از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمودند: ((اعط العین حقها)) حق چشم را ادا كنید.

عرض كردند: حق چشم چیست یا رسول الله؟

فرمود: ((النظر الى المصحف)) نگاه كردن به قرآن.

زیرا تلاوت قرآن از روى قرآن, طبق حدیث, عبادت است. اگر چشم پاك نباشد, توفیق نظر به قرآن را پیدا نمى كند.))8

چشم هرزه اى كه بدنبال معصیت و خطا مى چرخد, و چشم افسار گسیخته اى كه دیگر در كنترل صاحبش نیست, اگر هم بر روى خطوط قرآن قرار بگیرد, همچون كورى است كه جمال نورانى حق را هرگز مشاهده نخواهد كرد. و به مصداق:

 

آنچه ما كردیم با خود هیچ نابینا نكرد

  در میان خانه گم كردیم صاحبخانه را

 جز خطوطى پى در پى, چیز دیگرى از قرآن نخواهد یافت.

 

طهارت روح

روح ناپاكى كه اسیر اندیشه هاى شیطانى است, روح پژمرده اى كه لطافت و ظرافت خود را از دست داده, و در برخورد با مظاهر معنویت, سرد و بى تفاوت است, روح تیره اى كه زنگار گناه و معصیت, تمامى زوایاى آنرا پوشانده است, روح كوچك و حقیرى كه فقط خود را مى بیند, و سرگرم بازیچه هاى خویش است, چگونه مى تواند معنویت قرآن را به هنگام تلاوت, درك و لمس نماید؟!

اما روح پاك و وارسته اى كه از علائق مادى فاصله گرفته, و بر اثر خودسازى هاى پیوسته, نورانى و پرجلا شده است;

روح بلندى كه با عبادتهاى خالص و ناب و توجهات روحانى حركات شرك آلود و اندیشه هاى شیطانى را از خود دور ساخته است;

این روح با صفا و رحمانى, به هنگام تلاوت قرآن, نورانیت عظیم و فراگیر قرآن را, به خوبى احساس مى كند, و هم در پرتو نور آن, حقایق دیگر را...

 

طهارت سایر اعضاى بدن

بنابر تعبیر آیت الله جوادى آملى: ((گوش و چشم و دست و سایر اعضا نیز راههاى قرآن است)).9

گوشى كه صوت ملكوتى قرآن را مى شنود و متأثر نمى شود, گوشى كه در مسیر خطابهاى قرآن قرار مى گیرد, اما گویا هرگز كلامى و یا خطابى نشنیده است, گوشى كه از شنیدن غیبت و دروغ و تهمت, لذت مى برد, این گوش طهارت ندارد. دستى كه ناپاك است و طهارت ندارد, نباید بسوى قرآن دراز شود «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» 10 جز دست پاكان بدان نرسد.

پس باید تمامى اعضإ بدن را, كه راه هاى قرآن هستند, پاك و مطهر نمائیم تا انوار الهى, وجودمان را نورانیت و روشنائى و صفا بخشد.

 

و اما لحظه اى درنگ!

طهارت كلى جسم, بسیار آسان است. با یك نیت و مقدارى آب, مى توان خود را از آلودگى هاى ظاهرى پاك كرد, و به آسانى قرآن را به لب گذاشت و بوسید و خطوط آنرا لمس نمود.

اما طهارت دیگر اعضا از جمله: دهان و گوش و چشم و روح, به یكباره امكان پذیر نیست, و باید ضمن توكل بر خداوند بزرگ, با جدیت و تمرین و ممارست, رذائل اخلاقى را از جسم و روح زدوده, و آنچنان پاك و طاهر نمائیم كه شایستگى انس و مجالست با كلام وحى ((قرآن)) را بیابیم. ان شا الله.

 

آداب شنوندگان آیات قرآن

شایسته است هنگام شنیدن آواى قرآن و آیات الهى با سكوت عمیق و توجه دقیق موارد زیر را رعایت كنیم:

ـ احترام قلبى خویش را نسبت به كلام الهى ابراز داریم.

ـ در مقابل این بارقه رحمت سر تعظیم و تواضع فرود آوریم.

ـ براى شنیدن این خبر بزرگ آسمانى اعلام آمادگى نمائیم.

ـ با توجه كامل به معانى آن زمینه تدبر و تفكر را در خودمان ایجاد كنیم.

ـ با سكوت و تمركز فكر, جان خود را در معرض تابش این آفتاب حیات بخش قرار دهیم.

ـ قلب و روح خسته و پریشانمان را شاداب و پرتحرك نمائیم.11

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: ((النظر الى المصحف)) نگاه كردن به قرآن.تلاوت قرآن از روى قرآن, طبق حدیث, عبادت است. اگر چشم پاك نباشد, توفیق نظر به قرآن را پیدا نمى كند

قاریان قرآن از منظر امام باقر (علیه‌السلام)

امام پنجم باقر العلوم (علیه‌السلام) قاریان قرآن را به سه دسته تقسیم فرموده و انگیزه هر كدام را بیان فرموده اند:

1 ـ كسانى كه قرائت قرآن را وسیله امرار معاش و تقرب به ملوك و فزون طلبى نسبت به مردم قرار داده اند.

2 ـ كسانى كه قرآن را مى خوانند و فقط حروف آن را گرفته و حدود آن را ضایع كرده اند.

3 ـ كسانى كه قرآن را تلاوت مى كنند و با دستورات شفابخش آن بیمارى‌هاى قلبى و فكرى خود را درمان مى كنند. شب ها با تلاوت قرآن مانوس هستند و روزها در صحنه هاى زندگى از آنها الهام مى گیرند و بخاطر انس با قرآن پهلو از رخت خواب ناز تهى مى كنند.

پس خداوند بخاطر این گروه از حاملان معارف قرآن بلا را از اجتماعات دور مى كند و بخاطر آنان باران رحمت خود را فرو مى آورد. بخدا قسم این دسته در جامعه, از كبریت احمر كمیاب تر اند.13

 

تلاوت كنندگان از منظر امام صادق (علیه‌السلام)

قرآن

امام صادق(علیه‌السلام) تلاوت كنندگان قرآن را به سه گروه تقسیم فرموده و نتیجه عمل آنان را بیان مى فرمایند:

1ـ عده اى براى نزدیك شدن به سلاطین و زورمندان و براى سلطه یافتن بر مردم (قرآن مى خوانند) این دسته اهل آتش اند.

2ـ قاریانى كه الفاظ قرآن را از بركرده خوب مى خوانند ولیكن حدود آن را ضایع نموده اند اینان هم اهل آتش اند.

3 ـ و گروهى قرآن مى خوانند تا زیر پوشش آن قرار گیرند. اینان به محكم و متشابه آن اعتقاد دارند فرایض را بجاى مىآورند, حلال آن را حلال و حرام آن را حرام دانسته و در مقام عمل تسلیم قوانین قرآننند. این دسته همان كسانى هستند كه دست رحمت الهى آنان را از هر سقوطى نجات مى دهد و آنان اهل بهشت اند و درباره هر كه بخواهند حق شفاعت دارند.13

 

آداب حفظ قرآن

1ـ حفظ قرآن را از كودكى به فرزندانمان بیاموزیم;

2ـ هنگام حفظ, روخوانى قرآن را بدرستى آشنا باشیم;

3ـ آیات را بالحن و لهجه عربى همراه با تامل و دقت حفظ كنیم;

4ـ روش ترتیل را بیاموزیم و با همین روش آیات را فراگیریم;

5ـ از یك جلد قرآن خوش خط و معین استفاده كنیم;

6ـ روزى نیم ساعت تمرین داشته باشیم و كم كم مدت آنرا زیاد كنیم;

7ـ در اوقات منظم مثلا هر روز ساعت 7 صبح به حفظ بپردازیم;

8ـ حفظ را با سوره هاى كوچك آغاز كنیم;

9ـ یك بار به صورت كند, یك بار به صورت متوسط و بار دیگر به صورت تند تمرین كنیم;

10ـ هنگام عصبانیت, گرسنگى, تشنگى و خواب آلودگى حفظ نكنیم;

11ـ شماره آیات و صفحه قرآن را بخاطر داشته باشیم;

12ـ حفظ قرآن نیاز به تكرار مداوم دارد.;

13ـ در مسافرت ها مى توانیم بیشتر به تكرار بپردازیم;

14ـ براى حفظ, از قرآن هاى ترجمه شده استفاده نكنیم;

15ـ آیه هاى طولانى و سور طولانى را مى توانیم بخش بخش كنیم;

16ـ در حفظ آیات شبیه به هم حفظ شماره آیات و دقت بیشتر لازم است;

17ـ حفظ قرآن به صورت مباحثه دونفرى آسان تر و مفیدتر است.

 

آثار تلاوت قرآن

1 ـ نورانیت قلب

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): ((ان هذه القلوب تصدأ كما یصدأ الحدید. قیل: یا رسول الله فما جلاوها؟ قال: تلاوه القرآن)) این دلها نیز همانند آهن زنگار مى بندد. عرض شد: اى رسول خدا, صیقل دهنده دلها چیست؟ فرمود: تلاوت قرآن.

عن امیر المومنین(علیه‌السلام): ((ان الله سبحانه لم یعظ إحدا بمثل هذا القرآن, فانه حبل الله المتین وسببه الامین وفیه ربیع القلب وینابیع العلم وما للقلب جلا غیره)) خداوند سبحان, هیچ كس را به چیزى مانند این قرآن اندرز نداده است; زیرا قرآن ریسمان محكم خدا و دستاویز مطمئن اوست. در این قرآن بهار دل است و چشمه هاى دانش. و براى صیقل دادن دل, چیزى جز آن وجود ندارد.

2 ـ زیاد شدن حافظه

3 ـ ایجاد معنویت در میان اهل منزل

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): ((ما اجتمع قوم فى بیت من بیوت الله یتلون كتاب الله ویتدارسونه بینهم الا نزلت علیهم السكینه وغشیتهم الرحمه وحفتهم الملائكه...)) هیچ گروهى در خانه اى از خانه هاى خدا براى تلاوت كتاب خدا و مباحثه آن جمع نشدند, مگر این كه آرامش بر آنان فرود آمد و رحمت فرایشان گرفت و فرشتگان آنان را در میان گرفتند...

4ـ سعه صدر و توسعه روزى

قال النبى(صلی الله علیه و آله): ((نوروا بیوتكم بتلاوه القرآن!.. فان البیت اذا كثر فیه تلاوه القرآن كثر خیره و أمتع أهله...)) خانه هاى خود را به خواندن قرآن روشن كنید... چون تلاوت قرآن در خانه زیاد شود, خیر آن افزایش پیدا مى كند و اهل آن از نعمت هاى الهى برخوردار مى شوند.

عن على(علیه‌السلام): ((افضل الذكر القرآن به تشرح الصدور و تستنیر السرائر)) بهترین ذكر (وسخن) قرآن است,با قرآن است كه سینه ها فراخ مى شود و درونها روشن مى گردد.

5 ـ قدرت و توكل در برابر ناملایمات14

 

 

سیدحسن احمدى نژاد


1ـ دیوان اقبال.

2ـ واقعه, 79 ـ 77.

3ـ توضیح المسائل ـ مسئله 317.

4ـ مصباح الشریعه, باب دهم.

5ـ الحیات, ج 2, ص 161 ـ 162.

6ـ همان.

7ـ چه بسا تلاوت كننده قرآن كه قرآن او را لعن مى كندـ مستدرك ج 1 ص 291..

8ـ آداب قرآن, مهدى مشایخى, ص 104.

9ـ همان, ص 105.

10ـ واقعه, 79.

11ـ آداب قرآن, مهدى مشایخى, ص 166.

12ـ امالى صدوق, ص 179 والحیات ج 2, ص 171.

13ـ الحیاه, ج 2, ص 172.

14ـ با استفاده از آموزش قرآن, عبدالرحیم موگهى.


چرا مسافر روزه‏اش باطل است و نمازش شكسته؟!

مسافر

چرا با وجود آثار مفید روزه، مسافران نمى‏توانند روزه بگیرند؛ به ویژه آن كه فلسفه شكسته شدن نماز و بطلان روزه مسافر، تخفیف به حال اوست و در روایات از آن به هدیه الهى تعبیر شده است و در قرآن كریم، بعد از بیان این حكم مى‏فرماید: "اگر روزه بگیرند، براى آنان بهتر است."

روزه، ابعاد گوناگونى داشته، آثار مثبت فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان دارد. تلطیف روح، تقویت اراده، كنترل غرایز و تقلیل آنها، تقویت روحیه ایثار و نوع‏دوستى از مهم‏ترین تأثیرات اخلاقى و تربیتى روزه است و علاوه بر آن كه روزه براى بیمارى‏هاى جسمى و روانى، آثار بهداشتى و درمانى فراوانى دارد، با وجود این، این آثار مخصوصاً در بعد معنوى و قرب الى الله، زمانى تحقق مى‏یابد كه این عبادت با شرایط آن صورت پذیرد كه از جمله این شرایط، در سفر نبودن است.

این كه چرا عبادت خداى متعال كه راه سعادت بشر است، مشروط به شرایط خاصى شده است و یا با پیشرفت و فناورى وسایل حمل و نقل، آیا هنوز این شرایط معتبر است یا نه و نیز تفسیر آیات روزه، موضوع بحث ماست.

پرسش 1. فلسفه شكسته شدن نماز چیست و چرا عبادت خداوند مشروط به شرایطى است؟

نماز شكسته از احكام امتنانى و تسهیلى خداوند براى مسافران است؛ اما این كه چرا براى عبادت خداوند، شرایطى مقرر شده است، توجه به نكات ذیل مفید است:

الف) تمام عبادات و شرایط آنها توقیفى و تعبدى است؛ یعنى، از سوى خداوند است و هیچ كس حق كاستى و افزودن به آن را ندارد؛ پس همه این شرایط، از سوى خداوند است.

ب) خداوند بهتر از هر كس مى‏داند كه راه وصول و تقرب به او چیست و چگونه مى‏توان بهتر به او نزدیك شد و به سعادت و كمال رسید. بنابراین اگر او جزء و شرطى را قرار داده و یا چیزى را حذف كرده، بر اساس مصالحى است كه بسیارى از آنها فراتر از توان درك عقل بشرى است و تنها خداوند بدان آگاه است.

ج) عبادات به عنوان وسیله‏اى براى نیل به كمال در نظر گرفته شده است؛ از این رو قرآن كریم مى‏فرماید: «یا أیها الذین آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ؛1 اى انسان‏هاى مؤمن! با استعانت از نماز و روزه به خدا نزدیك شوید.» در همه اعمال عبادى، قصد قربت شرط است. گرچه نیت امرى است قلبى، ولى وقتى همان نیت را با عبارات و الفاظ بیان مى‏كنیم، مى‏گوییم: "قربة الى الله"، یعنى این عبادت‏ها را به عنوان وسیله‏اى براى تقرب به پیشگاه حضرت حق ـ تبارك و تعالى ـ انجام مى‏دهیم.

پس این عبادات، زمانى نقش وسیله تقرب به خدا را ایفا مى‏كنند كه با شرایط آن صورت گیرد. خداى متعال مى‏فرماید: نماز باید براى یاد من مى‏باشد (أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِى2) و در عین حال تذكر مى‏دهد كه «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى؛3 در حال مستى نزدیك نماز نشوید»؛ زیرا چنین نمازى غفلت‏زدا و نزدیك كننده بشر به خدا نیست و نمازگزار با چنین حالتى حضور قلب ندارد و نمى‏داند كه چه مى‏كند. ازاین‏رو در ادامه همین آیه، در مقام تعلیل حكم مى‏فرماید: «حَتّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون.» 4

علت بسیارى از نابسامانى‏ها در جوامع اسلامى، این است كه عبادت‏هاى مسلمانان روح ندارد و در حقیقت نماز و روزه بسیارى از آنان روح ندارد، وگرنه «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»5 در حالى كه وجود بسیارى از مفاسد فردى و اجتماعى در جوامع اسلامى، غیرقابل انكار است (گرچه نسبت آن با آن چه كه در جوامع غیرالهى و غیردینى است به مراتب بسیار كمتر است).

آیة‏الله مصباح یزدى در این زمینه مى‏نویسد:

«ركن مهم همه عبادات، نیت و قصد قربت است و این ركن، مخصوص به نماز نیست؛ بلكه هر عمل عبادى، باید "قربة الى الله" انجام شود و داعى بر انجام آن اطاعت خدا باشد؛ چون پرستش با دل انسان بستگى دارد و به عبارت دیگر، عبادت از افعال و عناوین قصدى است. چنان كه هرگونه خم شدنى علامت تعظیم نیست؛ زیرا ممكن است به قصد مسخره كردن باشد، عبادت هم صرف حركات و سكنات یا اذكار و اوراد نیست؛ بلكه باید به خاطر اطاعت امر خدا باشد؛ پس نمازى كه براى تمرین و یاد گرفتن خوانده مى‏شود، یا براى ریا و خودنمایى یا از روى نفاق و ترس از مسلمانان یا جلب توجه ایشان، عبادت حقیقى نیست ... .»6

شاید این پرسش مطرح شود كه چرا خداى متعال، تقرب به خودش را با صرف اقدام بندگان به یك عمل عبادى با هر شكل و قالب و شرایطى كه انجام شود، قرار نداده است؛ بلكه این تقرب با شرایط خاص حاصل مى‏شود؟ پاسخ آن ـ همان طور كه آیة‏الله مصباح یزدى نوشته‏اند ـ این است:

«حكمت این كه خداى متعال خواسته است مردم از راه اسباب عادى به مقاصدشان برسند، این است كه در راه تحصیل اسباب، هزاران وسیله آزمایش و تكامل اختیارى براى انسان‏ها پیش مى‏آید كه هرگز در گوشه مسجد و معبد حاصل نمى‏شود؛ چنان كه بارها گفته شد، غرض از آفریده شدن انسان در این جهان مادى، همان است كه با اختیار و انتخاب خود راه كمال را بپیماید و اساسا كمال حقیقى انسان، همان است كه از راه اختیار حاصل مى‏شود و انتخاب و اختیار، میدان عمل آزاد و راه‏هاى متعدد و وسایل گوناگون آزمایش لازم دارد و هر قدر زمینه آزمایش بیشتر باشد، امكان تكامل انسانى بیشتر خواهد بود. این است كه خداى متعال به انسان امر فرموده به كار و كوشش و تلاش و فعالیت بپردازد تا در زمینه‏هاى مختلف، آزمایش خود را بدهد، و كمال اختیارى خویش را به دست آورد (لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً)7 وگرنه خداوند عاجز نبود كه روزى هر بنده‏اى را به وسیله مائده آسمانى نازل كند ...»؛8 یعنى، كمال ما در گرو رفتارهاى اختیارى ماست و اختیارى بودن رفتار، متوقف بر این است كه گزینه‏هاى مختلف باشد كه یكى از آنها صحیح یا بهترین باشد و همین كه یكى صحیح یا بهترین است، به این معناست كه شرط خاصى براى قبولى یا كمال آن عبادت گذاشته‏ایم.9

پرسش2. گرچه خداى متعال بر اساس آیات 183 و 184 سوره بقره، مى‏فرماید: «بر مسافر و مریض واجب نیست، ماه رمضان را روزه بگیرند، بلكه ایام دیگرى را روزه بگیرند؛ ولى در ادامه همان آیات مى‏فرماید: "روزه گرفتن بهتر است"؛ بنابراین، روزه بر انسان مسافر واجب نیست؛ نه این كه حرام باشد. حال حرام بودن روزه در سفر با آیه شریفه "وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَكُمْ" چگونه قابل جمع است؟

قبل از هر جوابى توجه به آیات روزه براى فهمیدن حكم الهى ـ آن گونه كه منظور خداى متعال بوده ـ بسیار سودمند است.

تمام عبادات و شرایط آنها توقیفى و تعبدى است؛ یعنى، از سوى خداوند است و هیچ كس حق كاستى و افزودن به آن را ندارد؛ پس همه این شرایط، از سوى خداوند است

آیات روزه مسافر

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ أَیّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعامُ مِسْكِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِیضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ10 ؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! روزه بر شما نوشته شد؛ همان گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند، نوشته شد تا پرهیزگار شوید. چند روز معدودى را [باید روزه بدارید] و كسانى از شما كه بیمار یا مسافر باشند، روزهاى دیگرى را [به جاى آن روز بگیرند] و بر كسانى كه قدرتِ انجام آن را ندارند (همچون بیماران مزمن و پیرمردان و پیرزنان) لازم است كفاره بدهند؛ مسكینى را اطعام كنند و كسى كه كار خیر را پذیرا شود، براى او بهتر است و روزه داشتن براى شما بهتر است؛ اگر بدانید. ماه رمضان است كه قرآن براى راهنمایى مردم و نشانه‏هاى هدایت و فرق میان حق و باطل در آن نازل شده، پس آن كس كه در ماه رمضان در حضر باشد (مسافر نباشد)، روزه بدارد و آن كس كه بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به جاى آن روزه بگیرد. خداوند راحتى شما را مى‏خواهد؛ نه زحمت شما را. هدف این است كه این روزها را تكمیل كنید و خدا را بر این كه شما را هدایت كرده، به عظمت یاد كنید. باشد كه از این نعمت بزرگ سپاس‏گزار گردید.»

 

پاسخ اول

روزه

الف) در این آیات شریفه، دو بار از روزه مریض و مسافر سخن به میان آمده است و در هر دو بار، خداوند متعال فرموده است: "آنان روزهاى دیگرى را به جاى آن، روزه بگیرند." از این صراحت و تكرار دو مرتبه، استفاده مى‏شود كه در این دو مورد، نباید روزه گرفت.

ب) معناى جمله "روزه گرفتن بهتر است"، چنین مى‏شود: اگر انسان از مسافرت كردن صرف نظر كرده و با میل و رغبت (تطوّع) روزه بگیرد، كار خوبى انجام داده و روزه گرفتن برایش بهتر است. از این رو، فقها فتوا داده‏اند كه مسافرت در ماه رمضان ـ گرچه حرام نیست ـ مكروه است؛ یعنى، باعث مى‏شود كه انسان از فیض الهى روزه محروم بماند.

ج) همچنین نسبت به جمله "عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ" باید گفت مى‏دانیم كه یكى از شرایط ثبوت تكالیف الهى وسع (قدرت داشتن) مكلف است و اگر كسى بر انجام دادن تكلیفى وسع (قدرت) نداشته باشد، تكلیف از او ساقط است؛ اما اگر قدرت كمى داشته باشد كه تكلیف را بتواند با سختى و مشقت فراوان انجام دهد، از آن، تعبیر به داشتن "طاقت" مى‏شود؛ مانند روزه گرفتن اشخاص پیر و یا كسانى كه بیمارى عطش دارند كه در این صورت، اصل تكلیف ساقط نیست؛ بلكه خداوند براى این دسته نیز تخفیف قائل شده و اجازه فرموده است كه آنان نیز افطار كنند؛ ولى به جاى روزه هر روز، فدیه بدهند؛ یعنى، ده سیر طعام به فقیر بدهند و اگر دو برابر آن را بدهند، براى آنها بهتر است و در صورت تحمل مشقت، روزه داشتن برایشان بهتر است.

 

پاسخ دوم

معناى "وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَكُمْ"، چنین مى‏شود: آن روزه‏اى كه خداوند متعال بر شما واجب كرده و شما را بدان اختصاص داده است [و آن را در حال سفر و مرض از شما برداشته است]، آن روزه به خیرو صلاح شماست؛ اگر بدانید و به عبارت، دیگر جمله "روزه گرفتن براى شما بهتر است"، به اصل دستور روزه بر مى‏گردد؛ نه به مواردى كه استثنا شده است.

 

پاسخ سوم

آن چه این استفاده كه "روزه گرفتن در سفر بهتر است" را خدشه‏دار مى‏كند، فتواى برخى از علماى اهل سنت مبنى بر این است كه افطار كردن در سفر بهتر از روزه گرفتن است؛ یعنى، این مسئله حتى در میان علماى اهل سنت هم مورد اتفاق نیست كه روزه در سفر بهتر است.11

 

پاسخ چهارم

علماى اهل سنت با استفاده از روایاتى كه در اختیارشان هست، بالاتفاق به جواز افطار در سفر (با شرایطش) فتوا داده‏اند و اختلاف آنان فقط در این است كه آیا افطار و عدم افطار مساوى است یا افطار در سفر افضل و برتر است و یا این كه روزه گرفتن در سفر افضل و برتر است. برخى بر افضلیت افطار و گروهى بر افضلیت عدم افطار فتوا داده‏اند.12 از طرف دیگر تمامى فقهاى شیعه ـ با استفاده از روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام ـ بالاتفاق13 فتوا داده‏اند كه روزه در سفر (با شرایطش) حرام است و افطار عزیمت است؛ نه رخصت؛ یعنى، باید حتما افطار كنند؛ نه این كه مى‏توانند افطار كنند و یا روزه بگیرند. در این جا اگر مسلمانى بخواهد روش مطمئنى را در مقام عمل در پیش بگیرد، چه باید بكند؟ آیا غیر از این است كه باید در سفر (با شرایطش) روزه نگیرد و افطار نماید؟ هیچ عالمى نیست كه روزه در سفر را با آن شرایط خاص، واجب بداند؛ ولى از این طرف، عده‏اى از علماى مسلمان آن را حرام و عده‏اى افطار را بهتر مى‏دانند.
خداوند بهتر از هر كس مى‏داند كه راه وصول و تقرب به او چیست و چگونه مى‏توان بهتر به او نزدیك شد و به سعادت و كمال رسید. بنابراین اگر او جزء و شرطى را قرار داده و یا چیزى را حذف كرده، بر اساس مصالحى است كه بسیارى از آنها فراتر از توان درك عقل بشرى است و تنها خداوند بدان آگاه است

پرسش3. این كه اسلام دستور داده كه مسافر نماز چهار ركعتى‏اش را دو ركعتى بخواند و روزه‏اش را افطار نماید، مربوط به زمانى است كه سفرها طولانى و با مشقت بوده است؛ اما در این زمان با توسعه فناورى و پیدایش وسایل پیشرفته و سفرهاى راحت، این دستور چرا اجرا مى‏گردد؟

اگر واقعا علت تامه قصر (شكسته) خواندنِ نمازهاى چهارركعتى و نگرفتن روزه در سفر، همان باشد كه در سؤال آمده است، باید چنین باشد؛ ولى با یك بررسى اجمالى روشن مى‏شود كه چنین چیزى صحیح نیست؛ زیرا اگر این حرف صحیح باشد، باید تمامى سفرهاى با مشقت و طولانى، مشمول چنین حكمى باشند و حال آن كه به طور مثال در سفر معصیت ـ هر چند هم با مشقت و طولانى باشد ـ باید نماز تمام خوانده و روزه گرفته شود.

همچنین باید هر چه سفر طولانى‏تر و با مشقت‏تر باشد، تخفیف بیشتر باشد و حال آن كه مشاهده مى‏شود كسى كه شغلش مسافرت است و دائما سفر مى‏كند، باید نمازش را تمام بخواند و روزه‏اش را نیز بگیرد.

خلاصه این كه یكى از حكمت‏هاى این حكم، تخفیف است و این تخفیف یك هدیه الهى است كه شامل برخى از مسافران مى‏شودو لزوما و در تمام موارد، ربطى به طولانى بودن ومشقت داشتن سفر ندارد و معمولاً سفر خسته كننده و ملال آور است.

نماز

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏وآله مى‏فرماید: "ان الله تعالى وضع عن المسافر الصوم و شطر الصلاة؛14 خداوند متعال، روزه و مقدارى از نماز را از مسافر برداشته است" و همین تعبیر وضع، یعنى، بارى را از دوش این افراد برداشت و چون این حكم امتنانى است و یكى از حكمت‏هاى تخفیف است و علت تامه (اصلى) قصر نماز و بطلان روزه تخفیف نیست و از این جهت، در مواردى كه به هر دلیلى خستگى یا مشقت نباشد، این حكم منتفى نمى‏شود.

امام صادق علیه‏السلام از پدران خود و آنان از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله نقل كرده‏اند كه: "انّ الله اهدى الىَّ و الى امتى هدیة لم یهدها الى احد من الامم كرامة من الله لنا، قالوا و ماذاك یا رسول الله" قال: الافطار فى السفر و التقصیر فى الصلاة. فمن لم یفعل ذلك، فقد رد على الله عزوجل هدیته؛15 خداوند متعال هدیه‏اى به من و امتم كرامت فرموده كه به امت‏هاى گذشته نداده است. عرض كردند: آن هدیه چیست؟ فرمود: اجازه افطار روزه و نصف شدن نماز [نمازهاى چهار ركعتى] در مسافرت؛ پس هر كسى چنین نكند، هدیه خداوند را رد كرده است?.

حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: "من قصر الصلاة فى السفر و افطر، فقد قبل تخفیف الله عزّوجل و كملت صلاتُهُ؛16 هر كس نماز را در مسافرت شكسته بخواند و روزه‏اش را افطار كند، تخفیف [و هدیه] خداوند را پذیرفته و نمازش كامل است."

براى این كه به این پرسش بهتر پاسخ دهیم، توجه شما را به چند نكته جلب مى‏كنیم:

1. گرچه این روزها، وسایل نقلیه و ابزار مسافرت با گذشته فرق كرده است، ولى در عین حال، هم اكنون نیز مسافرت داراى محذورات زیادى است. شما اگر به تجربه خودتان مراجعه كنید، ملاحظه خواهید كرد كه اصولاً در سفر ـ به ویژه در میان راه ـ آن آرامش لازم وجود ندارد؛ به ویژه آن كه در سفر با وسایل سریع، دغدغه‏ها بسیار زیاد و فرصت اندك است. بنابراین، با توجه به مشكلات زیاد و عدم آرامش، دستور قصر نماز مسافر صادر شده است.

2. خستگى ناشى از طى مسافت ـ كه طبعا با وسایل نقلیه در روزگاران گذشته دشوارتر بود ـ یكى از حكمت‏هاى مهم قصر نماز است و نه آن كه علت تامه (اصلى) باشد. نه در روایتى و نه به هیچ دلیل عقلى ما دسترسى پیدا نكردیم كه دلیل قصر، منحصراً همین امر بوده است تا اشكال مذكور وارد باشد.

3. روایاتى كه بیان‏گر قصر نماز مسافر است، بر دو دسته است:

الف) ملاك قصر را "مانیة فراسخ" (هشت فرسخ) رفت و برگشت مى‏داند.

ب) ملاك قصر نماز مسافر را "مسیرة یوم" (مسیر یك روز) مى‏داند.

مشهور فقیهان ـ بلكه اجماع فقها ـ به روایات "ثمانیة فراسخ" تمسك كرده‏اند و روایات "مسیرة یوم" را حمل نموده‏اند بر این كه در زمان‏هاى قدیم، یك روز مسافرت، با هشت فرسخ مساوى بوده است و نظر به این كه "مسیرة یوم" یك روز مسافرت با "ثمانیة فراسخ" منطبق بوده است؛ در احادیث معصومان، گاهى ملاك شكسته شدن نماز با عنوان 8 فرسخ بیان شده است و گاهى با عنوان یك روز مسافرت.

به عبارت دیگر، "مسیرة یوم" عنوان مشیر است نه عنوان وصفى.

4. مسافر به كسى مى‏گویند كه از وطن خویش خارج شده است و خروج از وطن، اصل و اساس در مسافرت است؛ یعنى، اگر كسى از وطن خویش خارج نشود، دیگر مسافر نیست. زمان معرِّف و نشانه مسافرت است؛ نه اصل مسافرت و به همین جهت در عرف، مسافر به كسى مى‏گویند كه از منزل خارج شده، قصد هشت فرسخ را دارد.

 

جمع بندى

نظر به این كه از منظر مشهور فقیهان، موضوع قصر نماز، "مسیرة یوم" نیست؛ بلكه "ثمانیة فراسخ" (8 فرسخ) است، دیگر شبهه این كه مسافرت در گذشته با اسب و شتر بوده و امروزه ممكن است با هواپیما باشد و كمتر از یك ساعت طول بكشد و حكم مسافر شرعى را ندارد، وارد نیست؛ زیرا این اشكال در صورتى وارد است كه موضوع قصر نماز "مسیرة یوم" (یك روز كامل) باشد و نه هشت فرسخ؛ در حالى كه از روایات استفاده مى‏شود كه موضوع قصر نماز هشت فرسخ است و نه "مسیرة یوم". بنابراین، حكم نماز شكسته ـ كه در فقه مطرح شده است ـ براى زمان حال و آینده نیز، مانند گذشته صادق است.

 

سید ابراهیم حسینى


1. بقره (2)، آیه 153.

2. طه (20)، آیه 14.

3. نساء (4)، آیه 43.

4. همان، آیه 43.

5. عنكبوت (29)، آیه 45.

6. مصباح یزدى، 28 گفتار پیرامون مسائل اعتقادى و اخلاقى، ص 89.

7. هود (11)، آیه 7؛ ملك (67)، آیه 2.

8. 28 گفتار پیرامون مسائل اعتقادى و اخلاقى، ص 144ـ145.

9. مطالعه اثر نفیس آیة‏الله مصباح یزدى، تحت عنوان ?خودشناسى براى خودسازى?، در این زمینه بسیار سودمند است.

10. بقره (2)، آیه 183 ـ 185.

11. مشكوة المصابیح، ص 179،(حاشیه).

12. همان.

13. سید عبدالأعلى‏سبزوارى، مهذّب الاحكام، ج 10، ص 210.

14. كنزالعمال، ج 8، ص 503.

15. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 5، ص 540.

16. میرزا حسین نورى، مستدرك الوسائل الشیعه، ج 1، ص 503.


روزه فتح قله تقوا

خدا ،انسان ،تقوا ،خودسازی

بار دیگر ماه مبارك رمضان فرا رسید ماهى كه سراسر مهر و رحمت و امید و نعمت است. عید اولیاى الهى و بهار قرآن، گلستان دعا و بوستان مناجات با معبود. ماهى كه شب قدرش ظرف نزول قرآن است. شب نور و بركت، شب عفو و رحمت، شب آزادى و حریت و شب بیدارى و سعادت و ا گر چنین ماه و چنین شبى نبود چگونه انسان غفلت زده و آلوده و در بند هواها و هوس‏هاى نفسانى را امید به بیدارى و بازگشت به خویش بود.

عاشقان كوى دوست ماه‏هاست كه در انتظار فرارسیدن این ماه‏اند و از رجب به استقبالش شتافتند تا با زلال عطوفت الهى غبار از جان و زنگار از قلب خویش بزدایند.

و ما نیز قلم به كف گرفتیم تا با نگارش ذره‏اى از بى‏كران فضیلت و آثار و ثمرات روزه، پندى به خویش و تذكرى به دوستان اهل معرفت دهیم.

 

فضیلت ماه مبارك رمضان‏

براساس آیات و روایات، ماه مبارك رمضان ماهى است ممتاز از دیگر ماهها و از حیث فضیلت بسیار برتر از آنها كه نه فقط در امت پیامبر بلكه در امم سابق نیز چنین بوده است. قران نزول خود را در این ماه عظیم مى‏داند: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ» براساس روایات، دیگر كتب آسمانى نیز در این ماه نازل شده از جمله طبق روایتى از امام صادق(ع) «تورات» در ششم ماه مبارك رمضان، «انجیل» در دوازدهم، «زبور» در هجدهم و قرآن در شب قدر نازل گردیده است.1

ماه رمضان «شهر اللّه»2 لقب گرفته است. براساس این قول رمضان اسمى از اسماء الهى است3 و از این‏رو در حدیثى از امام على(ع) آمده است كه فرمودند: «لاتقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لاتدرون ما رمضان؛ نگویید رمضان، بلكه بگویید ماه رمضان. همانا شما نمى‏دانید رمضان چیست؟»4

درباره معناى «رمضان» علاوه بر قول نقل شده در بالا دو معناى دیگر نیز بیان شده است كه نظر به ارتباط معناى لغوى با فضیلت این ماه ذكر آن خالى از فایده نیست. و ما این دو معنى را از تفسیر لطیف كشف الاسرار نقل مى‏كنیم: «اینك ماه رمضان اقبال كرد بر دوستان، ماهى كه هم بشوید و هم بسوزد. بشوید به آب توبه دلهاى مجرمان، بسوزد به آتش گرسنگى تنهاى بندگان، اشتقاق رمضان از «رَمْضا» است یا از «رَمَضَ» اگر از «رمضا» است آن سنگ گرم باشد كه هر چه بر آن نهند بسوزد و اگر از «رمض» است باران باشد كه به هر چه رسد آن را بشوید.»5  در ابتداى خطبه طولانى پیامبر اكرم(ص)نیز كه در آخرین جمعه ماه شعبان ایراد شده است گوشه‏اى از فضیلت این ماه بیان شده و آمده است: «اى مردم بدرستى كه رو كرده به سوى شما ماه خدا و رحمت و آمرزش الهى، ماهى كه نزد خدا بهترین ماهها و روزهایش بهترین روزها و شبهای ش بهترین شب‏ها.... اى مردم! درهاى بهشت در این ماه گشوده است.... و درهاى آتش بسته... و شیاطین در بندند...»6

سخن در باب فضیلت این ماه بسیار است و مجال اندك. اما براى ورود به بحث حقیقت روزه و آثار و ثمرات آن لازم بود شناختى هر چند اندك از فضیلت این ماه داشته باشیم چرا كه درخت عمل در سرزمین معرفت مى‏روید اگر این معرفت درست باشد عمل صالح نیز درست و در غیر این صور ت عمل ما آفت‏پذیر خواهد بود.

 

حقیقت روزه

قرآن كریم در اشاره‏اى بسیار كوتاه اما پر مغز و پر معنى حقیقت روزه و هدف از آن را بیان فرموده است در آیه 183 سوره بقره مى‏خوانیم: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! روزه بر شما واجب شد همانگونه كه بر پیشینیان شما واجب گردید باشد كه پرهیزكار شوید.»

خداوند این آیه را با خطاب خاص خود به دوستانش آغاز مى‏كند و چه خطابى برتر از خطاب معبود با انسان، كه چنین نواى گوش‏نوازى قبل از هر چیز تمامى سختى‏هاى روزه را از یاد انسان مى‏برد. امام صادق (ع) درباره این خطاب الهى مى‏فرمایند: «لذّة ما فى النداء اَزال تَعَبَ العبادة و العناء؛7 لذت آنچه در این خطاب است رنج و سختى عبادت را از بین مى‏برد».

در ادامه آیه خداوند فلسفه تشریع روزه را كه در اُمم گذشته نیز جریان داشته بیان مى‏كند و مى‏فرماید: «لعلّكم تتقون» رسیدن به مرحله تقوا هدف روزه و حقیقت آن است. از این عبارت كوتاه مى‏توان دنیایى از معنا را فهمید چرا كه تقوا «خیر دنیا و آخرت»8 و «سرآمد همه كارهاست»9 و رسیدن به این مهم یعنى نهایت كمال آدمى و سعادت دنیا و آخرت.

چنانكه تقوا همه جانبه است و فقط به تقواى قلب یا عضو خاص یا حوزه معین اعم از فرهنگى، اخلاقى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى، محدود نمى‏شود و شامل همه این ابعاد مى‏گردد. روزه نیز فقط امساك از خوردن و آشامیدن نیست بلكه روزه دل، روزه چشم، روزه زبان، روزه قلب را شا مل مى‏شود و در یك كلام آنكه تمامى وجود آدمى در اختیار احكام و فرائض الهى باشد.

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! روزه بر شما واجب شد همانگونه كه بر پیشینیان شما واجب گردید باشد كه پرهیزكار شوید

چنین روزه‏اى سپر آدمى است10 در برابر آتش، بهشت را واجب مى‏كند11 و خالص شدن آدمى را به همراه مى‏آورد12 و به

رمضان

میراث روزه كه همان یقین به ذات اقدس الهى است نایل مى‏كند. در حدیث معراج آمده است كه پیامبر(ص) فرمود: «پروردگارا! میراث روزه چیست؟ خداوند فرمود: روزه حكمت به ارث مى‏نهد و حكمت معرفت و معرفت یقین مى‏آورد و چون بنده به یقین رسید دیگر براى او اهمیتى ندارد كه چگونه شب و روز خود را بگذراند. به سختى یا به آسانى».13

اما روزه‏اى كه فقط امساك از خوردن و آشامیدن بدون توجه به محرمات الهى و واجبات خداوندى باشد بهره آن همان گرسنگى و تشنگى و رفع تكلیفى بیش نخواهد بود. چنانكه پیامبر خدا(ص) مى‏فرمایند: «بسا روزه‏دارى كه بهره او از روزه‏اش گرسنگى و تشنگى است و بسا شب زنده‏دا رى كه بهره او از عبادت شبانه‏اش فقط بى‏خوابى است.»14 چه خسران زده‏ایم اگر تشنگى و گرسنگى را تحمل كنیم و دست خالى این ماه را پشت سر بگذاریم در این صورت سپر آتش را كه همان اصل روزه است به همراه داریم اما با اعمال ناشایستمان آن سپر را پاره كرده‏ایم سپرى ك ه از ما در برابر آتش محافظت نمى‏كند. این سپر را چه فایده و این روزه را چه سود كه پیامبر عظیم مى‏فرماید: «الصُّوُم جُنَّةٌ مالَمْ یَخْرقْها»15 روزه سپر است تا زمانى كه (آدمى با اعمال ناشایست) آن را ندرد»

 

مراتب روزه‏

چنانكه تقوا را مراتبى است و انسانها در بهره‏مندى از آن یكسان نیستند روزه هم كه ابزارى براى رسیدن به تقوا است درجات و مراتبى دارد. اهل معرفت در بیان درجات روزه همانند تقوا سه مرتبه و درجه براى آن قایل شده‏اند.

1) روزه عوام كه همان پرهیز از خوردن و آشامیدن و سایر مبطلات روزه است و از آدمى دفع تكلیف مى‏كند.

2) روزه خواص: كه علاوه بر آنچه عوام از آن پرهیز مى‏كنند سایر اعضاى بدن نظیر چشم و گوش و دهان و... از گناهان دورى مى‏كنند كه افطار چنین روزه‏اى، ارتكاب گناه و انجام معصیت است.

امام على (ع) چنین مرتبه‏اى را این‏گونه معرفى مى‏فرمایند: «روزه‏دارى، پرهیز از حرام‏هاست، چنانكه انسان از خوردن و آشامیدن خوددارى مى‏كند».16

3) روزه خواص خواص: كه علاوه بر آنچه در دو مرحله پیش گذشت روزه‏دار، دل را از مشغول شدن به افكار دنیوى و اخلاق رذیله و هر آنچه غیر خداست محافظت كند و افطار این نوع از روزه به یاد غیر خدا و روز قیامت بودن است و حاصل این روزه روگردانیدن از غیر خداست چنانكه خداوند فرمود: «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ؛17 بگو خدا و هر چه غیر اوست واگذار».

این مرتبه از روزه اختصاص به انبیاء و صدیقین و مقرّبین دارد و ثمره این روزه نایل شدن به مشاهده جمال لقاى الهى است و رسیدن به چیزى كه هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده، و به خاطر احدى خطور نكرده است.18

رشیدالدین میبدى در تفسیر گرانسنگ كشف الاسرار با بیانى لطیف این مرتبه از روزه را چنین بیان مى‏دارد: «روزه جوانمردان به زبان اهل حقیقت بشو و ثمره و سرانجام آن بدان، چنانكه تو تن را به روزه‏دارى و از طعام و شراب بازدارى ایشان دل را به روزه در آرند و از جمل ه مخلوقات باز دارند. تو از بامداد تا شبانگاه روزه‏دارى. ایشان از اول عمر تا آخر عمر روزه دارند. میدان روزه تو یك روز است، میدان روزه ایشان یك عمر»19


1) وسایل الشیعه، ج 7، باب 18، حدیث 16 ؛ تفسیر نمونه، ج 1، ص 635.

2) تفسیر كبیر، فخر رازى، ج 5، ص 91 ؛ تفسیر تبیان شیخ طوسى، ج 2، ص 121.

3) منبع پیشین.

4) بحارالانوار، ج 96، ص 377.

5) تفسیر كشف الاسرار، ج 1، ص 495.

6) عیون الاخبار، ج 1، ص 295 - 296 ؛ امالى صدوق، ص 57 - 58.

7) تفسیر مجمع البیان، ج 2، ذیل آیه.

8) كنز العمال، حدیث 564.

9) بحارالانوار، ج 70، ص 289، ح 21.

10) الكافى، ج 4، ص 62، ح 1.

11) بحارالانوار، ج 96، ص 356.

12) بحارالانوار، ج 96، ص 368، ح 47.

13) بحارالانوار، ج 77، ص 27، ح 6.

14) ترجمه میزان الحكمه، ج 7، ص 3210، به نقل از امالى طوسى، ص 166 و 277.

15) بحارالانوار، ج 96، ص 296، ح 28.

16) بحارالانوار، ج 96، ص 294، ح 21.

17) سوره انعام، آیه 91.

18) معراج السعادة، ملا احمد نراقى، ص 784 - 785، با دخل و تصرف.

19) كشف الاسرار، ج 1، ص 495.


خواسته‌های ما در ادعیه ماه مبارك رمضان

آداب و رسوم مردمان آذربایجان در ماه رمضان

ادعیه اسلامی، دریایی از معارف بلند است كه از زبان معصومین (علیهم‌السلام) در این قالب بیان شده است. برای كسانی كه در پی ارتقای سطح خواسته‌های خویش از پیشگاه خدای متعالند، مناسب است كه در مضمون دعاها دقت بیشتری كنند. در این مطلب سعی شده که نگاهی اجمالی به خواسته‌های خود در ادعیه ماه مبارک رمضان داشته باشیم.

 

1ـ آمرزش خواهی

ماه رمضان طبق روایات بسیار و ادعیه، ماه آمرزش و مغفرت الهی است. به تناسب همین معنا بخش عمده‌ای از خواسته‌های ما در دعاها، طلب آمرزش از درگاه خداوند است و این كه از گناهان درگذرد و مبادا این ماه سپری شود و هم چنان بار گناهانِ نابخشوده برگردن ما سنگینی كند. از دعاهای هر شب این است: «اَعوذُ بجلال وجهك الكریم اَن ینقضی عنّی شهر رمضان...» این مضمون در بسیاری از دعاها و مناجات های این ماه دیده می‌شود و راستی هم بدون آن، انسان از بركات این ماه محروم می‌ماند.

 

2-حج و زیارت خانه خدا

انجام حج و اعمال مناسك آن و تعظیم شعائر، زمینه‌ای برای شمول مغفرتِ الهی است. در دعاهای متعدد این ماه، توفیق زیارت خانه خدا و حرم پیامبر خواسته شده است و چون شب‌های قدر طبق خواسته‌ها و عمل‌های ما و مشیت الهی، شب‌های تعیین سرنوشت و مقدّرات است، با اصرار از خدا خواسته شده كه در مقدّرات حتمی این ماه، نام‌مان را جزء زائران بیت الله الحرام ثبت كند. در دعای هر شب است: «... و أنْ تَجْعَلَ لی فی عامی هذا إلی بَیتِكَ الحرامِ سَبیلاً حِجَّهً مَبروره ...».در دعای هر شب است(پس از دعای افتتاح): «... أن تَكْتُبَنی مِن حُجّاج بَیتكَ الحرامِ المَبرورُ حَجُّهم ...».در اعمال شب نوزدهم است: «اَللّهمَ اجْعَل فیما تَقْضی و تقدّرُ مِن الأمرِ المَحْتومِ ...».و موارد متعدد دیگر از جمله دعای پس از افتتاح.

 

3ـ شهادت طلبی

از ارزش‌های مهم مكتبی، شهادت طلبی و آرزوی كشته شدن در راه خداست. امیرالمؤمنین علیه السلام هم سال‌ها در انتظار فوز شهادت بود. شهادت طلبی مرحله والای وارستگی از تعلّقات دنیوی و دل‌بستگی به آخرت است. در اعمال مشترك ماه رمضان از جمله در دعایی این خواسته مطرح است: «أسئَلَك أن تَجْعَلَ وَفاتی قَتلاً فی سبیلك تَحتَ رایهِ نبیك مَعَ اولیائِك ...». از جمله در دعای دوازدهم از اعمال شب‌های ماه رمضان بعد از دعای افتتاح می‌خوانیم: «وَ قَتْلاً فی سَبیلِكَ فَوِفِّق لَنا».

 

4ـ نجات از دوزخ و ورود به بهشت

در آخرت، سرانجامِ همه انسان ها روشن می‌شود. برنده كسی است كه با اعمالش، یا با برخورداری از غفران الهی از عذاب نجات یابد و بهشتی شود. درخواست نجات از جهنّم و برائت از آتش و هم چنین ورود به بهشت و برخورداری از انواع نعمت های الهی، از خواسته‌های دیگر مطرح در دعاهای این ماه است. از جمله در دعای پس از افتتاح می‌خوانیم: «و من ثمار مِنَ النّارِ فاكتُبْ لَنا وَ فی جَهنَّم فلا تَغُلَّنا...». در دعای پس از ابوحمزه ثمالی هم(یا عُدَّتی فی شِدَّتی...) این مضامین مطرح است.

از ارزش‌های مهم مكتبی، شهادت طلبی و آرزوی كشته شدن در راه خداست. امیرالمؤمنین علیه السلام هم سال‌ها در انتظار فوز شهادت بود. شهادت طلبی مرحله والای وارستگی از تعلّقات دنیوی و دل‌بستگی به آخرت است

5ـ نعمت‌های دنیوی

اسلام، هم دنیای انسان را تأمین می‌كند و هم سعادت اخروی او را. در دعاهای این ماه، هم خواسته‌های معنوی و نیازهای اخروی مطرح است و هم خواسته‌های دنیوی و مادّی. و این جامعیت اسلام را می‌رساند. در دعای هر روز ماه «اللّهم اَدْخِل علی أهلِ القبور...» از جمله خواسته‌های ما بی‌نیازی فقیران، سیری گرسنگان، پوشش بی‌جامگان، ادای قرض بدهكاران، گشایش برای گرفتاران، بازگشت غریبان، آزادی اسیران، اصلاح امور و شفای بیماری‌ها مطرح است. در دعای شب بیست و سوم نیز، در كنار حج و زیارت، طول عمر و وسعت رزق خواسته شده است: «وَاجْعَل فیما تقضی و تُقّدر اَن تُطیلَ عُمری، تُوسِّعَ علی فی رِزقی». طول عمر در طاعت الهی و وسعت رزق از راه حلال، از بهترین خواسته‌های بندگان است.

 

6- اوصاف خدا و درس توحید

دعا برای خدا

این محور نه به عنوان یك خواسته، بلكه به صورت توجّه دادن به اوصاف خداوند، در بیشتر دعاهای این ماه مطرح است. و درس توحید را از ادعیه منقوله می‌توان آموخت. دعای جوشن كبیر، سراسر نام‌های پروردگار و اوصاف اوست. دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحرهای ماه رمضان «اللهُ إنّی اَسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ...»، «الهی لا تُؤدِّبنْی بِعُقُوبَتِك...»، دعای ششم از اعمال هر شب و روز ماه «یا ذَا الّذی كانَ قبلَ كُلِّ شیء...»، دعای هر روز و بعد از هر نماز «یا علی یا عظیم...» و ده‌ها دعای دیگر، همه مبین اوصاف خداست و این كه او را چگونه باید بشناسیم هم چنین تسبیحات صدگانه پروردگار(دعایی با ده بخش كه هر كدام حاوی ده بار «سبحانَ» است) از جمله ادعیه‌ای است كه صفات خدا را می‌شناساند.

 

7ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام)

محور دیگری كه در دعاها مطرح است توجه دادن به مقام، فضیلت، جایگاه و نقش ائمه و عترت پیامبرصلى الله علیه و آله است. یاد كرد پیوسته و همه روزه آنان، نوعی تجدید عهد با «ولایت» و پیوند با «اهل بیت» است. در دعای افتتاح یكایك معصومین یاد می‌شوند. و نیز در عمل سوم از اعمال روزه های ماه رمضان، یك به یك با القاب و مشخّصات و ویژگی‌های ائمه اطهار نام برده شده است. این بخش از ادعیه نیز، تقویت كننده مبانی اعتقادی امامت و ولایت را تحكیم می‌كند و پیوند روحی با آنان را استوارتر می‌سازد.

 

8ـ نزول قرآن

ماه رمضان، ماه نزول قرآن است. به ویژه شب قدر كه به تصریح سوره قدر در این شب، قرآن نازل شده است. در دعاها نیز به این مضمون اشاره شده تا بندگان الهی به فضیلت ماه و وظایف عبادی در تلاوت كلام خدا بیشتر توجه كنند. در دعای «یا علی یا عظیم» آمده است: «الّذی أنزلتَ فیهِ القرآن ...». در دعای هر روز آمده است: «اللّهم هذا شهرُ رمضان الّذی أنزلتَ فیه القرآن...». در چندین دعای شب اول رمضان، در دعای قرآن بر سر گرفتن در شب‌های قدر «اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ المُنْزَل فیه» و موارد دیگر به این حقیقت اشاره شده است. باشد كه مؤمنان، با قرآن بیشتر مأنوس باشند و از فیض تلاوت و تدبّر بهره مند شوند.


مضامین دعای افتتاح

دعا

از آن جا كه بیش از دعاهای دیگر، خواندن دعای افتتاح در این ماه متداول است، مناسب است كه محتوای این دعا برای مردم تشریح شود. با یك نگاه اجمالی می بینیم كه سرفصل‌های مهم و مضامین عمده این دعا این‌هاست:

۱. صفات متعالی خداوند، درس توحید و معارف اعتقادی؛

 ۲. بیان نعمت‌ها و بزرگواری‌ها و كرامت‌های الهی در حق انسان و خطاپوشی او(عبودیت)؛

۳. صلوات بر چهارده معصوم(پیوند ولایی با اهل بیت)؛

۴. دعا برای ظهور امام زمان و تشكیل دولت كریمه(بینش سیاسی شیعه)؛

۵. جایگاه و نقش رهبری و ولایت در جامعه «اللهم به شَعْثَنا ... تا«اله الحق آمین»؛

۶. شكوه به درگاه خدا و التجا برای فرج امام زمان(عج)(بحث انتظار و آینده).

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/05ساعت 7:33  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان89

امام مهدی (عج) در ادعیه ماه رمضان

مهدی (عج)

ماه رمضان، بهار قرآن و هنگامهی معطر شدن جانهای مؤمنان با عطر دلنواز آیه های الهی است.

رسول گرامی(صلّی الله علیه و آله) عترت خود را همراه و قرین قرآن نامید، پس رمضان همان گونه كه بهار قرآن است. باید بهار ولایت نیز باشد. به همین خاطر در این ماه آن چنان كه از سوی پیشوایان دینی به قرآن دعوت شده است، جویندگان حقیقت به ولایت و امامت نیز فرا خوانده شده اند. این حقیقت را در ادعیه ای از ماه مبارك رمضان كه در ارتباط با امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ است به عیان میتوان مشاهده كرد.

ما در اینجا برخی از این ادعیه را از كتاب شریف مكیال المكارم1 نقل میكنیم. در این كتاب در این رابطه چنین آمده است:

تمام ماه رمضان (یكی از زمانهایی كه دعای برای امام مهدی(عج) در آن سفارش شده است، تمام ماه رمضان است.) به خصوص در شبهای آن ماه شریف، زیرا كه این ماه بهار دعا كردن است، و این هم بهترین دعاها میباشد. از همین روی از خود آن حضرت ـ كه خداوند فرجش را برساند ـ أمر و اهتمام به دعای افتتاح در شبهای این ماه رسیده است. بنابراین از خواندن آن غافل مشو كه جدّاً دعایی است نفیس، و جامع مطالب دنیا و آخرت میباشد.

و نیز مؤید این مطلب است آن كه رئیس محدثین شیخ بزرگوار صدوق ـ رحمة الله علیه ـ در كتاب فضائل شهر رمضان به سند خود از حضرت امام رضا (علیه السّلام) آورده كه درباره ی خوبی های ماه رمضان فرمود: كارهای نیك در ماه رمضان پذیرفته شود و بدیها آمرزیده گردد. هر كس در ماه رمضان یك آیه از كتاب خدای ـ عز و جل ـ بخواند چنان است كه در ماههای دیگر ختم قرآن كند، و هر كه در این ماه به روی برادر مؤمنش بخندد، روز قیامت او را ملاقات ننماید جز این كه در روی او خنده آورد، و وی را به بهشت مژده دهد، و هر كس در این ماه مؤمنی را یاری كند خدای تعالی او را در درگذشتن از صراط یاری نماید. روی كه قدمها در آن خواهد لغزید، و هر آن كه در این ماه خشم خود را فرو گیرد، خداوند روز قیامت خشم خود را از او باز دارد، و كسی كه در آن اندوهگینی را دادرس شود خدایش از بیم بزرگ روز قیامت در امان دارد، و هر كه در این ماه ستمدیده ای را یاری نماید خداوند او را بر هر كسی كه در دنیا با وی دشمنی ورزد یاری فرماید، و روز قیامت هنگام سنجش اعمال و حساب نیز یاریش كند.

ماه رمضان؛ ماه بركت؛ ماه رحمت؛ ماه مغفرت؛ و ماه توبه و بازگشت (به درگاه خداوند) است، و هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود پس در چه ماهی آمرزیده خواهد شد!؟ پس از خداوند بخواهید كه روزه را از شما بپذیرد. و آن رمضان را آخرین رمضان شما قرار ندهد، و این كه شما را در این ماه برای فرمانبرداریش توفیق بخشد، و از نافرمانیش محفوظ بدارد، كه او بهترین سئوال شدگان است.2

دعا برای تعجیل فرج و گشایش امر مولایمان حضرت حجت(عج) از اقسام یاری و كمك میباشد، كه در این جهت شریف یاری كردن مؤمن تأكید شده این كه در این ماه مبارك به آن عمل گردد، و بدون شك یاری كردن امام ـ علیه السلام ـ بهترین و تمامترین اصناف یاری كردن است.

و گواه بر آنچه ذكر شد از اهتمام به آن در ماه رمضان: دعایی است كه در كتاب اقبال و زاد المعاد از امام چهارم سید العابدین و فرزندش ابو جعفر باقر ـ علیه السلام ـ روایت آمده كه اولش چنین است: خدایا این ماه رمضان است... از تو میخواهم كه جانشین محمد و وصی محمد و قیام كننده ی به عدالت از اوصیاء محمد ـ كه درودهایت بر او و ایشان باد ـ را یاری نمایی، یاریت را بر آنان معطوف بدار.

تمام ماه رمضان (یكی از زمانهایی كه دعای برای امام مهدی (عج) در آن سفارش شده است، تمام ماه رمضان است.) به خصوص در شبهای آن ماه شریف، زیرا كه این ماه بهار دعا كردن است، و این هم بهترین دعاها میباشد. از همین روی از خود آن حضرت ـ كه خداوند فرجش را برساند ـ أمر و اهتمام به دعای افتتاح در شبهای این ماه رسیده است. بنابراین از خواندن آن غافل مشو كه جدّاً دعایی است نفیس، و جامع مطالب دنیا و آخرت میباشد

و نیز شاهد بر آن است روایتی كه ثقه الاسلام محمد بن یعقوب كلینی (ره) در كتاب الصوم فروع كافی از محمد بن عیسی به سند خود از امامان ـ علیه السلام ـ آورده كه فرمود: این دعا را شب بیست و سوم ماه رمضان در حال سجده و برخاستن و نشستن و در هر حال تكرار میكنی، و نیز هر قدر كه میتوانی و هرگاه كه به یادت آمد در دوران زندگیت، پس از

رمضان

حمد خدای تبارك و تعالی و درود بر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) بگو: «اللهم كن لولیك فلان بن فلان فی هذه الساعه و فی كل ساعه ولیا و حافظا و ناصرا و دلیلا و قائدا و عینا حتی تسكنه أرضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا.»3 خداوندا برای ولی خودت فلان فرزند فلان (در هر زمانی شیعیان نام امام عصر و نام پدرش را می گفتند و در زمان ما باید گفت: حجت بن الحسن علیه و علی آبائه السلام، در این ساعت و هر ساعت سرپرست و نگهدار و یاور و راهنما و پیشوا و مددكار باش تا این كه او را در زمین خویش (فرمانروای) مطاع گردانی و در آن دورانی طولانی بهره مند سازی.

این حدیث شریف دلالت دارد بر این كه دعا كردن برای آن امر بزرگ (زودتر شدن ظهور) در شب بیست و سوم ماه رمضان مهمتر و مؤكدتر است از وقتها و زمانهای دیگر، همچنان كه در ماه رمضان از سایر ماهها تأكید بیشتری دارد، به جهت این كه جهات استجابت و روی آوردن به درگاه خداوند و پاداش در آن شب جمع است، و نیز فرشتگان و روح در آن شب فرود می آیند، و درهای فتح و رحمت آن قدر گشوده میشود كه در شبهای دیگر گشوده نشوند. و بلكه از صریح بعضی از روایات به دست می آید كه آن شب همان شب قدر است كه از هزار ماه بهتر میباشد، چنان كه محمد بن یعقوب كلینی(ره) در كتاب اصول كافی باب النوادر كتاب فضل القرآن به سند خود از حضرت امام صادق (علیه السلام) از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آورده كه فرمود: قرآن در بیست و سوم ماه رمضان فرود آمد.4 این حدیث به ضمیمه ی این كه خدای عز و جل فرمود: «انا انزلناه فی لیله القدر» ما (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم؛(قدر/1) دلالت دارد بر این كه شب قدر همان شب بیست و سوم ماه رمضان است، و این برای اهل بینش واضح است.

و محقق نوری در كتاب النجم الثاقب دعای مزبور را به گونه ی مبسوطی از كتاب المضمار تألیف سید علمای بزرگوار آن كه شایسته است عموم اهل بینش به او اقتدا كنند سید علی بن طاووس نقل كرده است، دعا چنین است: «اللهمّ كن لولیك القائم بأمرك الحجه بن الحسن المهدی علیه و علی آبائه أفضل الصلاه و السلام فی هذه الساعه و فی كل ساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و مؤیداً (مریداً ـ خ ل) حتی تسكنه أرضك طوعاً و تمتّعه فیها طولاّ و عرضاً و تجعله من الائمه الوارثین اللهم انصره و انتصر به و اجعل النصر منك له و علی یده و اجعل النصر له و الفتح علی وجهه ولا توجه الأمر الی غیره اللهم اظهر به دینك و سنه نبیك صلی الله علیه و آله حتی لا یستخفی بشیء من الحق مخافه احد من الخلق اللهم انی ارغب الیك فی دوله كریمه تعزّ بها الاسلام و اهله و تذلّ بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدّعاه الی طاعتك و القاده الی سبیك و آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار و اجمع لنا خیر الدارین و اقض عنا جمیع ما تحبّ فیهما و اجعل لنا فی ذلك الخیره برحمتك و منّك فی عافیه آمین ربّ العالمین و زدنا من فضلك و یدك الملاء فانّ كلّ معط ینقص من ملكه و عطاؤك یزید فی ملكك»؛

خداوندا برای ولی قائم به أمرت حجت بن الحسن مهدی ـ كه بر او و بر پدرانش بهترین درود و سلام باد ـ در این ساعت و در همه ی ساعتها سرپرست و نگهبان و پیشوا و یاور و راهنما و تأیید كننده (یا خواهان) باش تا این كه بر سراسر زمینت فرمانروای مطاعش سازی و از كران تا كران گیتی برخوردارش نمایی، و او و فرزندانش را از امامانِ وارث قرار دهی، خدایا او را یاری نموده و به وسیله ی او پیروزی را برای (دین) خویش تحقق بخش، و نصرت خود را برای او و به دست او فراهم آور، و یاری را به او اختصاص ده، و فتح و پیروزی را به روی او بگشای و امر (حكومت) را به غیر او متوجه مساز، خداوندا دینت و سنت پیغمبرت ـ كه درود و سلامت بر او و خاندانش باد ـ را به او آشكار كن، تا چیزی از حق را از بیم احدی از خلق مخفی ندارد، خدایا من به درگاه تو زاری میكنم به جهت دولتی گرامی كه اسلام و اهل آن را به آن عزت دهی و نفاق و اهل آن را خوار گردانی، و ما را در آن دولت از دعوت كنندگان به سوی طاعتت قرار داده و در شمار راهنمایان به راهت منظور داری، و در دنیا حسنه ای و در آخرت حسنه ای به ما عنایت فرمای و ما را از عذاب آتش نگهدار، و خیر دنیا و آخرت را برای ما فراهم ساز، و تمام آنچه در آن دوست داری برای ما قرار ده، و اختیار آن را برایمان محفوظ بدار به رحمت و منت خودت و با عافیت، اجابت فرمای ای پروردگار عالمیان،و از فضل و نعمتت بر ما بیفزای (و پیمانهمان را) پر كن، كه هر بخشنده ای از داراییش كاسته میشود، ولی عطای تو در ملكت می افزاید.


1. مرحوم سید محمد تقی موسوی اصفهانی، مكیال المكارم، ج2، ص78 ـ 89.

2 . بحارالانوار، ج96، ص341.

3 . الكافی، ج4، ص162.

4 . اصول كافی، ج2، ص629.


فضیلت ماه مبارک رمضان

 شهر رمضان

«رمضان» در لغت از «رمض» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن می‏باشد.1 چون در این ماه گناهان انسان بخشیده می‏شود، به این ماه مبارک رمضان گفته‏اند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را می‏سوزاند.» 2

رمضان یکی از چهار ماهی است که خداوند متعال جنگ را در آن حرام کرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)

در این ماه کتاب‏های آسمانی قرآن‏کریم، انجیل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.3

این ماه در روایات اسلامی ماه خدا و میهمانی امت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در این ماه در نهایت کرامت و مهربانی پذیرایی می‏کند؛ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،(4) هر کس همه این ماه را روزه بگیرد بر خدا واجب است که همه گناهانش را ببخشد، بقیه عمرش را تضمین کند و او را از تشنگی و عطش دردناک روز قیامت امان دهد.»

این ماه، در میان مسلمانان از احترام، اهمیت و جایگاه ویژه‏ای برخوردار و ماه سلوک روحی آنان است و مؤمنان با مقدمه‏سازی و فراهم کردن زمینه‏های معنوی در ماه‏های رجب و شعبان هر سال خود را برای ورود به این ماه شریف و پربرکت آماده می‏کنند، و با حلول این ماه با شور و اشتیاق و دادن اطعام و افطاری به نیازمندان، شب‏زنده‏داری و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزه‏داری و ... روح و جان خود را از سرچشمه فیض الهی سیراب می‏کنند.

 

فضائل ماه رمضان

گرچه ذکر تمام فضائل ماه مبارک رمضان از حوصله این مقال خارج است؛ ولی پرداختن و ذکر برخی از فضائل آن از نظر قرآن و روایات اسلامی خالی از لطف نیست.

 

1. برترین ماه سال

ماه مبارک رمضان به جهت نزول قرآن کریم در آن و ویژگی‏های منحصری که دارد در میان ماه‏های سال‏قمری برترین است؛ قرآن کریم می‏فرماید: «ماه رمضان ماهی است که قرآن برای هدایت انسان‏ها در آن نازل شده است.»( سوره بقره، آیه 185)

پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) درباره ماه رمضان می‏فرماید: «ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روی آورد، ماهی که نزد خدا از همه ماه‏ها برتر و روزهایش بر همه روزها و شب‏هایش بر همه شب‏ها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهی است که شما در آن به میهمانی خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفته‏اید، نفس‏های شما در آن تسبیح و خوابتان در آن عبادت، عملتان در آن مقبول و دعایتان در آن مستجاب است.... بهترین ساعاتی است که خداوند به بندگانش نظر رحمت می‏کند... .»5

 

2. نزول کتب آسمانی در این ماه

تمام کتب بزرگ آسمانی مانند: قرآن کریم، تورات، انجیل، زبور، صحف در این ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(علیه السلام) می‏فرماید: «کل قرآن کریم در ماه رمضان به بیت المعمور نازل شد، سپس در مدت بیست سال بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و صحف ابراهیم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجیل در روز سیزدهم ماه رمضان و زبور در روز هیجدهم ماه رمضان نازل شد.»6
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را می‏سوزاند.»

3. توفیق روزه

در ماه رمضان خداوند متعال توفیق روزه‏داری را به بندگانش داده است؛ «پس هر که ماه [رمضان] را درک کرد، باید روزه بگیرد.»( سوره بقره، آیه 185)

انسان افزون بر جنبه مادی و جسمی، دارای بُعد معنوی و روحی هم هست و هر کدام در رسیدن به کمال مطلوب خود، برنامه‏های ویژه را نیاز دارند، یکی از برنامه‏ها برای تقویت و رشد بُعد معنوی، تقوا و پرهیزگاری است؛ یعنی اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوی رشد و پرورش دهد و به طهارت و کمال مطلوب برسد، باید هوای نفس خود را مهار کند و موانع رشد را یکی پس از دیگری بر دارد و خود را سرگرم لذت‏ها و شهوات جسمی نکند. یکی از اعمالی که در این راستا مؤثر و مفید است روزه‏داری است، قرآن کریم می‏فرماید: «... ای افرادی که ایمان آورده‏اید! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه که بر پیشینیان از شما نوشته شده، تا پرهیزگار شوید.»( سوره بقره، آیه 183) 

وجود شب قدر در ماه رمضان

4. وجود شب قدر در این ماه

شب قدر از شب‏هایی که برتر از هزار ماه است و فرشتگان در این شب به اذن خدا فرود می‏آیند و جمیع مقدرات بندگان را در طول سال تعیین می‏کنند(سوره قدر، آیه 1 ـ 5) و وجود این شب در این ماه مبارک نعمت و موهبتی الهی بر امت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) است و مقدرات یک سال انسان‏ها (حیات، مرگ، رزق و...) براساس لیاقت‏ها و زمینه‏هایی که خود آنها به وجود آورده‏اند تعیین می‏شود و انسان در چنین شبی با تفکر و تدبر می‏تواند به خود آید و اعمال یک سال خود را ارزیابی کند و با فراهم آوردن زمینه مناسب بهترین سرنوشت را برای خود رقم زند.7

حضرت امام صادق(علیه السلام) می‏فرماید: «تقدیر مقدرات در شب نوزدهم و تحکیم آن در شب بیست و یکم و امضاء آن در شب بیست و سوم است.»8

 

5. بهار قرآن

نظر به این ‏که قرآن کریم در ماه مبارک رمضان نازل شده و تلاوت آیات آن در این ماه فضیلت بسیاری دارد، در روایات اسلامی، از ماه رمضان به عنوان بهار قرآن یاد شده است؛ چنان‏ که حضرت امام باقر(علیه السلام) می‏فرماید: «هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.»9

 

 یک نکته!

بدیهی است فضائل و ثواب‏هایی که برای ماه مبارک رمضان و روزه‏داری ذکر شده و به برخی از آن‏ها اشاره شد، از آنِ کسانی است که حقیقت آن را درک کنند و به محتوای آن عمل و در گفتار و کردار به کار گیرند و به آن‏ها جامه عمل بپوشانند. چنان در روایات اسلامی برای روزه‏داری آدابی ذکر شده و کسانی که صرفاً تلاوت قرآن می‏کنند، ولی به آیات و احکام آن عمل نمی‏کنند و یا آن که از روزه‏داری تنها رنج گرسنگی و تشنگی را می‏کشند و بوسیله گناه، تأثیر روزه را از بین می‏برند و ماه مبارک رمضان و فضای معنوی آن تأثیری بر اشخاصی بر جای نمی‏گذارد، مورد نکوهش قرار گرفته‏اند.

چنان‏که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به زنی که با زبان روزه کنیز خود را دشنام می‏داد فرمود: چگونه روزه‏داری و حال آن‏که کنیزت را دشنام می‏دهی؟! روزه فقط خودداری از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه خداوند آن را علاوه بر این دو، مانع کارها و سخنان زشت که روزه را بی‏اثر می‏کنند قرار داده است، چه اندکند روزه‏داران و چه بسیارند کسانی که گرسنگی می‏کشند.»10

حضرت امام سجاد(علیه السلام) در دعای حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض می‏کند: به وسیله روزه این ماه یاریمان ده تا اندام‏های خود را از معاصی تو نگه داریم و آنها را به کارهایی گیریم که خشنودی تو را فراهم آورد، تا با گوش‏هایمان سخنان بیهوده نشنویم و با چشمانمان به لهو و لعب نشتابیم و تا دستمانمان را به سوی حرام نگشاییم و با پاهایمان به سوی آن‏چه منع شده ره نسپاریم و تا شکمهایمان جز آن‏چه را تو حلال کرده‏ای در خود جای ندهد و زبان‏هایمان جز به آن‏چه تو خبر داده‏ای و بیان فرموده‏ای گویا نشود... .»11

بنابراین، در ماه مبارک باید تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توکل و توسل از اهل‏بیت(علیهمالسلام) و عمل به دستورها و احکام قرآن کریم و دوری از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعی، عبادت، شب‏زنده‏داری، درک فضیلت شب قدر و... فضیلت ماه مبارک رمضان را درک کرد و از آن در راستای رسیدن به کمال حرکت کرد و باید در این ماه به گونه‏ای خودسازی کرد که با اتمام ماه مبارک تأثیر و فواید آن در روح و جان افراد باقی باشد و اثر آن تا ماه رمضان سال بعد ماندگار باشد.


1. مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ص 209، دارالکتاب العربی، بیروت.

2. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 55، ص 341، مؤسسه الوفاء، بیروت.

3. ر.ک: الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 2، ص 628، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

4. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 2، ص 628، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

5. ر.ک: وسائل الشیعه، همان، ج 10، ص 313.

6. ر.ک: الکافی، همان، ج 2 ،ص 628.

7. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 18، ص 132؛ ج 19، ص 90، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم.

8. وسائل الشیعه، همان، ج 10، ص 354.

9. وسائل الشیعه، همان، ج 6، ص 203.

10. الکافی، همان، ج 4، ص 87.

11. الصحیفة السجادیة، امام سجاد(علیه السلام) ص 186، دفتر نشر الهادی، قم.


روزه در ادیان و فرق

پیروان ادیان مختلف چگونه روزه می‌گیرند؟

پیشینه گرفتن روزه در میان ادیان الهی را باید در تاریخی بسیار طولانی و با رانده شدن حضرت آدم و حوا از بهشت مقارن دانست. تحقیقات انسان شناسی نیز موید آن است که حتی قبایل بدوی نیز قبل از انجام مراسمی چون شکار، برداشت محصول، یا قربانی نمودن روزه می گرفتند.

البته هدف و غایت هر یک از ادیان نیز با دیگری متفاوت بود؛ چنانکه سرخ پوستان آمریکا روزه را به خاطر دفع آفت، آشوری ها و بابلی ها برای توبه از گناهان خود، قبایل سرخ پوست مکزیکی و اینکاهای اهل پرو برای به دست آوردن دل خدایان خود، و بابلی ها برای توبه از گناه، رومانی ها به عنوان پرستش بت مزسس (سیاره مشتری)، یونانی ها به عنوان عبادت بت کشاورزی، ذیمیز و هندی ها نیز برای به دست آوردن خشنودی خدایان خود روزه می گرفتند.

در عین حال ابن اثیر معتقد است: «در هیچ ملتی از ملل مشرک و بت پرست، برای بت ها روزه نمی گرفتند؛ اگر چه برای بتها نماز می خواندند، قربانی می کردند و مراسم دیگر داشتند. روزه تنها برای خداست و هیچ مشرک و بت پرستی، برای تقرب به بت روزه نگرفته است، چون روزه فرمانی الهی است، اما سایر عبادات، مورد شرک قرار گرفته و برای غیر خدا هم انجام می دادند؛ اما خدای متعال روزه را به خود اسناد داده و شخصا جزای روزه را به عهده گرفته است.»

روزه در تمام ادیان به معنای «پرهیز و ترک» آمده است و مردم با این عبادت به خداشناسی، تزکیه نفس، تعدیل اراده در امور دنیوی، رعایت اصول اخلاقی، بهداشتی و اجتماعی دعوت می شوند.

در ادیانی غیرآسمانی همچون زرتشت، بودا و کنفسیوس، روزه از بهترین و مقدس ترین عبادتها برای تزکیه نفس به شمار می رود.

- صائبین یا مندائیان (پیروان حضرت یحیی) در روزهای ویژهای از سال که آنها را مبطل مینامند از خوردن گوشت، ماهی، تخم مرغ خودداری میکنند از جمله این روزها 26 و 27 و 28 و 29 و 30 ماه سمبلتا، روزهای ششم و هفتم ماه دولا و روز دوم ماه هطیا است.

آنها روزه واقعی را روزه دار بودن اعضا و جوارح آدمی میدانند که در کتاب کنزاربا یا صحف آدم مقدسترین کتاب مندائیها آمده است:

«ای مومنان برایتان گفتم که روزه بزرگ فقط نهی از خوردن و آشامیدن نیست بلکه دیدگانتان را از نگاههای هیز و شیطانی و گوشهایتان را از شنیدن حرفهایی که مردم در خانه خود میزنند برحذر دارید و زبانهایتان را به گفتارهای دروغ و ناپسند نیالائید و .... ».

- هندوها نیز معمولاً در روزهای ماه جدید و جشن هایی مانند شیوراتری، دورگا دپوجا روزه می گیرند. زنان شمال هند در روز کارواچاتوآ روزه می گیرند.چگونگی روزه گرفتن به خود فرد بستگی دارد. ممکن است روزه، امتناع از خوردن و آشامیدن هر نوع غذا یا نوشیدنی برای مدت 24 ساعت باشد، اما بیشتر شامل نخوردن غذاهای جامد است و نوشیدن مقداری آب یا شیر مجاز است .

تمامی فرقه های اصلی بودیسم نیز دوره هایی برای روزه دارند که معمولاً روزهای چهاردهم ماه و دیگر روزهای مقدس است. در آیین بودا، روزه به معنای خودداری از خوردن غذاهای جامد است، ولی استفاده از برخی مایعات مانعی ندارد

 زاهدان پیرو آئین جین و آئین هندو برای ایجاد آمادگی روحی خود برای برخی جشنها و اعیاد روزه نگه میدارند، همچنین پارسایان آئین جین بهترین مرگ را مرگ در اثر پرهیز کامل از غذا و آب میدانند و بسیاری از آنها داوطلبانه راه روزه دار را در پیش می گیرند تا بدین طریق به زندگی خود پایان بخشند.

- تمامی فرقه های اصلی بودیسم نیز دوره هایی برای روزه دارند که معمولاً روزهای چهاردهم ماه و دیگر روزهای مقدس است. در آیین بودا، روزه به معنای خودداری از خوردن غذاهای جامد است، ولی استفاده از برخی مایعات مانعی ندارد. روزه بودائیان روشی برای پاک سازی است. راهبان و راهبه های بودایی به دنبال قوانین «وینایا» هر روز پس از وعده غذایی ظهر چیزی تناول نمی کنند. برخی از فرقه های بودایی نیز تنها از خوردن مایعات پس از صرف وعده غذایی ظهر پرهیز می کنند. مومنان بودایی روزه را در قالب ریاضت در نظر می گیرند و ریاضت نیز در میانه روی که بودا جایگزین ریاضت کرد نفی شده است. در فرقه هایی از بودیسم که مؤمنان آن روزه می گیرند، هدف از روزه داری را تادیب نفس در راه رسیدن به کنترل فردی اعلام کرده اند. نقش روزه در ادیان بزرگ جهان صرف نظر کردن از یک یا چند وعده غذایی به منظور کمک کردن به افرادی است که در زندگی اقبال کمتری داشته اند.

من، روزه‌دار عاشقی‌ام

بسیاری از راهبان و راهبه های بودایی مذهب، تنها به یک وعده غذا در روز اکتفا میکردند و اول ماه و نیمه ماه را روزه کامل میگرفتند، امروزه مردم عامی بودائی هر ماه چهار بار روزه داشته و به گناهان خود اقرار میکنند و در استقبال از سالروز فوت بودا مدت پنج روز از خوردن گوشت خودداری میکنند.

- لامائیستها در هر ماه روزهای 14 و 15 و 29 و 30 تنها از غذای آردی و چای تناول میکنند ولی پارسایان این مذهب در طول این چهار روز تا غروب آفتاب هیچ نمیخورند.

- مردم تبت مراسمی به نام نانگ نس (روزه مدام) دارند که چهار روز طول میکشد. آنها دو روز اول را با دعا، اقرار به گناهان و تلاوت متون مقدس به سر می آورند و روز سوم پرهیز شدیدی را رعایت میکنند و هیچ نمیخورند و حتی آب دهان خود را هم فرو نمیبرند و این روزه را با دعا و اقرار به گناهان تا طلوع آفتاب در روز چهارم ادامه میدهند.

- در میان چینیان کهن بخصوص پیروان مذهب تائو روزه قلب وجود داشت و بر آن بیش از روزه تن تاکید دارند، پیروان مکتب کنفوسیوس روزه داری را بعنوان آماده سازی خود، برای بهتر به انجام رساندن اوقات پرستش ارواح نیاکان مورد توجه داشتند.

- در مصر کهن، پس از مرگ پادشاه رعایای او روزه میداشتند و از مصرف گوشت، نان، گندم، شراب و هر تفریحی پرهیز میکردند و نیز از استحمام، تدهین (مالیدن روغن به موی سر) و بستر نرم خودداری میکردند.

- قبایل بومی آمریکا معتقد بودند روزه گرفتن در کسب هدایت و راهنمایی از روح اعظم موثر است و از جمله مراسم عزاداری آنها پرهیز غذا بوده است.

همچنین در نزد بسیاری از اقوام کهن پرهیز از آشامیدن و خوردن به عنوان ابزار ندامت به درگاه خدا (یان) و به عنوان فدیه و کفاره گناهان انجام میشد؛ مردم کهن مکزیک امساک از غذا را به عنوان کفاره گناهان بجا میآوردند و مدت آن از یک روز تا چند سال متفاوت بوده است و پارسایان آنها در هنگام بروز مصیبتی عام، ماهها راه امساک را در پیش میگرفتند.

در آیین زرتشت، زرتشتیان باید در سه بخش معنوی شنوایی، اندیشه و احساس همیشه روزه باشند؛ به آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی دور نشوند و اندیشه و احساس و شنوایی شان همیشه سرشار از نیکی باشد. با این حال زرتشتیان برای افراط نکردن در خوردن گوشت حیوانات روزهای دوم، دوازدهم، چهاردهم و بیست و یکم هر ماه از خوردن گوشت پرهیز می کنند. همچنین پس از مرگ یکی از نزدیکان، به مدت سه شب از پختن یا خوردن گوشت پرهیز می کنند.

آئین سیک تنها آئین سازمان یافته ای است که روزه را مگر برای اهداف پزشکی واجب نکرده است. گوروهای سیک مومنان را از روزه منع کرده اند و آن را فاقد ارزش معنوی برای فرد می دانند.

 

نویسنده: جواد - رستگار 


1- جوامع الجامع ،ج 1

2 - تفسیر ادبی قرآن، خواجه عبدا... انصاری، حبیب الله آموزگار

3 - روزه در ادیان / علی غیاثی

4 - تفسیر فخر رازی، ج 5

5 - روزه درمان بیماریهای روح و جسم، موسوی راد لاهیجی

6 - عطر رمضان/ محمود اکبری.


روزه و روزه داری در دین مسیحیت

روزه كودكانه

تاریخ روزه داری در دین مسیحیت به قبل از قرن هشتم میرسد، روزه در تقویم کلیسا هم ثبت شده و جزو آداب فقهی به شمار میرود. در انجیل آمده است که حضرت مسیح پیروان خود را امر به روزه داری نموده است: آنگاه عیسی به قوت روح به پایان برده شد تا ابلیس او را امتحان کند، پس چهل شبانه روز روزه داشته و نهایتاً گرسنه گردید.

در اناجیل به وجوب روزه تصریح شده و روزه دار را ستوده و او را از ریا برحذر داشته است.

سنت یهودی تا زمان حضرت عیسی – در صورت های مختلفش- یعنی پرهیز از خوراک، پرهیز از سخن و... رایج بوده و پس از او هم میان حواریان و کسانی که مبلغ پیامش در مناطق مختلف جهان شدند، رواج داشته است. بطوری که روزه داری از خصوصیات حواریون و رسولان پیام عیسی بوده است.

این امر نشانگر آن است حضرت عیسی خود به روزه عملاً و قولاً توجه داشته و شاگردانش نیز پس از وی به امر روزه توجه داشته اند. جیمز هاکس در این باب میگوید: حیات حواریون و مومنین- (مسیحی) ایام گذشته، عمری مملو از افکار، لذت و زحمات بیشمار و روزه داری بود.

حضرت عیسی بی شک پیش از آغاز رسالتش، همچون یک یهودی، ایام روزه داری در دین یهود مثل روزه یوم کیپور را مراعات میکرده و به نظر برخی ، او تنها اصول را بیان کرده و وضع قوانین را به عهده کلیسا نهاده است.

چند نکته ای که در این دین حائز اهمیت است، این است که اولاً در مسیحیت دو واژه روزه و پرهیز وجود دارد که بین این دو تفاوتی وجود دارد به این نحو که در ایامی که باید پرهیز را رعایت کرد، تنها از مصرف گوشت پرهیز میکنند ولی در ایام رعایت روزه همراه با پرهیز از گوشت غذای مصرفی و دفعات وعده غذا هم محدود میشود، دوماً یکی از روزهای مهم در مسیحیت روز عید پاک یا the easter day است که به مناسبت قیام عیسی از قبر گرامی داشته میشود. هفته پیش از این روز «هفته مقدس» گفته میشود که در تعیین بسیاری از روزه ها هم نقش مهمی دارد.

نصارا در ماه رمضان روزه می گرفتند اما چون این ماه با فصل گرمای شدید تابستان مواجه می شد، ماه رمضان را به ماههای شمسی انتقال دادند تا ماه رمضان ثابت بماند. به مرور زمان و به میل و سلیقه کشیشان و اسقفها 10 روز دیگر نیز به این روزه اضافه شد و در مجموع روزه اهل نصارا به 50 روز رسید. آنها به مدت چهل روز از اغذیه چرب و شیرین خودداری می کنند و روز قبل از این 40 روز را سه شنبه چاق گویند که در آن روز هر چه بخواهند می خورند و می آشامند. هر یک از شاخه های دین مسیحی نیز نوعی روزه مخصوص به خود دارند .

حضرت عیسی خود به روزه عملاً و قولاً توجه داشته و شاگردانش نیز پس از وی به امر روزه توجه داشته اند

فلسفه روزه در مسیحیت

برخی میگویند که روزه و دعا وسایلی برای مقابله با وسواس های شیطانی است و روزه حقیقی آن است که هیچ بدی مرتکب نشوی و با قلبی خالص خود را وقف خدمت به خداوند کنی.

مسیحیان معتقدند که روزه ظاهری نیست بلکه باطنی و معنوی است و هدف اصلی آن این است که با فروتنی به خدا تقرب جویند و هدایت های او را بطلبند. همچنین در کتاب اشعیاء نبی، فصل 58، آیات 6-9 در این باره چنین آمده که: «مگر روزهای که من می پسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشائید و گره های یوغ را باز کنید و مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید؟ مگر این نیست که نان خود را بین گرسنگان تقسیم کنی و فقیران رانده شده را به خانه آوری و چون برهنه را بپوشانی و ... آنگاه دعا خواهی کرد و خداوند توبه را اجابت خواهد فرمود و استغاثه خواهی نمود و او خواهد گفت که اینک حاضر هستم».

روزه مسیحی به منظور صواب و ریاضت و یا به دست آوردن دل خدا و نجات از گناه به جا آورده نمیشود زیرا آنان معتقدند با ریخته شدن خون مسیح بر صلیب و مرگ و دفن و قیام او از مردگان نجات از گناه و طریق راه یافتن انسان به حضور خدا مهیا گردیده است.

بعضی از دلایل روزه گرفتن مسیحیان به شرح زیر میباشد:

من، روزه‌دار عاشقی‌ام

1- اینکه دل در حضور خدا نرم و فروتن شود.

2- مسیحیان به صدا و هدایت حضور خدا حساس باشند.

3- نفس سرکش ضعیف و سرکوب باشد.

4- پرستش و دعای مسیحی قویتر و موثرتر باشد.

آنها میگویند روزه مسیحی کمک میکند که یاد بگیریم از خودخواهی انسان دوری و از خودگذشتگی داشته باشیم و بیشتر قدر و ارزش فداکاری عظیم را درک کنیم.

همچنین باید از ریاکاری و هرگونه ظاهرسازی و خودنمایی به دور باشد. چرا که عیسی در (انجیل متی فصل6، آیات 18-16 ) بدان اشاره کرده و میفرماید: «وقتی روزه میگیرید مانند ریاکاران خودتان را افسرده نشان ندهید. آنان قیافه های خود را تغییر میدهند تا روزه دار بودن خود را به رخ بکشند. اما تو وقتی روزه میگیری سرت را روغن بزن و صورت خود را بشوی تا مردم از روزه تو باخبر نشوند بلکه فقط پدر تو که در نهان است آن را بداند».

روزه در مسیحیت جامع احکام مذهبی نیست به همین دلیل روزه مسیحی در زمان و تحت قوانین خاصی نیست، آنها آزادند در هر زمان و با هدایت روح خدا بطور فردی و جمعی برای یک یا چند روز و حتی برای چند ساعت روزه بگیرند.

روزه های مهم مسیحیان عبارت است از:

1- روزه روز جمعه قبل از عید پاک که در قرن دوم متداول بود.

2- روزه غیرکامل دوشنبه تا پنجشنبه هفته مقدس

3- روزه چهل روز قبل از عید پاک

4- روزه چهل روز قبل از هفته مقدس

5- روزه چهارشنبه و جمعه هر هفته؛ به مناسبت روز توطئه یهودیان برای دستگیری عیسی و روز جمعه بدلیل به صلیب کشیدن عیسی

6-روزه های فصلی

7- روزه، بعنوان کفاره گناهان

روزه روزهای یکشنبه روز عید پاک، روزه در روز نیطیکاست - بدان سبب که روز جشن و شادمانی است - ممنوع است.

سه فرقه کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان در مسیحیت روزه های خاص به خود را دارند و روزه هایشان با یکدیگر فرق میکند که در زیر به بعضی از آنها اشاره شده است:

کاتولیکها

آنها روزه روز چهارشنبه و جمعه الصلیب را میگیرند بعلاوه تمامی روزهای جمعه ماه انابت را که به دوران توبه و تعمق معروف است را روزه میگیرند، و در این دوران دو نوع غذای ساده و یک غذای معمولی میخورند و از خوردن گوشت پرهیز میکنند.

 

ارتدوکس شرق

آنها نیز ماه انابت، روزه رسولان، روزه معراج مریم به آسمان، روزه ویژه میلاد مسیح و چند تا روزه یک روزه دارند بعلاوه تمامی روزهای چهارشنبه و جمعه که در این دوران از خوردن گوشت، لبنیات ، تخم مرغ و ماهی پرهیز میکنند.

 

پروتستان

روزه آنها به خود افراد، کلیساها و سازمانها بستگی دارد و در این مدت بطور کامل از لب زدن به آب و غذا خودداری میکنند و برخی مایعات را نمیخوردند و از خوردن یک یا چند وعده غذا صرف نظر میکنند.

همانطور که قبلاً اشاره شد روزه به عنوان یک مقوله دینی و عبادی امری نیست که به چند دین محدود باشد و اثری از آن در ادیان نباشد. شواهد تاریخی حاکی از آن است که اگر اختلافی هست در صورت و کیفیت توجه به آن است نه در اصل آن و در میان اقوام مختلف در گذشته و حال، روزه و پرهیز جایگاه خاصی برای خود داشته و دارد.

 

اكرم امانی كارشناس ارشد ادیان و عرفان


منابع و مآخذ:

1 - بوترابی، خدیجه، دایرة المعارف تشیع، ج 8، نشر محبی، ص 371

2- طباطبایی، تفسیرالمیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ج3، دارالعلم، ص8

3- سوره بقرة، آیه 183

4-مویدی، احمدرضا، روزه در ادیان، رمضان تجلی معبود، سازمان تبلیغات اسلامی ، ص196

5- كتاب مقدس یهودیان از 39 كتاب در حجمهای مختلف تشكیل شده كه 5 كتاب اول موسوم به اسخار خمسه به تورات مشهور است و مجموعه 5 كتاب و 34 كتاب دیگر كتاب عهد قدیم یا كتاب مقدس یهودیان نامیده می شود.

6- هاكس، جیمز، قاموس كتاب مقدس، ج 1، ص 427

7- همان

8- مویدی، همان، صص 208-207

9- بوترابی، همان، ص 373

10- هاكس، همان، ص 428

11-fasting

12-abstinence

13- holy week

14- این ایام روزه و توبه به lent معروف است و چیزهایی از جمله گوشت و دخانیات در این مدت ترك می شود.

15- مویدی، همان، ص 218

16- جعفری، یعقوب، پژوهشی درباره صائبین، هجرت، ص 95

17- برنجی، سلیم، قوم از یاد رفته،دنیای كتاب، ص 268

18- مویدی، ص 219

19- همان، ص 220


روزه و روزه داری در دین یهود

من، روزه‌دار عاشقی‌ام

روزه عملی عبادی و هماهنگ با روح و روان انسان است كه در صورت تحقق دقیق با توجه به شرایط و معیارهای یك روزه واقعی نتایج گرانی را در امور روحی، روانی، معنوی، بهداشتی، اقتصادی و ... برای فرد و اجتماع به ارمغان می آورد.

روزه ظهور در پیروان ادیان الهی دارد، چون ناشی از مبدا ایمان و امر خدا میباشد و نیروی مقاومت را افزایش میدهد تا انسان را به مقام تقوا برساند.

روزه ضمن وجوب در ادیان الهی، انگیزه فطری نیز داشته زیرا بشر تعالی طلب كه نمیخواست تا سطح حیوانات پایین بیاید و یكسره محكوم تمایلات و شهوات حیوانی گردد، روزه را وسیله و سپری برای مقاومت در برابر این گونه تمایلات قرار داده تا خود را به كمال برساند.

روزه گرفتن در میان ادیان الهی، تاریخی بس طولانی دارد و از جمله عبادات دیرینی است كه پیدایش آن را میتوان با رانده شدن حضرت آدم و حوا از بهشت مقارن دانست.

بعضی مفسران میگویند كه خداوند روزه روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه را بر آدم واجب كرد، علت آن بود هنگامی كه آدم به زمین آمد از گرمی و تابش آفتاب سوخت و سیاه شد ولی پس از روزه بدنش سفید شد و به این جهت آن سه روز را ایام البیض خواندند.

صوم در لغت به معنای خودداری از عمل است البته در معنای آن این قید را اضافه كرده اند كه به معنای خودداری از كارهای مخصوصی است كه دل آدمی مشتاق آن باشد و اشتهای آن را داشته باشد.

اما صوم در فرهنگ و شریعت دینی عبارت از خودداری و پرهیز از چیزهایی خاص در زمان معین است.

در روایات اسلامی آمده كه كتابهای بزرگ آسمانی همچون تورات، انجیل، زبور، صحف و قرآن در رمضان نازل شده اند. امام صادق علیهالسلام میفرماید: تورات در ششم ماه رمضان، انجیل در دوازدهم ماه رمضان، زبور داود در هجدهم ماه رمضان و قرآن در شب قدر نازل شده است.

تفاوت روزه در ادیان از جهت تعداد روزها و چگونگی روزه هاست، هرچند در ادیان مختلف جزئیات و كیفیت روزه تفاوت دارد اما اصل حكم روزه وجود دارد و هدف آن بطور كلی تهذیب نفس و ایجاد طهارت و پاكی معنوی و رفع رنج و بلاست .

غرض از ذكر مطالب یاد شده این است كه باید بدانیم در بررسی پرهیز و روزه در ادیان دیگر، باید ذهن خود را از معنای مصطلح آن در اسلام و آنچه در شرع اسلام مبطل روزه محسوب میشود بخصوص خوردن و آشامیدن فراتر ببریم.

این فرانگری باید عوارض و لوازم آن را نیز دربگیرد، برای مثال روزه سکوت که به واسطه نذر، سوگند و ... واجب می شده و در میان قوم یهود متداول بوده به روزه مسلمانان شباهتی ندارد. حال به بررسی روزه در دین یهود می پردازیم.

 

روزه و روزه داری در دین یهود

در تورات آمده است که حضرت موسی(ع) چهل روز و شب روزه داشته است چنانکه از قول حضرت موسی در تورات آمده است: «هنگام آمدنم، لوحهای سنگی یعنی لوحهای «عهد» یا ده «فرمان» را که خداوند با شما بست، در کوه چهل شب و روز ماندم و غذا و آب ننوشیدم».

در دین یهود سه راه متعارف برای نزدیکی به خدا و کسب رحمت او موجود است: صم، قل، و مامون، یعنی روزه، دعا، و صدقه. بنابر این یک فرد مومن یهودی روزه می گیرد تا به خدا نزدیک شود.

روزه یوم کیپور یا روزه توبه به عنوان روزه بزرگ و مهمترین روزه در آیین یهود است. این روزه، مهمترین واقعه مذهبی یهودیان در طول سال است؛ روزی که تمام اقشار یهودی آن را گرامی می دارند، زیرا به اعتقاد آنان در این روز گناهان بخشوده می شوند. در یوم کیپور که در ماه سپتامبر یا اکتبر و تعطیلی مذهبی یهودیان است، مردم روزه می گیرند و در کنیسه، دعای صبر می خوانند. آن روز را، روز کفاره هم می گویند. یهودیان شش روز دیگر را نیز روزه می گیرند؛ روز نهم آوریل، روزی که معبد یهودیان در آن روز تخریب شد از آن جمله است.

در تورات «سفر تثنیه» فصل نهم شماره 9 آمده است که قوم یهود اغلب در موقعی که فرصت می کردند و می خواستند اظهار عجز و تواضع درحضور خدا نمایند، روزه می گرفتند تا به گناهان خود اعتراف کرده و به واسطه روزه و توبه رضای خداوند را به دست آورند.

واژه عبری برای کلمه روزه، لفظ صوم است؛ در آئین یهود روزه جزئی از مجموعه اعمالی است که یک یهودی برای ذلیل ساختن تن و رنجور ساختن آن انجام میدهد.

روزه در تمام اوقات در میان هر طایفه و ملت و مذهب موقع ورود اندوه و رحمت غیرمترقبه معمول بوده است (یونس5:3) و میتوان گفت که حکم طبیعت است که در این مواقع پرورش و نمو را ترک میکند.

در تورات آمده است که حضرت موسی (ع) چهل روز و شب روزه داشته است چنانکه از قول حضرت موسی در تورات آمده است: «هنگام آمدنم، لوحهای سنگی یعنی لوحهای «عهد» یا ده «فرمان» را که خداوند با شما بست، در کوه چهل شب و روز ماندم و غذا و آب ننوشیدم»

در عهد قدیم (کتاب مقدس) به هیچ وجه اشارهای نشده که قبل از ایام موسی روزه بطور صحیح معمول بوده، همچنین در تورات به وجوب روزه و حدود آن تصریحی نیست ولی روزه داران را ستوده است.

چگونگی روزه در آیین هندو،بودا و یهودیت

قوم یهود غالباً در موقعی که میخواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا نمایند روزه میداشتند تا گناهان خود را اعتراف نموده و به واسطه روزه و توبه رضای حضرت اقدس الهی را تحصیل نمایند. (داوود 26:20)

مخصوصاً در مواقع مصیبت عام روزه غیر مرسوم قرار میدادند و در این صورت اطفال شیرخوار و گاهی حیوانات را نیز از چرا منع میکردند. (یوئیل 16:2)

عهد قدیم از روزه داشتن فردی، همچون روزه داشتن داود، عزرا، الیاس، دانیال و جمعی بسیار سخن گفته که بیانگر یک ارب دینی کاملاً متداول برای نیل به هدف مورد نظر در میان یهودیان بوده است.

برای نمونه چند عبارت از کتاب عهد قدیم را آوردهایم:

« .... پس داود برای (سلامت) طفل از خدا استدعا كرد و داود روزه گرفت و داخل شده تمامی شب را بر روی زمین خوابید». (دوم سموئیل باب 12/16/15)

«و در روز بیست و چهارم این ماه بنی اسرائیل روزه دار و پلاس در بر و خاک بر سر جمع شدند». (نحمیا باب 9/1)

در تورات برای اولین بار دستور تعنیت (روزه) برای روز کیپور (بخشش گناهان) در دهم ماه تیشری ذکر شده ولی روزه های دیگر تاریخ یهود با یادبود اتفاقاتی که در مسیر خرابی بت بیت المقدس (همیقداش) روی داد، مناسبت پیدا میکنند.

روزه های مهم یهودیان عبارت است از:

1- یوم کیپور بزرگترین روزه یهودیان است که با نامهایی چون یوم ادیر یعنی جلیل و باعزت، یوم مقادوش یعنی روز مقدس و یوم عاسورا خوانده میشود.

2- روزه 10 طوت آغاز محاصره اورشلیم توسط بخت النصر

3- روزه 17 تموز خرابی دیوار اورشلیم و توقف قربانی و فتح اورشلیم توسط تیطس سردار رومی

4- روزه ی 9 آو خرابی دوباره بت همیقداش و یادآوری مصیبت ویرانی بیت المقدس

5- روزه 3 تبشری سقوط یهود و کشته شدن جدلیا حاکم یهودا.

 

فلسفه روزه یهود

کتاب عهد قدیم تاکید دارد که روزه هدف نیست بلکه وسیله ای است که از طریق آن انسان قادر است از گناهانی که مرتکب شده است اظهار ندامت و توبه کند و قلب خود را برای خداوند متواضع گرداند و با تغییر در رفتار و عمل خود توبه حقیقی از گناهان را متجلی سازد.

تعنیت (روزه) در دین یهود اهداف خاصی از جمله توبه، طلب بخشش و یادآوری سوگواری را در پی دارد.

از نگاه دین یهود صوم تنها به معنی پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست بلکه خودداری از لذایذ جسمانی است.

کتاب مقدس یهودیان بر این مطلب تاکید دارد که روزه داشتن بدون توبه ای صمیمی و حقیقی بی ارزش و بی محتواست و صرف توجه به ظواهر روزه کارساز نیست.

این امر که فلسفه روزه صرفاً اجتناب از برخی نیازهای طبیعی و پرداختن به اموری دیگر چون دعا و ... عبارت – بدون ایجاد اثری مثبت در قلب و روح مومنان - نیست منحصر به آیین یهود نیست و در دیگر ادیان نیز مورد توجه قرار گرفته است.

قوم یهود در موارد مختلفی مبادرت به روزه گرفتن میکردند که از جمله آنها موارد زیر میباشد:

1- بر سر لطف آوردن خداوند به منظور پیشگیری پایان بخشیدن به یک مصیبت الهی.

2- هنگامی که یک تهدید یا حمله از سوی دشمنان و یا مصیبت طبیعی متوجه میشد به روزه عمومی توجه میکردند.

3- روزه داشتن به منظور کسب آمادگی برای قبول امری خطیر یا ملاقات با ارواح مردگان.

کتاب عهد قدیم تاکید دارد که روزه هدف نیست بلکه وسیلهای است که از طریق آن انسان قادر است از گناهانی که مرتکب شده است اظهار ندامت و توبه کند و قلب خود را برای خداوند متواضع گرداند و با تغییر در رفتار و عمل خود توبه حقیقی از گناهان را متجلی سازد

آداب و رسوم روزه داری

در دین یهود دختران از سن 12 سالگی و پسران در 13 سالگی موظف به گرفتن روزه میشوند و بیماران و زنان باردار و
من، روزه‌دار عاشقی‌ام

شیرده از روزه گرفتن معاف هستند.

آنها همراه روزه بعضی از اعمال را انجام میدهند مانند:

1- بیرون آوردن تورات از جایگاه بدون پوشش اصلی.

2- قرائت تورات، خواندن دعا و اعتراف به گناه.

3- زیارت قبور.

4- نواختن شوفار.

5- خوابیدن روی زمین.

6- خودداری از صحبت کردن و شنیدن موسیقی.

بر اساس یک طبقه بندی دورههای مرسوم در آیین یهود را میتوان به سه طبقه اصلی تقسیم کرد:

1- روزه های حکم شده در کتاب مقدس یا روزه های ایجاد شده به مناسبت تذکار  وقایع مطرح شده در کتاب مقدس مانند: روزه یوم کیپور، روزه نهم آو، روزه 17 تموز و ...

2- روزه های تعیین شده از سوی ربیها مانند: روزه اولین دوشنبه پس از عید فصح، روزه آخر هر ماه موسوم به یوم کیپور کوچک و ....

3- روزه های شخصی که اشخاص در مناسبتهای مختلف خصوصی به آن مبادرت میکنند، که این روزه ها وقت مشخصی ندارد و با توجه به رخداد پیش آمده برای افراد از سوی آنها روزه گرفته میشود مانند: روزه برای فوت والدین یا معلم، روزه عروس و داماد در روز ازدواجشان و ... در روز یوم کیپور و روزه نهم آو، وقت روزه از غروب آفتاب تا شامگاه روز بعد است ولی در دیگر روزه ها مدت روزه از هنگام طلوع آفتاب تا شامگاه همان روز است. همچنین اگر یکی از روزه ها به استثنای روزه یوم کیپور با روز شنبه مصادف شود، روزه به یکشنبه موکول میشود.

 

اكرم امانی كارشناس ارشد ادیان و عرفان


منابع و مآخذ:

1 - بوترابی، خدیجه، دایرة المعارف تشیع، ج 8، نشر محبی، ص 371

2- طباطبایی، تفسیرالمیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ج3، دارالعلم، ص8

3- سوره بقرة، آیه 183

4-مویدی، احمدرضا، روزه در ادیان، رمضان تجلی معبود، سازمان تبلیغات اسلامی ، ص196

5- كتاب مقدس یهودیان از 39 كتاب در حجمهای مختلف تشكیل شده كه 5 كتاب اول موسوم به اسخار خمسه به تورات مشهور است و مجموعه 5 كتاب و 34 كتاب دیگر كتاب عهد قدیم یا كتاب مقدس یهودیان نامیده می شود.

6- هاكس، جیمز، قاموس كتاب مقدس، ج 1، ص 427

7- همان

8- مویدی، همان، صص 208-207

9- بوترابی، همان، ص 373

10- هاكس، همان، ص 428

11-fasting

12-abstinence

13- holy week

14- این ایام روزه و توبه به lent معروف است و چیزهایی از جمله گوشت و دخانیات در این مدت ترك می شود.

15- مویدی، همان، ص 218

16- جعفری، یعقوب، پژوهشی درباره صائبین، هجرت، ص 95

17- برنجی، سلیم، قوم از یاد رفته،دنیای كتاب، ص 268

18- مویدی، ص 219

19- همان، ص 220


ملاک پذيرش رمضاني‌ها!

دعا

ماه مبارک رمضان در پيش است و همه مي‌کوشيم با خانه تکاني قلب‌هايمان به پيشواز اين ماه برويم؛ ماه خوب خدا که با آمدنش طراوتي در جانمان دميده مي‌شود و با رفتنش آه حسرتي از نهادمان کشيده مي‌شود! اما در اين ميان فقط مهم آن است که بدانيم چقدر از اين ماه بهره برده‌ايم و آيا اعمال مان قبول شده است؟!! به نظر شما ملاک صحيح براي آنکه بدانيم اعمالمان پذيرفته شده‌اند يا نه چيست؟!

 

اعمال ريز و درشت رمضاني

در ماه مبارک رمضان اعمال بسياري توصيه شده است؛ از دعاهاي سحر و افطار گرفته تا نمازهاي مستحبي و ساير اعمال عبادي که توصيه بزرگان در بهره‌مندي از همه آنهاست و البته گل سرسبد همه آنها، روزه‌داري! اما در اين ميان برخي از اعمال و عبادات بيشتر توصيه شده‌اند. از جمله اين عبادات تلاوت قرآن است. اين ماه، ماه نزول قرآن و بهار قرآن است. پس تلاوت قرآن و کوشش براي عمل به فرامين قرآني از جمله عبادات مهم اين ماه است.

شايد براي شما هم جالب باشد که با همه توصيه‌اي که به تلاوت قرآن در اين ماه شده است، بهترين عمل در اين ماه چيز ديگري معرفي شده است!

شايد براي شما هم جالب باشد که با همه توصيه اي که به تلاوت قرآن در اين ماه شده است، بهترين عمل در اين ماه چيز ديگري معرفي شده است!

بهترين کار رمضاني

بر اساس روايت معصوم، بهترين عمل در اين ماه، دوري کردن از محرمات و ترک حرام‌هاي الهي است! عملي که روزه‌داري واقعي نيز در گرو همان است. تنها کسي مي‌تواند به مقام روزه‌دار واقعي برسد که بتواند با حفظ همه اعضاء و جوارح خود از گناه و معصيت، طعم روزه واقعي را بچشد. بر همين اساس برخي از افراد تنها بهره‌شان از ماه مبارک رمضان، گرسنگي و تشنگي است و حظّ ديگري از اين ماه نمي‌برند!

 

ملاک پذيرفته شدن اعمال

خداوند متعال از جمله ملاک‌هاي نماز مقبول را دور نگه داشتن صاحب آن از فحشا و منکر معرفي مي‌نمايد: إنّ الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر. از سوي ديگر، بر اساس روايات معصومين مي‌دانيم که نماز در رأس ساير عبادات است و با پذيرفته شدن آن، ساير اعمال ما نيز پذيرفته مي‌شود و با رد آن ساير عبادات بي ارزش خواهند بود! پس با يک حساب سر انگشتي معلوم مي‌شود که وقتي اعمال و عبادات ما پذيرفته مي‌شوند که ما را از گناه و منکر دور نگه دارند. پس اگر کوشش بسيار نموديم و موفق شديم خود را از گناهان و شهوات در اين ماه پاک کنيم، آن وقت بايد اميدوار باشيم که ساير اعمال ما و اين تلاش و مجاهده ما با نفس سرکش‌مان مورد رضايت الهي قرار گرفته است و اعمال‌مان پذيرفته شده‌اند!

اگر با رفتن اين ماه احساس کرديم که از بار گناهان سبک شده‌ايم و همچون طفل تازه متولد شده پاک و پاکيزه گشته‌ايم، آن وقت مي‌توانيم اميد داشته باشيم که اعمال‌مان را در اين ماه پذيرفته‌اند و ما را از خوان رمضان بهره‌اي بوده است!

سورپريز رمضاني

به علاوه، خداي مهربان در آن ميان يک هديه غير منتظره هم براي ما قرار داده است؛ شب‌هاي قدر!!

بهترين عمل در اين شب‌ها استغفار و توبه از گناهان شمرده شده است تا ديگر پاک پاک از اين ماه خارج شويم! يعني همه چيز مهياست تا بندگان خوب خدا به درگاه دوست قديمي خود برگردند و اگر مانعي هست آن را برطرف کنند!

پس وقتي با رفتن اين ماه احساس کرديم که از بار گناهان سبک شده‌ايم و همچون طفل تازه متولد شده پاک و پاکيزه گشته‌ايم، آن وقت مي‌توانيم اميد داشته باشيم که اعمال‌مان را در اين ماه پذيرفته‌اند و ما را از خوان رمضان بهره‌اي بوده است!


منابع و مآخذ:

1-قرآن کريم

2-نهج البلاغه

3-نهج الفصاحه (مجموعه سخنان گهربار رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) )

4-سخنان آيت الله جوادي آملي برگرفته از سايت


ارزش روزه در فصل تابستان

تشنگی

آزمایش الهی در ماه رمضان

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر بندگان مى‏دانستند كه در رمضان چه [بركاتى] هست، آرزو مى‏كردند كه رمضان، یك سال باشد.(بحارالأنوار: 96/346/12)

 

چند سالیست که ماه مبارک رمضان مقارن با فصل تابستان شده است و واضح است که روزه گرفتن در تابستان با گرمای شدید و روزهای طولانی بسیار سخت است. اما فراموش نکنیم که در روزه‌داری آزمایش الهی نهفته است و آثار و برکات بسیاری دارد. درست است که در ماه مبارک رمضان، شیطان دست و پایش در غل و زنجیر است اما یادمان باشد که هوای نفس آزاد است و تلاش می‌کند که انسان در آزمایش الهی مردود شود. خالصانه خود را به خدا واگذاریم و از او بخواهیم که در روزه‌داری توفیقمان دهد و مراقب باشیم که تشنگی و گرما ما را از روزه گرفتن منصرف نکند که برکات زیادی را از دست می دهیم از یک سو و مستوجب عذاب می شویم از سوی دیگر. و هیچ چیز بالاتر و زیباتر از فرمانبرداری از حضرت احدیت نیست.

در این مقاله آیه‌ای که بواسطه آن روزه واجب شده است را بررسی می‌کنیم، تا با آیه روزه بیشتر و بهتر آشنا شویم .

«یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم لعلكم تتقون (بقره/183)؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شاید با تقوا شوید.»

قرآن، روح ماه مبارك رمضان است كه در كالبد آن دمیده شده و ارزش و عظمت آن را چند برابر كرده است، قرآن قلب ماه مبارك رمضان است كه بدون این قلب و ضربان آن،‌ جوهره‌ی حقیقت در رگ‌های حیات معنوی روزه‌داران به جریان نمی‌افتد. قرآن بهار دل‌ها و ماه مبارك رمضان بهار قرآن است. بنابراین باید گفت كه بخش اعظم بركات ماه مبارك رمضان، در رابطه با قرآن است و در این ماه باید بذر فرامین نورانی قرآن را در مزرعه‌ی دل‌ها بكاریم، تا رشد و نمو كند و سرانجام میوه‌ی قرآن را در این ماه برای غذای روح برگیریم و قوت قلبمان را در پرتو بركات قرآنی این ماه، بیمه نماییم و چنین بهره‌برداری جز از راه انس حقیقی با قرآن بدست نخواهد آمد.

در آیه فوق واجب شدن یکی از فروعات دین، یعنی روزه مطرح شده است. و با لحنی تاكیدآمیز مى‌فرماید: «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید روزه بر شما نوشته شده است آنگونه كه بر امتهایى كه قبل از شما بودند نوشته شده بود» (یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم).

از آنجا كه انجام این عبادت با محرومیت از لذائذ مادى و مشكلاتى، مخصوصا در فصل تابستان همراه است تعبیرات مختلفى در آیه فوق به كار رفته كه روح انسان را براى پذیرش ‍ این حكم آماده سازد.

‏خداوند بعد از جمله: "یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام"، مساله وجوب روزه بر مسلمانان را خاطرنشان كرد، بلافاصله فرمود: "كما كتب على الذین من قبلكم" و فهمانید كه شما مسلمانان نباید از تشریع روزه وحشت كنید، و آن را گران بشمارید، چون این حكم منحصر به شما نبوده، بلكه حكمى است كه در امتهاى سابق نیز تشریع شده بود.(لعلكم تتقون)، یعنى علاوه بر این كه عمل به این دستور، همان فائده‏اى را دارد كه شما به امید رسیدن به آن ایمان آوردید، و آن، عبارت است از تقوا، و علاوه بر این، این عمل كه گفتیم در آن، امید تقوا براى شما هست، همچنان كه براى امتهاى قبل از شما بود. (المیزان، ذیل آیه)

ماه رمضان

اینگونه خطاب(اى كسانى كه ایمان آورده‏اید) به منظور توجه دادن مردم به صفت ایمانشان است، وگرنه مى‏فرمود: (اى مردم) لیكن خواست‏ بفهماند با توجه به این كه داراى ایمانید باید هر حكمى را كه از ناحیه پروردگارتان مى‏آید بپذیرید، هر چند كه بر خلاف و ناسازگار با عادات شما باشد.(المیزان، ذیل تفسیر آیه مربوطه)

و بلافاصله فلسفه این عبادت انسان‌ساز و تربیت آفرین را در یك جمله كوتاه، اما بسیار پرمحتوا چنین بیان مى‌كند: «شاید پرهیزكار شوید» (لعلكم تتقون).

پس از این آیه در می‌یابیم که روزه تاثیری جدی بر پرورش روح تقوا و پرهیزگارى در تمام زمینه‌ها و همه ابعاد وجودی انسان دارد.

از آنجا كه انجام این عبادت با محرومیت از لذائذ مادى و مشكلاتى، مخصوصا در فصل تابستان همراه است تعبیرات مختلفى در آیه فوق به كار رفته كه روح انسان را براى پذیرش ‍ این حكم آماده سازد.

خداوند سر صحبت را با مومنان با خطاب "یا ایها الذین آمنوا": اى مؤمنان، شروع می‌کند.

سپس بیان این حقیقت كه روزه اختصاص به شما ندارد، بلكه در امتهاى پیشین نیز بوده است.

و سرانجام بیان فلسفه آن و این كه اثرات پربار این فریضه الهى صد در صد عائد خود شما مى‌شود، آن را یك موضوع دوست داشتنى و گوارا مى‌سازد.

در حدیثى از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شد كه فرمود: لذة ما فى النداء ازال تعب العبادة و العناء!: «لذت خطاب "یا ایها الذین آمنوا" آنچنان است كه سختى و مشقت این عبادت را از بین برده است!»( تفسیر مجمع البیان، ج 2، ذیل آیه)

روزه آثار فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان مى‌گذارد، كه از همه مهمتر "بعد اخلاقى" و فلسفه تربیتى آن است .

از فوائد مهم روزه این است كه روح انسان را "لطیف"، و اراده انسان را "قوى"، و غرائز او را "تعدیل" مى‌كند.

روزه‌دار باید در حال روزه با وجود گرسنگى و تشنگى از غذا و آب و همچنین لذت جنسى چشم بپوشد، و عملا ثابت كند كه او همچون حیوان در بند اصطبل و علف نیست، او مى‌تواند زمام نفس سركش را به دست گیرد، و بر هوس‌ها و شهوات خود مسلط گردد.

در حدیثى از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده كه در مورد خطاب "یا ایهاالذین آمنوا" فرمود: لذة ما فى النداء ازال تعب العبادة و العناء؛ «لذت خطاب "یا ایها الذین آمنوا" آنچنان است كه سختى و مشقت این عبادت را از بین برده است!»

در حقیقت بزرگترین فلسفه روزه همین اثر روحانى و معنوى آن است، انسانى كه انواع غذاها و نوشابه‌ها را در اختیار دارد و هر لحظه که تشنه و گرسنه شده به سراغ آن مى‌رود، همانند درختانى است كه در پناه دیوارهاى باغ بر لب نهرها مى‌رویند، این درختان نازپرورده، بسیار كم مقاومت و كم دوامند اگر چند روزى آب از پاى آنها قطع شود پژمرده مى‌شوند، و مى‌خشكند اما درختانى كه از لابلاى صخره‌ها، در دل كوهها و بیابانها مى‌رویند و نوازشگر شاخه‌هایشان از همان طفولیت طوفانهاى سخت، و آفتاب سوزان، و سرماى زمستان است، و با انواع محرومیتها دست به گریبانند، محكم و با دوام و پر استقامت و سخت‌كوش و سخت جانند!

روزه نیز با روح و جان انسان همین عمل را انجام مى‌دهد و با محدودیتهاى موقت به او مقاومت و قدرت اراده و توان مبارزه با حوادث سخت مى‌بخشد، و چون غرائز سركش را كنترل مى‌كند بر قلب انسان نور و صفا مى‌پاشد خلاصه روزه انسان را از عالم حیوانیت ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مى‌دهد، جمله لعلكم تتقون (باشد كه پرهیزگار شوید) اشاره به همه این حقایق است .

پیامبر اکرم فرمود: هر كس رمضان را از روى ایمان و براى خدا و پاداش او، روزه بگیرد و به عبادت برخیزد، گناهان گذشته‏اش آمرزیده مى‏شود.(الأمالی للطوسی: 150/247، بحارالأنوار: 96/366/42 و ج 97/17/35.)  

و نیز حدیث معروف الصوم جنة من النار؛ روزه سپرى است در برابر آتش دوزخ، اشاره به همین موضوع است.

در حدیث دیگرى از امام على(علیه‌السلام) مى‌خوانیم كه از پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) پرسیدند:

چه كنیم كه شیطان از ما دور شود؟ فرمود: الصوم یسود وجهه، و الصدقة تكسر ظهره، و الحب فى الله و المواظبة على العمل الصالح یقطع دابره، و الاستغفار یقطع وتینه؛ روزه روى شیطان را سیاه مى‌كند، و انفاق در راه خدا پشت او را مى‌شكند، و دوست داشتن به خاطر خدا، و مواظبت بر عمل صالح دنباله او را قطع مى‌كند، و استغفار، رگ قلب او را مى‌برد .(تفسیر نمونه، ذیل تفسیر آیه)

در نهج البلاغه به هنگامى كه امیر مؤمنان على(علیه‌السلام) فلسفه عبادات را بیان مى‌كند به روزه كه مى‌رسد چنین مى‌فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق؛ خداوند روزه را از این جهت واجب فرموده كه روح اخلاص در مردم پرورش یابد. (تفسیر نمونه، ذیل تفسیر آیه)

و نیز در حدیث دیگرى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) مى‌خوانیم: ان للجنة بابا یدعى الریان لا یدخل فیها الا الصائمون؛ بهشت درى دارد به نام "ریان" (سیراب شده) كه تنها روزه‌داران از آن وارد مى‌شوند. (تفسیر نمونه، ذیل تفسیر آیه)

مرحوم صدوق در "معانى الاخبار" در شرح این حدیث مى‌نویسد انتخاب این نام براى این در بهشت به خاطر آن است كه بیشترین زحمت روزه‌دار از ناحیه عطش است، هنگامى كه روزه‌داران از این در وارد مى‌شوند چنان سیراب مى‌گردند كه بعد از آن هرگز تشنه نخواهند شد.

 

پس تشنگی را تحمل نماییم که به سیرابی جاودانه خواهیم رسید.


نه واژه براى یك رمضان‏

رمضان الکریم

1- رمضان‏

رمضان، در لغت از ماده رمض، به معناى شدت گرما و تابش آفتاب بر سنگ و شن مى‏باشد. با توجه به این كه ماه رمضان، ماه تحمل سختى‏ها و عطش و گرسنگى است، به این اسم، نام‏گذارى شده است. این ماه، نهمین ماه سال در تقویم هجرى قمرى و یگانه ماهى كه است كه نامش در قرآن آمده است و یكى از نام‏هاى خداوند به شمار مى‏رود. از این‏رو، در روایت اسلامى تصریح شده كه رمضان به ماه اضافه گردد و به هیچ وجه، به تنهایى یاد نشود.

ماه رمضان، بر همه ماه‏ها برترى دارد؛ زیرا تمامى كتاب‏هاى مهم آسمانى، مانند تورات، انجیل، زبور، صحف و قرآن، در این ماه نازل شده‏اند و شب قدر و شهادت حضرت على علیه‏السلام در این ماه قرار گرفته است و شاید به خاطر همین ویژگى‏هاست كه این ماه، براى روزه گرفتن انتخاب شده است.

 

2- صوم‏

صوم (روزه)، در لغت، به معناى امساك و خوددارى از هر چیز است و در اصطلاح فقه، عبارت از: «امساك و خوددارى از امورى هشت‏گانه، از هنگام اذان صبح تا اذان مغرب، به قصد انجام فرمان خداوند است.

روزه در میان یهود و مسیحیت و اقوام و ملت‏هاى دیگر نیز وجود داشته است و آنان به هنگام مواجهه با غم و اندوه، توبه و طلب خشنودى خداوند، روزه مى‏گرفتند تا با این كار، در پیشگاه او، اظهار عجز و تواضع نموده، به گناهان خود اعتراف كنند. از انجیل استفاده مى‏شود كه مسیح علیه‏السلام، چهل شبانه روز، روزه گرفت و سرانجام گرسنه شد. قرآن مجید، به صراحت بیان مى‏كند كه این فریضه الهى، بر امت‏هاى پیشین نیز واجب بوده است.

 

3- روزه یوم الشك‏

روزى كه انسان شك دارد آخر ماه شعبان است یا اول ماه رمضان، «یوم الشك» نامیده مى‏شود. گرفتن روزه این روز، نه تنها واجب نیست؛ بلكه اگر كسى به نیت ماه رمضان روزه بگیرد، كار حرامى انجام داده است و اگر كسى بخواهد آن روز را روزه بگیرد، باید به نیت ماه شعبان یا به نیت روزه قضا(اگر به ذمه داشته باشد)، روزه بگیرد.

 

4- روزه سكوت‏

روزه صمت یا سكوت، پرهیز از مفطرات هشت گانه و پرهیز از سخن گفتن است. این روزه، در شریعت حضرت موسى در میان بنى‏اسرائیل شناخته شده بود. حضرت مریم، بنا به مصالحى، از جانب خداوند مأمور شد تا در مدت معینى از سخن گفتن اجتناب كند؛ ولى این امر، در شریعت اسلام، یكى از محرمات شمرده شده است.

ماه رمضان، بر همه ماه‏ها برترى دارد؛ زیرا تمامى كتاب‏هاى مهم آسمانى، مانند تورات، انجیل، زبور، صحف و قرآن، در این ماه نازل شده‏اند و شب قدر و شهادت حضرت على علیه‏السلام در این ماه قرار گرفته است و شاید به خاطر همین ویژگى ‏هاست كه این ماه، براى روزه گرفتن انتخاب شده است

5- نماز قصر

قصر، در لغت، به معناى كوتاه و ناقص شدن در مقابل واژه تمام به كار مى‏رود و در اصطلاح فقه، به معناى خواندن نماز به صورت شكسته مى‏باشد. در آیه 101 سوره نساء به قصر اشاره شده و در روایات اسلامى، از آن به عنوان تحفه آسمانى و تخفیف الهى براى مسافر یاد شده است كه رد كردن آن جایز نمى‏باشد. سفر، براى جسم، معمولاً خستگى و سستى مى‏آورد؛ ازاین‏رو، خداوند متعال، به جهت امتنان و رعایت حال مسافر، نمازهاى چهار ركعتى را به دو ركعتى تبدیل كرده است و این، یكى از حكمت‏هاى نماز قصر به شمار مى‏رود. نماز قصر، براى مسافر، شرایطى دارد كه در رساله‏هاى عملیه بیان شده‏اند.

 

6- جاهل قاصر و مقصر

رمضان

"جاهل قاصر" و "جاهل مقصر"، دو اصطلاح فقهى مى‏باشند. جاهل قاصر، كسى است كه در تحصیل علم كوتاهى نكرده است؛ یعنى در شرایطى است كه امكان دسترسى به حكم خدا براى او وجود ندارد و یا خود را جاهل نمى‏داند و احتمال بطلان اعمالش را نمى‏دهد و جاهل مقصر، كسى است كه در تحصیل علم كوتاهى كرده است؛ یعنى، امكان آموختن و یادگیرى معارف اسلامى و احكام الهى را داشته، ولى آنها را یاد نگرفته است. جاهل قاصر در برخى موارد مورد عقاب و عذاب خداوند قرار نمى‏گیرد؛ ولى جاهل مقصر سزاوار عذاب است.

 

7- كفاره‏

كفاره از ماده كفر، به معناى پوشاندن است و در اصطلاح دینى، عبارت است از پرداخت صدقه، قربانى و انجام عمل شرعى و مانند آن به خاطر گناهى كه انجام گرفته است و چون این عمل، آثار گناه را محو مى‏سازد و آن را از انسان مى‏پوشاند، كفاره نامیده مى‏شود و انسان كافر را نیز از آن جهت كه حقایقى از قبیل خدا، قیامت، نبوت و ... را انكار كرده و آن را از خود مى‏پوشاند، كافر مى‏گویند.

كفاره در همه شرایع و ادیان، براى اجتناب از عواقب سوء اعمال شرعى، غیراخلاقى و مخالف اصول اجتماعى انجام، مى‏گیرد. مهم‏ترین این عواقب و آثار، جلب رضایت و فرو نشاندن خشم الهى است. كفاره چند نوع است؛ معین، مخیر، مرتب، مرتب و مخیر و كفاره جمع. تعریف و موارد هر یك از اینها در جاى خود بیان شده است.

 

8- كفاره جمع

كفاره جمع، یكى از انواع كفاره محسوب مى‏شود و آن عبارت است از جمع كردن بین آزاد كردن یك بنده و گرفتن دو ماه روزه و اطعام شصت فقیر. این كفاره، در دو مورد تحقق پیدا مى‏كند؛ یكى این كه انسان روزه خود را با چیز حرام باطل كند و دیگرى این كه شخص مسلمانى را بى گناه و از روى عمد به قتل برساند.

 

9- فطره‏

فطره در لغت چند معنا دارد كه مهم‏ترین آنها خلقت و اسلام است و در اصطلاح، عبارت است از زكاتى كه هر مسلمان براى خود و هر كس كه نان خور او محسوب شود، به مستحق مى‏پردازد و زمان اداى آن مغرب روز آخر ماه رمضان تا ظهر روز عید فطر مى‏باشد. با توجه به این كه پرداخت این نوع حق مالى، باعث سلامت جسم(خلقت) و روح مى‏شود، آن را زكات بدن یا فطره مى‏نامند و شاید وجه تناسب آن با معناى اسلام، این باشد كه زكات فطره، مقتضاى اسلام است؛ از این رو، كسى كه پیش از غروب شب عید فطر، مسلمان شود، تكلیف از او ساقط نمى‏شود. زكات بر دو نوع است؛ زكات مال و زكات فطره. زكات مال به نه چیز تعلق مى‏گیرد كه عبارتند از: گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند. زكات فطره براى هر نفر تقریبا سه كیلو از خوراك بیشتر مردم مى‏باشد كه گندم، جو، خرما، كشمش، برنج، ذرت و مانند اینهاست.

زكات فطره به اتفاق شیعه و سنى واجب است و در متون دینى، براى آن فلسفه و فواید متعددى برشمرده است كه قبول و تكمیل روزه، تضمین كردن سلامتى جسم و پاك كردن روح از رذایل اخلاقى، حفظ انسان از مرگ و تكمیل زكات مال از مهم‏ترین آنها به شمار مى‏روند.

 

ماهنامه پرسمان شماره 37 ، سیدمجتبى حسینى‏


آثار و بركات روزه‏

رمضان، ذوب شدن بر اثر عبادت است

چنانكه گفتیم حقیقت روزه تقواى همه جانبه است و هر كه به تقوا دست پیدا كند به ثمرات دنیوى و اخروى فراوانى كه قرآن و روایات به طور گسترده بدان اشاره كردند دست مى‏یابد. اما براى آنكه از كلى گویى خارج شده و به طور خاص به ثمرات تقواى ناشى از روزه نایل شو یم به بخشى از آن اشاره مى‏كنیم.

در یك تقسیم بندى كلى - هر چند بعضى عناوین قابل تداخل در یكدیگرند - بخشى از آثار روزه را مى‏توان به آثار فردى و آثار اجتماعى تقسیم كرد.

 

آثار فردى‏

1) تقویت مكارم اخلاقى: ماه مبارك رمضان ماه ایجاد و تقویت بسیارى از ملكات اخلاقى است كه آدمى مى‏تواند با نهادینه كردن و درونى كردن این ملكات، راه خود را براى حركت در این مسیر در ماههاى بعد فراهم سازد. تقویت اراده و رسیدن به حریت و آزادگى اولین ثمره روزه است. انسانى كه در ماههاى دیگر به محض اراده خوردن و آشامیدن و دیدن شنیدن و گفتن هر چیز به انجام آن قادر بود. در این ماه با سختى فراوان باید مانع این همه شود. چنین كنترلى روح را از بند شهوات آزاد مى‏كند و اراده آدمى را تقویت مى‏نماید. تقویت اراده‏اى كه مى‏تواند سرآغاز اراده‏هاى بزرگتر و پولادین‏تر گردد.

مبناى انسانیت بر تزكیه نفس و مبناى تزكیه نفس بر تقویت اراده است، روزه‏دار در این ماه با تقویت اراده، قواى جسمى حیوانى را كه در دیگر ماهها قدرتمند شده بودند ضعیف مى‏كند و قواى ضعیف شده روحانى را تقویت مى‏كند بگونه‏اى كه برخواسته‏هاى شهوانى غلبه كند1 و این مبدأ و مقصد خودسازى است.

تقویت اراده امكان صبر بر نعمت و معصیت و مصیبت را به آدمى عطا مى‏كند به گونه‏اى كه تمامى حالات، روحیات، گفتارها و كردارهاى او در راستاى رضاى الهى قرار مى‏گیرد و به مقام صابران كه در قرآن بشارت الهى را به همراه دارد نایل مى‏شود. در روایات رسیدن به مقام صب ر از جمله حكمتهاى روزه معرفى شده است.2

در حدیثى از پیامبر(ص) نصف روزه «صبر» شمرده شده: «الصّیام نصفه الصبر»3

حاصل این ملكات اخلاقى رسیدن به اخلاص است و اخلاص آدمى را همرنگ خداوند مى‏سازد و او را آینه صفات و اسماء الهى مى‏نماید: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً».4

از حضرت فاطمه(س) در زمینه نقش روزه در اخلاص نقل شده كه: «خداوند روزه را به خاطر تثبیت اخلاص واجب فرموده است».5

2) آسایش دنیوى و اخروى: روزه علاوه بر رشد فضایل اخلاقى نقش بسزایى در آسایش دنیوى انسان چه در امور مادى و چه در امور معنوى دارد كه در زیر به آن مى‏پردازیم.

روزه، شدّت شهوت را فرو مى‏نشاند. بسیارى از لغزشهاى آدمى در زندگى ناشى از شهوات جنسى است بویژه اینكه جوانان در دوران تجرد با این معضل روبرویند از این رو در روایات به نقش روزه در مهار این قوه حساس اشاره شده است: در روایتى از پیامبر اكرم آمده است كه: «بر شما باد به روزه گرفتن كه آن رگها را مى‏بُرد (شهوت را كم مى‏كند) و سرمستى را مى‏بَرد.»

الف) آثار مادى روزه:

یكى از فواید بسیار مهم روزه مسأله بهداشت جسمى روزه‏دار است. بدن پس از یك سال سوخت و ساز و فعالیت مداوم فرصت استراحتى پیدا مى‏كند تا نیروى تازه‏اى بگیرد و از سوى دیگر ذخایر چربى كه زیان‏هاى فراوانى بر بدن دارد تحلیل رفته و كاسته مى‏ش ود. پیامبر اكرم(ص) با جمله‏اى ساده و كوتاه كه در بر دارنده تمامى منافع طبّى روزه است بر این مهم تأكید كرده مى‏فرماید: «صوموا تصحّوا؛ روزه بگیرید تا سالم بمانید.»6 نظر به آنكه این بُعد از روزه در میان دانشمندان، زیاد مورد توجه بوده و درباره آن بحث شده به همین مقدار كفایت مى‏كنیم.7

بنده ی شهوت ندارد خود خلاص

اثر دوم اینكه روزه، شدّت شهوت را فرو مى‏نشاند. بسیارى از لغزشهاى آدمى در زندگى ناشى از شهوات جنسى است بویژه اینكه جوانان در دوران تجرد با این معضل روبرویند از این رو در روایات به نقش روزه در مهار این قوه حساس اشاره شده است:

در روایتى از پیامبر اكرم آمده است كه: «بر شما باد به روزه گرفتن كه آن رگها را مى‏بُرد (شهوت را كم مى‏كند) و سرمستى را مى‏بَرد.»8

اثر سوم از آثار مادى روزه، نظم اقتصادى و معیشتى روزه‏دار است. رعایت حد اعتدال در خوردن و آشامیدن به كم شدن بخشى از خواسته‏هاى جسمى و در نهایت به بهبود وضع مادى روزه‏دار و میانه‏روى او در زندگى كمك مى‏كند.(9) علاوه بر آن چون اعضاى خانواده به مدت یك‏ماه در وقت افطار و سحر به طور منظم بر سر سفره حاضر مى‏شوند تداوم این عمل سبب تقویت نظم در خانواده مى‏گردد.

 

ب) آثار معنوى:

بالاتر از آثار مادى روزه، آثار گسترده معنوى آن است،گذشته از آنچه در بحث از تقویت ملكات اخلاقى گفته شد روزه باعث دور شدن شیطان10، رهایى از آتش جهنم،11 بخشش گناهان،12 آرامش روحى،13 استجابت دعا14، رسیدن به یقین و معرفت15 و پاداش فراوان اخروى16 براى روزه‏دار مى‏گردد كه هر یك از این فواید بطور گسترده، در روایات مورد توجه قرار گرفته است.

 

آثار اجتماعى روزه‏

روزه اگر با رعایت آداب لازم و توجه به توصیه‏هاى ارایه شده توسط معصومین صورت بگیرد فواید جمعى فراوانى به همراه دارد كه به طور خلاصه به بخشى از آنها اشاره مى‏كنیم.

1) مواسات و همدردى با بینوایان: تحمل تشنگى و گرسنگى هر چند مدت اندكى باشد آدمى را به یاد بینوایان مى‏اندازد و روحیه شفقت و مهربانى و كمك به همنوع و بذل و بخشش و سخاوت و در نهایت تواضع و فروتنى نسبت به دیگران بویژه كسانى كه از حیث معیشتى در سطح پایین‏ترى قرار دارند را در وجود انسان زنده مى‏كند. امام حسن عسگرى(ع) در پاسخ به پرسش از علت واجب شدن روزه فرمودند: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتیجه به مستمندان كمك كند».17

2) ایجاد امنیت اجتماعى: روزه‏دار براى هدر نرفتن نتیجه گرسنگى و تشنگى كوشش مى‏كند حداقل در ماه رمضان بخشى از گناهان خود را ترك كند بویژه كه این گناهان مى‏تواند مربوط به حوزه زندگى اجتماعى باشد. آمارهایى كه همواره توسط مقامات انتظامى درباره كاهش روند جرم و جنایت در ماه رمضان منتشر مى‏شود بهترین دلیل بر این مسأله است.

 

3) استحكام پیوندهاى خانوادگى: از جمله وظایف مؤمن روزه‏دار آن‏ است كه در این ماه در اخلاق فردى و اجتماعى خود تجدید نظر كند «احترام به سالمندان، ترحم بر كوچك و بزرگ، صله ارحام و افطار دادن» تنها بخشى از توصیه‏هاى پیامبر در خطبه‏اى است كه در آخرین جمعه ماه شعبان ایراد كردند و در آن وظایف روزه‏دار و فضایل روزه را بر شمردند. با دقت در این توصیه‏ها اصلاح روح حاكم بر پیوندهاى اجتماعى روزه‏دار به وضوح مشاهده مى‏گردد.18

با امید به آنكه بتوانیم از این ماه پر بركت كمال استفاده را نماییم.


1) تفسیر التحریر و التنویر، محمد الطاهر ابن عاشور، ج 1، ص 159.

2) بحارالانوار، ج 96، ص 369، ح 51، حدیث امام رضا7.

3) تفسیر المنار، ج 2، ص 154.

4) سوره بقره، آیه 138.

5) بحارالانوار، ج 96، 368.

6) تفسیر المنیر، الدكتور وهبه الزحیلى؛ جامع الاحادیث، ج 9، ص 100.

7) میزان الحكمه، ج 7، ص 3209 ؛ به نقل از كنز العمال، حدیث 23610.

8) میزان الحكمه، ج 7، ص 3209 ؛ به نقل از كنز العمال، حدیث 23610.

9) تفسیر المنیر، ج 2، ص 131 با تصرف.

10) بحارالانوار، ج 96، ص 255.

11) میزان الحكمه، ج 7، ح 10922.

12) بحار، ج 96، ص 355.

13) امالى الطوسى، ص 296، ح 586.

14) عیون الاخبار، ج 1، ص 297 - 298.

15) بحارالانوار، ج 77، ص 27.

16) همان منبع، ج 96، ص 355.

17) همان منبع، ص 369.

18) بحارالانوار، ج 96، ص 358.


روزه در عصر اضطراب

خوان رمضان

یكى از تعالیم بسیار شگفت‏انگیز اسلام كه جنبه‏هاى گوناگون آثار و بركات آن به تدریج براى بشر آشكار مى‏شود، وجوب یك ‏ماهه «روزه» با آداب و شرایط خاص است كه هر ساله مسلمانان از فواید جسمى، روحى و روانى، و اجتماعى آن بهره مند مى‏شوند.

در آیات و روایات و متون اسلامى به برخى از آثار روزه، تحت عنوان علت یا حكمت وجوب روزه اشاره شده است. در اینجا پس از نقل چند روایت مشهور كه به تأثیر روزه درسلامت روانى انسان اشاره دارد، به معرفى سه عامل عمده ناراحتى‏هاى روانى شایع در جامعه امروز (اضطراب، وسواس و افسردگى) و بیان چگونگى تأثیر روزه در درمان یا پیشگیرى از موارد مذكور مى‏پردازیم.

 

روایات

1. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: اگر دوست دارى كه نا‌آرامى سینه‏ات كاهش یابد، ماه رمضان و سه روز از هر ماه را روزه بگیر.1

2. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: روزه ماه رمضان و سه روز روزه در هر ماه، ناآرامى سینه را از بین مى‏برد.2

3. حضرت علی(علیه‌السلام) روزه سه روز در هر ماه، پنج شنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط ماه و روزه ماه شعبان، وسوسه سینه و پریشانى‏هاى دل را مى‏برد.3

 

مسئله اضطراب

از نگاه روانشناسان، اضطراب در حد معقول و عادى آن كه در همه افراد وجود دارد، نه تنها مضرّ نیست، بلكه مى‏تواند موجب احساس مسئولیت، جدّى بودن در كار، بروز مكانیزم‏هاى سازش روانى و خلاقیت گردد.4 آنچه معمولاً از شنیدن واژه اضطراب به ذهن مى‏آید، نوع بیمارى اضطراب است كه بیش از حد و مداوم است و با از بین بردن امكانات روانى فرد، موجب ناكامى و درماندگى وى و ایجاد اختلال‏هاى گوناگون مى‏شود. مهم‏ترین عاملى كه براساس نظریه تحلیل روانى، علت همه بیمارى‏هاى روانى محسوب مى‏شود، همین اضطراب است.

برخى، قرن گذشته را قرن اضطراب و تنیدگى نامیده‏اند.5 امّا در قرن بیست و یكم نیز همچنان توجه به معنویات جاى خود را به رقابت‏هاى افراطى و جلوه‏هاى خیره كننده زندگى‏ صنعتى داده و اضطراب بشر كنونى را عمیق‏تر ساخته است؛ تغییرات سریع اجتماعى، از دست دادن ارزش‏ها و اعتقادات سنتى، و از همه مهم‏تر سست شدن اعتقادات و نداشتن دین و ایمان تسلى بخش كه همگى مى‏تواند پشتیبان و حامى بشر در برابر مسائل و مشكلات باشد، اضطراب و ناراحتى بشر را افزایش داده است.6

 

روزه و كاهش اضطراب

افراد متدیّن، به شهادت آزمون‏هاى تجربى7 و تجارب فردى، فشارهاى روانى و اضطراب‌هاى كمترى را در زندگى تحمل مى‏كنند؛ دینداران هم به لحاظ نوع نگرش منسجم و عاقبت نگرانه‏اى كه نسبت به زندگى و مرگ دارند، و هم به دلیل آنكه از حمایت اجتماعى و روانى صمیمانه‏ترى در جامعه مذهبى خود برخوردار مى‏شوند، توانایى روانى بیشترى در مقابله با ناگوارى‏ها و مشكلات زندگى از خود نشان مى‏دهند.

نقش امید به آینده و اعتقاد به عادلانه وهدفمند بودن نظام خلقت، در جلوگیرى از بسیارى بدبینى‏ها و ناامیدى‏هاى شدید كه گریبانگیر افراد و جوامع غیر دینى است، انكار ناپذیر است. مفاهیم و آموزه‏هاى دینى، همچون توكل، تقدیر الهى و... فرد دیندار را در دو راهى‏ها و تصمیم‏گیرى‏هاى مشكل، از استرس‏ها و اضطراب‏هاى بیمارى‏زا دور نگه مى‏دارد.

علاوه بر این، تأثیر هر یك از اعمال عبادى از قبیل نماز، روزه، حج و... در تقویت اراده و بالا بردن سطح اعتماد به نفس، و در نتیجه حفظ آرامش و سلامت روانى فرد و جامعه قابل توجّه است. امّا اینكه چگونه روزه به صورت خاص، در كاهش اضطراب و ناراحتى‏هاى درونى فرد تأثیر گذار است، به تحقیقات مستقل نیاز دارد.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: اگر دوست دارى كه نا‌آرامى سینه‏ات كاهش یابد، ماه رمضان و سه روز از هر ماه را روزه بگیر

وسواس چیست؟

یكى از بیمارى‏هاى رایج كه در ادبیات روانشناسى امروز، از اختلالات اضطرابى به شمار مى‏آید، وسواس فكرى و عملى است، وسواس‏هاى فكرى شامل اندیشه‏ها، تكانه‏ها، و عقاید ناخواسته و مداومى هستند كه شخص احساس مى‏كند، نمى‏تواند از آنها دورى كند، اما وسواس‏هاى عملى رفتارهاى آشكارا نامعقولى را در بر مى‏گیرد كه به صورتى ثابت و تكرارى‏انجام مى‏شوند.8 در مواردى كه فرد تشخیص مى‏دهد وسواس‏هاى فكرى و عملى غیر منطقى هستند، ممكن است تمایل یا كوشش براى مقاومت در برابر آنها داشته باشد، [امّا] هنگام تلاش براى پیشگیرى از یك وسواس عملى، فرد ممكن است احساس اضطراب یا تنش شدید داشته باشد كه غالباً با تسلیم در برابر وسواس عملى از آن رها مى‏شود.9

 

روزه و درمان وسواس

براى درمان وسواس‏هاى فكرى و عملى، شیوه‏هاى متعددى چون دارو درمانى (كه تنها مى‏تواند به طور موقت و براى ‏زمینه‏سازى درمان اصلى مورد استفاده قرار گیرد)، روان درمانى‏هاى شناختى، روان تحلیلى و... ارائه شده است. در اینجا مى‏توان تأثیر روزه در مقابله با بروز یا پیشرفت وسواس را از دو جهت مورد ملاحظه قرار داد:

1. كاهش اضطراب

رمضان

بسیارى از وسواس‏ها در نتیجه استقرار اضطرابى مزمن در روان فرد پدید مى‏آید و تشدید مى‏شود؛ حال با توجه به نقش دیندارى و به خصوص اعمال عبادى در كاهش اضطراب‏ها ـ چنان كه ذكر شد ـ مى‏توان از روزه‏دارى، این انتظار را داشت كه تأثیر مثبتى بر كاهش یا پیش‏گیرى از وسواس‏ها داشته باشد؛ البته كشف تجربى تأثیر روزه‏دارى بر كاهش وسواس، به تحقیق آزمایشى مستقل نیاز دارد.

2. تقویت اراده

همان‏طور كه در توضیح اختلال وسواس گفته شد، یكى از عوامل اصلى در تداوم عمل وسواسى، ناتوانى فرد در مقابله و مقاومت در برابر اضطراب ناشى از ترك عمل وسواسى خویش است؛ به گونه‏اى كه فرد تصور مى‏كند، هیچ گاه نمى‏تواند آن را ترك نماید؛ بنابراین، به هر طریق كه ممكن است قدرت اراده و اعتماد به ‏نفس شخص را تقویت نمود، مى‏توان به درمان واقعى و اساسى وسواس كمك نمود.

در فرهنگ‏هاى مختلف، عناصرى وجود دارد كه مى‏تواند با فراهم آوردن زمینه‏هاى مناسب، به شكوفایى و تقویت نیروى‏اراده كمك كند، یا با از بین بردن زمینه‏هاى مناسب و ایجاد شرایط محیطى نامناسب، رشد و شكوفایى آن را به تأخیر بیندازد. این عناصر فرهنگى به شكل برنامه‏هاى تربیتى، دستورالعمل‏هاى اخلاقى و حقوقى، و آداب و رسوم اجتماعى، در جوامع مختلف به صورت‌هاى گوناگون ظهور مى‏یابد.

فرهنگ اسلام مشحون از مباحث نظرى و برنامه‏هاى تربیتى و اخلاقى است كه بر محور اختیار و اراده انسان استوار است؛ به علاوه بعضى فرایض مذهبى چون روزه كه ماهیت آنها خوددارى از ارضاى فورى برخى تمایلات و نیازهاى سطح پایین است، به تقویت این نیرو كمك مى‏رساند.10 روزه‏دارى را مى‏توان به عنوان یك روش روان درمانى از نوع رفتار درمانى‏قلمداد كرد كه براى تقویت اراده و ایجاد تغییر در رفتارها، روش تمرین عملى روزانه در طى یك برنامه مستمر یك ماهه را بكار گرفته است.11

حضرت علی(علیه‌السلام) روزه سه روز در هر ماه، پنج شنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط ماه و روزه ماه شعبان، وسوسه سینه و پریشانى‏هاى دل را مى‏برد

افسردگى‏ها

اختلالات افسردگى از جمله شایع‏ترین اختلالات روانى است كه در بیماران به صورت‏هاى مختلف با شدّت و ضعف وجود دارد؛ اختلالات مهم افسردگى را مى‏توان به دو نوع زیر تقسیم نمود:

1. افسردگى شدید؛ افرادى كه دستخوش یك یا چند حمله افسردگى عمیق، بدون وجود حمله‏هاى مانى مى‏شوند، تحت عنوان افسردگى شدید معرفى شده‏اند. به نحوى كه تخمین زده شده است، درصد بالایى از بیماران روانى بسترى نشده در بیمارستان را بیماران افسرده [شدید] تشكیل مى‏دهند.12 از مهم‏ترین نشانه‏هاى افسردگى شدید، به بى‏خوابى‏شدید، كاهش سطح انگیزه و انرژى، احساس بى‏ارزشى، مشكل در تفكر و تمركز، احساس مداوم اندوه و ناامیدى و... است.

2. افسردگى دو‌قطبى: اختلال افسردگى دو قطبى بر اساس نامى كه براى آن انتخاب شده است، هم شامل حمله "مانى" و هم حملات افسردگى است. حمله مانى نوعى تغییر خلق ناگهانى است؛ به طورى كه فرد مبتلا، ناگهان شادى بى‏حد و حصرى‏ نسبت به آنچه انجام مى‏دهد یا در فكر انجام دادن آن است، احساس مى‏كند. این شادى افراطى معمولاً با تحریك‏پذیرى شدید همراه است و غالباً با پرگویى، بیش فعالى، پرش اندیشه، بى‏خوابى، حواس‌پرتى و رفتار بى‏ملاحظه و بى‏پروا همراه مى‏شود.

 

روزه و مداواى افسردگى

ماه رمضان

قرائن و شواهدى وجود دارد كه نشان مى‏دهد، روزه‏دارى در تسریع امر بهبود بیماران مبتلا به اختلال افسردگى‏اساسى، نقش كلیدى دارد.13 دكتر ایوب مالك در كتاب روزه دارى اسلامى و مسائل روانپزشكى، دو ویژگى درمانى كه در روزه دارى مسلمان‏ها وجود دارد و مى‏تواند به بهبود بیماران افسردگى كمك نماید، این‏گونه معرفى كرده است:

1. تغییر برنامه خواب بیدارى

«گزارش شده كه جلو كشیدن زمان خواب بیمار به مدت 3 تا 5 ساعت در طى 2 تا 4 روز، مى‏تواند آثار ضد افسردگى ایجاد كند. ...بیدار شدن براى سحرى و انجام فرائض عبادى در سحرگاهان در روزه‏دارى اسلامى، مى‏تواند بر مبناى تغییر برنامه خواب در طول یك ماه، تأثیرات ضد افسردگى خود را اعمال نماید كه اگر تا مدتى دوام یابد، و در صورتى كه با سایر توصیه‏هاى ‏اسلام در زمینه خواب و بیدارى در طول ماه‏هاى دیگر سال توأم شود، موجب استمرار آثار حاصل شده مى‏گردد؛ ...به ویژه وقتى كه به عنوان یك عامل كمكى، با دارو درمانى، مورد استفاده قرار گیرد.»14

2. مسأله محرومیت از خواب

«امروزه یكى از روش‏هاى درمانى در بیماران افسرده، محرومیت از خواب است، كه مى‏تواند به دو شكلِ محرومیت كامل از خواب و محرومیت از خواب رِمْ REM)) صورت گیرد؛ بیش از 61 گزارش (با بررسى 1700 بیمار) ثابت كرده است كه محرومیت كامل یا نسبى از خواب، منجر به بهبود قابل ملاحظه‏اى در 30 تا 50 درصد بیماران افسرده شدید مى‏گردد؛ اگرچه تأثیرات حاصله ممكن است موقتى باشد.»15 «بیدارى سحرگاهان در روزه‏دارى براى سحرى خوردن و انجام فرائض عبادى‏كه ساعاتى را به خود اختصاص مى‏دهد، در اصل نوعى محرومیت از خواب رِمْ به شمار مى‏آید، كه ادامه آن در طول یك ماه، مى‏تواند تأثیرات بارز ضد افسردگى داشته باشد».16

 

علیرضا شیخ‏شعاعى

منبع: نشریه پگاه حوزه، شماره 146


1. " قال الرَّسول صلى الله علیه و آله: مَن سَرَّهُ أن یَذهَبَ كثیرٌ مِنْ وَحَرِ صَدرِهِ فلیَصُمْ شَهْرَ الصَّبرِ وَ ثلاثة أیَّام مِنْ كُلِِّ شَهْرٍ "(المحمدى‏الرى شهرى، محمد؛ میزان‏الحكمه، مركز النشر مكتب الاعلام الاسلامى، قم، 1371، ج4، حدیث10670).

2. " قالَ الرَّسولُ صلى الله علیه و آله: صَوْمُ شَهْرِ الصَّبرِ وَ ثلاثة أیَّام مِن كُلِّ شَهر، یُذهِبْنَ وَحَرَ الصَّدر " (میزان‏الحكمه، ج4، حدیث10671).

3. " قالَ أمیرُالمُوءمِنینَ علیه السلام: صَوْمُ ثلاثة أیَّام فِى كُلِِّ شَهْر وَ صَْومُ شَعْبانَ یَذهَبُ بِوَسواسِ الصَّدر وَ بَلابِلِِ القلبِ "(الحرانى، ابو محمد حسن بن على بن الحسین بن شعبه؛ تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه محمد باقر كمره‏اى، انتشارات كتابچى، تهران 1378، ص96).

4. دادستان، پریرخ؛ روانشناسى مرضى تحوّلى، سازمان مطالعه و تدوین علوم انسانى دانشگاهها (سمت)، تهران، چاپ چهارم، 1380، ص60.

5. آقا یوسفى، علیرضا؛ روان درمانگری‌ها، انتشارات شهریار، قم، 1378، ص 203.

6. آزاد، همان، ص32.

7. مرور مقالاتى كه در طول ده سال بین سال‌هاى 1989 1978 در زمینه ارتباط ایمان و تعهد مذهبى با سلامت روانى منتشر گردیده، در اكثریت موارد رابطه مثبتى را نشان داده است. به ویژه در افرادى كه صرفاً به وابستگى صورى و ظاهرى به مذهب اكتفا ننموده‏اند و جلوه‏هاى ویژه رفتارى مذهب در زندگى‏شان آشكار بوده است. (مالك، ایوب؛ روزه دارى اسلامى و مسائل روانپزشكى، موءسسه فرهنگى انتشاراتى فن و هنر، چاپ اول، تهران، 1380، ص 35).

8. همان، ص161.

9. متن تجدید نظر شده راهنماى تشخیص و آمارى اختلال‌هاى روانى، ترجمه محمدرضا نیكخو و هامایاك آوادیس یانس، انتشارات سخن، تهران، 1381، صص 687 و 688.

10. مصباح، على، و دیگران؛ روانشناسى رشد(1)، با نگرش منابع اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه قم، 1374، صص 257 259.

11. مالك، ایوب؛ روزه دارى اسلامى و مسائل روانپزشكى، موءسسه فرهنگى انتشاراتى فن و هنر، چاپ اول، تهران، 1380، ص41.

12. آزاد، همان، ص329.

13. همان، ص46.

14. همان، ص47.

15. همان، صص48غ47.

16. همان، ص49.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/05ساعت 7:16  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان88

فرصتي براي باهم بودن‌

ماه رمضان را آباد کنيد

 

بررسي نقش ماه رمضان در ارتباط عاطفي اعضاي خانواده‌

ماه رمضان كه مي‌رسد همه چيز رنگ عوض مي‌كند. شهر رنگ تازه‌اي به خود مي‌گيرد و آدم‌ها هم جور ديگري مي‌شوند. براحتي مي‌توان حضور رمضان را در كوچه و خيابان حس كرد. صبح تا ظهر، معمولي و تا حدي كشدار مي‌گذرد. كسي به فكر صبحانه و ناهار نيست. فقط كار است و كار. ظهر كه وقت نماز مي‌شود، انگار روز تمام شده است. حالا همه در انتظار افطار لحظه شماري مي‌كنند.

كم‌كم خيابان‌ها از حالت عادي خارج مي‌شوند. يكي دو ساعت كه از ظهر مي‌گذرد، مسيرها به سمت منزل تغيير مي‌كند براي صرف افطاري در كنار خانواده. هر چه به وقت افطار نزديك‌تر مي‌شويم، شتاب براي رسيدن به خانه بيشتر مي‌شود.

صف طويل شهروندان براي سوار شدن به اتوبوس و تاكسي و مترو اگرچه در ظاهر چندان خوشايند نيست، اما پيام خوبي را با خود به همراه دارد: تلاش براي بودن در كنار خانواده و بر سر يك سفره. همان چيزي كه در روزهاي عادي كمتر اتفاق مي‌افتد.

بسياري از ما دوست داريم فرزندانمان بتوانند راه و روش درست زندگي كردن را بياموزند. از اين كه هر كس در زندگي ساز خود را بزند، ناراحت مي‌شويم و دوست داريم خانواده‌اي منسجم و هماهنگ با اهداف مشترك در زندگي داشته باشيم اما دنياي پر مشغله امروز بسياري از فرصت‌ها را از ما گرفته است. يك خانواده معمولي را در نظر بگيريد.

هنوز تاريك و روشن است كه پدر و فرزندان خانواده اگر اهل صبحانه باشند و به اين وعده مهم غذايي اهميت كافي بدهند، باشتاب و در حالي كه براي رفتن حاضر مي‌شوند.

چند لقمه‌اي خورده يا نخورده از منزل خارج مي‌شوند: يكي در تلاش براي معاش و ديگري به دنبال كسب علم. به اين مجموعه مادر را هم اضافه كنيد اگر شاغل باشد. اين تصويري است كه در بسياري از خانواده‌هاي امروزي ديده مي‌شود. اين خانواده تا شب و احيانا بر سر سفره شام فرصت دور هم بودن را نخواهند داشت.

اما اين ميز شام را دست كم نگيريد. درباره ارزش و اهميت غذا خوردن اعضاي خانواده در كنار يكديگر زياد شنيده‌ايم. كارشناسان، غذا خوردن اعضاي خانواده را كنار هم يكي از راه‌هاي ايجاد صميميت و پيشگيري از بسياري از مشكلاتي مي‌دانند كه مي‌تواند گريبانگير خانواده شود.

تلاش براي بودن در كنار خانواده و بر سر يك سفره. همان چيزي كه در روزهاي عادي كمتر اتفاق مي‌افتد.

با اين حال، ميز شام بويژه اگر تلويزيون هم روشن و يكي از آن سريال‌هاي سركاري در حال پخش باشد، مكان مناسبي براي تبادل اطلاعات و توضيحات و گفتگوهاي مهم نيست، اما مي‌توان آن را پلي دانست كه راه را براي گفتگوهاي مهم‌تر در فرصت‌هاي بعدي هموار مي‌كند.

اينجا زماني است براي برقراري ارتباطات چشمي‌ با يكديگر. اين زماني است كه كمي ‌با يكديگر شوخي كنيد و بخنديد و مقدمات را براي صحبت‌هاي بعدي آماده كنيد. اين تبادلات پل‌هاي برقراري ارتباط بين والدين و نوجوانان را مي‌سازد. بدون

رمضان

اين مقدمات كه ميز شام براي شما مهيا مي‌كند، ساير مذاكرات مهم رخ نخواهد داد.

ارتباط مستقيمي ‌بين گفتگوهاي كوتاه زمان شام و گفتگوهاي بلند و طولاني كه بعدها انجام خواهد شد، وجود دارد.

نويسنده كتاب هفت عادت خانواده‌هاي كامروا در اين زمينه معتقد است يكي از راه‌هاي ساده هماهنگ كردن خانواده، برپايي سفره يا ميز غذاست كه همه دور آن جمعند. نشستن كنار يكديگر بر سر سفره يا ميز شام مي‌تواند به يك جلسه مهم خانوادگي تبديل شود.

در اين زمان شما مي‌توانيد با يكديگر گپ بزنيد، شوخي كنيد، درباره مسائل و وقايع مهم روز تبادل نظر كنيد و با گفتگو درباره مسائل مورد علاقه كودكان و نوجوانان فاصله بين نسل‌ها را تا حد زيادي كوتاه كنيد.

چنانچه شام در محيطي شاد صرف شود مي‌تواند نقش حياتي براي هر خانواده داشته باشد. يك شام خوب بچه‌ها و همسر را بر سر سفره‌اي فرا مي‌خواند كه نشاندهنده نظم و هماهنگي اعضاي خانواده است.

نتايج چندين بررسي حاكي از آن است كه وقتي پدر و مادر بنا به عادت در وعده‌هاي منظم با نوجوانانشان غذا مي‌خورند، احتمال اين كه فرزندانشان در سنين بالاتر به سيگار يا مواد مخدر گرايش پيدا كنند بسيار كمتر است.

مارلا ايزن برگ، پژوهشگر اصلي بخش سلامت و طب نوجوانان در دانشگاه مينسوتا در آمريكا معتقد است: 60 درصد از خانواده‌هايي كه با هم غذا مي‌خورند تقريبا به لحاظ تاثير اين كار روي دانش‌آموزان نوجوان، همان بازدهي را داشتند كه انتظار آن مي‌رفت.

مطالعات ديگري نشان داد درصد مصرف مواد مخدر سبك و كشيدن سيگار و حتي دزدي‌هاي خرد ميان دانش‌آموزان كه با خانواده و دور هم شام يا عصرانه و ديگر وعده‌هاي غذايي را صرف مي‌كنند، به ميزان قابل توجهي پايين‌تر است چون با وجود برنامه‌هاي خانوادگي، احتمال فعاليت‌هاي پس از مدرسه و داشتن زمان آزاد بيشتر در خارج از منزل، كاهش مي‌يابد.

با اين حال بررسي‌ها نشان مي‌دهند فقط نيمي‌از نوجوانان شامشان را به طور منظم با والدينشان مي‌خورند. از نتايج ديگر بررسي‌ها اين كه نوجواناني كه با خانواده شام نمي‌خورند 4 برابر بيشتر از ديگران در معرض مشكلات عاطفي و رواني قرار مي‌گيرند، بنابراين به گمان كارشناسان خانواده، رازي در ميز شام نهفته است.

وقتي پدر و مادر بنا به عادت در وعده‌هاي منظم با نوجوانانشان غذا مي‌خورند، احتمال اين كه فرزندانشان در سنين بالاتر به سيگار يا مواد مخدر گرايش پيدا كنند بسيار كمتر است.

فضاي شاد همراه با صحبت درباره مسايل روز مي‌تواند كلاسي باشد كه از هر جمله آن مي‌توان درسي آموخت. با خواندن دعا و شكر براي نعمت‌هاي خدادادي مي‌توانيم روح تازه‌اي در فضاي خانه بدميم. وقتي كه با هم جمع هستيم مي‌توانيم ايده‌ها و شنيده‌هاي روزمان را در اختيار يكديگر بگذاريم و از اين طريق، مهارت‌هاي ذهني اعضاي خانواده را تقويت كنيم.

سفره يا ميز شام بهترين فرصت است. غذاي خوب، همراهي خوب و بحث خوب سنت پسنديده شام خانوادگي را شكست ناپذير خواهد كرد.

با تدارك غذاهاي اصيل ايراني كه پيش از اين مختص شام بود، مي‌توانيم علاوه بر غذاي جسم، خوراكي ويژه براي روح و روان تك‌تك اعضاي خانواده فراهم آوريم و اين روش صرفا يكي از 7 عادت خانواده‌هاي كامرواست.

 

خانواده

غذا خوردن دور هم مي‌چسبد

اگر باز هم انگيزه لازم براي غذا خوردن با خانواده را پيدا نكرده‌ايد بد نيست بدانيد بر اساس مقاله‌اي كه در سايت تبيان آمده است غذاخوردن كنار افراد خانواده، مفهومي‌ فراتر از رفع ‌گرسنگي دارد. اگر فكر مي‌كنيد فرزند نوجوانتان ترجيح مي‌دهد تنها غذا بخورد، اشتباه مي‌كنيد.

بررسي و مطالعه‌اي كه سال 2006 انجام شد، نشان داد والدين و فرزندان هر دو از غذاخوردن در جمع خانواده لذت مي‌برند و احساس خوبي در اين باره دارند. غذاخوردن با افراد خانواده، موجب مي‌شود كمتر بيرون از خانه غذا بخوريد. غذاهاي آماده و فست‌فود كه اغلب چرب، شور و حاوي مواد افزودني‌اند را كمتر مصرف كنيد.

نتايج مطالعه‌اي كه در سال 2004 انجام شد، نشان داد بين الگوي غذاخوردن و اختلالات غذا خوردن در دختران و پسران رابطه معني‌داري وجود دارد. پرخوري، رفتارهاي بدغذايي، وزن نامناسب و رژيم‌هاي مكرر و ناموفق، همه از عوارض اختلالات خوردن است. با رعايت نكات زير مي‌توان نوجوانان را از اين آسيب‌ها و عوارض دور نگه داشت.

بكوشيد بيشتر وعده‌هاي غذايي را كنار افراد خانواده ميل كنيد؛ در صورتي كه اين امكان وجود ندارد، سعي كنيد حداقل يك ‌بار در طول روز و بيشتر روزهاي هفته دور هم غذا بخوريد.

به موضوع غذاخوردن دور يك ‌ميز اهميت دهيد. اگر لازم بود براي جمع‌شدن همه افراد منتظر بمانيد و در شرايط و مواقع بحراني با هم ‌بودن را به غذاخوردن در ساعت و زمان مشخص ترجيح دهيد.

محيط مناسب و فضاي شاد و مثبتي براي جمع‌شدن افراد خانواده دور يك ميز فراهم كنيد. براي بچه‌ها بشقاب و ليوان و ظروفي با طرح و رنگ مورد علاقه‌شان بخريد.

مطالعه ديگري كه سال 2003 انجام شده است هم نشان داد، نوجواناني كه با والدينشان شام مي‌خورند، بيشتر سبزي و ميوه مصرف مي‌كنند و رفتارهاي غذايي سالم‌تري دارند.

اين نشان مي‌دهد بچه‌ها از رفتارهاي غذايي والدينشان الگوبرداري مي‌كنند و مشاهده رفتارهاي سالم غذايي مانند مصرف ميوه و سبزي از سوي والدين بيشتر از اين‌كه به‌طور مستقيم به آنها بگوييد سبزي و ميوه بخورند در آنها تاثير مي‌گذارد.

احساس لذت و رضايت، شادابي و نشاط، تغذيه سالم و وزن متناسب، ياد گرفتن آداب غذا خوردن، گفتگو درباره اتفاقات و اطلاع از برنامه‌هاي روزانه تك‌تك افراد خانواده همه از فوايد غذاخوردن افراد خانواده دور يك ميز است.

فضاي مثبت، در كنار هم بودن‌

فوايد اين‌كه همه افراد خانواده دور يك ميز يا دور يك سفره جمع شوند و با هم غذا بخورند، حتي از تغذيه سالم هم فراتر
سفره افطار ماه رمضان

است. اين كار كيفيت بودن افراد خانواده در كنار هم را بيشتر و به تحكيم و تقويت روابط خانوادگي كمك مي‌كند.

بعضي والدين بيشتر از اين‌كه به نحوه و چگونگي غذاخوردن فرزندانشان توجه كنند، به ارزش و مقدار غذا توجه مي‌كنند؛ غافل از اين‌كه بچه‌ها به احساس و فضاي مثبت غذاخوردن با خانواده نياز دارند و سبك و نحوه غذاخوردن به اندازه ارزش غذايي آنچه مي‌خوريم، اهميت دارد.

احساس لذت و رضايت، شادابي و نشاط، تغذيه سالم و وزن متناسب، ياد گرفتن آداب غذا خوردن، گفتگو درباره اتفاقات و اطلاع از برنامه‌هاي روزانه تك‌تك افراد خانواده همه از فوايد غذاخوردن افراد خانواده دور يك ميز است.

غذاخوردن افراد خانواده در كنار هم براي همه افراد خانواده لذتبخش و مفيد است، اما اين لحظات در ذهن بچه‌ها خيلي زيبا و به‌يادماندني‌تر است.

روا‌ن‌شناسان كودك توصيه مي‌كنند كودك را از 2‌‌سالگي كنار سفره بنشانيد، حتي اگر كودك نمي‌تواند زمان طولاني بنشيند، او را براي 5 دقيقه هم كه شده، كنار سفره بنشانيد تا آداب غذاخوردن در كنار سفره را ياد بگيرد.

 

فرصت طلايي رمضان‌

اگر تاكنون به روستاها يا شهر‌هاي كوچك سفر كرده باشيد حتما متوجه شده‌ايد كه در آنجا شهر و روستا خيلي زود تعطيل مي‌شود و مردم در ساعات اوليه شب راهي منازل خود مي‌شوند بنابراين فرصت بيشتري را كنار يكديگر مي‌گذرانند. اين كه در شهرهاي بزرگ نيز چنين اتفاقي رخ دهد يك روياي دست‌نيافتني است، اما براي ما شهرنشينان ماه رمضان يك فرصت طلايي است.

شايد در هيچ زمان ديگري مانند وقت افطار اعضاي خانواده براي رسيدن به خانه و نشستن دور يك ميز يا سفره تلاش نمي‌كنند. ترافيك سنگين شبانگاهي و شتاب شهروندان در ساعات نزديك به اذان مغرب گواه اين مدعاست.

سفره افطار و سحر‌هاي ماه رمضان يكي از فرصت‌هاي طلايي است كه براي خانواده‌هاي پرمشغله امروزي كه گاه حتي وعده غذايي شبانه را نيز نمي‌توانند كنار هم بگذرانند، تنها يك ماه در سال ايجاد مي‌شود.

چه خوب بود اگر سريال‌هاي تلويزيوني در ماه رمضان با فاصله‌اي حداقل 30‌دقيقه‌اي پس از اذان پخش مي‌شد، چون خانواده‌ها مي‌توانستند از اين فرصت به دست آمده استفاده بهتر و مفيدتري داشته باشند.

 

نوشته‌ي: سعيده کافي


رمضان فصل آمرزش

ماه رمضان

 

انسان موجودي است كه از روز ازل به خطاكاري شهره آفاق شده و از آغاز خلقت و آفرينش مهر «جايز الخطا بودن» بر پيشاني اش خورده و درست از همين رو در طول عمر كوتاه و ناپايدار دنيوي اش به كرات و دفعات مرتكب معاصي و گناهان كوچك و بزرگ شده و از صراط مستقيم عبوديت و بندگي حق تعالي منحرف مي شود. دل و جان خود را به زنگار گناه مي آلايد و از ساحت قرب پروردگار دور مي شود و درنتيجه طوق بندگي شيطان را بر گردن مي نهد و به قول معروف: «باركش غول بيابان مي شود».

ولي در اين ميان و در بين خيل كثير گنهكاران بي خيال و غافل از حساب و كتاب رستاخيز، گروهي به واسطه برخورداري از وجدان بيدار و جان هوشيار، به محض ارتكاب گناه، دچار تشويش، اضطراب و پريشاني مي شوند كه صدالبته اين ناراحتي و اندوه ارتكاب گناه خود يكي از نشانه هاي ايمان بوده و در احاديث اسلامي از علائم مومن شناخته شده است. از جمله در حديث زير كه از وجود مبارك امام صادق(عليه السّلام) نقل شده به اين مطلب اشاره گرديده:

«كسي كه نيكوكاري اش او را شادمان و بدكاري اش او را اندوهگين كند مومن است.»(1)

خلاصه آنكه چنين انساني كه اندوه گناه او را مي آزارد، خاضعانه به دنبال فرصتي مي گردد تا با توبه و استغفار، زنگارهاي معصيت را از آينه دل و جان خود زدوده و بار ديگر جان تيره را همچون آينه درخشان و روشن و تابنده نمايد. و براي او «ماه مبارك رمضان» بهترين فرصت است. چرا كه در اين ماه شريف تمامي زمينه هاي آمرزش از سوي خداوند فراهم است و درك محضر و مجلس رمضان بالاترين و ارزشمندترين سعادت معنوي را نصيب آدمي مي نمايد و لذا به انسان خطاكار طالب آمرزش از قول حافظ عليه الرحمه بايد گفت:

 

درياست مجلس او درياب وقت و در ياب
  هان اي زيان رسيده وقت تجارت آمد.

 

زمينه هاي مناسب آمرزش در ماه مبارك رمضان

همان طور كه گفتيم در اين ماه تمامي شرايط براي آمرزش و برخورداري از لطف و رحمت خداوند فراهم است و بر گنهكار فرض است كه از اين فرصت بي بديل به بهترين وجهي بهره برداري كند و ما در اين بخش از نوشتار خود به برخي از زمينه هاي مساعد آمرزش در ماه رمضان اشاره مي كنيم:
كسي كه نيكوكاري اش او را شادمان و بدكاري اش او را اندوهگين كند مومن است.

الف- باز بودن درهاي رحمت و بسته بودن درهاي غضب الهي

رسول گرامي اسلام(ص) در خطبه شريف شعبانيه كه در آستانه ماه مبارك رمضان ايراد فرموده اند خطاب به مسلمانان

رمضان

 مي فرمايند:

«ايهاالناس ان ابواب الجنان مفتحه فاسألوا ربكم ان لا يغلقها عليكم و ابواب النيران مغلقه فاسألوا ربكم ان لايفتحها عليكم...: اي مردم همانا ]در اين ماه[ درهاي بهشت باز است پس بخواهيد از پروردگارتان كه آنها را برشما نبندد و درهاي آتش بسته است پس بخواهيد از پروردگارتان كه آنها را بر شما نگشايد...»

با عنايت به اين جملات، براستي آيا زماني بهتر از ماه مبارك رمضان براي برخورداري از نسيم رحمت الهي و آمرزش بيكران پروردگار مي توان به دست آورد. موقعيتي كه بهشت آغوش گشوده تا مهربانانه طالبان خويش را در آغوش كشد و از نعيم بي حد و مرز خود آنان را بهره مند سازد و از ديگر سو جهنم درهاي خشم و غضب خود را بسته و همان گونه كه آتش نمرودي بر ابراهيم(عليه السّلام) سرد و سلامت گرديد، آتش قهر جهنم نيز بر گنهكاران پشيمان و آمرزش طلب سرد و سلامت است؟!

 

ب- دربند بودن شياطين

آدمي در مسير حركت به سوي كمال و قرب پروردگار با موانع بسياري مواجه است كه يكي از اين موانع كه بواقع مانعي اساسي نيز محسوب ميگردد، وجود دشمني سرسخت و حسود بنام «شيطان» است كه بنا به نقل قرآن كريم از روز نخست خلقت آدم (عليه السّلام) كمر به گمراهي اولاد آدم (عليه السلام) بسته و در جاي جاي اين كتاب آسماني از او بنام «عدو مبين» ياد شده و با وجود چنين دشمن عنودي براستي حركت در صراط مستقيم بسي مشكل و طاقت فرساست مگر آنكه دست لطف الهي ياريگر آدمي گردد، كه حافظ گفت:

 

دام سخت است مگر يار شود لطف خداي
 ورنه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم

 

و يكي از الطاف الهي در ماه مبارك رمضان بر انسان مستغفر، در غل و زنجير بودن اين خصم پليد و اعوان و انصارش ميباشد كه در نتيجه آدمي آزادانه و بدون برخورد با اين موانع صعب و سخت ميتواند به سوي خداوند رجوع كرده و آمرزش بخواهد و به صراط عبوديت بازگردد، همانگونه كه در خطبه شعبانيه از قول نبي مكرم اسلام(صلّي الله عليه و آله و سلّم) مي خوانيم:«... و الشياطين مغلوله فاسألوا ربكم ان لا يسلطها عليكم:[و در اين ماه] شياطين در غل و زنجيرند پس بخواهيد از پروردگارتان كه آنها را بر شما مسلط نگرداند».

بگو اگر دعاي شما نباشد پروردگار من به شما عنايتي نخواهد كرد.

ج- اجابت دعا

يكي از بهترين نعمتهاي الهي براي ما آدميان همين اجازه اي است كه خداوند به ما داده تا با او سخن بگوئيم و نيازها و خواست هاي خود را از او درخواست نمائيم. خداوند عزيز در اين جهت نه تنها اجازه فرموده، بلكه اصولاً امر فرموده و ترك دعا را موجب محروميت از توجه خودش به ما اعلام داشته. همچنانكه در آخرين آيه سوره مباركه فرقان به اين مطلب تصريح

دعا

 شده است:

«قل ما يعبوا بكم ربي لولا دعاوكم: بگو اگر دعاي شما نباشد پروردگار من به شما عنايتي نخواهد كرد.»

و آمرزش خواهي از خداوند، يكي از مهمترين حاجت هاي هميشگي آدمي بوده است و از آنجا كه دعاي روزه دار در اين ماه شريف به طور قطع و يقين مورد اجابت خداوند است فلذا چه فرصتي بهتر از ماه رمضان براي برخورداري از آمرزش آنهم از طريق دعاهاي مستجاب؟! و ناگفته نماند كه اگرچه دعا نمودن در همه حال و اوقات ارزشمند بوده و امكان پذير است ولي آنچه مسلم است اين عمل خداپسندانه در پاره اي از اوقات از فضيلت بيشتري برخوردار بوده و به اجابت مقرون تر است كه يكي از اين اوقات «ماه مبارك رمضان» است كه في الواقع شريفترين اوقات و فرصت ها براي دعا كردن ميباشد و رسول خدا(صلّي الله عليه و آله و سلّم) در اين خصوص مي فرمايند: «و هو شهر دعيتم فيه الي ضيافه الله... و دعاؤكم فيه: و ماه رمضان ماهي است كه خوانده شده ايد در آن به سوي مهماني خداوند... و دعاهاي شما در آن مورد اجابت است.»(2)

 

د- توفيق سحرخيزي

توبه و بازگشت به سوي خداوند و طلب عفو و آمرزش امري است كه در هر ساعت از شبانه روز انجام پذير است ولي بدون شك و ترديد سحرگاهان و آنگاه كه چشمهاي مردمان در خواب است و عالم را سكوت و سكون فرا گرفته، بهترين فرصت براي اين امر عظيم است و توبه در اين وقت از همه اوقات ديگر بيشتر مورد رضاي پروردگار و مقبوليت آن ذات مقدس قرار دارد چرا كه از هرگونه شائبه ريا و دورويي بدور است و از همين رو در قرآن كريم از «توبه كنندگان در سحرگاهان»(3) تجليل شده و اعلام گرديده كه اينان مورد لطف خداوند قرار دارند. ولي با اينهمه بايد به اين حقيقت اعتراف كنيم كه بسياري از ما بنا به دلائل گوناگون و بهانه هاي درست و نادرست در طول ايام و ليالي سال اين توفيق سحرخيزي و تهجد را از كف مي دهيم و باب رحمت الهي را بر خود مي بنديم!! و در ارزش ماه مبارك رمضان همين بس كه در اين ماه عزيز براي آنانكه اهل تهجد و شب زنده داري نيستند بالاجبار فرصتي فراهم ميشود تا تهجد و سحرخيزي و برخورداري از نسيم لطف و رحمت خداوند را در طول يكماه تجربه كنند و از آمرزش خداوند در اين اوقات بهره مند گردند.

فلذا بر انسان گنهكار فرض است كه قدر سحرهاي اين ماه شريف را به نيكي دانسته و فرمان الهي را كه ميفرمايد «يا ايهاالذين امنوا توبو الي الله توبه نصوحا... اي گروهي كه ايمان آورديد توبه كنيد بسوي خدا توبه كردني كه نصوح باشد (تحريم.8)» گردن نهاده و با عزمي مردانه به سوي خداوند و رحمت و مغفرتش بازگشت نمايد كه كليد تمامي سعادت ها در همين استغفار سحرگاهان و آمرزش خواهي نيمه شب قرار دارد كه حافظ عليه الرحمه فرمود:

 

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
 از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول
 ز ورد نيمشب و درس صبحگاه رسيد

 

توبه و بازگشت به سوي خداوند و طلب عفو و آمرزش امري است كه در هر ساعت از شبانه روز انجام پذير است ولي بدون شك و ترديد سحرگاهان و آنگاه كه چشمهاي مردمان در خواب است و عالم را سكوت و سكون فرا گرفته، بهترين فرصت براي اين امر عظيم است و توبه در اين وقت از همه اوقات ديگر بيشتر مورد رضاي پروردگار و مقبوليت آن ذات مقدس قرار دارد.
توبه قريب

 از آنچه در اين نوشتار كوتاه آورده شد اين مطلب به دست مي آيد كه ماه مبارك رمضان براي كسي كه در اثر غفلت و فراموشي آلوده به معاصي گرديده و طالب زدودن زنگار گناه از لوح دل و جان خويش است نيكوترين زمان است و بهترين فرصت و آنكه در اثر كثرت گناهان، مهر سياهي و بيچارگي بر پيشاني اش خورده، چنانچه اين فرصت ارزشمند را از دست دهد جز هلاكت بهره اي نخواهد داشت، كه پيامبر اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) در خطبه شريف شعبانيه فرمود:

«فان الشقي من حرم غفران الله في هذاالشهر العظيم: شقي و بدبخت كسي است كه محروم گردد از آمرزش خداوند در اين ماه بزرگ».

و در همين رابطه توجه به روايت و حكايت زير نيز كه در جلد دوم تفسير شريف «روض الجنان و روح الجنان» تأليف دانشمند و مفسر گرانقدر شيعه در قرن ششم هجري شيخ ابوالفتوح رازي و ذيل آيه 38 سوره مباركه بقره، نقل گرديده آموزنده خواهد بود:

«و در خبر هست كه: چون ابتداي اسلام بود و اول هجرت بود، رسول عليه السلام از مكه به مدينه آمده بود و مسجد بنا كرده، ستوني است كه آن را حنانه خوانند. رسول عليه السلام بر آن ستون تكيه كردي و براي صحابه خطبه كردي بر پاي استاده. چون مسلمانان بيشتر شدند و عدد و عدت بسيار شد، دستوري خواستند و گفتند: ما را خوش نيست كه ما نشسته و تو بر پاي استاده ما را خطبه مي كني. دستور باش ]اجازه ده[ ما را تا براي تو منبري سازيم تا بدان جا خطبه كني؟ گفت: روا باشد، اين منبر كه امروز هست بساختند.

رسول عليه السلام آن روز از در مسجد درآمد و آهنگ منبر كرد و نزديك ستون حنانه نرفت، منبر سه پايه بود. پا بر پايه اول نهاد و گفت: آمين، و بر دوم نهاد و سوم همچنين ]آمين مي گفت[ و كس را نديدند كه دعا مي كرد. چون بر منبر شد و بنشست خطبه آغاز كرد... ]اصحاب[ گفتند: يا رسول الله! چون از در درآمدي و به پايأ منبر برشدي، سه بار آمين گفتي، و كس دعايي نميكرد؟ گفت: بلي جبريل دعا مي كرد و شما نمي شنيدي. چون پا بر پايأ اول نهادم، جبريل گفت: من ادرك والديه او واحداً منهما و لم يغفر له ابعده الله؛ هركه مادر و پدر را دريابد و او را نيامرزند، ابعده الله، خداي او را هلاك كناد. من گفتم آمين! چون پا بر پايأ دوم نهادم گفت: هركه ماه رمضان دريابد و او را نيامرزند، ابعده الله؛ خداي تعالي او را هلاك كناد. من گفتم آمين! چون پا بر پايأ سوم نهادم، گفت: هركه پيش او ذكر تو كنند و نام تو برند و بر تو سلام ]صلوات[ نفرستد ابعده الله، خداي تعالي او را هلاك كناد، من گفتم: آمين!»(4)

و در يك كلام ماه مبارك رمضان ماه عبادت و آباداني خانأ دل است كه در اثر طوفان گناهان ويران شده و خرابي بهم رسانيده است، به تعبير حافظ عليه الرحمه:

خاك وجود ما را از آب ديده تر كن  ويرانسراي دل را گاه عمارت آمد...

 

نوشته‌ي: محتشم مومني


نه واژه براى يك رمضان

رمضان

 

1. رمضان‏

رمضان، در لغت از ماده رمض، به معناى شدت گرما و تابش آفتاب بر سنگ و شن مى‏باشد. با توجه به اين كه ماه رمضان، ماه تحمل سختى‏ها و عطش و گرسنگى است، به اين اسم، نام‏گذارى شده است. اين ماه، نهمين ماه سال در تقويم هجرى قمرى و يگانه ماهى كه است كه نامش در قرآن آمده است و يكى از نام‏هاى خداوند به شمار مى‏رود. ازاين‏رو، در روايت اسلامى تصريح شده كه رمضان به ماه اضافه گردد و به هيچ وجه، به تنهايى ياد نشود. ماه رمضان، بر همه ماه‏ها برترى دارد؛ زيرا تمامى كتاب‏هاى مهم آسمانى، مانند تورات، انجيل، زبور، صحف و قرآن، در اين ماه نازل شده‏اند و شب قدر و شهادت حضرت على عليه‏السلام در اين ماه قرار گرفته است و شايد به خاطر همين ويژگى‏هاست كه اين ماه، براى روزه گرفتن انتخاب شده است.

 

2. صوم‏

صوم (روزه)، در لغت، به معناى امساك و خوددارى از هر چيز است و در اصطلاح فقه، عبارت از: «امساك و خوددارى از امورى هشت‏گانه، از هنگام اذان صبح تا اذان مغرب، به قصد انجام فرمان خداوند است.

روزه در ميان يهود و مسيحيت و اقوام و ملت‏هاى ديگر نيز وجود داشته است و آنان به هنگام مواجهه با غم و اندوه، توبه و طلب خشنودى خداوند، روزه مى‏گرفتند تا با اين كار، در پيشگاه او، اظهار عجز و تواضع نموده، به گناهان خود اعتراف كنند. از انجيل استفاده مى‏شود كه مسيح عليه‏السلام، چهل شبانه روز، روزه گرفت و سرانجام گرسنه شد. قرآن مجيد، به صراحت بيان مى‏كند كه اين فريضه الهى، بر امت‏هاى پيشين نيز واجب بوده است.

 

3. روزه يوم الشك‏

روزى كه انسان شك دارد آخر ماه شعبان است يا اول ماه رمضان، «يوم الشك» ناميده مى‏شود. گرفتن روزه اين روز، نه تنها واجب نيست؛ بلكه اگر كسى به نيت ماه رمضان روزه بگيرد، كار حرامى انجام داده است و اگر كسى بخواهد آن روز را روزه بگيرد، بايد به نيت ماه شعبان يا به نيت روزه قضا(اگر به ذمه داشته باشد)، روزه بگيرد.

صوم (روزه)، در لغت، به معناى امساك و خوددارى از هر چيز است و در اصطلاح فقه، عبارت از: «امساك و خوددارى از امورى هشت‏گانه، از هنگام اذان صبح تا اذان مغرب، به قصد انجام فرمان خداوند است.

4. روزه سكوت‏

روزه صمت يا سكوت، پرهيز از مفطرات هشت گانه و پرهيز از سخن گفتن است. اين روزه، در شريعت حضرت موسى در ميان بنى‏اسرائيل شناخته شده بود. حضرت مريم، بنا به مصالحى، از جانب خداوند مأمور شد تا در مدت معينى از سخن گفتن اجتناب كند؛ ولى اين امر، در شريعت اسلام، يكى از محرمات شمرده شده است.

 

5. نماز قصر

قصر، در لغت، به معناى كوتاه و ناقص شدن در مقابل واژه تمام به كار مى‏رود و در اصطلاح فقه، به معناى خواندن نماز به
رمضان

 صورت شكسته مى‏باشد. در آيه 101 سوره نساء به قصر اشاره شده و در روايات اسلامى، از آن به عنوان تحفه آسمانى و تخفيف الهى براى مسافر ياد شده است كه رد كردن آن جايز نمى‏باشد. سفر، براى جسم، معمولاً خستگى و سستى مى‏آورد؛ ازاين‏رو، خداوند متعال، به جهت امتنان و رعايت حال مسافر، نمازهاى چهار ركعتى را به دو ركعتى تبديل كرده است و اين، يكى از حكمت‏هاى نماز قصر به شمار مى‏رود. نماز قصر، براى مسافر، شرايطى دارد كه در رساله‏هاى عمليه بيان شده‏اند.

 

6. جاهل قاصر و مقصر

«جاهل قاصر» و «جاهل مقصر»، دو اصطلاح فقهى مى‏باشند. جاهل قاصر، كسى است كه در تحصيل علم كوتاهى نكرده است؛ يعنى در شرايطى است كه امكان دسترسى به حكم خدا براى او وجود ندارد و يا خود را جاهل نمى‏داند و احتمال بطلان اعمالش را نمى‏دهد و جاهل مقصر، كسى است كه در تحصيل علم كوتاهى كرده است؛ يعنى، امكان آموختن و يادگيرى معارف اسلامى و احكام الهى را داشته، ولى آنها را ياد نگرفته است. جاهل قاصر در برخى موارد مورد عقاب و عذاب خداوند قرار نمى‏گيرد؛ ولى جاهل مقصر سزاوار عذاب است.
سفر، براى جسم، معمولاً خستگى و سستى مى‏آورد؛ ازاين‏رو، خداوند متعال، به جهت امتنان و رعايت حال مسافر، نمازهاى چهار ركعتى را به دو ركعتى تبديل كرده است و اين، يكى از حكمت‏هاى نماز قصر به شمار مى‏رود.

7. كفاره‏

كفاره از ماده كفر، به معناى پوشاندن است و در اصطلاح دينى، عبارت است از پرداخت صدقه، قربانى و انجام عمل شرعى و مانند آن به خاطر گناهى كه انجام گرفته است و چون اين عمل، آثار گناه را محو مى‏سازد و آن را از انسان مى‏پوشاند، كفاره ناميده مى‏شود و انسان كافر را نيز از آن جهت كه حقايقى از قبيل خدا، قيامت، نبوت و... را انكار كرده و آن را از خود مى‏پوشاند، كافر مى‏گويند. كفاره در همه شرايع و اديان، براى اجتناب از عواقب سوء اعمال شرعى، غيراخلاقى و مخالف اصول اجتماعى انجام، مى‏گيرد. مهم‏ترين اين عواقب و آثار، جلب رضايت و فرو نشاندن خشم الهى است. كفاره چند نوع است؛ معين، مخير، مرتب، مرتب و مخير و كفاره جمع. تعريف و موارد هر يك از اينها در جاى خود بيان شده است.

 

رمضان

8. كفاره جمع

كفاره جمع، يكى از انواع كفاره محسوب مى‏شود و آن عبارت است از جمع كردن بين آزاد كردن يك بنده و گرفتن دو ماه روزه و اطعام شصت فقير. اين كفاره، در دو مورد تحقق پيدا مى‏كند؛ يكى اين كه انسان روزه خود را با چيز حرام باطل كند و ديگرى اين كه شخص مسلمانى را بى گناه و از روى عمد به قتل برساند.

 

9. فطره‏

فطره در لغت چند معنا دارد كه مهم‏ترين آنها خلقت و اسلام است و در اصطلاح، عبارت است از زكاتى كه هر مسلمان براى خود و هر كس كه نان خور او محسوب شود، به مستحق مى‏پردازد و زمان اداى آن مغرب روز آخر ماه رمضان تا ظهر روز عيد فطر مى‏باشد. با توجه به اين كه پرداخت اين نوع حق مالى، باعث سلامت جسم(خلقت) و روح مى‏شود، آن را زكات بدن يا فطره مى‏نامند و شايد وجه تناسب آن با معناى اسلام، اين باشد كه زكات فطره، مقتضاى اسلام است؛ از اين رو، كسى كه پيش از غروب شب عيد فطر، مسلمان شود، تكليف از او ساقط نمى‏شود. زكات بر دو نوع است؛ زكات مال و زكات فطره. زكات مال به نه چيز تعلق مى‏گيرد كه عبارتند از: گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند. زكات فطره براى هر نفر تقريبا سه كيلو از خوراك بيشتر مردم مى‏باشد كه گندم، جو، خرما، كشمش، برنج، ذرت و مانند اينهاست.

زكات فطره به اتفاق شيعه و سنى واجب است و در متون دينى، براى آن فلسفه و فوايد متعددى برشمرده است كه قبول و تكميل روزه، تضمين كردن سلامتى جسم و پاك كردن روح از رذايل اخلاقى، حفظ انسان از مرگ و تكميل زكات مال از مهم‏ترين آنها به شمار مى‏روند.

 

نوشته‌ي: سيد مجتبى حسينى‏


چهل حديث در باب روزه

رمضان

 

قال الله تبارك و تعالى: «أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بوده‏اند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد. (سوره بقره، آيه 183)

 

1) پايه‏هاى اسلام

قال الباقر عليه‎السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه؛ اسلام بر پنج چيز استوار است، بر نماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى). (فروع كافى، ج 4، ص 62، ح 1)

 

2) فلسفه روزه

قال الصادق عليه‎السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير؛ خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند. (من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 43، ح 1)

 

3) روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه‎السلام:

فرض الله... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق؛ خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

(نهج‎البلاغه، حكمت 252)

 

4) روزه يادآور قيامت

قال الرضا عليه‎السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر؛ مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

(وسائل الشيعه، ج 4، ص 4، ح 5/ علل الشرايع، ص 10)

 

5) روزه زكات بدن

قال رسول الله صلّى الله عليه وآله:

لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام؛ براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدن‎ها روزه است.

(الكافى، ج 4، ص 62، ح 3)

كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بوده‏اند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد.

6) روزه سپر آتش

قال رسول الله صلّى الله عليه وآله:

الصوم جنة من النار؛ روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى به واسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.» (الكافى، ج 4، ص 162)

 

7) اهميت روزه

قال رسول الله صلّى الله عليه وآله:

رمضان

الصوم فى الحر جهاد؛ روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

(بحارالانوار، ج 96، ص 257)

 

8) روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه‎السلام:

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام؛ روزه نفس از لذت‎هاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

(غرر الحكم، ج 1، ص 416، ح 64)

 

9) روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه‎السلام:

الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب؛ روزه پرهيز از حرام‎ها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

(بحارالانوار، ج 93، ص 249)

 

10) برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه‎السلام:

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن؛ روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

(غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80)

 

11) روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه‎السلام:

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك؛ آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

(الكافى، ج 4، ص 87، ح 1)

 

12) روزه اعضا و جوارح

عن فاطمة الزهرا سلام الله عليها:

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه؛ روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحارالانوار، ج 93، ص 295)

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

13) روزه ناقص

قال الباقر عليه‎السلام:

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر؛  

روزه اين افراد كامل نيست:

1- كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏ شوهر نكرده تا اين كه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اين كه فرمانبردار شود.

(بحارالانوار، ج 93، ص 295)

ماه رمضان

14) روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه‎السلام:

كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء؛

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

(نهج البلاغه، حكمت 145)

 

15) روزه و صبر

عن الصادق عليه‎السلام فى قول الله عزوجل:

«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

خداوند عزوجل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 298، ح 3)

 

16) روزه و صدقه

قال الصادق عليه‎السلام:

صدقه درهم افضل من صيام يوم؛ يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 218، ح 6)

 

17) پاداش روزه

قال رسول الله صلّى الله عليه وآله: قال الله تعالى:

الصوم لى و انا اجزى به؛ روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 294، ح 15 و 16 ؛ 27 و 30)

 

18) جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله:

من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها؛ كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد بر خداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شراب‎هاى بهشتى به او بنوشاند.

(بحارالانوار، ج 93، ص 331)

روزه پرهيز از حرام‎ها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

19) خوشا بحال روزه‎داران

قال رسول الله صلّى الله عليه وآله:

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة؛ خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت ‏سير مى‏شوند.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 299، ح‏2)

 

20) مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه‎السلام:

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر؛ هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏ به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

(الكافى، ج 4، ص 64، ح 8/ بحارالانوار، ج 93، ص 247)

 

21) شادى روزه‎دار

قال الصادق عليه‎السلام:

رمضان

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه؛ براى روزه‎دار دو سرور و خوشحالى است:

1- هنگام افطار

2- هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 290 و 294 ح‏6 و 26)

 

22) بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله:

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون؛ براى بهشت درى است ‏به نام (ريان) كه از آن فقط روزه‎داران وارد مى‏شوند.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 295، ح‏31/ معانى الاخبار، ص 116)

 

23) دعاى روزه‏داران

قال الكاظم عليه‎السلام:

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره؛ دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

(بحارالانوار، ج 92، ص 255، ح 33)

 

24) بهار مومنان

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله:

الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه؛ زمستان بهار مومن است از شب‎هاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى و از روزهاى كوتاهش براى روزه‎دارى بهره مى‏گيرد.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 302، ح 3)

 

25) روزه مستحبى

قال الصادق عليه‎السلام:

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر؛ هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33)

 

26)روزه ماه رجب

قال الكاظم عليه‎السلام:

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر؛ رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

(من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 56، ح 2 / وسائل الشيعه، ج 7، ص 350، ح 3)

خداوند عزوجل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

27) روزه ماه شعبان

قال الصادق عليه‎السلام:

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين؛ هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 375، ح 22)

ماه رمضان

28) افطارى دادن(1)

قال الصادق عليه‎السلام:

من فطر صائما فله مثل اجره؛ هر كس روزه‎دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه‎دار است.

(الكافى، ج 4، ص 68، ح 1)

 

29) افطارى دادن (2)

قال الكاظم عليه‎السلام:

فطرك اخاك الصائم خير من صيامك؛ افطارى دادن به برادر روزه‎دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

(الكافى، ج 4، ص 68، ح 2)

 

30) روزه خوارى

قال الصادق عليه‎السلام:

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه؛ هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود .

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 181، ح 4 و 5 / من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 73، ح 9)

 

31) رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين عليه‎السلام:

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى؛ رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 266، ح 23)

 

32) رمضان ماه رحمت

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله:

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار؛ رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

(بحارالانوار، ج 93، ص 342)

 

33) فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله:

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه؛ درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد. (بحارالانوار، ج 93، ص 344)

 

34) اهميت ماه رمضان

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله:

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة؛ اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

(بحارالانوار، ج 93، ص 346)

 

35) قرآن و ماه رمضان

قال الرضا عليه‎السلام:

من قرا فى شهر رمضان آية من كتاب الله كان كمن ختم القرآن فى غيره من الشهور؛ هر كس در ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه در ماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

(بحارالانوار، ج 93، ص 346)

 

36) شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق عليه‎السلام:

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة؛ آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 258، ح 8)

براى بهشت درى است ‏به نام (ريان) كه از آن فقط روزه‎داران وارد مى‏شوند.

37) برترى شب قدر

قيل لابى عبدالله عليه‎السلام):

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة

رمضان کريم

القدر.

از امام صادق (عليه‎السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 256، ح 2)

 

38) تقدير اعمال

قال الصادق (عليه‎السلام):

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين؛ برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست و ‏سوم.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 259)

 

39) احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال:

كان ابو جعفر(عليه‎السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى؛ فضيل بن يسار گويد:

امام باقر(عليه‎السلام) در شب بيست و يكم و بيست و ‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4)

 

40) زكات فطره

قال الصادق(عليه‎السلام):

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلّى الله عليه وآله) من تمام الصلوة؛ تكميل روزه به پرداخت زكات يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلّى الله عليه وآله) كمال نماز است.

(وسائل الشيعه، ج 6، ص 221، ح 5)

 

برگرفته از کتاب چهل حديث روزه، محمدحسين فلاح زاده .


اسم اعظم خدا در دعاي سحر

الله

امام خميني(ره) و شرح دعاي سحر

 

دعاي سحر يا به بيان امام خميني(ره) در شرح دعاي سحر «دعاي مباهله»، از ادعيه‎ايست که از امام محمد باقر(عليه‎السلام) نقل شده ‏است.

سيدبن طاووس در کتاب اقبال پس از نقل اين دعا از قول امام باقر(عليه‎السلام) روايتي به اين مضمون نقل مي‏نمايد:

«اگر مردم عظمت اين دعا در نزد خدا و سرعت استجابت اين دعا براي کسي که آن را مي‏خواند؛ را مي‎دانستند براي بدست آوردن آن بر روي همديگر شمشير مي‎کشيدند!»

و در روايت ديگري از قول ايشان نيز اين ‏چنين نقل مي‏کند:

«اگر سوگند ياد کنم که اسم اعظم خدا در اين دعاست، سوگندم درست است. پس هرگاه دعا کرديد در دعا کوشش کنيد که اين دعا از علوم پنهاني است. پس آن را پنهان کنيد مگر از اهلش. منافقين و تکذيب‏کنندگان و انکارکنندگان از اهل اين دعا نيستند و اين دعا، دعاي مباهله است؛ مي‏گويي: اللهم إني اسئلک من بهائک بأبهاه ...»

 

کتابي براي آشنايان به فلسفه و عرفان

شرح دعاي سحر از امام خميني(ره) عنوان يکي از هشتاد و پنج اثر به يادگار مانده از ايشان است و در کنار مصباح‏الهدايه، شرح حديث جنود عقل و جهل، آداب الصلوة، سرِّالصلوة و تفسير سوره حمد از مهمترين آثار عرفاني بجا مانده از ايشان است.

اين اثر به زبان عربي نوشته شده است و مباحث مطرح شده در آن به گونه‎ايست که آشنايان با اصطلاحات فلسفه و عرفان مي‏توانند از آن استفاده کنند.

ترجمه اين کتاب به همراه شرح مختصر برخي از مباحث مطرح در کتاب پس از انقلاب اسلامي توسط سيد احمد فهري از شاگردان امام(ره) صورت پذيرفته ‏است.

حضرت امام(ره) در اين کتاب از اسرارالصلاة حاج ميرزا جواد ملکي و تعليقه آقا محمدرضا قمشه‎‏اي بر شرح فصوص قيصري و شرح اسماء حاجي سبزواري و فتوحات محيي الدين و تأويلات عبدالرزاق کاشي و شرح قيصري بر فصوص و شرح مفتاح‏الغيب فناري و قبسات ميرداماد و اسفار ملاصدرا و برخي کتب فيض و نيز کتاب الهيئة والاسلام مرحوم سيد هبة ‏الله شهرستاني ياد و مطلب نقل مي‎‏کند که اين آخري نشان مي‏دهد که امام کتاب‎هاي جديد را هم مي‏خواندند.

اگر مردم عظمت اين دعا در نزد خدا و سرعت استجابت اين دعا براي کسي که آن را مي‏خواند؛ را مي‎دانستند براي بدست آوردن آن بر روي همديگر شمشير مي‎کشيدند.

كثرت اصطلاحات فلسفى و عرفانى

بحث دعا و نگارش پيرامون آن از قديم الأيام در ميان دانشمندان شيعى مطرح بوده است. در خصوص دعاي سحر هم ظاهرا دو شرح معروف قبل از تأليف امام(ره) نوشته شده‏ است.

شرح اول: «رسالة في شرح دعاء السحر» تأليف مرحوم حاج محمد كريم‏خان كرمانى(ره) مربوط به سال 1274 هجرى قمرى است و شرح دوم که با نام «هذا كتاب شرح دعاء السحر المعروف في شهر رمضان» منتشر شده است، تأليف آية الله آقا حبيب الله الشريف الكاشاني(ره) است كه در 1297 قمرى به چاپ رسيده است.

آنچه در مقايسه‏ دو شرح مزبور و شرح دعاى سحر تأليف امام خمينى(ره) به نظر مى‏رسد اين است كه شرح دعاى سحر ايشان از پيچيدگى خاصى برخوردار است كه حكايت از به كار بردن كثرت اصطلاحات فلسفى و عرفانى دارد ولى در دو شرح مذكور به صورت روان‏تر بيان شده است.

دعاي سحر

انگيزه‏ى تأليف‏ شرح دعاي سحر

حضرت امام(ره) غرض از تدوين كتاب را چنين بيان مى‏دارند: «... از آنجايى كه يكى از بزرگترين نعمت‏ها بر بندگان و رحمت گسترده در ميان اهل شهرها، دعاهايى است كه از گنجينه‏هاى وحى و شريعت و حاملان دانش و حكمت نقل شده. زيرا همين دعاهاست كه رابطه‏ معنوى ميان خالق و مخلوق و رشته‏ پيوند ميان عاشق و معشوق است، و وسيله‏اى است براى درآمدن به اندرون قلعه‏ محكم، و چنگ زدن به آن دستاويز استوار و ريسمان پر توان ... پس خواستم كه آن را از بعضى جهات به مقدار آمادگى خويش، با توانى اندك و آگاهى ناچيزى كه دارم شرح كنم.»

 

اولين اثر امام در بيست و هفت سالگي

کتاب «مختصر في شرح الدعاء المتعلق بالأسحار» که با ترجمه آقاي فهري به‏ نام «شرح دعاي سحر» معروف شد اولين تأليف امام خميني(ره) مي‏باشد و تأليف آن به سال 1347 هجري قمري يعني وقتي که از عمر امام(ره) فقط بيست و هفت بهار مي‏گذشت برمي‏گردد.

فيلسوف معاصر مرحوم جلال‎الدين آشتياني در مقدمه‏اش بر کتاب مصباح‏الولاية در مورد کتاب‏هاي عرفاني امام با نام ‏بردن از سرّالصلوة، شرح دعاي سحر و مصباح الهداية به اين نکته اشاره مي‏کند که امام اين آثار را به زباني تأليف نموده‏اند که به تعبير ايشان جز خامه کمل از ارباب عرفان هيچ قلمي را توانايي آن نيست که اين چنين آثاري که حق مطلب را ادا نمايد به وجود آورد.

اين نکته در زندگي امام جاي تأمل جدي دارد که ايشان سال‎ها پيش از آن ‏که وارد مبارزه سياسي شوند و حتي قبل از آن‏ که به طرح مباحثي مانند ولايت فقيه بپردازند شرح دعاي سحر را مي‎نويسند. تغيير و تحولات اساسي‏اي که در عالم خارج به تعبير خود ايشان با انفجار نور انقلاب اسلامي در دنياي خارج محقق شد، سال‏ها قبل و در شروع نهضت و در اوان جواني ايشان در وجودشان محقق شده بود.

 

مجاهدت در جواني

اين مشي عملي امام در توجه به خودسازي در ايام جواني موضوعي است که ايشان بعدها مکررا در توصيه‏ها و دستورالعمل‏هاي اخلاقي عرفاني‏اي که ديگران از ايشان مي‏خواستند به آن توجه مي‏دادند.

در نامه‎اي که به فرزندشان حاج احمد آقا مي‏نويسند، در مورد چگونگي استفاده از دوران جواني، چنين سفارش مي‏فرمايد: «عزيزم! از جواني به اندازه‎اي که باقي است، استفاده کن در پيري همه چيز از دست مي‎رود؛ حتي توجه به آخرت و خداي تعالي. از مکرهاي بزرگ شيطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعده طول عمر مي‎دهد و تا لحظه آخر با وعده‎هاي پوچ، انسان را از ذکر خدا و اخلاص براي او باز مي‎دارد تا مرگ برسد و در آن حال، ايمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، مي‎گيرد.»

و در جاي ديگري در چهل حديث مي‏فرمايد:

«تأثر قلبي و تصور باطني در ايام جواني بهتر حاصل مي‏شود، زيرا که قلب جوان لطيف و ساده است و صفايش بيشتر است... پس شديدالانفعال و کثير القبول است.»

و در سرّالصلوة در اين‏ باره مي‏گويد:

«از مکائد بزرگ شيطان و نفس اماره آن است که جوان را وعده اصلاح و اصلاح در زمان پيري مي‏دهد تا جواني با غفلت از دست برود و به پيران وعده طول عمر مي‏دهد و تا لحظه آخر با وعده‏هاي پوچ، انسان را از ذکر خداوند و اخلاص براي او باز مي‏دارد تا مرگ برسد... پس در جواني که قدرت بيشتر داري به مجاهدت برخيز.»

تأثر قلبي و تصور باطني در ايام جواني بهتر حاصل مي‏شود، زيرا که قلب جوان لطيف و ساده است و صفايش بيشتر است... پس شديدالانفعال و کثير القبول است.

امام و آية الله شاه آبادي

در بررسي آثار و انديشه‏هاي عرفاني امام، به نام استاد عرفان ايشان، آية الله شاه آبادي مي‏رسيم به گونه‏اي که برخي بزرگان شخصيت جامع امام را در سه بعد فقهي، سياسي و عرفاني به ترتيب تحت تأثير سه شخصيت معاصر ايشان يعني آية‏الله حائري، آية‏الله مدرس و آية‏الله شاه آبادي مي‎دانند.

آية‏الله شاه‏آبادي کسي است که امام در کتاب‏هايشان با تعبير روحي له الفداء از او ياد مي‏کنند و در مورد ايشان

امام خميني(ره) و شرح دعاي سحر

 مي‏فرمايد: «هيچ کس به اندازه من ايشان را نشناخته است، ايشان استاد بلامنازع اين علم(عرفان) بود.»

و در جايي ديگر مي‏گويد: «شيخ بزرگوار ما حقا حق حيات روحاني به اينجانب داشت که با دست و زبان، از عهده شکرش برنمي‏آيم.»

کتاب شرح دعاي سحر در همان سالي تأليف شده ‏است که مرحوم شاه‏آبادي به قم آمدند و نوشتن اين کتاب در اولين سال آشنايي امام با ايشان نشان مي‏دهد که امام قبل از آية‏الله شاه‏آبادي فلسفه و عرفان خوانده بودند و استاد ديده بودند.

 

ساختار كتاب‏

كتاب شرح دعاي سحر بر محور فصل‏بندى و ابواب خاصى تنظيم نشده است بلكه بر اساس جملات دعاى سحر تدوين يافته، و در ذيل هر يك از 22 فقره‏اى كه نام‏هاى خداوند بيان شده است شرحى پيرامون آن جملات به نگارش در آمده است مثلا در ذيل فقره اول دعا سرفصل‏هاي زير آمده است: «اللهم إني أسألك من بهائك بأبهاه...»

- جامعيت انسان همه‏ عوالم را

- سر ابتداء به «اللهم» در أدعيه‏

- حقيقت اخلاص‏

- طريقه‏ سلوك شيخ الأنبياء

- فرق ميان بهاء و جمال‏

- فرق ميان صفت جلال و جمال‏

همان‏گونه که قبلا هم اشاره شد، انديشه‏هاى امام(ره) در كتاب مزبور شامل نكات عميق فلسفى و عرفانى است و به تعبير ديگر اين کتاب اثري است که مخاطب خاص دارد و خود، نيازمند تبيين و شرح اصطلاحات و مفاهيم است.

به عنوان حسن ختام فرازي از کتاب در ذيل فقره «اللهم أني أسئلک من جمالک بأجمله...» را مي‏آوريم.

در عالم آخرت کثرت تزاحمات نيست

از يکي از مشايخ ارباب معرفت رضوان‏الله عليه شنيدم که مي‏فرمود: جرعه آبي که در بهشت نوشيده مي‏شود همه لذت‏ها را داراست. از لذت‏هايي که به گوش درک مي‏شود، مانند انواع موسيقي و آهنگ‏هاي دلنشين، و لذت‏هايي که با چشم درک مي‏شود، از ديدن صورت‏هاي زيبا و ساير رنگ‏ها و شکل‏ها، و بقيه حواس نيز به همين قسم بهره‏مند مي‏شوند و لذت مي‏برند، حتي شهوت مقربت و همبستر شدن را نيز در نوشيدن آب احساس مي‏کند، به طوري‏ که هر يک از اين لذت‏ها به طور جداگانه‏ درک مي‏شوند.

و از يکي از اهل نظر (رحمةالله عليه) شنيدم که مي‏گفت مقتضاي اين که ملکات در نشئه آخرت مجسم شود و بروز نمايد، آنست که بعضي از مردم به صورت‏هاي گوناگون محشور مي‏شوند و در عين حال که مثلا به صورت خنزير است، به صورت موش و سگ نيز هست و پيداست که اين امور به واسطه آنست که ظرف وجود به واسطه نزديک بودنش به عالم وحدت و تجرد و منزه بودنش از تزاحم عالم طبيعت و هيولي، وسعت بيشتري دارد.

 

برگرفته از در طواف خورشيد(زندگينامه آيت الله شاه آبادي)/ محمدرضا رمزي.


منابع:

شرح دعاي سحر/ امام خميني(ره)

مصباح‏الهداية/ امام خميني(ره)

چهل حديث/ امام خميني(ره)

سرّالصلوة/ امام خميني(ره)


بهار بخشش را دریابیم

ماه مبارک رمضان

خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمی‌شناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.

من گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستاده خداست، خداوند او را با دین اسلام و معجزه جاوید آسمانی به سوی مردمان فرستاد، تا شبهه‌‌ها را از میان بردارد و با دلیل‌های روشن سخن گوید و آنان را با نشانه‌های الهی، از هر کردار ناپسند بیم دهد و به سوی کارهای نیکو و رفتار نیک فراخواند. (امام علی(علیه السلام)، الحیات، ج 2، ص 35)

خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمی‌شناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.

آن فرستاده بزرگ الهی در سخنانی مشهور فرمودند: مرا برانگیختند تا همه ارزش‌های الهی و منش‌های والای انسانی را به جهانیان بیاموزم،‌ و اینگونه بود که او اسوه همه خوبان عالم گردید و مایه مهربانی و آرامش بشر .

وقتی دل غمزده، غبار غربت ‌گیرد، یاد اوست و تنها یاد اوست که تسلی خاطر است، و هم اینک ماه رمضان، است.

چون در بهارستان کتاب‌ها و نشانه‌ها گام نهی و به کوی و برزن‌های زیبای حدیث اهل بیت در آیی به نیکی به اقیانوسی رسی که کران تا کران آن را گوهرهای رنگی نهاده‌اند و هر گوهری نشانه‌ای و هر نشانه‌ای راهی به سوی دوست، و هم اینک راهی دیگر ... .

سلطان سریر ارتضا، حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه‌آلاف‌التحیه‌والثناء) از مولی المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که درود خدا بر آنان باد چنین نقل فرموده است: که پیامبر روزی از روزها و چندی پیش از ماه مبارک رمضان، سخنانی برای ما بیان فرمود و در آن خطبه، براستی در سفت و گفت: ای مردم ماه خدا با گشاده‌دستی، مهربانی، بخشش و آمرزش به سوی شما می‌آید، ماهی که نزد خدای بزرگ برترین ماه‌هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌هاست و لحظاتش بهترین لحظه‌هاست.

گویا همین دیروز بود که پیامبر در مسجد یثرب و بر روی منبری که از بوریا و چوبه‌های خرما شکل یافته بود، خطبه‌ای رسا بیان فرمود و در آن سخنرانی، غفلت از آن ماه خدایی را به آنان بیم داد و آیه دیگری از کتاب فضیلت و اخلاق محمدی را ورق زد و آنان را به سوی میهمانی خدا فراخواند.

ماه مبارک رمضان

سلطان سریر ارتضا، حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه‌آلاف‌التحیه‌والثناء) از مولی المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که درود خدا بر آنان باد چنین نقل فرموده است: که پیامبر روزی از روزها و چندی پیش از ماه مبارک رمضان، سخنانی برای ما بیان فرمود و در آن خطبه، براستی در سفت و گفت: ای مردم ماه خدا با گشاده‌دستی، مهربانی، بخشش و آمرزش به سوی شما می‌آید، ماهی که نزد خدای بزرگ برترین ماه‌هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌هاست و لحظاتش بهترین لحظه‌هاست.

ماهی است که از سوی خدا در آن ماه به میهمانی خدا خوانده شده‌اید و از خاندان بزرگواری خدا گردید‌ه‌اید.

نفس‌های شما در آن ماه به مثابه تسبیح اوست و خواب شما در آن ماه بندگی خداست، کردار شما در آن ماه پذیرفته است، و دعا و نیایش شما در آن ماه بی‌پاسخ نخواهد بود،‌ پس بخواهید از خدای بزرگ، همو که پروردگار شماست به نهادهای راستین و دل‌های پاک، تا او شما را به سعادت روزه‌داری و تلاوت قرآن بیاراید.

پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد .

و چون در این ماه به سبب روزه‌داری گرسنه و تشنه گشتید به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت افتید، به نیازمندان صدقه دهید و بیچارگان را دست گیرید و به بزرگانتان احترام کنید و به کوچکترانتان مهر ورزید و بستگانتان را بزرگ داشته و به دیدار آنان بشتابید .

زبان‌هایتان را از دورغ، بهتان، غیبت و سخنان ناروا نگاه دارید و چشمانتان را از آنچه روا نیست فرو بندید و گوش‌هایتان را از آنچه شنیدن آن ناپسند است برگیرید.

بر یتیمان مردم مهر ورزید تا به یتیمانتان مهر ورزند و از گناهانتان به سوی خدا باز گردید.

دست‌هایتان را هنگام نماز به نیایش بلند دارید، پس به درستی که آن هنگام برترین لحظه‌هاست و در آن هنگام است که خدای بزرگ و شکوهمند، نگاه رحمت و مهربانی به سوی بندگان بیفکند .

و چون با او نجوا کنند پاسخشان گوید و تا او را خوانند به آنان لبیک گفته و چون از او خواهند به آنان ببخشاید و استجابت نماید آنان را هنگام نیایش .

ای مردم؛ جان‌های شما در گرو کردار شماست، پس جان‌های خویش را آزاد سازید به بخشش‌خواهی از خدای بزرگ.

نفس‌های شما در آن ماه به مثابه تسبیح اوست و خواب شما در آن ماه بندگی خداست، کردار شما در آن ماه پذیرفته است، و دعا و نیایش شما در آن ماه بی‌پاسخ نخواهد بود،‌ پس بخواهید از خدای بزرگ، همو که پروردگار شماست به نهادهای راستین و دل‌های پاک، تا او شما را به سعادت روزه‌داری و تلاوت قرآن بیاراید. پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد .

بار گناهان و بدبختی‌ها بر پشت‌های شما سنگینی می‌نماید، پس سبک سازید آن بار را به سجده‌های طولانی و بدانید که خدای بزرگ به عزت خویش سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و پیشانی بر زمین سایندگان درگاهش را شکنجه و عذاب ننماید و آنان را از آتش روزی که همه برای پروردگار جهانیان برانگیخته خواهند شد نترساند.

ای مردم؛ هر آن کس از شما روزه‌دار مؤمنی را در این ماه افطاری بخشد، گویا بنده‌ای آزاد ساخته و مزد آن را خواهد ستاند،‌ و قلم بخشش بر گناهانش گذشته‌ا‌ش کشیده خواهد شد.

در این هنگام، مردی از میان جماعت بپا خواست و عرض کرد: ای فرستاده خدا برخی از ما توان اطعام و افطار دیگران را

ماه مبارک رمضان

نداریم پس چه کنیم؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از آتش بپرهیزید گرچه با نیمی از خرما مؤمن روزه‌داری را افطار نمایید، از آتش بپرهیزید گرچه با جرعه‌ ای آب، روزه‌داری را افطار نمایید.

ای مردم؛ هر آن کس از شما در این ماه بزرگ، اخلاق و رفتارش را نیکو گرداند، گذرنامه‌ای به او خواهند داد که از پل صراط بگذرد، در روزی که گام‌ها در آن روز می‌لرزد و می‌لغزد.

و هر آن کس که نسبت به زیردستان خود در آن ماه سبک گیرد، خدای بزرگ حسابش را سبک سازد، و هر آن کس که شر و بدی خویش را در این ماه از مردم باز دارد، خدای بزرگ غضب خویش را در روز قیامت از او بر خواهد داشت و هر آن کس که یتیمی را بزرگ دارد خدای جلیل در روز جزاء او را بزرگ خواهد داشت.

و کسی که در ماه مبارک رمضان، نزدیکان خویش را بزرگ شمرد و به دیدار آنان بشتابد، خدای بزرگ در روز جزا  او را به رحمت و مهربانی خویش نایل سازد.

و کسی که نزدیکان و بستگان خویش را در این ماه احترام ننموده و به دیدار آنان نرود، خدای بزرگ در روز قیامت رحمت و مهربانی خویش را از او دریغ سازد.

و هر آن ‌کس که در این ماه، دل خویش را به نماز مستحبی بیاراید، خدای بزرگ آزادی او را از آتش امضا فرماید.

و هر آن کس که در این ماه، واجبی را اداء نماید برای اوست مزد و ثواب آن کس که هفتاد واجب را در غیر این ماه اداء کرده باشد.

و آن کس که درود فرستادن بر من را در این ماه بسیار سازد، خدای بزرگ کفه کردار خوب او را، در روزی که کفه‌های کردار خوب مردمان به انبوه سبک باشد، افزون سازد.

و هر آن کس که آیه‌ای از آیات قرآن را در این ماه تلاوت نماید، برای اوست، مزد کسی که تمام قرآن را در ماه‌های غیر رمضان خوانده است.

ای مردم؛ به درستی که درهای بهشت در این ماه گشوده است. پس بخواهید از پروردگارتان تا آن درها را به روی شما همواره باز نگه دارد و درهای آتش نیز در این ماه بسته است، پس از پروردگاتان بخواهید درهای آن را همواره به روی شما بسته نگه دارد و اهریمنان نیز در این ماه در زنجیرند، پس از خدا بخواهید که خدا آنان را بر شما مسلط نگرداند.

امام امیرالمومنین علیه السلام که خود حکایت‌گر این داستان است فرمود: پس من برخاستم و گفتم ای پیامبر گرامی برترین کردار در این ماه چه چیز است؟

ای مردم؛ هر آن کس از شما روزه‌دار مؤمنی را در این ماه افطاری بخشد، گویا بنده‌ای آزاد ساخته و مزد آن را خواهد ستاند،‌ و قلم بخشش بر گناهانش گذشته‌ا‌ش کشیده خواهد شد.

در این هنگام، مردی از میان جماعت بپا خواست و عرض کرد: ای فرستاده خدا برخی از ما توان اطعام و افطار دیگران را نداریم پس چه کنیم؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از آتش بپرهیزید گرچه با نیمی از خرما مؤمن روزه‌داری را افطار نمایید، از آتش بپرهیزید گرچه با جرعه‌ ای آب، روزه‌داری را افطار نمایید.

حضرتش فرمود: ای ابوالحسن برترین کردار در این ماه، خود نگهداری از گناهان است.

روایت فوق را شیخ حر عاملی از بزرگان مشایخ و علمای  شیعه در وسائل الشیعه، ج 10، ص 314 نقل فرموده است، اما برخی کتب دیگر چون کتاب شریف عیون اخبار الرضا علیه السلام تتمه‌ای بر این روایت افزون داشته‌، که به ذکر آن نیز می‌پردازیم؛ چون پیامبر گرامی فرمود: خود نگهداری از گناهان برترین کردار در این ماه است، پس گریست، به ایشان عرض کردم فرستاده بزرگ خداوند، چه چیز شما را به گریه وا داشته است؟ حضرتش فرمود: ای علی گریه می‌کنم به سبب آن چیزی که از تو حلال می‌پندارند در این ماه (خون مبارکت را می‌ریزند) گویا من توام و تو در محراب برای پروردگارت نماز می‌گذاری و بدبخت‌ترین مردم از ازل تا به ابد، همو که همزاد و برادر پی کننده شتر قوم ثمود است، گرفتار بزرگترین شقاوت شده، پس ضربه شمشیری بر سر مبارکت فرو می‌نشاند، و بدان ضربه، محاسنت از خون سرت خضاب می‌‌گردد.

علی علیه‌السلام می‌فرماید: در این هنگام به حضرتش عرض کردم ای فرستاده گرامی خدا در آن زمان در مسیر راستی قرار دارم؟ و در سلامت دینی بر سر می‌برم؟ پس رسول گرامی فرمود: آری، ای علی در سلامت دینی و راه راست قرار داری.

سپس فرمود: ای علی هر آن کس که تو را بکشد به راستی مرا کشته است، و آن کس که به تو کینه ورزد به من کینه ورزیده است و هر آن کس که تو را دشنام دهد به راستی مرا دشنام داده است. چرا که تو از من مانند خود منی، جان تو از جان من است، سرشت تو از سرشت من است، به درستی که خدای بزرگ و برتر، تو و مرا آفرید و هر دو را برگزید و مرا برای نبوت و پیامبری اختیار کرد و تو را برای پیشوایی مردم، پس هر آن کس که امامت و پیشوایی تو را انکار نماید به تحقیق پیامبری مرا انکار نموده است، ای علی تو جانشین

ماه مبارک رمضان

منی و پدر فرزندانم و همسر دخترم فاطمه(سلام الله علیها) و جانشین منی در میان امتم در زمان زندگیم و پس از مرگم، فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من است، سوگند به آن کسی که برانگیخت مرا به پیامبری و قرار داد مرا بهترین مردمان، تو حجت و نشانه خدا بر آفریدگان هستی و امانت‌دار راز خدای بزرگ و جانشین خدا در میان بندگان او هستی .

سخنان حضرتش در میان جماعت پراکنده گردید و جماعت مدتی شنیدند و اما آویزه گوش قرار ندادند!! و شهید رمضان که فرستاده خدا به آنان سفارش کرده بود که چون جان من است و در دره ابطح او را بر روی دستان بلند کرده و گفته بود که او چون هارون(علیه السلام) است برای موسی(علیه السلام) و هر آن کس که من مولای اویم علی مولای اوست، در کنار پیکر مطهر پیامبر گرامی تنها نهادند و رفتند و در سایبان پسران ساعده گرد هم آمدند و به خیال واهی بر آن شدند تا جاهلیت آشکار را دوباره زنده کنند.

ریسمان بر گردنش نهادند، شمشیر به رویش کشیدند و سرانجام مولود کعبه را در محراب عبادت فائز درگاه یار نمودند و انسانیت را، کرامت را و عزت و شرافت انسانی را در نهاد فاسد خویش برای همیشه ریشه کن کردند. اما علی هنوز هم در تارک انسانیت چون خورشید می‌درخشد.

                                                                                                                                    

                                                                                              سید محمد رضا آقامیری


به بند كشيده شدن شياطين در ماه رمضان

رمضان

 

در بسيارى از احاديث اين باب، به اين نكته اشاره شده بود كه در ماه رمضان، شياطين به بند كشيده مى‏شوند. در اين زمينه پرسش‏هايى پديد مى‏آيد، از قبيل اين كه:

شيطان كيست؟ در نظام حكيمانه خلقت، چرا به شيطان اجازه داده شده كه انسان را گمراه سازد؟ مرز تسلط شيطان بر انسان تا كجاست؟ چرا خداوند، در ماه رمضان، شياطين را به بند مى‏كشد و از تأثير گمراه‎گرانه آنان جلوگيرى مى‏كند؛ ولى در ماه‏هاى ديگر، آنان را آزاد مى‏گذارد؟ و سرانجام، اگر اينگونه رواياتْ درست‏اند، چگونه شمارى از روزه‏داران، در اين ماه، مرتكب گناه مى‏شوند؟

آنچه به طور اجمال مى‏توان گفت، اين است كه: در ديدگاه اسلامى، شياطين، موجوداتى نامرئى از جنس جن‏اند كه از شعور، آگاهى، آزادى و قدرتِ انتخاب برخوردارند؛ ليكن با سوء استفاده از آزادى خود، با زيبا جلوه دادن زشتى‏ها و تحريك هوس‏هاى نامشروع انسان، به گمراه ساختن و فريب دادن او مى‏پردازند .

اما در وراى اين نقش اغواگرانه‏اى كه شياطين در نظام آفرينش بازى مى‏كنند، حكمتِ، شكوفايى استعدادهاى پنهانى انسان، تربيت در حدّ انسان كامل، و آماده ساختن او در سايه مقاومت در برابر اين لغزشگاه‏ها و فريب‏ها، نهفته است .

اين، در حالى است كه مرز سلطه شياطين بر انسان، از حدّ تحريك و وسوسه فراتر نمى‏رود. از اين رو، آنان انسان را به زشتى‏ها دعوت مى‏كنند؛ ليكن نمى‏توانند او را به ارتكاب زشتى‏ها وا دارند.1

با اين توضيح، آنچه در اين مورد بايد بررسى شود، دو مسئله است:

1- به بند كشيده شدن شياطين در ماه رمضان .

2- بررسى عوامل پنهان در وراى انجام دادن گناهان در اين ماه، با آن كه شياطين در بندند و نقش گمراه‎گرانه ندارند .

 

علت به بند كشيده شدن شياطين در ماه رمضان

تحليل و بررسى روايات دينى در موضوع به بند كشيده شدن شياطين و جلوگيرى از آنها در ماه رمضان، دو علت را نشان مى‏دهد، با اين توضيح كه علت دوم در طولِ علت اول است:
 شياطين، موجوداتى نامرئى از جنس جن‏اند كه از شعور، آگاهى، آزادى و قدرتِ انتخاب برخوردارند؛ ليكن با سوء استفاده از آزادى خود، با زيبا جلوه دادن زشتى‏ها و تحريك هوس‏هاى نامشروع انسان، به گمراه ساختن و فريب دادن او مى‏پردازند .

1. طبيعت پيشگيرانه روزه

روزه به طور طبيعى، زمينه‏اى را كه شيطان بر اساس آن، انسان را به گمراهى مى‏كشاند، از بين مى‏برد. به تعبير دقيق‏تر، زنجيرى كه در ماه رمضان، شيطان را به بند مى‏كشد، چيزى جز خودِ روزه نيست. از اين رو، در حديث ‏پيامبر خدا آمده است:

إنَّ الشَّيطانَ لَيَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ فَضَيِّـقوا مَجارِيَهُ بِالجُوعِ2؛ شيطان در انسان جارى مى‏شود، همچون جريان خون . پس با گرسنگى، مجارى او را تنگ كنيد .

اين حديث، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه روزه به طور طبيعى، مانع تسلط شيطان بر انسان مى‏شود. زنجيرى كه روزه دارد، نه تنها شيطان را به بند مى‏كشد، بلكه كشش‏هاى نفْس امّاره را هم مهار مى‏كند، آن را به اسارت در مى‏آورد و

ماه رمضان

جلوى سلطه آن را بر انسان مى‏گيرد، و به فرموده امير مؤمنان عليه‏السلام: نِعمَ العَونُ عَلى أسرِ النَّفسِ وَ كَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ3؛ گرسنگى، چه خوب ياورى براى اسير كردن نفْس و شكستن عادت آن است!

بر اين اساس، همه رواياتى كه در ستايش گرسنگى و نقش آن در خودسازى و تربيت نفْس، وارد شده‏اند، هدف آنها ايجاد مانع طبيعى در برابر سلطه شيطان بر انسان و نگهدارى انسان از كشش‏ها و اغواگرى‏هاى نفْس و نيز آزادسازى نيروهاى عقلى و شكوفاسازى استعدادهاى انسانى است، آنگونه كه از اين دو روايت ـ كه از مجموعه احاديث اينگونه برگزيده‏ايم ـ روشن مى‏شود.4 پيامبر خدا فرمود: جاهِدوا أنفُسَكُم بِالجُوعِ وَالعَطَشِ، فَإِنَّ الأجرَ فى ذلِكَ كَأَجرِ المُجاهِدِ فى سَبيلِ اللهِ5؛ به وسيله گرسنگى و تشنگى، با نفس خويش جهاد كنيد؛ چرا كه پاداش آن، مثل پاداش جهادكننده در راه خداست . نيز فرمود: أحيوا قُلُوبَكُم بِقِلَّةِ الضِّحكِ و قِلَّةِ الشَّبَعِ ، وَ طَهِّروها بِالجُوعِ تَصفو[ تَصفُ] وَ تَرِقُّ6؛ دل‏هاى خود را با كم خنديدن و كم خوردن، زنده كنيد و آن را با گرسنگى، پاك سازيد تا صاف و رقيق شود .

 

2 . عنايت ويژه خداوند

افزون بر پشتوانه‏اى كه روزه به طور طبيعى براى روزه‏داران جهت جلوگيرى از سلطه شيطان و اغواگرى‏هاى او پديد مى‏آورد، اين برنامه عبادى، خود به خود، زمينه‏ساز شمول عنايت‏هاى خدا بر آنان مى‏گردد. آنچه در روايات با عنوان به بند كشيدن شياطين در اين ماه آمده است، به همين نكته اشاره دارد .

به عبارت ديگر، عنايت الهى گزاف نيست تا سؤال شود، چرا خداى سبحان، مانع سلطه شيطان نمى‏شود و در بقيه ماه‏ها بين انسان و سلطه او فاصله نمى‏اندازد؟ هرگز؛ بلكه ريشه اين توفيق و عنايت الهى، در انتخاب خود انسان و ورود او به ميهمان‏سراى رمضان، نهفته است .

شيطان در انسان جارى مى‏شود، همچون جريان خون . پس با گرسنگى، مجارى او را تنگ كنيد.

علت سود نبردن از به بند كشيده شدن شياطين

در چارچوب تحليلى كه گذشت ـ كه مى‏رساند در اين ماه، شياطين نسبت به انسان و دست كم نسبت به روزه‏داران، سلطه ندارند ـ سؤال اساسى دومى مطرح مى‏شود؛ چرا كه مى‏بينيم گاهى روزه‏داران هم در اين ماه دچار غفلت و گناه مى‏شوند. تشريع كفّاره‏هايى كه براى درمان اين حالت‏هاست؛ نيز گواه آن است . سيّد ابن طاووس (ره) در تصوير اين نكته مى‏گويد: يكى از دينداران از من پرسيد: «من از به بند كشيده شدن شياطين بهره چندانى نمى‏برم؛ چون همان حالت
رمضان

غفلت را كه پيش از ماه رمضان داشتم، دارم و گويا فرقى نكرده است و با زنجير شدن ياران شيطان، از آن كاسته نشده است ... .»7

دو پاسخ به اين پرسش مى‏توان داد:

1. شيطان، به تنهايى زمينه‏ساز گناهان نيست .

اين پاسخ، بر اين نكته استوار است كه خطاها و گناهانى كه از انسان سر مى‏زند، تنها به شيطان و اغواگرى او مربوط نمى‏شود؛ بلكه دو منشأ اساسى ديگر هم دارد: نفْس امّاره، و زنگارهاى متراكمى كه پيامد گناهان پيشين‏اند و دل را آلوده و سياه ساخته‏اند .

در واقع، عنايت الهى‏اى كه در ماه رمضان شامل انسان مى‏شود، تنها تأثير عامل نخستين را كه مربوط به شيطان است، از بين مى‏برد؛ اما دو عامل ديگر همچنان نقش ايفا مى‏كنند و جهت زمينه‏سازى براى انحراف انسان و سر زدن گناهان از او و غافل ماندن وى، كافى‏اند .

بر فرض كه روزه بتواند همه كشش‏هاى نفْس امّاره را بپوشاند و تأثير آن را در كشاندن انسان به طرف خطاها و گناهان از بين ببرد، زنگارهاى متراكم از گناهان گذشته، كافى‏اند كه براى روزه‏دار، خطرآفرين باشند و او را در معرض غفلت و گناه قرار دهند .

2. در بند بودن شيطان‏ها ، نسبى است .

از تحليل گذشته روشن شد كه زنجيرى كه شيطان را به بند مى‏كشد، از خود روزه ماه رمضان فراهم مى‏شود و نه از چيز ديگرى. بنا بر اين، هر چه روزه مستحكم‏تر و كامل‏تر باشد، زنجيرى كه شيطان را به بند مى‏كشد و جلوى نفْس امّاره را مى‏گيرد، محكم‏تر خواهد بود و از ميزان غفلت و انحراف‏هاى ناشى از آن، خواهد كاست .

بر اين پايه، مى‏توان گفت: روزه آنان كه در ماه رمضان، گناهانى مرتكب مى‏شوند، روزه كاملى نيست .

 

برگرفته از کتاب ماه خدا، محمدي ري شهري .


1- در قرآن آمده است: «چون كار داورى به پايان مى‏رسد، شيطان مى‏گويد: خداوند به شما وعده راست داد. و من به شما وعده دادم؛ اما تخلّف كردم . من بر شما سلطه‏اى نداشتم، جز آن كه شما را دعوت كردم . شما هم پذيرفتيد . پس مرا سرزنش نكنيد و خودتان را ملامت كنيد.» (ابراهيم، آيه 22) 

2- إحياء علوم الدين، 1/ 347 ؛ المحجّة البيضاء، 5 / 148 ، عوالى اللئالى، 1/273/97 و ص 325 / 66 .

3- عيون الحكم و المواعظ، 494 ، غرر الحكم، 9944 .

4- براى آگاهى بيشتر از اينگونه روايات، ر . ك : ص 135 کتاب ماه خدا از محمدي ري شهري(بركات ميهمانى خدا / حكمت) و ص 137 (تقرّب به خدا) و ص 145 (بهشتى شدن) .

5- إحياء علوم الدين، 3 / 124 ؛ المحجّة البيضاء ، 5 / 146 .

6- إحياء علوم الدين، 3 / 129؛ المحجَّة البيضاء، 5/ 154 .

7- سيّد ابن طاووس، پنج جواب براى اين سؤال بيان مى‏كند كه هيچ كدام قانع‏كننده نيست، مگر پاسخ اخير كه همراه با توضيحاتى در متن مى‏آيد. (ر . ك : الإقبال، 1/ 73) .


آداب ميهمانى الهى

ماه رمضان

 

آداب ميهمانى الهى را مى‏توان به سه دسته تقسيم كرد:

1- آدابى كه توجه و پايبندى به آنها، شرط حتمى براى ورود به ميهمانى الهى است. اين دسته، عبارت است از پرهيز از مفطِرات روزه1 به قصد قربت .

جايگاه بررسى اين دسته از آداب(احكام)، فقه است و چون «رساله‏هاى عمليّه» آنها را به نحو مبسوط بيان كرده‏اند، نيازى به طرح تفصيلى اين مباحث در اين مجموعه نيست .

2- آدابى كه رعايت آنها، شرط ضرورى براى بهره‏بردارى انسان از اين ضيافت الهى در جهت تجديد حيات معنوى خويش و رسيدن به تكامل روحى است .

آنچه جامع همه آداب اين دسته است، پرهيز از محرّمات الهى است. از اين رو، در گزارش خطبه معروفى كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) در آستانه ماه رمضان فرمود، آمده است كه امام على (عليه‏السلام) در اثناى آن پرسيد:

يا رَسولَ اللهِ، ما أفضَلُ الأَعمالِ في هذَا الشَّهرِ؟ اى پيامبر خدا! بهترينِ كارها در اين ماه چيست؟

پيامبر خدا پاسخ داد:

الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللهِ2؛ «پرهيز از محرّمات الهى.»

در تبيين پاسخ پيامبر، مى‏توان گفت كه گناهان، آفاتى هستند كه حيات معنوى انسان را تهديد مى‏كنند و مانع شكوفايى آن مى‏شوند.

از اين رو ، با وجود گناهان ـ كه مانع رشد معنوى انسان‏اند ـ روزه هرگز نمى‏تواند موجب تحوّل معنوى در انسان شود. بنابراين، روزه‏دارِ مبتلا به آفت گناه، از روزه‏اش بهره نمى‏برد و به تعبير پيامبر خدا:

گناهان، آفاتى هستند كه حيات معنوى انسان را تهديد مى‏كنند و مانع شكوفايى آن مى‏شوند.

رُبَّ صائِمٍ حَظُّهُ مِن صِيامِهِ الجوعُ وَ العَطَشُ، و رُبَّ قائِمٍ حَظُّهُ مِن قِيامِهِ السَّهَرُ3

چه بسا روزه‏دارى كه بهره‏اش از روزه خويش، گرسنگى و تشنگى است و چه بسا نمازخوانى كه بهره‏اش از سحرخيزى، بيدار ماندن است!

امام على (عليه‏السلام) نيز در اين زمينه مى‏فرمايد:

كَم مِن صائِمٍ لَيسَ لَهُ مِن صِيامِهِ إلاَّ الجوعُ وَ الظَّمَأُ ، و كَم مِن قائِمٍ لَيسَ لَهُ مِن قِيامِهِ إلاَّ السَّهَرُ و العَناءُ ، حَبَّذا نَومُ الأَكياسِ و إفطارُهُم4

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى، بهره‏اى ندارد و چه بسا نمازخوانى كه از نمازش جز بيدارى و رنج، بهره‏اى نمى‏برد . خوشا خواب و خوراكِ خردمندان هوشيار!5

بنابراين، پرهيز از مفطِرات روزه، شرط ورود به ميهمانى الهى است و پرهيز از گناهان، شرط بهره‏ورى از بركات آن .

3- آدابى كه مراعات آنها، شرط رسيدن به بهره‏ورى كامل از ميهمانى الهى است. اگر از بخش سوم، باب اوّل را استثنا كنيم، ابواب ديگر اين بخش به اين دسته از آداب مى‏پردازند. تلاش شده تا همه عناصرى كه در متون و منابع اسلامى، به تحقّق اين نوع بهره‏ورى از ميهمانى الهى نقش دارند، گردآورى شوند؛ ليكن بايد توجه داشت كه اينها آداب استحبابى‏اند و هر كس مى‏تواند به اندازه توان و حال و فرصتى كه دارد، از آنها بهره‏مند گردد.

 

برگرفته از کتاب ماه خدا، محمدي ري شهري


1- مفطِرات روزه، عبارت‏اند از: خوردن و آشاميدن، جِماع (آميزش)، استمنا، دروغ بستن به خدا و پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) و امامان معصوم(عليهم‏السلام)، رساندن غبار غليظ به حلق، فرو بردن تمام سر در آب، باقى ماندن بر حال جنابت يا حيض يا نفاس تا اذان صبح، اماله كردن با چيزهاى روان، قى كردن عمدى .

2- براى آگاهى از متن كامل حديث و منابع آن ر . ك : ص 160 ح 218 و ص 244 ح 263 .

3- الأمالى، طوسى، 166/ 277، فضائل الأشهر الثلاثة، 144/158، بحارالأنوار، 96/ 289/4؛ سنن ابن ماجة، 1/539/1690، سنن الدارمى، 2/757/2620، مسند ابن حنبل، 3/307/8865، السنن الكبرى، 4/ 449 / 8313 ، المعجم الكبير، 12/292/13413، كنز العمّال، 3/473/7490 و 7491 .

4- نهج البلاغة، حكمت 145، خصائص الأئمة عليهم‏السلام، 104، روضة الواعظين، 383، بحارالأنوار، 96/ 294/ 22 .

5 - مقصود از «هوشياران» در اين جا، عالمان عارف‏اند؛ چرا كه عبادت آنان، با عقايد صحيحشان، مطابق است (شرح نهج البلاغه، 18/ 334) .


+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/05ساعت 6:29  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان87

ضیافت خاصان پروردگار

ماه رمضان، قران

شروع ماه مبارک رمضان، در حقیقت عید بزرگی برای مسلمانان است و جا دارد که مَؤمنین، ورود این ماه را به هم تبریک بگویند و یکدیگر را به استفاده هر چه بیشتر از این ماه توصیه کنند. چون ماه ضیافت الهی است، در این ماه فقط مؤمنین و کسانی که اهل ورود در این ضیافتند، بر سر سفره پروردگار منّان و کریم می‌نشینند. این، غیر از سفره عام کرم الهی است که همه انسان‌ها، بلکه همه موجودات عالم از آن بهره‌مندند؛ این سفره خواص و ضیافت خاصان پروردگار است.

 

منبع:

آیة الله خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمعه تهران 10/01/1369


درهای آسمان، درهای بهشت

ماه رمضان

در روایت داریم که درهای آسمان در ماه رمضان گشوده است؛ یعنی رابطه قلبی انسان با خدا در این ماه آسان‌تر از همیشه است. در روایت داریم که درهای بهشت در ماه رمضان گشوده است؛ یعنی به برکت روزه و توجه و خشوعی که لازمه روزه است، فرصت و توفیق کار نیک برای انسان وجود دارد. البته فرصت به معنای تحقق آنچه انسان از آن فرصت جستجو می‌کند، نیست؛ اراده و دنبال‌گیری و خواست و حرکت ما را لازم دارد. در هر حال این فرصت وجود دارد و ما می‌توانیم از آن بهره ببریم و استفاده کنیم.

 

منبع:

آیة الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار كارگزاران نظام، 20/08/1381.


قطعه‌ای از بهشت

ماه رمضان، قرآن

ماه رمضان در هر سال، قطعه‌ای از بهشت است که خدا در جهنم سوزان دنیای مادی ما، آن را وارد می‌کند و به ما فرصت می‌دهد که خودمان را بر سر این سفره الهی در این ماه، وارد بهشت کنیم. بعضی همان سی روز را وارد بهشت می‌شوند. بعضی به برکت آن سی روز، همه سال را و بعضی همه عمر را. بعضی هم از کنار آن، غافل عبور می‌کنند که مایه تأسف و خسران است. حالا برای خودشان که هیچ، هر کس که ببیند این موجود انسانی، با این همه استعداد و توانایی عروج و تکامل، از چنین سفره با عظمتی استفاده نکند، حق دارد که متأسف شود. این ماه رمضان است. ماه ضیافت الله است. ماه لیلة القدر است.

 

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار روحانیان و مبلغان اعزامی به مناسبت فرارسیدن ماه مبارك رمضان، 17/11/1372.


رمضان؛ ماه همواری راه

ماه رمضان

ما در طول سال و در مسیر طولانی حرکت خودمان در چالش با هواهای نفسانی، با گناهان، با فضاهای تاریکی که خودمان به دست خودمان به وجود می‌آوریم، با مشکلاتی مواجه می‌شویم. گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است؛ مثل این است که در این راه دشواری که می‌خواهید به محلی یا به شهری برسید، گاهی مجبورید پیاده راه را طی کنید؛ گاهی مجبورید از آب بگذرید؛

گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است

گاهی مجبورید از باتلاق بگذرید؛ یک جا هم می‌رسید به فرودگاهی که هواپیمای مجهزی آماده است تا شما را بی دردسر و با خیال راحت و پس از طی مسیر طولانی به مقصد برساند. آغاز ماه رمضان، رسیدن به همین فرودگاه است. خدای متعال راه را در ماه رمضان هموار کرده است و فضا را در ماه رمضان، فضای خالی از معارض قرار داده است. این روزه‌یی که شما می‌گیرید، نفس و هواهای نفسانی را به زنجیر می‌کشد؛ این عبادت‌ها، این دعاها، این خشوع‌ها، این ذکرها و این لیلة القدر همان وسایل همواری است که شما را فرسنگ‌ها جلو می‌برد؛ راهی را که در طول سال و در ماه‌های دیگر گاهی یک متر یک متر باید طی کنیم، می‌توانیم اگر همت کنیم و اگر خودمان را برسانیم، در ماه رمضان این راه را فرسنگ فرسنگ طی کنیم؛ لذاست که شما می‌بینید اولیای خدا از مژده رسیدن ماه رمضان خرسند می‌شدند و از فراق ماه رمضان اشک‌هایشان سرازیر می‌شد.

 

منبع:

بیانات آیة‌الله خامنه ای ، در خطبه‌های نماز عید سعید فطر، 24/08/1383.


عروج و اعتلای روح

ماه رمضان، قران

مسأله اساسی در باب ماه رمضان، این است که بشر - که در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او، محاصره شده و انگیزه‌های گوناگون، او را به سمت پایین و تنزل و سقوط می‌کشاند - فرصتی پیدا کند که در آن بتواند روح را - که روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد - به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهی، تخلق پیدا کند. ماه رمضان، چنین فرصتی است.

 

منبع:

سخنرانی آیة الله خامنه‌ای در دیدار با اقشار مختلف مردم(روز یازدهم ماه رمضان) 18/01/1369.


محروم واقعی

ماه رمضان،‌دعا،

این، چیز  کمی نیست که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) این ماه [رمضان] را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آن جا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بی بهره خواهند ماند و واقعاً این محرومیت به معنای حقیقی است. «ان الشقی من حرم غفران الله فی هذا الشهر العظیم». (عیون اخبار الرضا، ج1، ص230) محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.

 

منبع:

سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهوری اسلامی، به مناسبت عید سعید فطر، 07/02/1369.


نوافل را بخوانید

عبادت، رمضان

این نوافل سی و چهار رکعتی که برای نمازهای روز و شب وارد شده است، بسیار با ارزش است. ماه رمضان فرصت خوبی است. ما غالباً اهل نوافل نیستیم. ولی ماه رمضان که می‌شود، چه مانعی دارد؟ کدام کار با دهان روزه، بهتر از نماز خواندن؟ چهار رکعت نماز ظهر است، قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله دارد؛ چهار دو رکعتی. چهار رکعت نماز عصر است و قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله نماز عصر است. این نوافل را بخوانید. همچنین نوافل مغرب را که از اینها مهم‌تر است؛ و نیز نوافل شب که یازده رکعت است. همچنین نافله صبح که دو رکعت است. کسانی هستند که در ایام معمولی سال، برایشان مشکل است پیش از اذان صبح برای نماز شب بیدار شوند. ولی در این شب‌ها، به طور قهری و طبیعی بیدار می‌شوند. این یک توفیق الهی است. چرا از این توفیق استفاده نکنیم؟ ان شاء الله فرصت‌های ماه رمضان را مغتنم بشمارید.

 

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری در روز اول ماه مبارك رمضان، 04/12/1371.


راه، نزدیک است

ماه رمضان، روزه

ماه رمضان، ماهی است که می‌شود با تذکر و توجه در آن، به جبران کرده‌های ناپسند پرداخت. در «دعای ابو حمزه»، عبارتی بسیار تکان دهنده وجود دارد؛ که آن عبارت، این است: «واعلم انّک للرّاجی بموضع اجابةٍ و للملهوفین بمرصد اغاثةٍ و انّ فی اللّهف الی جودک و الرضا بقضائک عوضاً من منع الباخلین و مندوحةً عمّا فی ایدی المستأثرین و انّ الراحل الیک قریبُ المسافة و انک لا تحتجب عن خلقك الاّ ان تحجبهم الاعمال دونک.»(مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی) فرد دعا خوان و ثناگو، عرض می‌کند: «ای خدای من! من امید به تو را بر امید به غیر تو ترجیح دادم. پناه آوردن به تو را جایگزین پناه بردن به دیگران کردم و می‌دانم اگر کسی به سوی تو بیاید، راه نزدیک است... .»

 

منبع:

بیانات آیة‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 14/11/1373.


کسانی که همهمه جهنم را نمی‌شنوند

رمضان، روزه

امام سجاد (سلام الله علیه) در دعای ابوحمزه - که دعای خیلی با حال و خوبی است -  ترس از قیامت را تشریح می‌کنند: «ابکی لخروجی عن قبری عریاناً ذلیلاً حاملاً. ثقلی علی ظهری»؛ امروز می‌گریم برای وقتی که عریان و ذلیل و بار سنگین عمل بر دوشم از قبر بیرون می‌آیم. «انظر مرّةً عن یمینی و اخری عن شمالی اذ الخلائق فی شأن غیر شأنی لکل امرء منهم یومئذ شأن یغنیه وجوه یومئذ مسفرة ضاحکة مستبشرة»؛ یک عده چهره‌هاشان خندان است و خشنود و خوشحال و سربلندند. اینها چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که در دنیا از پل صراطی که حقیقت و باطنش در آنجاست و مثال آن در اینجاست، توانسته‌اند رد شوند.  این پل صراط، پل عبودیت، پل تقوا و پل پرهیزگاری است؛ «و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»؛ صراط این دنیا، همان صراط روی جهنم است. «انک علی صراط مستقیم» ی که به پیغمبر می‌فرماید، یا «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»، همان صراط روی جهنم است. اگر اینجا ما توانستیم از این صراط، درست، با دقت و بدون لغزش عبور کنیم، گذر از آن صراط آسان‌ترین کار است؛ مثل مؤمنین که مانند برق عبور می‌کنند. «انّ الذین سبقت لهم منا الحسنی  اولئک عنها مبعدون لا یسمعون حسیسها»؛ اصلاً اینها همهمه جهنم را هم نمی‌شنوند؛ «و هم فی ما اشتهت انفسهم خالدون لا یحزنهم الفزع الاکبر.» فزع اکبر، یعنی دشوارترین ترسی که ممکن است برای انسان پیش بیاید. مؤمنین با همین ابعاد جسمانی و روحانی و نفسانی، فزع عظیمی که در آنجاست، «لا یحزنهم الفزع الاکبر»؛ اینها را محزون و اندوهگین نمی‌کند؛ اینها از این صراط عبور کرده‌اند.

 

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان نظام، 06/08/1383.


انس با قرآن

رمضان، قرآن

این ماه [رمضان]، ماه ضیافت الهی است. پذیرایی خداوند از بندگان خود در این ماه - که یک پذیرایی معنوی است - عبارت است از گشودن درهای رحمت و مغفرت و مضاعف کردن اجر و ثواب اعمال خیری که بندگان در این ماه انجام می‌دهند. روزه ماه رمضان هم یکی از مواد همین ضیافت عظیم الهی است، که مایه تصفیه روح انسان و ایجاد زمینه طهارت قلبی روزه‌دار است.

این ماه [رمضان]، همچنین بهار قرآن است. انس با قرآن، معرفت اسلامی را در ذهن ما قوی‌تر و عمیق‌تر می‌کند. بدبختی جوامع اسلامی، به خاطر دوری از قرآن و حقایق و معارف آن است. آن کسانی از مسلمانان که معانی قرآن را نمی‌فهمند و با آن انس ندارند، وضعشان معلوم است. حتی کسانی هم که زبان قرآن، زبان آنهاست و آن را می‌فهمند، به خاطر عدم تدبر در آیات قرآن، با حقایق قرآنی آشنات نمی‌شوند و انس نمی‌گیرند. می‌بنید که آیه «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (سوره نساء، 141) – یعنی خداوند مؤمنین را زیر دست و زبون کفار قرار نداده است – در کشورهای عربی و به وسیله مردم عرب زبان در دنیا خوانده می‌شود، اما به آن عمل نمی‌گردد. در آیات قرآن، توجه و تنبه و تدبر [نمی‌کنند]؛ لذا کشورهای اسلامی عقب مانده‌اند.

 

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 29/07/1384.


تلاوت قرآن همراه با تأمل

رمضان، قرآن

دوستان سعی کنند در همه اوقات - به خصوص در ماه رمضان - تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگی‌تان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشید؛ هر چه ممکن است. تلاوت قرآن هم، با تأمل و تدبر اثر می‌بخشد. تلاوت عجله‌یی که همین طور انسان بخواند و برود و معانی را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست؛ نه این که بی فایده باشد - بالأخره انسان همین که توجه دارد این کلام خداست، نفس این یک تعلق و یک رشته ارتباطی است و خود همین هم مغتنم است و نباید کسی را از این طور قرآن خواندن منع کرد. لیکن تلاوت قرآنی که مطلوب و مرغوب  مأمورٌبه است، نیست. تلاوت قرآنی مطلوب است که انسان با تدبر بخواند و کلمات الهی را بفهمد، که به نظر ما می‌شود فهمید. اگر انسان لغت عربی را بلد باشد و آن چه را هم که بلد نیست، به ترجمه مراجعه کند و در همان تدبر کند؛ دو بار، سه بار، پنج بار که بخواند، انسان فهم و انشراح ذهنی نسبت به مضمون آیه پیدا می‌کند که با بیان دیگری حاصل نمی‌شود؛ بیشتر با تدبر حاصل می‌شود؛ این را تجربه کنید. لذا انسان بار اول وقتی مثلاً ده آیه مرتبط به هم را می‌خواند، یک احساس و یک اشتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم که همین را با توجه می‌خواند، انتباه(توجه) دیگری دارد؛ یعنی انسان انشراح ذهن پیدا می‌کند. هر چه انسان بیشتر انس و غور پیدا کند، بیشتر می‌فهمد؛ و ما به این احتیاج داریم.

 

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیات دولت، 17/07/1384.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03ساعت 4:4  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان87

خطبه پیامبر اكرم در جمعه آخر ماه شعبان

ماه رمضان

قال الإمام الباقر علیه‏السلام: خَطَبَ رَسولُ الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله النّاسَ فی آخِرِ جُمُعَةٍ مِن شَعبانَ، فَحَمِدَ الله‏َ و أثنى عَلَیهِ، ثُمَّ قالَ:   

«أیُّهَا النّاسُ، قَد أظَلَّكُم شَهرٌ فیهِ لَیلَةٌ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، و هُوَ شَهرُ رَمَضانَ؛ فَرَضَ اللّه‏ُ  عز و جل  صِیامَهُ، و جَعَلَ قِیامَ لَیلِهِ نافِلَةً، فَمَن تَطَوَّعَ بِصَلاةِ لَیلَةٍ فیهِ كانَ كَمَن تَطَوَّعَ بِسَبعینَ لَیلَةً فیما سِواهُ مِنَ الشُّهورِ، و جَعَلَ لِمَن تَطَوَّعَ فیهِ بِخَصلَةٍ مِن خِصالِ الخَیرِ وَالبِرِّ كَأَجرِ مَن أَدّى فَریضَةً مِن فَرائِضِ اللّه‏ِ تَعالى، و مَن أدّى فیهِ فَریضَةً مِن فَرائِضِ الله‏ِ تَعالى كانَ كَمَن أدّى سَبعینَ فَریضَةً مِن فَرائِضِ الله‏ِ تَعالى فیما سِواهُ مِنَ الشُّهورِ ... . (1)  

امام باقر علیه‏السلام روایت می‌كند: پیامبر خدا در آخرین جمعه شعبان، خطبه خواند. خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود:   

«اى مردم! ماهى بر شما سایه افكنده كه در آن، شبى است بهتر از هزار ماه، و آن، ماه رمضان است . خداوند، روزه‏اش را واجب ساخته و نماز در شبش را مستحب قرار داده است . پس هر كس یك شب در آن، نماز مستحب بخواند، گویا هفتاد شب نماز مستحب در ماه‏هاى دیگر خوانده است. و براى كسى كه در آن، كار نیك مستحبّى از كارهاى نیك انجام دهد، پاداشى همچون پاداش كسى قرار داده كه واجبى از واجبات الهى را انجام داده است، و هر كس در آن، واجبى از واجبات خداوند را ادا كند، همچون كسى خواهد بود كه در ماه‏هاى دیگر، هفتاد واجب از واجبات الهى را انجام داده است.   

پیامبر اکرم فرمودند: شما از چهار خصلت، بى‏نیاز نیستید: دو خصلت كه خدا را با آنها راضى مى‏كنید، و دو خصلت كه از آن دو، بى‏نیاز نیستید. امّا آن دو خصلتى كه خدا را با آنها راضى مى‏كنید، شهادت به این است كه: معبودى جز خداوند نیست و من فرستاده خدایم. و اما دو خصلتى كه از آن بى‏نیاز نیستید، از خداوند، نیازهایتان و بهشت را بطلبید و از خداوند، عافیت بخواهید و از آتش به خداوند پناه ببرید.»   

این ماه، ماه صبر است و پاداش صبر، بهشت است. این ماه، ماه مواسات (همدردى با دیگران در نیازها) است و ماهى است كه در آن، خداوند، روزىِ مؤمن را مى‏افزاید. هر كس مؤمن روزه‏دارى را در آن افطار دهد، نزد خداوند، پاداش آزاد كردن یك بنده و آمرزش گناهان گذشته‏اش را دارد.»    

گفتند: اى پیامبر خدا! همه ما توان افطار دادن به روزه‏دار را نداریم .   

فرمود: «خداوند، كریم است؛ این ثواب را به كسى نیز مى‏دهد كه براى افطار دادن، جز بر جرعه‏اى شیر یا جرعه‏اى آب و یا چند خرما قدرت ندارد و بیش از این را نمى‏تواند .   

هر كس در این ماه بر برده خویش سبك بگیرد، خداوند هم حسابش را سبك مى‏گیرد .   

ماه رمضان، ماهى است كه آغازش رحمت، میانش آمرزش، و پایانش اجابت و آزادى از آتش دوزخ است.    

شما از چهار خصلت، بى‏نیاز نیستید: دو خصلت كه خدا را با آنها راضى مى‏كنید، و دو خصلت كه از آن دو، بى‏نیاز نیستید. امّا آن دو خصلتى كه خدا را با آنها راضى مى‏كنید، شهادت به این است كه: معبودى جز خداوند نیست و من فرستاده خدایم. و اما دو خصلتى كه از آن بى‏نیاز نیستید، از خداوند،

نیازهایتان و بهشت را بطلبید و از خداوند، عافیت بخواهید و از آتش به خداوند پناه ببرید.»   

 

پی‌نوشت:

1- المقنعة: 306، الكافی: 4/66/4، تهذیب الأحكام: 3/57/198 و ج 4/152/423، من لا یحضره الفقیه: 2/94/1831، فضائل الأشهر الثلاثة: 71/51، بحار الأنوار: 96/359/26 .   

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 166.   


خطبه پیامبر اكرم، در آخرین روز شعبان

ما رمضان -

دعائم الإسلام: عَن رَسولِ الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله أنَّهُ خَطَبَ النّاسَ آخِرَ یَومٍ مِن شَعبانَ، فَقالَ:   

«أیُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أظَلَّكُم شَهرٌ عَظیمٌ، شَهرٌ مُبارَكٌ، شَهرٌ فیهِ لَیلَةٌ العَمَلُ فیها خَیرٌ مِنَ العَمَلِ فی ألفِ شَهرٍ . مَن تَقَرَّبَ فیهِ بِخَصلَةٍ مِن خِصالِ الخَیرِ كانَ كَمَن أدّى فَریضَةً فیما سِواهُ، و مَن أدّى فیهِ فَریضَةً كانَ كَمَن أدّى سَبعینَ فَریضَةً فیما سِواهُ. و هُوَ شَهرُ الصَّبرِ؛ وَالصَّبرُ ثَوابُهُ الجَنَّةُ، و شَهرُ المُواساةِ، شَهرٌ یُزادُ فیهِ فی رِزقِ المُؤمِنِ؛ مَن فَطَّرَ فیهِ صائِما كانَ لَهُ مَغفِرَةٌ لِذُنوبِهِ و عِتقُ رَقَبَتِهِ مِنَ النّارِ، و كانَ لَهُ مِثلُ أجرِهِ مِن غَیرِ أن یَنقُصَ مِن أجرِهِ شَیءٌ.»    

فَقالَ بَعضُ القَومِ: یا رَسولَ اللهِ، لَیسَ كُلُّنا یَجِدُ ما یُفَطِّرُ الصّائِمَ! ...(1)    

صاحب دعائم الإسلام نقل می‌كند: در آخرین روز شعبان، پیامبر خدا براى مردم خطبه خواند و فرمود:   

«اى مردم! ماهى بزرگ بر شما سایه افكنده است، ماهى مبارك، ماهى كه در آن، شبى است كه عمل در آن، بهتر از عمل در هزار ماه است. هر كس با كار نیكى از نیكى‏ها در آن به خداوند تقرّب جوید، گویا واجبى را در ماه‏هاى دیگر ادا كرده است، و هر كس واجبى را در آن انجام دهد، همچون كسى است كه هفتاد واجب را در ماه‏هاى دیگر انجام داده است .   

و آن، ماه صبر است و پاداش صبر، بهشت است. ماه مواسات(همدردى) است و ماهى است كه روزىِ مؤمن در آن افزوده مى‏شود. هر كس روزه‏دارى را در آن افطار دهد، پاداشش آمرزش گناهانش و آزادى‏اش از آتش است و براى او به اندازه آن [روزه‏دار]، پاداش است، بى آن كه از اجر او چیزى كاسته شود.»    

برخى گفتند: اى پیامبر خدا! همه ما آن اندازه چیزى نداریم كه روزه‏دارى را افطار دهیم.   

فرمود: «خداوند، این پاداش را به كسى مى‏دهد كه روزه‏دارى را به اندازه جرعه‏اى شیر یا دانه‏اى خرما و یا جرعه‏اى آب، افطار دهد. و هر كس روزه‏دارى را سیر كند، خداوند، او را از حوض من چنان سیراب مى‏كند كه پس از آن هرگز تشنه نمى‏گردد .   

هر كس با كار نیكى از نیكى‏ها در آن به خداوند تقرّب جوید، گویا واجبى را در ماه‏هاى دیگر ادا كرده است، و هر كس واجبى را در آن انجام دهد، همچون كسى است كه هفتاد واجب را در ماه‏هاى دیگر انجام داده است

این، ماهى است كه آغازش رحمت، میانش آمرزش و پایانش آزادى از آتش است. هر كس در این ماه بر برده خود آسان بگیرد، خداوند، او را مى‏آمرزد و از آتش، آزادش مى‏كند. در این ماه، چهار كار را زیاد انجام دهید، كه با دو كار، پروردگارتان را راضى مى‏كنید و از دو كار هم بى‏نیاز نیستید. امّا دو كارى كه پروردگارتان را با آنها راضى مى‏كنید، شهادت به یكتایى خداوند و آمرزش‏خواهى از اوست. و امّا آن دو كه از آنها بى‏نیاز نیستید، از خداوند، بهشت بخواهید و از آتش به او پناه ببرید.»   

 

پی‌نوشت:

1- دعائم الإسلام: 1/268، فضائل الأشهر الثلاثة: 129/134 عن سلمان، بحار الأنوار: 96/342/ 6 و ص 350/18؛ صحیح ابن خزیمة: 3/191/1887.

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 168.   


خطبه‏ پیامبر اكرم، هنگام فرا رسیدن ماه رمضان

ماه رمضان

قال الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم‏السلام: إنَّ رَسولَ الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله خَطَبَنا ذاتَ یَومٍ فَقالَ:   

«أیُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أقبَلَ إلَیكُم شَهرُ الله‏ِ بِالبَرَكَةِ وَالرَّحمَةِ وَالمَغفِرَةِ، شَهرٌ هُوَ عِندَ الله‏ِ أفضَلُ الشُّهورِ، وَ أیّامُهُ أفضَلُ الأَیّامِ، و لَیالیهِ أفضَلُ اللَّیالی، و ساعاتُهُ أفضَلُ السّاعاتِ .   

هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ الله‏، و جُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ كَرامَةِ الله، أنفاسُكُم فیهِ تَسبیحٌ، و نَومُكُم فیهِ عِبادَةٌ، و عَمَلُكُم فیهِ مَقبولٌ، و دُعاؤُكُم فیهِ مُستَجابٌ .   

فَاسأَلُوا الله‏َ رَبَّكُم بِنِیّاتٍ صادِقَةٍ و قُلوبٍ طاهِرَةٍ أن یُوَفِّقَكُم لِصِیامِهِ و تِلاوَةِ كِتابِهِ؛ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ الله‏ِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ... (1)   

امام رضا علیه‏السلام به نقل از پدرانش علیهم‏السلام، از امام على علیه‏السلام روایت می‌كند: روزى، پیامبر خدا براى ما خطبه خواند و فرمود:   

«اى مردم! همانا ماه خدا، همراه با بركت و رحمت و آمرزش، به شما روى آورده است؛ ماهى كه نزد خدا برترینِ ماه‏هاست و روزهایش برترینِ روزها، شب‏هایش برترینِ شب‏ها و ساعاتش برترینِ ساعات است .   

ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت شده‏اید و از شایستگانِ كرامت الهى قرار داده شده‏اید . نَفَس‏هایتان در آن، تسبیح است، خوابتان در آن، عبادت، عملتان در آن، پذیرفته و دعایتان در آن، مورد اجابت است .    پس با نیّت‏هاى راست و دل‏هاى پاك، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه‏دارىِ آن و تلاوت كتاب خویش، توفیقتان دهد؛ چرا كه بدبخت، كسى است كه در این ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند .   

با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد كنید؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید؛ به بزرگان خود احترام، و بر كوچك‏هایتان ترحّم، و به بستگانتان نیكى كنید. زبانتان را نگه دارید؛ چشم‏هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، بپوشانید؛ گوش‏هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست، فرو بندید؛ به یتیمان مردم، محبّت كنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند؛ از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه كنید؛

در هنگام نمازها، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند كنید، كه آن هنگام (وقت نماز)، برترینِ ساعت‏هاست و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مى‏نگرد و هر گاه با او مناجات كنند، پاسخشان مى‏دهد و چون او را صدا بزنند، جوابشان مى‏گوید و چون او را بخوانند، اجابتشان مى‏كند .   

پس با نیّت‏هاى راست و دل‏هاى پاك، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه‏دارىِ آن و تلاوت كتاب خویش، توفیقتان دهد؛ چرا كه بدبخت، كسى است كه در این ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند .

اى مردم! جان‏هاى شما در گرو كارهاى شماست، پس با آمرزش‏خواهى خود، آنها را آزاد سازید؛ و پشت‏هاى شما از بار گناهانتان سنگین است، پس با طول دادن سجده‏هاى خود، آنها را سبك كنید، و بدانید كه خداوند ـ كه یادش والاست ـ به عزّت خود، سوگند خورده است كه نمازگزاران و سجده‏كنندگان را عذاب نمى‏كند و در روزى كه مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان [براى حساب ]مى‏ایستند، آنان را با آتش، هراسان نمى‏سازد .   

اى مردم! هر كس از شما در این ماه، روزه‏دارى را افطار دهد، پاداش او براى آن، نزد خدا، آزاد كردن یك برده و آمرزش گناهان گذشته اوست.»    

پس گفتند: اى پیامبر خدا ! همه ما توانایىِ این كار را نداریم!   

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «خود را از آتش نگه دارید، هر چند با یك دانه خرما؛ خود را از آتش نگه دارید، هر چند با یك جرعه آب .   

اى مردم! هر كس اخلاقش را در این ماه، نیكو سازد، براى او وسیله عبور از صراط خواهد بود، در آن روز كه گام‏ها بر صراط مى‏لغزد؛ و هر كس در این ماه بر بردگان خود آسان بگیرد، خداوند حساب او را سبك خواهد گرفت؛ و هر كس در این ماه، شرّ خود را [از دیگران] باز دارد، خداوند در روز دیدارش، غضب خویش را از او باز خواهد داشت؛ و هر كس در این ماه، یتیمى را گرامى بدارد، در روز دیدار، خداوند، گرامى‏اش خواهد داشت؛ و هر كس در آن به خویشاوند خود نیكى كند، در روز دیدار، خداوند با رحمتش به او نیكى خواهد كرد؛ و هر كس در آن از خویشان خود ببُرد، خداوند در روز دیدار، رحمتش را از او قطع خواهد نمود؛ و هر كس در آن، نماز مستحبّى بخواند، براى او دورى از آتش، نوشته مى‏شود؛ و هر كس واجبى را در آن ادا كند، پاداش كسى را دارد كه هفتاد واجب را در ماه‏هاى دیگر، ادا كرده است؛ و هر كس در آن بر من زیاد صلوات بفرستد، خداوند در روزى كه وزنه اعمال، سبك مى‏شود، وزنه اعمال او را بیفزاید؛ و هر كس در آن، آیه‏اى از قرآن تلاوت كند، پاداش كسى را دارد كه در ماه‏هاى دیگر ، ختم قرآن كرده است .   

اى مردم! در این ماه، درهاى بهشت، بازند. پس، از پروردگارتان بخواهید كه آنها را بر شما نبندد؛ و درهاى دوزخ، بسته‏اند. پس، از پروردگارتان بخواهید كه آنها را بر شما نگشاید؛ و شیطان‏ها در بندند. پس، از پروردگارتان بخواهید كه آنها را بر شما مسلّط نسازد.»    

من برخاستم و گفتم: اى پیامبر خدا! برترینِ كارها در این ماه چیست؟   

فرمود: «اى ابوالحسن! برترینِ كارها در این ماه، پرهیز از حرام‏هاى الهى است.» سپس گریست.

 

مقام حضرت علی علیه السلام  

ماه رمضان

گفتم: اى پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟   

فرمود: «اى على! بر این مى‏گریم كه حرمت تو را در این ماه مى‏شكنند. گویا مى‏بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى، كه نگون‏بخت‏ترینِ اوّلین و آخرین، همو كه برادر پى‏كننده ناقه قوم ثمود است، برمى‏خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى‏زند و محاسنت، از خون سرت، رنگین مى‏شود.»   

گفتم: اى پیامبر خدا! آیا در آن حالت، دینم سالم است؟   

فرمود: «دینت، سالم است.»    

سپس فرمود: «اى على! هر كس تو را بكشد، مرا كشته است و هر كس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر كس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا كه تو از من هستى، همچون جان من . روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من . خداى متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى، و تو را براى امامت، انتخاب كرد. هر كس امامت تو را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده است.   

  من برخاستم و گفتم: اى پیامبر خدا! برترینِ كارها در این ماه چیست؟   

فرمود: «اى ابوالحسن! برترینِ كارها در این ماه، پرهیز از حرام‏هاى الهى است.» سپس گریست.

اى على! تو وصىّ من، پدر فرزندان من، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى، در حال حیاتم و پس از مرگم. فرمان تو، فرمان من است و نهى تو، نهى من است. سوگند به خدایى كه مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش.»   

 

پی‌نوشت:

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 77/61، الأمالی للصدوق: 154/149، عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 1/ 295/ 53، الإقبال: 1/26، بحارالأنوار: 96/356/25 .  

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 160.   


خطبه حضرت علی علیه السلام در روز اول ماه رمضان

ماه رمضان

الإمام الباقر عن آبائه علیهم‏السلام: خَطَبَ أمیرُالمُؤمِنینَ علیه‏السلام فی أوَّلِ یَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ فی مَسجِدِ الكوفَةِ، فَحَمِدَ الله‏َ بِأَفضَلِ الحَمدِ و أشرَفِها و أبلَغِها، و أثنى عَلَیهِ بِأَحسَنِ الثَّناءِ، و صَلّى عَلى مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، ثُمَّ قالَ:

«أیُّهَا النّاسُ، إنَّ هذَا الشَّهرَ شَهرٌ فَضَّلَهُ الله‏ُ عَلى سائِرِ الشُّهورِ كَفَضلِنا أهلَ البَیتِ عَلى سائِرِ النّاسِ؛ و هُوَ شَهرٌ یُفَتَّحُ فیهِ أبوابُ السَّماءِ و أبوابُ الرَّحمَةِ، و یُغَلَّقُ فیهِ أبوابُ النِّیرانِ؛ و هُوَ شَهرٌ یُسمَعُ فیهِ النِّداءُ، و یُستَجابُ فیهِ الدُّعاءُ، و یُرحَمُ فیهِ البُكاءُ؛ و هُوَ شَهرٌ فیهِ لَیلَةٌ نَزَلَتِ المَلائِكَةُ فیها مِنَ السَّماءِ؛ فَتُسَلِّمُ عَلَى الصّائِمینَ وَالصّائِماتِ بِإِذنِ رَبِّهِم إلى مَطلَعِ الفَجرِ، و هِیَ لَیلَةُ القَدرِ؛ قُدِّرَ فیها وِلایَتی قَبلَ أن خُلِقَ آدَمُ علیه‏السلام بِأَلفَی عامٍ، صِیامُ یَومِها أفضَلُ مِن صِیامِ ألفِ شَهرٍ، وَالعَمَلُ فیها أفضَلُ مِنَ العَمَلِ فی ألفِ شَهرٍ ... .(1)   

امام باقر علیه‏السلام به نقل از پدرانش علیهم‏السلام روایت می‌كند: حضرت على علیه‏السلام در اوّلین روز ماه رمضان در مسجد كوفه خطبه خواند. پس خدا را به بهترین ستایش و برترین و رساترین ثنا ستود و بر پیامبرش محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درود فرستاد. سپس فرمود:   

«اى مردم! این ماه، ماهى است كه خداوند، آن را بر ماه‏هاى دیگر برترى داده است، مانند برترى ما اهل‏بیت بر دیگر مردم. و آن، ماهى است كه درهاى آسمان و درهاى رحمت، در آن گشوده مى‏شوند و درهاى آتش در آن بسته مى‏گردند. و ماهى است كه در آن ندا شنیده مى‏شود و دعا مستجاب مى‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار مى‏گیرد .   

ماهى است كه در آن، شبى وجود دارد كه فرشتگان از آسمان فرود آمده، بر مردان و زنان روزه‏دار، به اذن پروردگارشان تا طلوع سپیده سلام مى‏دهند و آن شب، "شب قدر" است . دو هزار سال پیش از آن كه آدم علیه‏السلام آفریده شود، ولایت من در آن شب، مقدّر شد. روزه گرفتن آن، برتر از روزه‏دارى هزار ماه است و عمل در آن، برتر از عمل در هزار ماه است .   

اى مردم! خورشید ماه رمضان بر مردان و زنان روزه‏دار، با رحمت مى‏تابد و ماه آن با رحمت بر آنان نورافشانى مى‏كند و هیچ روز و شبى از این ماه نیست، مگر آن كه پروردگار متعال، بر سر این امّت، نیكى مى‏افشاند. پس هر كس از ریزش نعمت الهى ذرّه‏اى بهره‏مند گردد، در روز دیدارش با خدا، نزد خداوند، گرامى خواهد بود و هیچ بنده‏اى نزد خدا گرامى نگردد، مگر آن كه خداوند، بهشت را جایگاه او قرار مى‏دهد .   

«اى مردم! این ماه، ماهى است كه خداوند، آن را بر ماه‏هاى دیگر برترى داده است، مانند برترى ما اهل‏بیت بر دیگر مردم. و آن، ماهى است كه درهاى آسمان و درهاى رحمت، در آن گشوده مى‏شوند و درهاى آتش در آن بسته مى‏گردند. و ماهى است كه در آن ندا شنیده مى‏شود و دعا مستجاب مى‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار مى‏گیرد . 

بندگان خدا! این ماه شما، همچون دیگر ماه‏ها نیست. روزهایش برترین روزهاست و شب‏هایش برترین شب‏ها و ساعاتش برترین ساعات است. آن، ماهى است كه شیطان‏ها در آن در بند و زندانى‏اند؛ ماهى كه خداوند در آن، روزى‏ها و اجل‏ها را مى‏افزاید و میهمانان خانه‏اش را مى‏نویسد؛ ماهى كه اهل ایمان با آمرزش و رضاى الهى، با شادى و نعمت‏هاى الهى، و با خشنودى فرمانرواى دادگر و توانا، پذیرفته مى‏شوند.   

اى روزه‏دار! در كار خویش نیك بنگر، كه در این ماه، میهمان پروردگار خویش هستى . بنگر كه در شب و روزت چگونه‏اى و چگونه اعضاى خود را از نافرمانى خدا حفظ مى‏كنى. بنگر تا مبادا شب در خواب باشى و روز در غفلت؛ پس این ماه بر تو بگذرد و بار گناهت همچنان بر دوشت مانده باشد؛ پس آنگاه كه روزه‏داران پاداش‏هاى خود را مى‏گیرند، تو از زیانكاران باشى و آنگاه كه به كرامت فرمانرواى خویش نایل مى‏شوند، از محرومان گردى و آنگاه كه به همسایگى با پروردگارشان سعادتمند مى‏شوند، تو از طردشدگان باشى!   

اى روزه‏دار! اگر از درگاه صاحبت رانده شوى، به كدام درگاه روى خواهى آورد؟ و اگر پروردگارت محروم سازد، كیست كه روزى‏ات دهد؟ و اگر تو را خوار شمرد، كیست كه اكرامت كند؟ و اگر ذلیلت ساخت، كیست كه عزّتت بخشد؟ و اگر تو را واگذاشت، كیست كه یارى‏ات كند؟ و اگر تو را در جمع بندگانش نپذیرفت، بندگى‏ات را به آستان چه كس خواهى برد؟ و اگر از خطایت در نگذشت، براى آمرزش گناهانت به كه امید خواهى بست؟ و اگر حقّ خویش را از تو طلبید، حجّت تو چه خواهد بود؟   

اى روزه‏دار! در شب و روزت با تلاوت كتاب خدا، به او تقرّب بجوى، كه همانا كتاب خدا، شفیعى است كه روز قیامت، شفاعتش براى قرآن‏خوانان پذیرفته است و با خواندن آیات آن، از درجه‏هاى بهشت بالا مى‏روند.   

ماه رمضان

مژده اى روزه‏دار! تو در ماهى هستى كه روزه‏دارى‏ات در آن، واجب، نَفَس كشیدنت در آن، تسبیح، خُفتنت در آن، عبادت، طاعتت در آن، پذیرفته، گناهانت در آن، آمرزیده، صداهایت در آن، شنیده ‏شده، و مناجات در آن، مورد ترحّم است. از حبیبم پیامبر خدا شنیدم كه مى‏فرمود:   

"خداوند متعال را در هنگام افطار هر شب ماه رمضان، آزادشدگانى از آتش است كه شمار آنان را كسى جز خداوند نمى‏داند. شمار آنان، نزد او در علم غیب است. پس چون آخرین شب این ماه شود، خداوند به شمار همه كسانى كه در تمام این ماه آزاد كرده، آزاد خواهد نمود."   

اى روزه‏دار! در شب و روزت با تلاوت كتاب خدا، به او تقرّب بجوى، كه همانا كتاب خدا، شفیعى است كه روز قیامت، شفاعتش براى قرآن‏خوانان پذیرفته است و با خواندن آیات آن، از درجه‏هاى بهشت بالا مى‏روند.

 

مردى از قبیله هَمْدان برخاست و گفت: اى امیر مؤمنان! از آنچه حبیب تو درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر بگو .   

فرمود: «باشد! شنیدم كه برادر و پسر عمویم، پیامبر خدا، مى‏فرمود: "هر كس ماه رمضان را روزه بدارد و خود را در این ماه از حرام‏ها نگه دارد، وارد بهشت مى‏شود.»    

آن مرد هَمْدانى گفت: اى امیر مؤمنان! از آنچه برادر و پسر عمویت درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر بگو .   

فرمود: «باشد! شنیدم كه دوستم پیامبر خدا مى‏فرمود: "هر كس از روى ایمان و به خاطر اجر الهى، [ماه] رمضان را روزه بدارد، وارد بهشت مى‏شود."»   

مرد هَمْدانى گفت: اى امیر مؤمنان! از آنچه دوستت درباره این ماه فرمود، بیشتر بگو .   

فرمود: «باشد! شنیدم كه سَرور اوّلین و آخرین، پیامبر خدا مى‏فرمود: "هر كس [ماه] رمضان را روزه بدارد و در شب‏هاى آن حرام نخورد، وارد بهشت مى‏شود."»    

مرد هَمْدانى گفت: اى امیر مؤمنان! از آنچه سرور اوّلین و آخرین با تو درباره این ماه گفت، بیشتر بگو .   

فرمود: «باشد! شنیدم كه برترینِ پیامبران و فرستادگان و فرشتگان مقرّب مى‏فرمود: "همانا سَرور اوصیا، در سَرور ماه‏ها كشته مى‏شود."    

گفتم: اى پیامبر خدا! سرور ماه‏ها، كدام است و سرور اوصیا كیست؟   

فرمود: "امّا سرور ماه‏ها، ماه رمضان است و امّا سرور اوصیا، تویى، اى على!"    

گفتم: اى پیامبر خدا! آیا چنین خواهد شد؟   

فرمود: "آرى، به پروردگارم سوگند! همانا نگون‏بخت‏ترینِ امّت من، برادرِ پى‏كننده ناقه ثمود، برمى‏خیزد و ضربتى بر فرق سرت مى‏زند كه محاسنت از خون آن، رنگین مى‏شود."»    

پس مردم شروع به گریه و شیون كردند. و حضرت على علیه‏السلام خطبه‏اش را به پایان برد و فرود آمد. 

 

پی‌نوشت:

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 107/101 . 

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 176.   


دعای امام صادق علیه السلام در روز آخر شعبان

ماه رمضان

قال الامام الصادق علیه‏السلام ـ مِمّا كانَ یَقولُهُ فی آخِرِ لَیلَةٍ مِن شَعبانَ و أوَّلِ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ـ 

اللّهُمَّ إنَّ هذَا الشَّهرَ المُبارَكَ الَّذی اُنزِلَ فیهِ القُرآنُ هُدىً لِلنّاسِ و بَیِّناتٍ مِنَ الهُدى وَالفُرقانِ قَد حَضَرَ، فَسَلِّمنا فیهِ وَ سَلِّمهُ لَنا و تَسَلَّمهُ مِنّا فی یُسرٍ مِنكَ و عافِیَةٍ ، یامَن أخَذَ القَلیلَ و شَكَرَ الكَثیرَ اقبَل مِنِّی الیَسیرَ .  

اللّهُمَّ إنّی أسأَلُكَ أن تَجعَلَ لی إلى كُلِّ خَیرٍ سَبیلاً، و مِن كُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعا، یا أرحَمَ الرّاحِمینَ، یا مَن عَفا عَنّی و عَمّا خَلَوتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئاتِ،

 یا مَن لَم یُؤاخِذنی بِارتِكابِ المَعاصی، عَفوَكَ عَفوَكَ عَفوَكَ یا كَریمُ، إلهی وَ عَظتَنی فَلَم أتَّعِظ ، و زَجَرتَنی عَن مَحارِمِكَ فَلَم أنزَجِر، فَما عُذری؟ فَاعفُ عَنّی یا كَریمُ ، عَفوَكَ عَفوَكَ .   

اللّهُمّ، إنّی أسأَلُكَ الرّاحَةَ عِندَ المَوتِ، وَالعَفوَ عِندَ الحِسابِ، عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِكَ فَلیَحسُنِ التَّجاوُزُ مِن عِندِكَ، یا أهلَ التَّقوى و یا أهلَ المَغفِرَةِ، عَفوَكَ عَفوَكَ .   

اللّهُمَّ إنّی عَبدُكَ وَابنُ عَبدِكَ وَابنُ أمَتِكَ، ضَعیفٌ فَقیرٌ إلى رَحمَتِكَ، و أنتَ مُنزِلُ الغِنى وَالبَرَكَةِ عَلَى العِبادِ، قاهِرٌ مُقتَدِرٌ، أحصَیتَ أعمالَهُم و قَسَمتَ أرزاقَهُم، و جَعَلتَهُم مُختَلِفَةً ألسِنَتُهُم و ألوانُهُم، خَلقا مِن بَعدِ خَلقٍ، لا یَعلَمُ العِبادُ عِلمَكَ، ولا یَقدِرُ العِبادُ قَدرَكَ، و كُلُّنا فَقیرٌ إلى رَحمَتِكَ، فَلا تَصرِف عَنّی وَجهَكَ، وَاجعَلنی مِن صالِحی خَلقِكَ فِی العَمَلِ وَالأَمَلِ وَالقَضاءِ وَالقَدَرِ .   

اللّهُمَّ أبقِنی خَیرَ البَقاءِ، و أفنِنی خَیرَ الفَناءِ؛ عَلى مُوالاةِ أولِیائِكَ و مُعاداةِ أعدائِكَ وَالرَّغبَةِ إلَیكَ وَالرَّهبَةِ مِنكَ، وَالخُشوعِ وَالوَفاءِ وَالتَّسلیمِ لَكَ، وَالتَّصدیقِ بِكِتابِكَ، وَاتِّباعِ سُنَّةِ رَسولِكَ .   

اللّهُمَّ ما كانَ فی قَلبی مِن شَكٍّ أو ریبَةٍ، أو جُحودٍ أو قُنوطٍ ، أو فَرَحٍ أو بَذَخٍ، أو بَطَرٍ أو خُیَلاءَ، أو رِیاءٍ أو سُمعَةٍ، أو شِقاقٍ أو نِفاقٍ، أو كُفرٍ أو فُسوقٍ أو عِصیانٍ، أو عَظَمَةٍ أو شَیءٍ لا تُحِبُّ، فَأَسأَلُكَ یا رَبِّ أن تُبدِلَنی مَكانَهُ إیمانا بِوَعدِكَ، و وَفاءً بِعَهدِكَ، و رِضا بِقَضائِكَ، و زُهدا فِی الدُّنیا، و رَغبَةً فیما عِندَكَ، و اُثرَةً و طُمَأنینَةً و تَوبَةً نَصوحا، أسأَلُكَ ذلِكَ یا رَبَّ العالَمینَ .   

إلهی أنتَ مِن حِلمِكَ تُعصى، و مِن كَرَمِكَ وَ جودِكَ تُطاعُ؛ فَكَأَنَّكَ لَم تُعصَ، و أنَا و مَن لَم یَعصِكَ سُكّانُ أرضِكَ، فَكُن عَلَینا بِالفَضلِ جَوادا،  و بِالخَیرِ عَوّادا، یا أرحَمَ الرّاحِمینَ .   

و صَلَّى الله‏ُ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِهِ صَلاةً دائِمَةً لا تُحصى ولا تُعَدُّ، ولا یَقدِرُ قَدرَها غَیرُكَ، یا أرحَمَ الرّاحِمینَ .(1)    

از جمله دعاهایى كه امام صادق علیه‏السلام در آخرین شب شعبان و اوّلین شب ماه رمضان مى‏خوانْد:

خداوندا! این ماه مبارك، كه قرآن را در آن فرو فرستاده‏اى و آن را مایه هدایت مردم و نشانه‏هایى روشن از هدایت و فرقان قرار داده‏اى، فرا رسید. پس، ما را در این ماه، سالم بدار و نیز آن را براى ما سالم بدار و آن را با آسانى و تندرستى از سوى خودت، از ما دریافت كن. اى كه اندك را مى‏گیرى و پاداش بسیار مى‏دهى! اندك را از من بپذیر!   

خداوندا! از تو مى‏خواهم كه به سوى هر نیكى، راهى و در برابر هر آنچه دوست ندارى، باز دارنده‏اى برایم قرار دهى! اى مهربان‏ترینِ مهربانان؛ اى كه از من و از گناهانى كه در نهان انجام داده‏ام، چشم پوشیدى؛ اى آن كه مرا به خاطر نافرمانى‏ها مؤاخذه ننمودى! ببخشاى، ببخشاى، ببخشاى، اى بزرگوار!   

خدایا! پندم دادى، پند نگرفتم! از گناهانت بازم داشتى، دست برنداشتم! چه عذرى دارم؟! پس بر من ببخشاى، اى بزرگوار! ببخشاى، ببخشاى!   

ماه رمضان

خداوندا! از تو آسودگى را به هنگام مرگ و بخشایش را به هنگام حساب، مى‏خواهم. بنده‏ات گناه بزرگ آورْد. اینك، گذشت از سوى تو، نیكوست، اى شایسته تقوا و اى شایسته آمرزش! ببخشاى، ببخشاى!   

خداوندا! من بنده تو و فرزند بنده و كنیز توام، ناتوانى كه نیازمند رحمت توست؛ و تویى كه بر بندگانت، توانگرى و بركت را فرو مى‏فرستى و چیره با اقتدارى و كارهاى بندگان را شمرده و روزى‏هایشان را تقسیم كرده‏اى و آنان را با زبان‏ها و رنگ‏هاى گوناگون، قرار داده‏اى، آفرینشى پس از آفرینشى .   

بندگان، نه دانش تو را دارند و نه قدرت تو را . همه ما نیازمند رحمت توییم. پس، روى رحمت را از من برنگردان و مرا در كار و امید و تقدیر خویش، از بندگان شایسته‏ات قرار بده!   

خداوندا! مرا به نیكوترین ماندن، باقى بدار و به بهترین فنا، فانى ساز: بر دوستى با دوستانت و دشمنى با دشمنانت و شوق به درگاهت و هراس از عظمتت و خشوع و وفا و تسلیم نسبت به خودت و باور به كتابت و پیروى از سنّت فرستاده‏ات .   

اللّهُمّ، إنّی أسأَلُكَ الرّاحَةَ عِندَ المَوتِ، وَالعَفوَ عِندَ الحِسابِ، عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِكَ فَلیَحسُنِ التَّجاوُزُ مِن عِندِكَ، یا أهلَ التَّقوى و یا أهلَ المَغفِرَةِ، عَفوَكَ عَفوَكَ .   

خداوندا! آنچه در دلم هست، از: شك و تردید، یا انكار و یأس، یا شادى بى‏جا و غرور، یا سرمستى و غرور، یا ریا و آوازه‏خواهى، یا دشمنى و نفاق، یا كفر و تبهكارى و نافرمانى، یا خودبزرگ‏بینى و یا هر چه كه دوست نمى‏دارى ـ پروردگارا ـ از تو مى‏خواهم كه آنها را به ایمان به وعده‏ات، وفا به پیمانت، رضا به تقدیرت، پارسایى در دنیا، شوق به آنچه پیش توست، بزرگوارى، آرامش و توبه راستین (در متن عربى، «توبةً نَصوحا (توبه نصوح)» آمده است. توبه نصوح، یعنى توبه درست و بى‏غل و غش؛ توبه‏اى كه پس از آن، انسان به گناه برنگردد(2)) تبدیل كنى! اى پروردگار جهانیان! اینها را از تو مى‏طلبم.   

خدایا! چون بردبارى، نافرمانى‏ات مى‏كنند و چون بزرگوار و بخشنده‏اى، فرمانت مى‏برند، آن چنان كه گویا نافرمانى‏ات نكرده‏اند. من و آن كه نافرمانى تو نكرده است، ساكنان زمین توییم. پس با عطاى خویش بر ما، بخشنده و خیررسان باش، اى مهربان‏ترینِ مهربانان!   

درود خدا بر محمّد و خاندان او، درودى پیوسته و بى‏شمار، درودى كه ارزش آن را كسى جز تو نداند، اى مهربان‏ترینِ مهربانان!    

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مصباح المتهجّد:850/911، الإقبال: 1/43، البلد الأمین: 192.   

2- مجمع البحرین:3/1789.

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 186.   


سخن امام رضا علیه السلام، هنگام فرا رسیدن ماه رمضان

ماه رمضان

قال الإمام الرضا علیه‏السلام: الحَسَناتُ فی شَهرِ رَمَضانَ مَقبولَةٌ، وَالسَّیِّئاتُ فیهِ مَغفورَةٌ. مَن قَرَأَ فی شَهرِ رَمَضانَ آیَةً مِن كِتابِ الله‏ِ  عز و جل  كانَ كَمَن خَتَمَ القُرآنَ فی غَیرِهِ مِنَ الشُّهورِ، و مَن ضَحِكَ فیهِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ لَم یَلقَهُ یَومَ القِیامَةِ إلاّ ضَحِكَ فی وَجهِهِ و بَشَّرَهُ بِالجَنَّةِ، و مَن أعانَ فیهِ مُؤمِنا أعانَهُ الله‏ُ تَعالى عَلَى الجَوازِ عَلَى الصِّراطِ یَومَ تَزِلُّ فیهِ الأَقدامُ، ... . (1)

سخن امام رضا علیه السلام، هنگام فرا رسیدن ماه رمضان  

امام رضا علیه‏السلام فرمود: حسنات در ماه رمضان، پذیرفته‏اند و گناهان در آن، آمرزیده. هر كس در ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا بخواند، مثل كسى است كه در غیر آن، ختم قرآن كرده باشد و هر كس در این ماه، به صورت برادر مؤمنش بخندد، خدا را در قیامت دیدار نخواهد كرد، مگر آن كه در چهره او خواهد خندید. (مقصود، تجلّى حضرت حق ـ جلّ و علا ـ با صفت رحمت و رأفت بر دل مؤمن است.) و به بهشت، مژده‏اش خواهد داد .   

و هر كس در آن ماه، مؤمنى را یارى كند، خداوند، او را بر گذشتن از صراط ، در آن روز كه قدم‏ها بر آن مى‏لغزد، یارى خواهد كرد. و هر كس در آن، خشم خود را نگه دارد، خداوند نیز روز قیامت، خشمش را از او نگه خواهد داشت. و هر كس در آن، ستم‏دیده‏اى را یارى كند، خداوند، او را در دنیا بر ضدّ كسى كه با وى دشمنى نماید، یارى مى‏كند و روز قیامت نیز هنگام حساب و میزان، یارى‏اش مى‏نماید.   

ماه رمضان، ماه بركت است، ماه رحمت، ماه آمرزش، ماه توبه و بازگشت به سوى خدا . هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، پس در چه ماهى آمرزیده گردد؟!

پس از خداوند بخواهید كه در این ماه، روزه شما را بپذیرد و آن را آخرین رمضان شما قرار ندهد و شما را بر طاعت خویش توفیق دهد و از نافرمانى خود نگه دارد، كه او بهترین كسى است كه از او درخواست مى‏شود .   

 

پی‌نوشت: 

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 97/82 عن الحسن بن علیّ بن فضّال، بحارالأنوار: 96/341/5 . 

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 182.   


آثار ماه رمضان حتی بر مجرمین

آثار رمضان حتی بر مجرمین

دادستان کل کشور با اشاره به کاهش 40 درصدی جرایم در ماه رمضان گفت: سرقت و شرارت و جنایت در ماه مبارک رمضان تا حدود زیادی کاهش می یابد که این امر ناشی از تأثیر معنوی ماه مبارک است.

آیت الله قربانعلی دری نجف آبادی  افزود: جامعه ایمانی و قرآنی ما در این ماه، آماده برای خیزش و حرکت است چراکه به برکت جریان معنویت، بسیاری از آلودگیها و شرارتها در جامعه کاسته می شود و انگیزه های مجرمانه از بین می رود و زمینه صلاح و اصلاح جامعه فراهم می شود.

دری نجف آبادی در آستانه ماه رمضان با تاکید بر اینکه رمضان ماه خدا و اهل بیت و انسانیت و فضیلت است ، گفت: ماه رمضان فرصت ارزشمندی برای خودسازی و زیستن طیب و طاهر است، یعنی تمام صفات و خلقیات متعالی انسان ، در این ماه متجلی می شود و باید از این فضای معنوی برای اصلاح خود و جامعه استفاده کرد. 

سرقت و شرارت و جنایت در ماه مبارک رمضان تا حدود زیادی کاهش می یابد که این امر ناشی از تأثیر معنوی ماه مبارک است.

وی با اشاره به کاهش جرایم در ماه رمضان گفت:" سرقت و شرارت و جنایت در ماه مبارک رمضان تا حدود زیادی کاهش می یابد که این امر ناشی از تأثیر معنوی ماه مبارک است ـ آمارها حاکی از اینست که در ماه مبارک تا 40% جرایم کاهش می یابد؛ امیدوارست این روحیه و این جریان زلال معنوی در طول سال استمرار یابد"

ناگفته نماند علل کاهش جرایم در ماه این ماه را درسیاست قانون گذارانه درتاکید بر قداست ماه رمضان و تشدید مجازات مجرمین در ماه رمضان  نیز میتوان جستجو نمود.


روزه خواری علنی

روزه خواری علنی

 اینکه همه روزه داران از روزه خواری علنی برخی اشخاص که علنا در انظارو اماکن عمومی ومعابر تظاهر به روزه خواری می نمایند رنج مبرند و متاسف می شوند امری واضح است

 

برهمین اساس وبا عنایت به اصل یکصد و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که مقرر می دارد:

"كلیه قوانین و مقررات مدنی , جزائی , مالی , اقتصادی , اداری , فرهنگی , نظامی , سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد.این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگرحاكم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است ".روزه خواری باید مجازات شرعی خود را که 25ضربه شلاق تعزیر است دارا باشد .

اجرای  مجازات روزه خواری، مورد انتظار همه مومنین و در راستای اجرای قانون الهی و منطبق بر موادواصول معتبر قانونی وحافظ حرمت ماه مارک رمضان  است  .

به علاوه  مطابق ماده 638 قانون مجازات اسلامی :"هرکس علنا در انظار عمومی و معابر تظاهر به   عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74ضربه شلاق محکوم می گردد"

 بنابراین اجرای این مجازات مورد انتظار همه مومنین و در راستای اجرای قانون الهی و منطبق بر موادواصول معتبر قانونی وحافظ حرمت ماه مارک رمضان  است  .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/06/02ساعت 4:14  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان87

شناخت میهمانی خدا

ماه رمضان

وجوب روزه گرفتن

«یَـأَ ایُّهَا الَّذِینَ امَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(1) ؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! روزه بر شما نوشته (واجب) شده است، آنگونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند، نوشته شده بود. باشد كه پروا كنید!»      

خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانه‏روز، به پنج نماز، موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان تكلیف كرده است

- قال الإمام زین العابدین علیه‏السلام: إنَّ الله‏َ افتَرَضَ خَمسا و لَم یَفتَرِض إلاّ حَسَنا جَمیلاً: الصَّلاةَ، وَالزَّكاةَ، وَالحَجَّ، وَالصِّیامَ، و وِلایَتَنا أهلَ البَیتِ(2) ؛‌ خداوند، پنج چیز را واجب كرده است و جز نیكو و زیبا، واجب نكرده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولایت ما اهل بیت. 

  

- قال الإمام الباقر علیه‏السلام: بُنِیَ الإِسلامُ عَلى خَمسٍ: إقامِ الصَّلاةِ، و إیتاءِ الزَّكاةِ، و حَجِّ البَیتِ، و صَومِ شَهرِ رَمَضانَ، وَالوِلایَةِ لَنا أهلَ البَیتِ (3) ؛ اسلام بر پنج پایه بنا شده است: برپا داشتن نماز، پرداختن زكات، حجّ خانه خدا، گرفتن روزه ماه رمضان و ولایت ما اهل بیت .    

 

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: ما كَلَّفَ الله‏ُ العِبادَ إلاّ ما یُطیقونَ، إنَّما كَلَّفَهُم فِی الیَومِ وَاللَّیلَةِ خَمسَ صَلَواتٍ، و كَلَّفَهُم مِن كُلِّ مِئَتَی دِرهَمٍ خَمسَةَ دَراهِمَ، و كَلَّفَهُم صِیامَ شَهرِ رَمَضانَ فِی السَّنَةِ(4) ؛  خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانه‏روز، به پنج نماز، موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان تكلیف كرده است .  

 

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: یُسأَلُ المَیِّتُ فی قَبرِهِ عَن خَمسٍ: عَن صَلاتِهِ، و زَكاتِهِ، و حَجِّهِ، و صِیامِهِ، و وِلایَتِهِ إیّانا أهلَ البَیتِ(5) ؛ از مرده در قبر درباره پنج چیز سؤال مى‏شود: نمازش، زكاتش، حجّش، روزه‏اش، و ولایتش نسبت به ما اهل بیت .  

 

حكمت روزه گرفتن

- قال الإمام علیّ علیه‏السلام: حَرَسَ الله‏ُ عِبادَهُ المُؤمِنینَ بِالصَّلَواتِ وَالزَّكَواتِ و مُجاهَدَةِ الصِّیامِ فِی الأَیّامِ المَفروضاتِ؛ تَسكینا لِأَطرافِهِم، و تَخشیعا لِأَبصارِهِم، و تَذلیلاً لِنُفوسِهِم، و تَخفیضا لِقُلوبِهِم، و إذهابا لِلخُیَلاءِ عَنهُم، ...(6)؛ خداوند، بندگان مؤمن خویش را با نمازها، زكات‏ها و تلاش براى روزه گرفتن در روزهاى واجب‏ شده، نگهدارى كرده است تا اعضایشان آرامش یابد و چشمانشان خشوع پیدا كند و جان‏هایشان رام گردد و دل‏هایشان متواضع شود و غرور از آنان زدوده گردد، به سبب حكمت‏هایى كه در آنهاست، چون: خاكى شدن چهره‏هاى عزّتمند از روى تواضع، به زمین چسبیدن اعضاى شریف از روى فروتنى، و چسبیدن شكم‏ها به پشت‏ها از روى رام شدن .       

 

- قال الإمام علیّ علیه‏السلام: فَرَضَ الله‏ُ الصِّیامَ ابتِلاءً لاِخلاصِ الخَلقِ (7) ؛ خداوند، روزه را واجب فرمود، تا آزمونى براى اخلاص آفریدگان باشد.    

 

- قالت فاطمة علیهاالسلام: فَرضَ [الله‏ُ] ... الصِّیامَ تَثبیتا لِلإِخلاصِ (8) روزه براى استوارسازى اخلاص، واجب شده است .  

 

- قال الإمام الحسین  علیه‏السلام ـ فی بَیانِ عِلَّةِ الصِّیامِ ـ : لِیَجِدَ الغَنِیُّ مَسَّ الجوعِ فَیَعودَ بِالفَضلِ عَلَى المَساكینِ (9)؛ امام حسین علیه السلام درباره حكمت روزه‏دارى فرمود: تا ثروتمند، رنج گرسنگى را بچشد؛ پس بر بینوایان نیكى كند . 

  

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: إنَّما فَرَضَ الله عز و جل الصِّیامَ لِیَستَوِیَ بِهِ الغَنِیُّ وَالفَقیرُ؛ و ذلِكَ أنَّ الغَنِیَّ لَم یَكُن لِیَجِدَ مَسَّ الجوعِ فَیَرحَمَ الفَقیرَ؛ لِأَنَّ الغَنِیَّ كُلَّما أرادَ شَیئا قَدَرَ عَلَیهِ، فَأَرادَ الله‏ُ عز و جل أن یُسَوِّیَ بَینَ خَلقِهِ، و أن یُذیقَ الغَنِیَّ مَسَّ الجوعِ وَالأَلَمِ؛ لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعیفِ فَیَرحَمَ الجائِعَ(10)؛ امام صادق علیه‏السلام درباره حكمت روزه‏دارى فرمود: خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهیدست، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند، رنج گرسنگى را نمى‏چشید تا به فقیر ترحّم كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست. پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید.   

ماه رمضان

فضیلت روزه 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: جَعَلَ الله‏ُ ... قُرَّةَ عَینی فِی الصَّلاةِ وَالصَّومِ (11) ؛ خداوند، فروغ دیدگانم را در نماز و روزه قرار داده است .

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: قالَ حَبیبی جَبرَئیلُ: إنَّ مَثَلَ هذَا الدّینِ كَمَثَل شَجَرَةٍ ثابِتَةٍ؛ الإِیمانُ أصلُها، وَالصَّلاةُ عُروقُها، وَالزَّكاةُ ماؤُها، وَالصَّومُ سَعَفُها (12) ؛ حبیب من جبرئیل گفت: «مَثَل این دین، همچون «مَثَل درختى ثابت و استوار است. ریشه‏اش ایمان است و رگ‏هایش نماز . آب آن، زكات است و شاخ و برگش، روزه.»

 

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: ثَلاثَةٌ مِن رَوحِ اللهِ: التَّهَجُّدُ فِی اللَّیلِ بِالصَّلاةِ، و لِقاءُ الإِخوانِ، وَالصَّومُ (13)؛ سه چیز از رحمت خداست: شب‏ زنده‏دارى و نمازگزارى در شب، دیدار با برادران، و روزه گرفتن . 

 

- قال لقمان علیه‏السلام ـ فی مَوعِظَتِهِ لاِبنِهِ ـ یا بُنَیَّ، السَّفینَةُ إیمانٌ، و شِراعُهَا التَّوَكُّلُ، و سُكّانُهَا الصَّبر،ُ و مَجاذیفُهَا الصَّومُ وَالصَّلاةُ وَالزَّكاةُ (14) ؛ حضرت لقمان علیه‏السلام در موعظه خویش به پسرش فرمود: فرزندم! ایمان، كِشتى است. بادبان آن، توكّل است؛ سُكّان آن، صبر است؛ و تیرك‏هاى بادبان آن، نماز و روزه و زكات‏اند .     

 

روزه برای خداست 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: قالَ الله‏ُ عز و جل: «الصَّومُ لی، و أنَا أجزی بِهِ» (15) ؛ خداوند فرموده است: «روزه، براى من است و خودم پاداش آن را مى‏دهم.»  

   

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ یُضاعَفُ؛ الحَسَنَةُ عَشرُ أمثالِها إلى سَبعِمِئَةِ ضِعفٍ ، قالَ ‏الله‏ُ عز و جل: «إلاَّ الصَّومَ فَإِنَّهُ لی، و أنَا أجزیبِهِ، یَدَعُ شَهوَتَهُ و طَعامَهُ مِن أجلی»(16) ؛ هر كار انسان، چند برابر مى‏شود. كار نیك، ده برابر تا هفتصد برابر مى‏شود. خداوند فرموده است: «مگر روزه، كه براى من است و خودم پاداش آن را مى‏دهم، [كه روزه‏دار] خواسته دل و خوراكش را به خاطر من وامى‏گذارد.»   

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: قالَ الله‏ ـ تَبارَكَ و تَعالى ـ : «كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ هُوَ لَهُ غَیرَ الصِّیامِ؛ هُوَ لی، و أنَا أجزی بِهِ.» وَالصِّیامُ جُنَّةُ العَبدِ المُؤمِنِ یَومَ القِیامَةِ كَما یَقی أحَدَكُم سِلاحُهُ فِی الدُّنیا ... (17)؛ خداى متعال فرموده است: «هر كار انسان براى خود اوست، مگر روزه‏دارى، كه براى من است و من خودم پاداش آن را مى‏دهم . روزه، سپر بنده مؤمن در روز قیامت است، همانگونه كه در دنیا هر یك از شما را سلاحش حفاظت مى‏كند. بوى ناخوش دهان روزه‏دار نزد خدا از بوى مشك، خوش‏بوتر است. روزه‏دار، دو بار خوشحال مى‏شود: هنگامى كه افطار مى‏كند و مى‏خورد و مى‏نوشد و آنگاه كه مرا دیدار مى‏كند. پس او را وارد بهشت مى‏كنم.»    

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: عَلَیكَ بِالصَّومِ؛ فَإِنَّهُ مَحضٌ (18) ؛ بر تو باد روزه، كه عبادتى ناب است!      

 

- قال الإمام علیّ علیه‏السلام ـ فِی الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَیهِ ـ الصَّومُ عِبادَةٌ بَینَ العَبدِ و خالِقِهِ، لا یَطَّلِعُ عَلَیها غَیرُهُ، و كَذلِكَ لا یُجازی عَنها غَیرُهُ (19) ؛ روزه، عبادتى میان بنده و آفریدگار اوست. كسى جز آفریدگار، از آن آگاه نمى‏شود و كسى جز پروردگار، پاداش آن را نمى‏دهد . 

 

سخنى در شرح حدیثِ: «روزه، براى من است»    

ابو حامد غزّالى در شرح این حدیث، گفته است:   

این كه روزه براى خداست و این شرافت را یافته كه به خداوند، نسبت داده شود (هر چند همه عبادات، براى اوست، همچنان كه كعبه این شرف را یافته كه خانه او باشد، در حالى كه همه زمین براى اوست) دو معنا دارد:   

نخست این كه: روزه، پرهیز و ترك است و عملى پنهان است و در آن، كارى نیست كه دیده شود. به خلاف همه عبادت‏ها كه در معرض دید مردم انجام مى‏شوند، روزه، عبادتى است كه جز خدا آن را نمى‏داند؛ چرا كه كارى است باطنى كه همان صبر است .   

دوم این كه: روزه، سركوبى دشمن خداست؛ چون ابزار شیطان ملعون، شهوت‏ها هستند و شهوات با خوردن و آشامیدن، نیرو مى‏یابند. از این رو، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است: إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَیِّقوا مَجارِیَهُ بِالجوعِ؛ شیطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مى‏شود، پس گذرگاه‏هاى او را با گرسنگى، تنگ كنید ... .  

از آن جا كه به خصوصِ روزه، سركوبى شیطان و بستن و تنگ ساختن گذرگاه‏هاى اوست، شایسته است كه ویژه خدا گردد؛ زیرا سركوبى دشمن خدا، یارى نمودن خداست، و یارى‏رسانىِ خداوند به بنده‏اش، در پىِ یارى كردن بنده به خداست. خداوند فرموده است:  

«إِن تَنصُرُواْ اللهَ یَنصُرْكُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»(محمد/7) ؛ اگر خدا را یارى كنید، خدا یارى‏تان مى‏كند و گام‏هایتان را استوار مى‏سازد . پس شروع تلاش، از بنده است و پاداش دادن به هدایت، از خدا .

 

ارزش روزه‏دار  

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ فی قَولِهِ تَعالى: «التَّـائبُونَ الْعَـابِدُونَ الْحَـامِدُونَ السَّـائحُونَ »- : السّائِحونَ و هُمُ الصّائِمونَ فی الحدیث: «سیاحة هذه الاُمّة الصیام»، قیل للصائم: سائح؛ لأنّ الّذی یسیح فی الأرض متعبّد یسیح ولا زاد له ولا ماء، فحین یجد یطعم. والصائم یُمضی نهاره لا یأكل ولا یشرب شیئاً فشُبّه به.(20)       

پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله دربـاره آیـه: «[مؤمنـانْ] توبـه‏كنندگـان، پرستشگـران، ستایشگران، سیاحتگران ... اند» می‌فرماید: سیاحتگران، همان روزه‏داران‏اند. در حدیث است: «سیاحت این امّت، روزه است.» این كه به روزه‏دار، «گردشگر» گفته شده، به خاطر شباهتى است كه میانشان وجود دارد؛ زیرا كسى كه در زمین سیاحت مى‏كند، عبادت‏پیشه‏اى است كه بى‏توشه و آب مى‏گردد و هر گاه چیزى بیابد، مى‏خورد. روزه‏دار هم روزش را بدون خوردن و نوشیدن مى‏گذراند .   

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ لله‏ِِ مائِدَةً عَلَیها ما لا عَینٌ رَأَت، ولا اُذُنٌ سَمِعَت، ولا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ، لا یَقعُدُ عَلَیهَا إلاَّ الصّائِمونَ(21) ؛ خداوند، سفره‏اى دارد كه بر آن نعمتى است كه نه چشمى دیده، نه گوشى شنیده و نه بر دل بشرى گذشته است. بر سر این سفره، جز روزه‏داران نخواهند نشست .

  امام صادق علیه‏السلام درباره حكمت روزه‏دارى فرمود: خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهیدست، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند، رنج گرسنگى را نمى‏چشید تا به فقیر ترحّم كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست. پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید.   

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: نَومُ الصّائِمِ عِبادَةٌ، و نَفَسُهُ تَسبیحٌ (22)؛ خواب روزه‏دار ، عبادت است و نَفَس او، تسبیح است .   

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: نَومُ الصّائِمِ عِبادَةٌ، و صَمتُهُ تَسبیحٌ، و عَمَلُهُ مُضاعَفٌ، و دُعاؤُهُ مُستَجابٌ، و ذَنبُهُ مَغفورٌ (23)؛ خواب روزه‏دار، عبادت است؛ سكوتش تسبیح است؛ عملش دو برابر است؛ دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده است .

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ الصّائِمَ لا یَجری عَلَیهِ القَلَمُ حَتّى یُفطِرَ، ما لَم یَأتِ بِشَیءٍ یَنقُضُ (24)؛ بر روزه‏دار، قلم [ثبت گناهان] بى‏تردید جارى نمى‏شود، این حدیث و امثال آن، مجوّز ارتكاب گناه نیستند و مقصود، آن است كه روزه، مانع از انجام دادن گناهان مى‏گردد و در نتیجه گناهى در پرونده روزه‏دار، ثبت نمى‏شود، تا آن كه افطار كند، [البتّه] تا وقتى كه آنچه روزه را باطل مى‏كند، انجام نداده باشد.                 

  

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: لِلصّائِمِ فَرحَتانِ: فَرحَةٌ عِندَ فِطرِهِ، و فَرحَةٌ یَومَ القِیامَةِ، یُنادِی المُنادی:  «أینَ الظّامِئَةُ أكبادُهُم؟ و عِزَّتی، لَأَروِیَنَّهُمُ الیَومَ»(25) ؛ روزه‏دار، دو خوشحالى دارد: خوشحالى او به هنگام افطارش، و خوشحالى او در روز قیامت، [آنگاه] كه منادى ندا مى‏دهد: «كجایند صاحبان جگرهاى سوخته و تشنه؟ به عزّتم سوگند، امروز سیرابشان مى‏كنم.     

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: وَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ، لَخُلوفُ فَمِ‏الصّائِمِ أطیَبُ عِندَ الله ِتَعالى مِن ریحِ المِسكِ(26) ؛ سوگند به آن كه جانم در دست اوست، بوى ناخوش دهان روزه‏دار نزد خداى متعال، خوش‏بوتر از بوى مُشك است . 

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ثَلاثُ دَعَواتٍ مُستَجاباتٌ: دَعوَةُ الصّائِمِ، و دَعوَةُ المُسافِرِ، و دَعوَةُ المَظلومِ (27) ؛ سه دعا، مستجاب است: دعاى روزه‏دار، دعاى مسافر و دعاى ستمدیده . 

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:خواب روزه‏دار، عبادت است؛ سكوتش تسبیح است؛ عملش دو برابر است؛ دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده است .

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ما مِن یَومٍ إلاّ و مَلَكٌ یُنادی فِی المَقابِرِ: مَن تَغبِطونَ؟ فَیَقولونَ : أهلَ المَساجِدِ؛ یُصَلّونَ ولا نَقدِرُ، و یَصومُونَ ولا نَقدِرُ (28) ؛ هیچ روزى نیست، مگر آن كه فرشته‏اى در گورستان‏ها ندا مى‏دهد: «به حال چه كسى رشك مى‏برید؟» مى‏گویند: به حال مسجدیان؛ آنان نماز مى‏خوانند؛ ولى ما نمى‏توانیم، و روزه مى‏گیرند؛ ولى ما نمى‏توانیم .   

 

- قال الامام الصادق علیه‏السلام: مَن صامَ لله‏ِِ  عز و جل  یَوما فی شِدَّةِ الحَرِّ فَأَصابَهُ ظَمَأٌ، وَ كَّلَ الله‏ُ بِهِ ألفَ مَلَكٍ یَمسَحونَ وَجهَهُ و یُبَشِّرونَهُ، حَتّى إذا أفطَرَ قالَ الله‏ُ عز و جل لَهُ: «ما أطیَبَ ریحَكَ و رَوحَكَ ! مَلائِكَتِی، اشهَدوا أنّی قَد غَفَرتُ لَهُ»(29)؛ كسى كه در گرماى سخت، روزى را براى خدا روزه بدارد و تشنه شود، خداوند، هزار فرشته را بر او مى‏گمارد كه چهره‏اش را لمس مى‏كنند و بشارتش مى‏دهند، تا آنگاه كه افطار كند، كه خداوند به او مى‏فرماید: «چه خوش است بوى تو و نشاط تو! فرشتگان من! گواه باشید كه او را آمرزیدم.»   

 

دعای ملائك برای روزه‌دار   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ما مِن صائِمٍ یَحضُرُ قَوما یَطعَمونَ إلاّ سَبَّحَت لَهُ أعضاؤُهُ، و كانَت صَلاةُ المَلائِكَةِ عَلَیهِ، و كانَت صَلاتُهُم استِغفارا (30) ؛ هیچ روزه‏دارى در میان گروهى كه غذا مى‏خورند، حاضر نمى‏شود، مگر آن كه اعضایش تسبیح مى‏گویند و درود فرشتگان بر او خواهد بود. درود فرشتگان، همان استغفار است. 

   

- قالَ رَسولُ الله‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله لِبِلالٍ: «الغَداءُ یا بِلالُ!» فَقالَ: إنّی صائِمٌ .   

قالَ رَسولُ الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: «نَأكُلُ أرزاقَنا و فَضلُ رِزقِ بِلالٍ فِی الجَنَّةِ. أشَعَرتَ یا بِلالُ أنَّ الصّائِمَ تُسَبِّحُ عِظامُهُ و تَستَغفِرُ لَهُ المَلائِكَةُ ما اُكِلَ عِندَهُ؟»(31) ؛ پیامبر خدا به بلال فرمود: «اى بلال! صبحانه بخور.» گفت: روزه‏ام.(روزه مستحبی) 

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: روزه‏دار، دو خوشحالى دارد: خوشحالى او به هنگام افطارش، و خوشحالى او در روز قیامت، [آنگاه] كه منادى ندا مى‏دهد: «كجایند صاحبان جگرهاى سوخته و تشنه؟ به عزّتم سوگند، امروز سیرابشان مى‏كنم.     

پیامبر خدا فرمود: «ما روزىِ خود را مى‏خوریم و روزىِ بلال، در بهشت است. اى بلال! آیا مى‏دانى تا وقتى كه نزد یك روزه‏دار غذا خورده مى‏شود، استخوان‏هایش تسبیح مى‏گویند و فرشتگان براى او استغفار مى‏كنند؟»   

 

- قال الامام الصادق علیه‏السلام: مَن كَتَمَ صَومَهُ قالَ الله‏ُ عز و جل  لِمَلائِكَتِهِ: «عَبدِی استَجارَ مِن عَذابی فَأَجیروهُ.» و وَكَّلَ الله‏ُ تَعالى مَلائِكَتَهُ بِالدُّعاءِ لِلصّائِمینَ، و لَم یَأمُرهُم بِالدُّعاءِ لِأَحَدٍ إلاَّ استَجابَ لَهُم فیهِ (32)؛ هر كس روزه خود را پنهان دارد، خداوند به فرشتگانش مى‏فرماید: «بنده من از آتش، پناه جست، پس پناهش دهید.» و خداوند متعال، فرشتگان خود را مى‏گمارد تا براى روزه‏داران دعا كنند. و خداوند، هرگز آنان را مأمور دعا براى هیچ كس نكرده، مگر آن كه دعایشان را درباره او پذیرفته است .

   

پی‌نوشت‌ها:

1- بقره: 183.

2- بشارة المصطفى: 108، بحار الأنوار: 23/105/4 ، الكافی: 8/271/399 .     

3- الخصال: 278/21، الكافی: 2/21/7، تهذیب الأحكام: 4/151/418، من لا یحضره الفقیه: 2/74/1770.

4- تهذیب الأحكام: 4/154/426، الخصال: 531/9، بحارالأنوار: 5/41 /66 و ص 305 / 19.

5- الكافی: 3/241/15، بحارالأنوار: 6/265/111و ج 31/659/ 217.

6- نهج البلاغة: الخطبه 192 .  

7- نهج البلاغة: الحكمة 252 .

8- علل الشرایع: 248/2، من لا یحضره الفقیه: 3/568/4940، الاحتجاج:1/258/49، بحارالأنوار: 96/368/47 . 

9- المناقب لابن شهر آشوب: 4/68، بحارالأنوار: 96/375/62 .    

10- من لا یحضره الفقیه: 2/73 /1766، علل الشرایع: 378/2، الإقبال: 1/30، مجمع البیان: 1/490.   

11- مكارم الأخلاق:1/83/141، بحارالأنوار: 16/249 . 

12- علل الشرایع: 249/5، بحار الأنوار: 6/109/2، جامع الأخبار: 108/191.

13- دعائم الإسلام:1/269، الأمالی للطوسی: 172/291، بحارالأنوار: 96/257/41 . 

14- الاختصاص: 336، بحارالأنوار: 13/427/22.

15- تهذیب الأحكام: 4/152/420، من لا یحضره الفقیه: 2/75/1773، الكافی: 4/63/6 ؛ صحیح البخاری : 6/2723/7054.

16- صحیح مسلم: 2/807/164، سنن الترمذی: 3/136/764، سنن ابن ماجه: 2/1256/3823 .

17- الخصال: 45/42، فضائل الأشهر الثلاثة: 134/142، روضة الواعظین: 383.

18- كنز العمّال: 8/450 / 23609 .

19- شرح نهج البلاغه:20/296/385 .   

20- الكافی: 5/15/1، تهذیب الأحكام: 6/130/224، بحار الأنوار: 69 /356؛ المستدرك على الصحیحین: 2/365/3288، كنز العمّال: 2/7/2904.

21- المعجم الأوسط : 9/170/9443، كنز العمّال: 8/452 /23620 .  

22- ثواب الأعمال: 75/2، قرب الإسناد: 95/324 .

23- شُعب الإیمان: 3/415/ 3937 و ح 3939، من لا یحضره الفقیه: 2/76/1783، ثواب الأعمال: 75/3 .

24- فضائل الأشهر الثلاثة: 55/33 و ص 116/111 .     

25- مسند زید: 203.

26- صحیح البخاری: 2/670/1795، صحیح مسلم: 2/807/164، سنن الترمذی: 3/136/764، من لا یحضره الفقیه: 2/75 / 1773، الخصال: 45/42 .     

27- فضائل الأشهر الثلاثة: 143/157.   

28- مستدرك الوسائل: 3/363/3786 .

29- الكافی: 4/64/8 و ص 65/17، ثواب الأعمال: 76/1، الأمالی للصدوق: 683/935، فضائل الأشهر الثلاثة:120/119، من لا یحضره الفقیه: 2/76/1781، بحارالأنوار: 96/247/5 .  

30- من لا یحضره الفقیه: 2/87/1805، ثواب الأعمال: 77/1، الأمالی للصدوق: 683/936.

31- سنن ابن ماجه: 1/556/1749، شُعب الإیمان: 3/297/3586، تاریخ دمشق: 54/110/11388.  

32- الكافی: 4/64/10، تهذیب الأحكام: 4/190/539، بحارالأنوار: 59/190/44 .    

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 90.       


اسباب آمادگى براى میهمانى خدا

ماه رمضان

توبه، پیش از فرا رسیدن ماه رمضان 

عیون أخبار الرضا علیه‏السلام عن عبدالسلام بن صالح الهرویّ: دَخَلتُ عَلى أبِی الحَسَنِ عَلِیِ بنِ موسَى الرِّضا علیه‏السلام فی آخِرِ جُمُعَةٍ مِن شَعبانَ، فَقالَ لی: «یا أبَا الصَّلتِ، إنَّ شَعبانَ قَد مَضى أكثَرُهُ، و هذا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنهُ، فَتَدارَك فیما بَقِیَ مِنهُ تَقصیرَكَ فیما مَضى مِنهُ، و عَلَیكَ بِالإِقبالِ عَلى ما یَعنیكَ و تَركِ ما لا یَعنیكَ، و أكثِر مِنَ الدُّعاءِ وَالاِستِغفارِ و تِلاوَةِ القُرآنِ، و تُب إلَى الله‏ِ مِن ذُنوبِكَ ... . (1) 

عیون أخبار الرضا علیه‏السلام به نقل از عبد السلام بن صالح هروى ـ نقل می‌كند در آخرین جمعه ماه شعبان، خدمت امام رضا علیه‏السلام رسیدم. به من فرمود:   

«اى ابوصَلْت! بیشترِ شعبان گذشته است و این، آخرین جمعه از آن است. پس در آنچه از آن مانده، كوتاهى‏هایت را در آنچه گذشته است، جبران كن. به كارى روى آور كه برایت مفید باشد و آنچه را بیهوده است و به تو مربوط نیست، وا گذار .   

زیاد دعا و استغفار و تلاوت قرآن داشته باش و از گناهانت به درگاه خدا توبه كن، تا در حالى ماه خدا سوى تو آید كه براى خدا خالص شده باشى . هیچ امانتى را بر عهده خویش باقى نگذار، مگر آن كه ادا كرده باشى، و هیچ كینه‏اى را در دلت نسبت به مؤمنى نگاه مدار، مگر آن كه از دل به در آورده باشى، و هیچ گناهى را كه مرتكب مى‏شدى، رها مكن، مگر این كه از آن، دست برداشته باشى .   

از خدا پروا كن و در نهان و آشكار كارت، بر او توكّل كن؛ «و هر كس بر خدا توكّل كند، او برایش بس است . خداوند، فرمان خویش را پیش خواهد برد. به یقین، خداوند براى هر چیزى اندازه‏اى قرار داده است.»   

و در باقى‏مانده این ماه، زیاد بگو:

"خدایا! اگر ما را در آنچه از شعبان گذشته است، نیامرزیده‏اى، پس ما را در باقیمانده آن ببخشاى!"   

همانا خداوند متعال، در این ماه به احترام ماه رمضان، بسیارى را [از آتش] آزاد مى‏كند.»    

 

سه روز روزه در آخر شعبان     

السنن الكبرى عن أنس: قیلَ: یا رَسولَ الله‏ِ، أیُ الصَّومِ أفضَلُ؟ قالَ: «صَومُ شَعبانَ تَعظیما لِرَمَضانَ»(2)؛ السنن الكبرى ـ به نقل از انس ـ به پیامبر خدا گفتند: كدام روزه برتر است؟ فرمود: «روزه شعبان در بزرگداشتِ رمضان.»    

الإمام الصادق علیه‏السلام: مَن صامَ ثَلاثَةَ أیّامٍ مِن آخِرِ شَعبانَ و وَصَلَها بِشَهرِ رَمَضانَ، كَتَبَ الله‏ُ لَهُ صَومَ شَهرَینِ مُتَتابِعَینِ

(3) ؛ امام صادق علیه‏السلام: هر كس سه روزِ آخر شعبان را روزه بدارد و آنها را به ماه رمضان متّصل كند، خداوند براى او پاداش روزه دو ماه پیاپى را مى‏نویسد.    

ماه رمضان

 

اصلاح غذا 

خوردن و نوشیدن به هنگام افطار و سحر، جان‏مایه روزه‏دارى است. از این رو، در نظر اسلام، حلال یا حرام بودن خوردنى‏ها و نوشیدنى‏ها، اندازه و نوع آنها و همچنین انگیزه روزه‏داران از خوردن و آشامیدن، در میزان بهره‏ورى از روزه نقشى اساسى دارند و در دستاوردهاى روزه‏دار از بركات این میهمانى، بسیار مؤثّرند.   

نخستین شرط بهره‏ورى از روزه، آن است كه نیروى تأمین‏كننده و پشتوانه انسان براى روزه گرفتن، حلال باشد. غذاى حرام، نه تنها در بهره‏مندى انسان از آثار و بركات روزه، نقش تخریبى دارد، بلكه آفتى است كه همه عبادت‏ها را تهدید مى‏كند، از این رو، از پیامبر خدا روایت شده است:    

العِبادَةُ مَعَ أكلِ الحَرامِ كَالبِناءِ عَلَى الرَّملِ(4)؛ عبادت همراه با حرامخوارى، مثل بنا ساختن بر شنزار است .     

بر این اساس، براى روزه‏دار، شناخت غذاهاى حرام، اهمّیتى ویژه دارد. لذا در اینجا روایاتی را جهت توجه بیشتر به این امر متذكر می‌شویم.   

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: كُلُوا الحَلالَ یَتِمَّ لَكُم صَومُكُم(5) ؛ غذاى حلال بخورید تا روزه براى شما كامل گردد

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: «إنَّ قَوما یَجیؤونَ یَومَ القِیامَةِ و لَهُم مِنَ الحَسَناتِ أمثالُ الجِبالِ، فَیَجعَلُهَا الله‏ُ هَباءً مَنثورا، ثُمَّ یُؤمَرُ بِهِم إلَى النّار.ِ» فَقالَ سَلمانُ: صِفهُم لَنا یا رَسولَ الله‏ِ .   

فَقالَ: «أما إنَّهُم قَد كانوا یَصومونَ و یُصَلّونَ، و یَأخُذونَ اُهبَةً مِنَ اللَّیلِ، ولكِنَّهُم كانوا إذا عَرَضَ لَهُم شَیءٌ مِنَ الحَرامِ وَثَبوا عَلَیهِ.» (6)   

امام باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اى ابو حمزه! آنان كسانى هستند كه نماز مى‏خواندند و روزه مى‏گرفتند؛ لیكن هر گاه چیزى از حرام به آنان عرضه مى‏شد، مى‏گرفتند و هر گاه چیزى از عطاى امیر مؤمنان علیه‏السلام به آنان داده مى‏شد، رد مى‏كردند.  

 

پیامبر خدا فرمود: «روز قیامت، گروهى مى‏آیند، در حالى كه حسناتشان همچون كوه‏هاست. خداوند، همه آنها را نابود و پراكنده مى‏سازد. سپس فرمان مى‏رسد كه آنان را به آتش بیفكنید.»   

سلمان گفت: اى پیامبر خدا! آنان را براى ما توصیف كن .   

فرمود: «آنان، كسانى هستند كه روزه گرفته، نماز خوانده و شب‏زنده‏دارى كرده‏اند؛ لیكن هر گاه حرامى بر آنان عرضه مى‏شده، بر آن مى‏شتافتند.» 

- عَن ضَمرَةَ بنِ حَبیبٍ عَن اُمِّ عَبدِ الله‏ِ اُختِ شَدّادِ بنِ أوسٍ أنَّها بَعَثَت إلى رَسولِ الله‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بِقَدَحِ لَبَنٍ عِندَ فِطرِهِ و هُوَ صائِمٌ، و ذلِكَ فی طولِ النَّهارِ و شِدَّةِ الحَرِّ، فَرَدَّ إلَیها رَسولُ الله‏ِ  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: «أنّى كانَ لَكِ هذَا اللَّبَنُ؟» قالَت: مِن شاةٍ لی ... . (7)   

به نقل از حمزة بن حبیب، درباره اُمّ عبدالله‏ (خواهر شدّاد بن اَوس) وى هنگام افطار ، ظرف شیرى براى پیامبر خدا كه روزه بود، فرستاد و این، در روزى بلند با هواى گرم بود .   

پیامبر خدا آن را نزد زن برگرداند كه: «این شیر را از كجا آورده‏اى؟»

گفت: از گوسفندم (دوشیده‏ام) .   

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، فرستاده آن زن را (دوباره) نزد او برگرداند كه: «این گوسفند را از كجا آورده‏اى؟»    

گفت: از مال خودم خریده‏ام .   

پس پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آن را از او گرفت .   

چون فردا شد، اُمّ عبدالله‏ نزد پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رفت و گفت: اى پیامبر خدا! شیر را از روى دلسوزى (به خاطر بلندى روز و شدّت گرما) برایتان فرستادم. آنگاه فرستاده مرا برگرداندى!   

به او فرمود: «پیامبران، چنین مأمورند. [مأموریم] كه جز پاكیزه نخوریم و جز شایسته انجام ندهیم.»  

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «آنان، كسانى هستند كه روزه گرفته، نماز خوانده و شب‏زنده‏دارى كرده‏اند؛ لیكن هر گاه حرامى بر آنان عرضه مى‏شده، بر آن مى‏شتافتند.»

- قال الإمام الباقر علیه‏السلام ـ لِأَبی حَمزَةَ الثُّمالِیِّ ـ  «یَبعَثُ الله‏ُ یَومَ القِیامَةِ قَوما بَینَ أیدیهِم نورٌ كَالقَباطِیِّ، ثُمَّ یُقالُ لَهُ: كُن هَباءً مَنثورا.»   

ثُمَّ قالَ: «أما وَالله‏ِ یا أبا حَمزَةَ، إنَّهُم كانوا لَیَصومونَ و یُصَلّونَ ولكِن كانوا إذا عَرَضَ لَهُم شَیءٌ مِنَ الحَرامِ أخَذوهُ، و إذا عَرَضَ لَهُم شَیءٌ مِن فَضلِ أمیرِالمُؤمِنینَ علیه‏السلام أنكَروهُ.»(8)  

امام باقر علیه‏السلام خطاب به ابو حمزه ثمالى فرمود: روز قیامت، خداوند، گروهى را برمى‏انگیزد كه پیشاپیش آنان نورى مثل قَباطى (نوعى جامه مصرى است كه سفید و نازك است. گویا به «قبط (مصریان)» منسوب است) است. سپس به آن نور گفته مى‏شود: «نابود و پراكنده شو.»   

سپس فرمود: به خدا سوگند اى ابو حمزه! آنان كسانى هستند كه نماز مى‏خواندند و روزه مى‏گرفتند؛ لیكن هر گاه چیزى از حرام به آنان عرضه مى‏شد، مى‏گرفتند و هر گاه چیزى از عطاى امیر مؤمنان علیه‏السلام به آنان داده مى‏شد، رد مى‏كردند.  

  

پی‌نوشت‌ها:

1- عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 2/51/198، الإقبال: 1/42، بحارالأنوار: 97/73/17.  

 2- السنن الكبرى: 4/503/8517، شُعب الإیمان: 3/377/3819، كنز العمّال: 8/591/24292؛ ثواب الأعمال: 86/14، بحار الأنوار: 97/77/35 .

3- كتاب من لا یحضره الفقیه: 2/94/1829، الخصال: 582/6، فضائل الأشهر الثلاثة: 53/31، الأمالی للصدوق: 768/1038، الإقبال: 1/43، بحار الأنوار: 97/72 .

4- عدّة الداعى: 141، بحار الأنوار: 103/16/73 .    

5- كنز العمّال: 15/844/43356 .

6- إرشاد القلوب: 191 .

7- المعجم الكبیر: 25/174 /428، المستدرك على الصحیحین: 4/140/7159، مسند الشامیّین: 2/356 /1488، اُسد الغابة: 7/348/7515 .

8- تفسیر القمّی: 2/112، بحار الأنوار: 7/176/9 و ج 70 / 293 / 35.

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 186، با تصرف .  


درجات میهمان خدا

ماه رمضان

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ أیسَرَ مَا افتَرَضَ الله‏ُ تَعالى عَلَى الصّائِمِ فی صِیامِهِ، تَركُ الطَّعامِ وَالشَّرابِ (1) ؛ آسان‏ترین چیزى كه خداوند بر روزه‏دار در روزه‏دارى‏اش واجب ساخته، نخوردن و نیاشامیدن است.     

 

- قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صَومُ الجَسَدِ الإِمساكُ عَنِ الأَغذِیَةِ بِإِرادَةٍ وَاختِیارٍ؛ خَوفا مِنَ العِقابِ و رَغبَةً فِی الثَّوابِ وَالأَجرِ(2) ؛ روزه بدن، پرهیز با اراده و اختیار از غذاهاست، از روى ترس از كیفر و با امید به پاداش و اجر الهى .       

  

- قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صَومُ النَّفسِ إمساكُ الحَواسِّ الخَمسِ عَن سائِرِ المَآثِمِ، و خُلُوُّ القَلبِ عَن جَمیعِ أسبابِ الشَّرِّ (3) ؛ روزه نفْس، نگهدارى حواس پنجگانه از دیگر گناهان و تهى بودن دل از تمام اسباب بدى است.             

  

- قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صَومُ النَّفسِ عَن لَذّاتِ الدُّنیا أنفَعُ الصِّیامِ(4)؛ سودمندترین روزه، نگهداشتن نفْس از لذّت‏هاى دنیاست.      

    

- قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صِیامُ القَلبِ عَنِ الفِكرِ فِی الآثامِ أفضَلُ مِن صِیامِ البَطنِ عَنِ الطَّعامِ(5) ؛  نگه داشتن دل از اندیشیدن درباره گناهان، برتر از نگه داشتن شكم از غذاست.   

 

- قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ، و صِیامُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ (6)؛ روزه دل، بهتر از روزه زبان و روزه زبان، بهتر از روزه شكم است.    

 

امام علی علیه السلام فرمودند:نگه داشتن دل از اندیشیدن درباره گناهان، برتر از نگه داشتن شكم از غذاست. 

سخنى درباره مراتب روزه‏دارى  

از روایات فوق، روشن مى‏گردد كه روزه، از نظر مراتب و از زاویه نقشى كه در تكامل انسان دارد، به سه دسته تقسیم مى‏شود و از همین روست كه علماى اخلاق و سیر و سلوك، روزه را به: روزه عوام، روزه خواص و روزه خواصّ خواص، تقسیم كرده‏اند. و اینك، توضیح فشرده‏اى از آنها می‌آوریم:    

 

دسته اوّل؛ روزه عوام    

این مرتبه از روزه، با پرهیز از مفطِرات روزه صورت مى‏پذیرد، با شرحى كه در كتاب‏هاى فقهى آمده است. این مرتبه از روزه، آسان‏ترین و پایین‏ترین مرتبه روزه است. آنچه از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله روایت شده كه:    

إنَّ أیسَرَ مَا افتَرَضَ الله‏ُ تَعالى عَلَى الصّائِمِ فی صِیامِه، تَركُ الطَّعامِ وَالشَّرابِ؛ آسان‏ترین چیزى كه خداى متعال بر روزه‏دار در روزه‏دارى‏اش واجب ساخته است، نخوردن و نیاشامیدن است.    

 

دسته دوم؛ روزه خواص    

در این مرتبه از روزه، روزه‏دار، تنها به پرهیز از مفطرات روزه، بسنده نمى‏كند؛ بلكه از همه حرام‏هاى الهى پرهیز مى‏نماید. از این رو، اجتناب از مفطرات، شرط درستىِ روزه است و اجتناب از حرام‏ها، شرط قبولى آن می‌باشد.

    

دسته سوم؛ روزه خواصّ خواص     

این مرتبه از روزه، با باز داشتن قلب و نگهدارى آن از هر چیزى كه اشغال‏كننده دل (چه حلال و چه حرام) است بجز خدا، به دست مى‏آید. ابوحامد غزالى (م 505 ق) در توصیف این مرتبه از روزه مى‏گوید:   

امّا روزه خواصّ خواص، روزه دل از همّت‏هاى دون و اندیشه‏هاى دنیوى و باز داشتن كلّى آن از غیر خداوند است. شكستن این مرتبه از روزه، با اندیشه درباره غیر خدا و قیامت، و فكر درباره دنیا تحقّق مى‏یابد ـ مگر دنیایى كه به خاطر دین خواسته شود، كه چنین دنیایى، توشه آخرت است و دنیا نیست ـ تا آن جا كه اهل دل گفته‏اند: «هر كس در روزش به تدبیر آنچه با آن افطار مى‏كند، اهتمام ورزد، گناه بر او نوشته مى‏شود؛ چرا كه این، از كم‏اطمینانى به فضل خدا و یقین اندك به روزىِ موعود خویش است.»   

این مرتبه، رتبه پیامبران، صدّیقان و مقرّبان است. در تفصیل قولى آن، نباید درنگ طولانى داشت؛ ولى در تحقّق عملى آن، تأمّلْ به جاست؛ چرا كه آن، رویكرد به خداوند و روى‏گردانى از غیر خدا با همه همّت است و آراسته شدن به این سخن خداست كه: «قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِى خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ(انعام/ 91) ؛ بگو: «خدا» ! سپس واگذارشان تا در باطل خویش به بازیچه مشغول باشند.»(7)   

ماه رمضان

امیر مؤمنان، امام على علیه‏السلام، در اشاره به این سه مرتبه مى‏فرماید: صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ وَ صِیامُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ (8)؛ روزه دل، بهتر از روزه زبان است و روزه زبان، بهتر از روزه شكم .              

هر یك از این دو مرتبه اخیر، به نسبت تلاش روزه‏داران و آمادگى آنان، مراتب بسیارى دارد، علاوه بر این كه خودِ روزه هم از زاویه انگیزه‏هاى روزه‏دار، گوناگون است. نقطه اوج این مراتب، حال روزه‏دارى است كه انگیزه روزه‏دارى‏اش، نه بیم از كیفر و نه شوق به ثواب؛ بلكه تنها به خاطر فرمانبردارى از فرمان الهى، علاقه‏مندى به تقرّب به خداى سبحان و كسب رضا و لقاى اوست .   

از خداوند سبحان مى‏خواهیم كه توفیقمان دهد تا در راه آنچه موجب افزایش بهره ما از ضیافت كریمانه رمضان مى‏شود، بكوشیم و بالاترین و والاترینِ مراتب روزه‏دارى را به ما عنایت فرماید.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- المقنعة: 310، الإقبال: 1/196، بحار الأنوار: 97/352.       

2- غرر الحكم: 5888 .        

 3- غرر الحكم: 5889 .    

 4- غرر الحكم: 5874 .    

 5- غرر الحكم: 5873 . 

6- غرر الحكم: 5890 . 

 7- إحیاء علوم الدین: 1/350؛ المحجّة البیضاء: 2/131 . 

 8- غرر الحكم: 5890 .   

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 153.     


آداب افطار كردن

ماه رمضان

به تاخیر نیانداختن افطار 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: لا یَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما عَجَّلُوا الفِطرَ (1) ؛ مردم، تا وقتى كه زود افطار مى‏كنند، در نیكى‏اند.    

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: عَجِّلُوا الإِفطارَ و أخِّرُوا السَّحورَ .(2) ؛ افطارى را زود بخورید و سحرى را به تأخیر اندازید.     

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مِن فِقهِ الرَّجُلِ فی دینِهِ تَعجیلُ فِطرِهِ و تَأخیرُ سَحورِهِ(3) ؛ از دین‏شناسى مرد(فرد)، زود افطارى خوردن و تأخیر در سحرى خوردن است.  

 

اول نماز، بعد افطار

تهذیب الأحكام عن زرارة و فضیل عن الإمام الباقر علیه‏السلام: «فی رَمَضانَ تُصَلّی ثُمَّ تُفطِرُ ، إلاّ أن تَكونَ مَعَ قَومٍ یَنتَظِرونَ الإِفطارَ، فَإِن كُنتَ مَعَهُم فَلا تُخالِف عَلَیهِم و أفطِر ثُمَّ صَلِّ، و إلاّ فَابدَأ بِالصَّلاةِ.»    

قُلتُ: ولِمَ ذلِكَ؟ قالَ: «لِأَنَّهُ قَد حَضَرَكَ فَرضانِ: الإِفطارُ وَالصَّلاةُ، فَابدَأ بِأَفضَلِهِما، و أفضَلُهُمَا الصَّلاةُ.»   

ثُمَّ قالَ: «تُصَلّی و أنتَ صائِمٌ فَتُكتَبُ صَلاتُكَ تِلكَ فَتُختَمُ بِالصَّومِ، أحَبُّ إلَیَّ.»(4)   

از امام باقر علیه‏السلام روایت شده است: «در (ماه) رمضان نماز مى‏خوانى و سپس افطار مى‏كنى، مگر آن كه با گروهى باشى كه منتظر افطارند. اگر با آنان بودى، بر خلاف آنان عمل نكن؛ افطار كن و سپس نماز بخوان، وگرنه اوّل، نماز بخوان.» گفتم: براى چه؟   

فرمود: «براى آن كه دو واجب برایت پیش آمده است: افطار و نماز. اوّل به آن بپرداز كه برتر است و نماز، برترینِ آن دو است.»    

سپس فرمود: «نماز مى‏خوانى، در حالى كه روزه‏اى. پس، آن نمازت با روزه به پایان برده مى‏شود. این نزد من، محبوب‏تر است.»  

 

- قال الإمام الباقر علیه‏السلام: تُقَدِّمُ الصَّلاةَ عَلَى الإِفطارِ، إلاّ أن تَكونَ مَعَ قَومٍ یَبتَدِئونَ بِالإِفطارِ فَلا تُخالِف عَلَیهِم و أفطِر مَعَهُم، و إلاّ فَابدَأ بِالصَّلاةِ؛ فَإِنَّها أفضَلُ مِنَ الإِفطارِ، و تُكتَبُ صَلاتُكَ و أنتَ صائِمٌ أحَبُّ إلَیَّ. (5) ؛ نماز را بر افطار مقدّم مى‏دارى، مگر آن كه با گروهى باشى كه اوّل، افطار مى‏كنند. پس با آنان مخالفت نكن و با ایشان افطار كن، وگرنه اوّل، نماز بخوان؛ چرا كه بهتر از افطار است و نمازت با حالت روزه نوشته مى‏شود و این نزد من، محبوب‏تر است.        

 

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: یُستَحَبُّ لِلصّائِمِ ـ إن قَوِیَ عَلى ذلِكَ ـ أن یُصَلِّیَ قَبلَ أن یُفطِرَ(6)؛  براى روزه‏دار، مستحب است كه اگر توان داشته باشد، پیش از افطار، نماز بخواند.    

 

 امام باقرعلیه السلام فرمود: «براى آن كه دو واجب برایت پیش آمده است: افطار و نماز. اوّل به آن بپرداز كه برتر است و نماز، برترینِ آن دو است.»    

سپس فرمود: «نماز مى‏خوانى، در حالى كه روزه‏اى. پس، آن نمازت با روزه به پایان برده مى‏شود. این نزد من، محبوب‏تر است.»

  

- عیون أخبار الرضا علیه‏السلام عن رجاء بن أبی الضحّاك ـ فی وَصفِ صَومِ الإِمامِ الرِّضا علیه‏السلام ـ  كانَ ـ إذا أقامَ فی بَلدَةٍ عَشَرَةَ أیّامٍ ـ صائِما لا یُفطِرُ، فَإِذا جَنَّ اللَّیلُ بَدَأَ بِالصَّلاةِ قَبلَ الإِفطارِ(7)؛ عیون أخبار الرضا علیه‏السلام به نقل از رجاء بن ابى ضحّاك، در توصیف روزه امام رضا علیه‏السلام نقل می‌كند: هر گاه در شهرى دَه روز مى‏ماند، روزه بود و افطار نمى‏كرد. پس چون شب فرا مى‏رسید، اوّل پیش از افطار، نماز مى‏خواند.   

- و قَد رُوِیَ أیضا فی ذلِكَ أنَّكَ إذا كُنتَ تَتَمَكَّنُ مِنَ الصَّلاةِ و تَعقِلُها و تَأتی بِها عَلى حُدودِها قَبلَ أن تُفطِرَ، فَالأَفضَلُ أن تُصَلِّیَ قَبلَ الإِفطارِ، ...(8) ؛ روایت شده كه: هر گاه مى‏توانستى نماز را آگاهانه و با همه حدود و آدابش، پیش از آن كه افطار كنى، بخوانى، بهتر آن است كه قبل از افطار كردن، نماز بخوانى؛ و اگر از كسانى بودى كه دلت پیش افطار كردن بود و میل تو، تو را از نماز مشغول مى‏كرد، اوّل، افطار كن تا وسوسه نفْسِ ملامتگر از تو برهد، جز این كه شرط است كه پرداختن به افطار پیش از نماز، سبب نشود كه وقت نماز بگذرد.   

 

صدقه دادن

- قال الإمام الرضا علیه‏السلام: مَن تَصَدَّقَ وَقتَ إفطارِهِ عَلى مِسكینٍ بِرَغیفٍ، غَفَرَ الله‏ُ لَهُ ذَنبَهُ، و كَتَبَ لَهُ ثَوابَ عِتقِ رَقَبَةٍ مِن وُلدِ إسماعیلَ(9) ؛ هر كس پیش از افطار كردن، گِرده‏اى نان به بینوایى صدقه دهد، خداوند، گناهش را مى‏آمرزد و براى او ثواب آزاد كردن بنده‏اى از فرزندان اسماعیل را مى‏نویسد. 

 

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: كانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیهماالسلام إذا كانَ الیَومُ الَّذی یَصومُ فیهِ أمَرَ بِشاةٍ فَتُذبَحُ و تُقطَعُ أعضاءً و تُطبَخُ، فَإِذا كانَ عِندَ المَساءِ أكَبَّ عَلَى القُدورِ حَتّى یَجِدَ ریحَ المَرَقِ و هُوَ صائِمٌ، ثُمَّ یَقولُ: «هاتُوا القِصاعَ، اِغرِفوا لاِلِ فُلانٍ وَاغرِفوا لاِلِ فُلانٍ»، ثُمَّ یُؤتى بِخُبزٍ و تَمرٍ فَیَكونُ ذلِكَ عَشاءَهُ، صَلَّى الله‏ُ عَلَیهِ و عَلى آبائِهِ(10)؛ امام صادق علیه‏السلام فرمود كه امام سجّاد علیه‏السلام هر روز كه روزه مى‏گرفت، دستور مى‏داد كه گوسفندى ذبح شود و قطعه قطعه و پخته گردد. عصر كه مى‏شد، بر روى دیگ‏ها خم مى‏شد تا بوى آب‏ گوشت را در حال روزه احساس كند. سپس مى‏فرمود: «ظرف‏ها را بیاورید. براى فلان خانواده بریزید. براى فلان خانواده بریزید... .» سپس نان و خرماى خشك مى‏آوردند و غذایش همان بود. درود خدا بر او و پدرانش باد!   

 

قرائت سوره مباركه قدر

- قال الإمام زین العابدین علیه‏السلام: «إِنَّـآ أَنزَلْنَـهُ فِى لَیْلَةِ الْقَدْرِ» عِندَ فُطورِهِ و عِندَ سَحورِهِ، كانَ فیما بَینَهُما كَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ الله‏ِ تَعالى(11) ؛ هر كس هنگام افطارى و سحرى خوردن، سوره «إنّا أنزلناه» بخواند، میان آن دو (وقت) همچون كسى خواهد بود كه در راه خدا به خون خویش آغشته است.              

 

دعا كردن

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ لِلصّائِمِ عِندَ فِطرِهِ لَدَعوَةً ما تُرَدُّ(12) ؛ براى روزه‏دار، هنگام افطارش، یك دعاى مستجاب است.        

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ لِكُلِّ صائِمٍ دَعوَةً، فَإِذا هُوَ أرادَ أن یُفطِرَ فَلیَقُل عِندَ أوَّلِ لُقمَةٍ:   

یا واسِعَ المَغفِرَةِ اغفِر لی(13)؛ هر روزه‏دارى، یك دعا (ى مستجاب) دارد. پس هر گاه خواست افطار كند، هنگام اوّلین لقمه بگوید: «اى آن كه آمرزشت گسترده است! مرا بیامرز!»  

   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: لِكُلِّ عَبدٍ صائِمٍ دَعوَةٌ مُستَجابَةٌ عِندَ إفطارِهِ، اُعطِیَها فِی الدُّنیا أو ذُخِرَ لَهُ فِی الآخِرَةِ (14) ؛ هر بنده روزه‏دارى، هنگام افطارش، یك دعاى مستجاب دارد، كه آن، یا در دنیا به او داده مى‏شود و یا براى آخرتش ذخیره مى‏شود.

روایت شده شده که : هر گاه مى‏توانستى نماز را آگاهانه و با همه حدود و آدابش، پیش از آن كه افطار كنى، بخوانى، بهتر آن است كه قبل از افطار كردن، نماز بخوانى؛ و اگر از كسانى بودى كه دلت پیش افطار كردن بود و میل تو، تو را از نماز مشغول مى‏كرد، اوّل، افطار كن تا وسوسه نفْسِ ملامتگر از تو برهد، جز این كه شرط است كه پرداختن به افطار پیش از نماز، سبب نشود كه وقت نماز بگذرد.

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ثَلاثَةٌ لا تُرَدُّ دَعوَتُهُم: الصّائِمُ حَتّى یُفطِرَ، وَالإِمامُ العادِلُ، و دَعوَةُ المَظلومِ(15) ؛ سه نفرند كه دعایشان رد نمى‏شود: روزه‏دار، تا آن كه افطار كند؛ پیشواى دادگر؛ و نفرین ستم‏دیده.   

  

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: أربَعَةٌ لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَةٌ حَتّى تُفتَحَ لَهُم أبوابُ السَّماءِ و تَصیرَ إلَى العَرشِ: ... وَالصّائِمُ حَتّى یُفطِرَ (16)؛ چهار نفرند كه دعایى از آنان رد نمى‏شود، تا آن كه درهاى آسمان براى آنان گشوده شود و دعایشان به عرش برسد: ... (یكی از آنان) روزه‏دار، تا آن كه افطار كند.    

 

خواندن دعای پیش از افطار 

ماه رمضان

- إنَّ النَّبِیَّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله كانَ إذا أفطَرَ قالَ:   

بِاسمِ اللهِ، اللّهُمَّ لَكَ صُمتُ و عَلى رِزقِكَ أفطَرتُ، تَقَبَّل مِنّی إنَّكَ أنتَ السَّمیعُ العَلیمُ (17) ؛ پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، هر گاه افطار مى‏كرد، مى‏گفت:   

«به نام خدا. خدایا! براى تو روزه گرفتم و بر روزىِ تو افطار كردم. از من بپذیر! همانا تو شنواى دانایى.» 

- عمل الیوم واللیلة عن ابن عبّاس: كانَ رَسولُ الله‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله إذا أفطَرَ یَقولُ:   

اللّهُمَّ لَكَ صُمنا و عَلى رِزقِكَ أفطَرنا، فَتَقَبَّل مِنّا إنَّكَ أنتَ السَّمیعُ العَلیمُ(18) ؛ به نقل از ابن عبّاس ـ پیامبر خدا، هر گاه افطار مى‏كرد، مى‏گفت:   

«خدایا! براى تو روزه گرفتیم و بر روزىِ تو افطار كردیم. پس از ما بپذیر! همانا تو شنواى دانایى.»    

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إذا قُرِّبَ إلى أحَدِكُم طَعامٌ و هُوَ صائِمٌ فَلیَقُل:   

بِاسمِ الله‏ِ وَالحَمدُللهِِ، اللّهُمَّ لَكَ صُمتُ و عَلى رِزقِكَ أفطَرتُ و عَلَیكَ تَوَكَّلتُ، سُبحانَكَ و بِحَمدِكَ، تَقَبَّل مِنّی إنَّكَ أنتَ السَّمیعُ العَلیمُ(19) ؛ هر گاه نزدیك یكى از شما كه روزه است، غذایى آوردند، بگوید:   

«به نام خدا، و حمد از آنِ خداست. خداوندا! براى تو روزه گرفتم و بر روزىِ تو افطار كردم و بر تو توكّل نمودم. تو منزّهى و تو را مى‏ستایم. از من بپذیر! همانا تو شنواى دانایى.»   

- عمل الیوم واللیلة عن معاذ: كانَ رَسولُ الله‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله إذا أفطَرَ قالَ:   

الحَمدُلله‏ِِ الَّذی أعانَنی فَصُمتُ، و رَزَقَنی فَأَفطَرتُ(20) ؛ پیامبر خدا، هر وقت افطار مى‏كرد، مى‏گفت: «سپاس، خدایى را كه مرا یارى كرد تا روزه گرفتم و روزى‏ام داد تا افطار كردم.»   

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ لِلصّائِمِ عِندَ فِطرِهِ دَعوَةً: اللّهُمَّ إنّی أسأَلُكَ بِرَحمَتِكَ الَّتی وَسِعَت كُلَّ شَیءٍ أن تَغفِرَ لی ذُنوبی(21) ؛ روزه‏دار را هنگام افطارش، دعایى چنین است: «پروردگارا! تو را به آن رحمتت كه هر چیز را فرا گرفته است، مى‏خوانم كه گناهانم را بیامرزى.»   

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:هر بنده روزه‏دارى، هنگام افطارش، یك دعاى مستجاب دارد، كه آن، یا در دنیا به او داده مى‏شود و یا براى آخرتش ذخیره مى‏شود.

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ما مِن عَبدٍ یَصومُ فَیَقولُ عِندَ إفطارِهِ: «یا عَظیمُ یا عَظیمُ؛ أنتَ إلهی لا إلهَ لی غَیرُكَ، اِغفِر لِیَ الذَّنبَ العَظیمَ؛ إنَّهُ لا یَغفِرُ الذَّنبَ العَظیمَ إلاَّ العَظیمُ» إلاّ خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَیَومَ وَلَدَتهُ اُمُّهُ(22)؛ هیچ بنده‏اى نیست كه روزه بگیرد و هنگام افطارش بگوید: «اى بزرگ، اى بزرگ! تو معبود منى. هیچ معبودى جز تو نیست. گناه بزرگ مرا بیامرز! همانا گناه بزرگ را جز بزرگ نمى‏آمرزد» ، مگر آن كه از گناهانش بیرون مى‏آید ، همچون روزى كه مادرش او را زاده است.     

 

 - قال الإمام الباقر علیه‏السلام: جاءَ قَنبَرٌ مَولى عَلِیٍّ علیه‏السلام بِفِطرِهِ إلَیهِ ... فَلَمّا أرادَ أن یَشرَبَ قالَ:   

بِاسمِ اللهِ، اللّهُمَّ لَكَ صُمنا و عَلى رِزقِكَ أفطَرنا، فَتَقَبَّل مِنّا إنَّكَ أنتَ السَّمیعُ العَلیمُ(23) ؛ قنبر، غلام على علیه‏السلام، افطارى را نزد وى آورد... . چون خواست بیاشامد، فرمود: «به نام خدا . خداوندا! براى تو روزه گرفتیم و با روزىِ تو افطار كردیم. پس، از ما بپذیر! همانا تو شنواى دانایى.»

 

- قال الإمام الكاظم عن آبائه علیهم‏السلام: إذا أمسَیتَ صائِما فَقُل عِندَ إفطارِكَ: «اللّهُمَّ لَكَ صُمتُ و عَلى رِزقِكَ أفطَرتُ و عَلَیكَ تَوَكَّلتُ» یُكتَب لَكَ أجرُ مَن صامَ ذلِكَ الیَومَ(24) ؛ امام كاظم علیه‏السلام به نقل از پدرانش علیهم‏السلام فرمود: چون روزه بودى، هنگام افطار خویش بگو: «خداوندا! براى تو روزه گرفتم و بر روزىِ تو افطار كردم و بر تو توكّل نمودم» تا برایت پاداش كسى را بنویسند كه آن روز را روزه داشته است.        

 

- قال الإمام الرضا علیه‏السلام: مَن قالَ عِندَ إفطارِهِ: «اللّهُمَّ لَكَ صُمنا بِتَوفیقِكَ و عَلى رِزقِكَ أفطَرنا بِأَمرِكَ، فَتَقَبَّلهُ مِنّا وَاغفِر لَنا إنَّكَ أنتَ الغَفورُ الرَّحیمُ» غَفَرَ الله‏ُ ما أدخَلَ عَلى صَومِهِ مِنَ النُّقصانِ بِذُنوبِهِ (25)؛ هر كس هنگام افطارش بگوید: «خداوندا! با توفیق تو، برایت روزه گرفتیم و به فرمان تو با روزى‏ات افطار كردیم. پس، آن را از ما بپذیر و ما را بیامرز! همانا تو آمرزنده مهربانى»، خداوند، كاستى‏هایى را كه او با گناهانش بر روزه‏اش وارد كرده، مى‏آمرزد. 

 

افطار با خرما یا كشمش یا شیرینى یا شیر یا آب وِلَرم 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: أفضَلُ ما یَبدَأُ بِهِ الصّائِمُ بِزَبیبٍ أو شَیءٍ حُلوٍ(26) ؛ برترین چیزى كه روزه‏دار، افطارش را با آن آغاز مى‏كند، كشمش یا چیزى شیرین است.   

 

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: كانَ رَسولُ الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله أوَّلُ ما یُفطِرُ عَلَیهِ فی زَمَنِ الرُّطَبِ الرُّطَبُ، و فی زَمَنِ التَّمرِ التَّمرُ(27) ؛‌ اوّلین چیزى كه پیامبر خدا روزه‏اش را با آن افطار مى‏كرد، در زمانِ رُطَب، رطب بود و در زمانِ خرما، خرما. (رُطَب، خرماى رسیده است و تَمر، خرماى خشك.) 

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن أفطَرَ عَلى تَمرٍ حَلالٍ، زیدَ فی صَلاتِهِ أربَعُمِئَةِ صَلاةٍ(28) ؛ هر كس با خرماى حلال افطار كند، به پاداش نمازش به اندازه چهارصد نماز افزوده مى‏شود.      

  

- قال الإمام الباقر علیه‏السلام: كانَ رَسولُ الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله إذا صامَ فَلَم یَجِدِ الحَلواءَ أفطَرَ عَلَى الماءِ(29) ؛ پیامبر خدا، هر گاه روزه بود و حلوا (شیرینى) نمى‏یافت، با آب افطار مى‏كرد.   

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: هیچ بنده‏اى نیست كه روزه بگیرد و هنگام افطارش بگوید: «اى بزرگ، اى بزرگ! تو معبود منى. هیچ معبودى جز تو نیست. گناه بزرگ مرا بیامرز! همانا گناه بزرگ را جز بزرگ نمى‏آمرزد» ، مگر آن كه از گناهانش بیرون مى‏آید ، همچون روزى كه مادرش او را زاده است. 

 - قال الإمام الصادق علیه‏السلام: كانَ رَسولُ الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله إذا أفطَرَ بَدَأَ بِحَلواءَ یُفطِرُ عَلَیها، فَإِن لَم یَجِد فَسُكَّرَةٍ أو تَمَراتٍ، فَإِذا أعوَزَ ذلِكَ كُلُّهُ فَماءٍ فاتِرٍ، و كانَ یَقولُ: یُنَقِّی المَعِدَةَ وَالكَبِدَ، ...(30) ؛ پیامبر خدا، هر گاه افطار مى‏كرد، با حلوا (شیرینى) آغاز مى‏كرد و اگر نمى‏یافت، با شِكر یا چند خرما و اگر اینها هم نبودند، با آب ولرم افطار مى‏كرد و مى‏فرمود: «معده و كبد را تمیز مى‏كند و بو و دهان را خوش‏بو مى‏سازد و دندان‏ها را محكم مى‏كند و سیاهى چشم را تقویت مى‏كند و مردمك چشم را پر نور مى‏سازد و گناهان را كاملاً مى‏شوید و هیجان و رگ‏ها و صفراى غالب را مى‏نشاند و بلغم را قطع مى‏كند و حرارت معده را آرام مى‏كند و سردرد را مى‏برد.»

 

- قال الإمام الباقر علیه‏السلام: إنَّ عَلِیّا علیه‏السلام كانَ یَستَحِبُّ أن یُفطِرَ عَلَى اللَّبَنِ(31) ؛ على علیه‏السلام خوش مى‏داشت كه با شیر، افطار كند.   

 

- قال الامام الصادق علیه‏السلام: الإِفطارُ عَلَى الماءِ یَغسِلُ الذُّنوبَ مِنَ القَلبِ (32) ؛ افطار با آب، آلودگى‏ها را از دل مى‏شوید.    

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیح البخاری: 2/ 692/1856، صحیح مسلم: 2/771/48، سنن الترمذی: 3/82/699، مسند ابن حنبل: 8/426/22868، كنز العمّال: 8/511/23886 . 

2- المعجم الكبیر: 25/163/ 395، اُسدالغابة: 7/310/7426، الفردوس: 2/10/2084، سلسلة الأحادیث الصحیحة: 4/375 /1773، كنز العمّال: 8/510/23879 . 

3- تاریخ دمشق: 52/138/10956 عن أنس، كنز العمّال: 8/511/23890 . 

 4- تهذیب الأحكام: 4/198/570، مصباح المتهجّد: 626 .    

5- المقنعة: 318 .  

6- تهذیب الأحكام: 4/199/575، الإقبال: 1/237، بحارالأنوار: 98/8/2 .  

7- عیون أخبارالرضا علیه‏السلام: 2/182/5، بحار الأنوار: 96/314/12.   

8- المقنعة : 318 . 

9- فضائل الأشهر الثلاثة: 96/80 ، بحارالأنوار: 96/318/10 .   

10- الكافی: 4/68/3، المحاسن: 2/158/1432، من لا یحضره الفقیه: 2/134/1955، مكارم الأخلاق:1/297/930، المناقب لابن شهر آشوب: 4/155، بحارالأنوار : 96/317/ 6.  

11- الإقبال: 1/240 .    

12- سنن ابن ماجه:1/557/1753، المستدرك على الصحیحین:1/583/1535، الدعاء للطبرانی: 286/919، كنز العمّال: 8/447/23585؛ بحارالأنوار: 96/255/33 .    

13- مسند الشهاب: 2/128/1031، الدعوات: 26/44 .

14- نوادر الاُصول: 1/190، كنز العمّال: 8/451/23613 .    

15- سنن الترمذی: 5/578/3598 ، سنن ابن ماجه:1/557/1752، مسند ابن حنبل: 3 /171/8049، صحیح ابن حبّان: 8/215/3428، السنن الكبرى: 3/481/6393 .    

16- الكافی: 2/510/6، من لایحضره الفقیه: 2/226/2255، فضائل الأشهر الثلاثة: 86/64، الأمالی للصدوق: 337/394. 

 17- الدعاء للطبرانی: 286/918، المعجم الصغیر: 2/52، المعجم الأوسط : 7/298/7549، كنز العمّال: 7/81/18057 . 

18- عمل الیوم واللیلة لابن السنی: 169/480، المعجم الكبیر: 12/114/12720.     

19- كنز العمّال: 8/509/23873. 

20- تاریخ بغداد: 12/75/6482، الأذكار: 172، كنز العمّال: 7/81/18058.   

21- المستدرك على الصحیحین: 1/583/1535، سنن ابن ماجه: 1/557/1753، مستدرك الوسائل: 7/361/8417 .      

22- الإقبال: 1/240، البلد الأمین: 231، المصباح للكفعمی: 832، بحار الأنوار: 98/11/2؛ تاریخ دمشق: 54/238/11479، كنز العمّال: 8/614/24400 . 

23- تهذیب الأحكام: 4/200/578، مصباح المتهجّد: 626/704، بحار الأنوار: 40/339/24.  

24- الإقبال: 1/246، بحارالأنوار: 98/15/2 .    

25- فضائل الأشهر الثلاثة: 96/81، بحار الأنوار: 96/312/6 . 

26- الفردوس: 1 /358/1445، بحارالأنوار: 62/296 . 

27- الكافی:4/153/6، المحاسن:2/341/2173، دعائم الإسلام: 2/111/363، بحار الأنوار: 96/314/15 . 

28- الإقبال: 1/242، بحارالأنوار: 98/12/2.  

29- الكافی:4/152/1.    

30- الكافی: 4/153/4، المقنعة: 317، مكارم الأخلاق: 1/69/86، روضة الواعظین:341، بحار الأنوار: 16/242.

31- تهذیب الأحكام: 4/199/574، الإقبال:1/242، المحاسن: 2/292/1957، بحار الأنوار: 98/12/2 .   

32- الكافی: 4/152/3، تهذیب الأحكام: 4/199/572، ثواب الأعمال: 104/1، الإقبال:1/242، الدعوات: 79/195.

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 288.   


پرهيز از حرام‏هاى خدا

ماه رمضان، قرآن

- قال الإمام عليّ عليه‏السلام: قُلتُ: يا رَسولَ الله‏، ما أفضَلُ الأَعمالِ في هذَا الشَّهرِ؟   

فَقالَ: «يا أبَاالحَسَنِ، أفضَلُ الأَعمالِ في هذَا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ الله‏ِ» ؛ امام على عليه‏السلام: گفتم: اى پيامبر خدا! برترينِ كارها در اين ماه چيست؟ فرمود: «اى ابوالحسن! برترينِ كارها در اين ماه، پرهيز از حرام‏هاى خداست.»(1)   

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: أربَعَةٌ تُفسِدُ الصَّومَ و أعمالَ الخَيرِ: الغيبَةُ، وَالكَذِبُ، وَالنَّميمَةُ، وَالنَّظَرُ إلَى الأَجنَبِيِّ (2)؛ چهار چيز، روزه و كارهاى نيك را خراب مى‏كند: غيبت، دروغ، سخن‏چينى، و نگاه به بيگانه (نامحرم).

             

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: مَن صامَ شَهرَ رَمَضانَ إيمانا وَاحتِسابا، و كَفَّ سَمعَهُ و بَصَرَهُ و لِسانَهُ عَنِ النّاسِ، قَبِلَ الله‏ُ صَومَهُ و غَفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ و ما تَأَخَّرَ، و أعطاهُ ثَوابَ الصّابِرينَ (3) ؛ هر كس ماه رمضان را از روى ايمان و به خاطر پاداش الهى روزه بدارد و گوش و چشم و زبانش را از مردم باز دارد، خداوند روزه‏اش را مى‏پذيرد و گناهان گذشته و آينده‏اش را مى‏آمرزد و به او پاداش صابران را مى‏دهد.   

          

- قال الإمام عليّ عليه‏السلام: الصِّيامُ اجتِنابُ المَحارِمِ؛ كَما يَمتَنِعُ الرَّجُلُ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ (4) ؛ روزه‏دارى، پرهيز از حرام‏هاست، همانگونه كه انسان از غذا و نوشيدنى خوددارى مى‏كند.

حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: روزه‏دار، اگر زبان و گوش و چشم و اعضايش را نگه ندارد، با روزه‏اش مى‏خواهد چه كند؟

- قال الإمام الباقر عليه‏السلام: قالَ رَسولُ الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله لِجابِرِ بنِ عَبدِالله‏: «يا جابِرُ، هذا شَهرُ رَمَضانَ؛ مَن صامَ نَهارَهُ و قامَ وِردا مِن لَيلِهِ و عَفَّ بَطنَهُ و فَرجَهُ و كَفَّ لِسانَهُ، خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَخُروجِهِ مِنَ الشَّهرِ.» فَقالَ جابِرٌ: يا رَسولَ الله‏، ما أحسَنَ هذَا الحَديثَ! فَقالَ رَسولُ الله‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: «يا جابِرُ، و ما أشَدَّ هذِهِ الشُّروطَ !»(5) ؛ امام باقر عليه‏السلام فرمود: پيامبر خدا به جابر بن عبدالله‏ فرمود: «اى جابر! اين، ماه رمضان است. هر كس روزش را روزه بدارد و بخشى از شبش را به عبادت برخيزد و شكم و شهوتش را پاك نگه دارد و زبانش را حفظ كند، از گناهانش بيرون مى‏شود، آنگونه كه از اين ماه بيرون مى‏شود.»   

جابر گفت: اى پيامبر خدا! اين سخن، چه نيكوست!   

پيامبر خدا فرمود: «اى جابر! و اين شرط‏ ها چه سخت است!»      

رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: مَن تَأَمَّلَ خَلفَ امرَأَةٍ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَهُ حَجمُ عِظامِها مِن وَراءِ ثِيابِها و هُوَ صائِمٌ، فَقَد أفطَرَ(6) ؛ پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: هر روزه‏دارى كه در پشت سرِ زنى با دقّت بنگرد، تا حدّى كه حجم استخوان‏بندى زن از پشت لباسش براى او آشكار شود، روزه‏اش را افطار كرده است. (منظور اين است كه ارزش روزه‌اش از بين رفته است وگرنه از جهت فقهي روزه‌اش صحيح مي باشد)

ماه رمضان، قرآن

- قال الإمام عليّ عليه‏السلام ـ في حَديثِ المِعراجِ ـ  قالَ الله‏ُ تَعالى: «... يا أحمَدُ، لَيسَ شَيءٌ مِنَ العِبادَةِ أحَبَّ إلَيَّ مِنَ الصَّمتِ وَالصَّومِ؛ فَمَن صامَ و لَم يَحفَظ لِسانَهُ كانَ كَمَن قامَ و لَم يَقرَأ في صَلاتِهِ، فَاُعطيهِ أجرَ القِيامِ و لَم اُعطِهِ أجرَ العابِدينَ» (7) ؛ امام على عليه‏السلام روايت كرد كه در حديث معراج خداى متعال فرمود: «... اى احمد! هيچ عبادتى نزد من، محبوب‏تر از سكوت و روزه نيست. پس، هر كس روزه بدارد، ولى زبانش را نگه ندارد، همچون كسى است كه به عبادت ايستاده، اما در نمازش قرائت ندارد. پس به او پاداش ايستادن به نماز را مى‏دهم؛ اما پاداش عبادتگران را به او نمى‏دهم.»   

 

- قالت فاطمة عليهاالسلام: ما يَصنَعُ الصّائِمُ بِصِيامِهِ إذا لَم يَصُن لِسانَهُ و سَمعَهُ و بَصَرَهُ و جَوارِحَهُ؟!(8) ؛ روزه‏دار، اگر زبان و گوش و چشم و اعضايش را نگه ندارد، با روزه‏اش مى‏خواهد چه كند؟

 

- قال الإمام الصادق عليه‏السلام: لا صِيامَ لِمَن عَصَى الإِمامَ، ولا صِيامَ لِعَبدٍ آبِقٍ حَتّى يَرجِعَ، ولا صِيامَ لاِمرَأَةٍ ناشِزَةٍ حَتّى تَتوبَ، ولا صِيامَ لِوَلَدٍ عاقٍّ حَتّى يَبَرَّ(9) ؛ براى كسى كه امام را نافرمانى مى‏كند، روزه‏دارى نيست؛ و براى بنده فرارى، تا وقتى كه برگردد، روزه‏دارى نيست؛ و براى زن نافرمان [نسبت به شوهرش]، تا وقتى كه توبه كند، روزه‏دارى نيست؛ و براى فرزند نافرمان [نسبت به پدر و مادرش] روزه‏دارى نيست تا آن كه [نسبت به آنان] نيكى كند. (يعنى روزه اين افراد، پذيرفته درگاه خدا نيست.)  

 

پي‌نوشت‌ها:

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 78/61، الأمالي للصدوق: 155/149، عيون أخبار الرضا عليه‏السلام: 1/297/53، الإقبال: 1/27، بحار الأنوار: 96/358/25 . 

2- المواعظ العدديّة:210.

3- المقنعة: 305 .

4- الغارات: 2/503، بحار الأنوار: 96/294/21 .   

5- الكافي: 4/87/2، تهذيب الأحكام: 4/195/560، المقنعة:310، ثواب الأعمال: 88/1، من لا يحضره الفقيه: 2/98/1836.

6- معاني الأخبار:410/95، بحار الأنوار: 96/290/7 .     

7- إرشاد القلوب: 205، بحارالأنوار: 77/29/6. 

8- دعائم الإسلام:1/268، بحارالأنوار: 96/295/25.

9- همان .

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدي ري شهري، ج 1، ص 244.   


پرهیز از غیبت كردن

رمضان، مسجدالنبي

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: الصّائِمُ فی عِبادَةٍ و إن كانَ نائِماً عَلى فِراشِهِ؛ ما لَم یَغتَب مُسلِماً (1) ؛ روزه‏دار، تا وقتى كه از مسلمانى غیبت نكند، در حال عبادت است، هر چند در بسترش خفته باشد.

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إذَا اغتابَ الصّائِمُ أفطَرَ (2) ؛ هر گاه روزه‏دار، غیبت كند، روزه‏اش را افطار كرده است. (از ارزش روزه‌اش كم كرده است وگرنه از جهت فقهی خللی در روزه‌اش وارد نمی‌‌شود.)   

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَنِ اغتابَ امرَأً مُسلِماً بَطَلَ صَومُهُ، و نُقِضَ وُضوؤُهُ(3) ؛ هر كس از فرد مسلمانى غیبت كند، روزه‏اش مى‏شكند و وضویش باطل مى‏شود. (مقصود آن است كه غیبت موجب عدم قبولى روزه و ضربه به طهارت باطنى مى‏گردد.) 

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ لِعَلِیٍّ علیه‏السلام ـ یا عَلِیُّ، اِحذَرِ الغیبَةَ وَالنَّمیمَةَ؛ فَإِنَّ الغیبَةَ تُفطِرُ ، وَالنَّمیمَةَ تُوجِبُ عَذابَ القَبرِ (4) ؛ پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله خطاب به على علیه‏السلام فرمود: اى على! از غیبت و سخن‏چینى بپرهیز؛ چرا كه غیبت، روزه را مى‏شكند و سخن‏چینى، عذاب قبر مى‏آورد. 

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ما صامَ مَن ظَلَّ یَأكُلُ لُحومَ النّاسِ (5) ؛ كسی كه پیوسته گوشت‏هاى مردم را مى‏خورد (درباره مردم غیبت مى‏كند)، روزه‏دار نیست.  

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَنِ اغتابَ مُسلِماً فی شَهرِ رَمَضانَ، لَم یُؤجَر عَلى صِیامِهِ (6) ؛ هر كس در ماه رمضان درباره مسلمانى غیبت كند، بر روزه‏دارى‏اش پاداشى نخواهد یافت.  

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَنِ اغتابَ مُسلِماً أو مُسلِمَةً لَم یَقبَلِ الله‏ُ تَعالى صَلاتَهُ ولا صِیامَهُ أربَعینَ یَوماً و لَیلَةً، إلاّ أن یَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ (7) ؛ هر كس درباره مرد و زن مسلمانى غیبت كند، خداوند تا چهل شبانه‏روز، نماز و روزه‏اش را نمى‏پذیرد، مگر آن كه آن شخص از وى درگذرد. 

 

پی‌نوشت‌ها: 

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 122/124، الكافی: 4/64/9، تهذیب الأحكام: 4/190/538، من لا یحضره الفقیه: 2/74/1772، ثواب الأعمال: 75/1، الأمالی للصدوق: 645/873؛ الفردوس: 2/411/3825. 

2- عوالی اللآلی: 1/263/53؛ نصب الرایة: 2/482 . 

3- من ‏لا یحضره الفقیه: 4/15/4968، الأمالی للصدوق: 515/707، ثواب الأعمال: 335/1، بحار الأنوار: 75/247/10 .  

4- تحف العقول: 14، بحار الأنوار: 77/67/6 .    

5- المصنّف لابن أبی شیبة:  2/423/13، الفردوس: 4/77/6238، تفسیر القرطبی: 16/336؛ مستدرك الوسائل: 7/370 / 8443 .

7- جامع الأخبار: 412/1141، بحار الأنوار: 75/258/53 .      

 6- جامع الأخبار: 412/1142، بحار الأنوار: 75/258/53 . 

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 248.   


پرهيز از دشنام، دروغ و ريا

رمضان، قرآن

- قال الإمام الصادق عليه‏السلام: إنَّ أبي عليه‏السلام قالَ: «سَمِعَ رَسولُ الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله امرَأَةً تُسابُّ جارِيَةً لَها و هِيَ صائِمَةٌ، فَدَعا رَسولُ الله‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بِطَعامٍ فَقالَ لَها: كُلي! فَقالَت: أنَا صائِمَةٌ يا رَسولَ الله‏ِ!   

فَقالَ: كَيفَ تَكونينَ صائِمَةً و قَد سَبَبتِ جارِيَتَكِ؟! إنَّ الصَّومَ لَيسَ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ، و إنَّما جَعَلَ الله‏ُ ذلِكَ حِجاباً عَن سِواهُما مِنَ الفَواحِشِ مِنَ الفِعلِ وَالقَولِ يُفطِرُ الصّائِمَ. ما أقَلَّ الصُّوّامَ و أكثَرَ الجُوّاعَ!»(1)؛ امام صادق عليه‏السلام از پدرشان روايت فرمود: «پيامبر خدا شنيد كه زنى روزه‏دار، كنيز خود را دشنام مى‏دهد. پس، غذايى طلب كرد و به او گفت: «بخور.»   

زن گفت: من روزه‏ام، اى پيامبر خدا!   

فرمود: «چگونه روزه‏اى، كه كنيزت را دشنام دادى؟! روزه، تنها نخوردن غذا و نوشيدنى نيست و همانا خداوند، روزه را حجابى در برابر كار و سخن زشت قرار داده، كه روزه‏دار با آن، روزه را افطار مى‏كند. روزه‏داران، چه اندك‏اند و گرسنگان چه بسيار!»  

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: الصِّيامُ جُنَّةٌ، إذا كانَ أحَدُكُم صائِما فَلا يَرفَث ولا يَجهَل، فَإِنِ امرُؤٌ قاتَلَهُ أو شاتَمَهُ، فَليَقُل: إنّي صائِمٌ، إنّي صائِمٌ(2) ؛‌ روزه، سپر است. هر گاه يكى از شما روزه بود، پس دشنام ندهد و نابخردى نكند و نيز اگر كسى با او به جنگ برخاست و يا دشنامش داد، بگويد: «من روزه‏ام، من روزه‏ام.»   

    

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: ما مِن عَبدٍ يُصبِحُ صائِما فَيُشتَمُ فَيَقولُ: إنّي صائِمٌ سَلامٌ عَلَيكَ، إلاّ قالَ الرَّبُّ ـ تَبارَكَ و تَعالى ـ لِمَلائِكَتِهِ: «اِستَجارَ عَبدي بِالصَّومِ مِن عَبدي، أجيروهُ مِن ناري، وأدخِلوهُ جَنَّتي»(3) ؛‌ هيچ بنده‏اى نيست كه روزه باشد و دشنامش دهند و او بگويد: «سلام بر تو! من روزه‏دارم»، مگر آن كه پروردگار متعال به فرشتگانش گويد: «بنده‏ام از بنده ديگرم به روزه پناه جست. پس، او را از آتش من پناه دهيد و او را وارد بهشت من كنيد.»  

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: لا تُسابَّ و أنتَ صائِمٌ، فَإِن سَبَّكَ أحَدٌ فَقُل: إنّي صائِمٌ، و إن كُنتَ قائِما فَاجلِس(4) ؛ وقتى روزه‏ هستي، دشنام مده، و اگر كسى دشنامت داد، بگو: «من روزه‏ام» و اگر ايستاده بودى، بنشين [تا خشمت فرو نشيند].  

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: مَن لَم يَدَع قَولَ الزّورِ وَالعَمَلَ بِهِ وَالجَهلَ، فَلَيسَ لله‏ِِ حاجَةٌ أن يَدَعَ طَعامَهُ و شَرابَهُ (5) ؛ هر كس سخن دروغ و حرام، عمل به آن و نابخردى را رها نكند، خداوند نيازى ندارد كه او از خوردنى و نوشيدنى‏اش دست بكشد.  

  

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: مَن صامَ يَوما مِن رَمَضانَ فَسَلِمَ مِن ثَلاثَةٍ ، ضَمِنتُ لَهُ الجَنَّةَ عَلى ما فيهِ سِوَى الثَّلاثِ: لِسانِهِ و بَطنِهِ و فَرجِهِ (6) ؛ هر كس يك روز از (ماه) رمضان را روزه بدارد و از سه چيز سالم باشد، بهشت را با هر چه در آن باشد براى او تضمين مى‏كنم. زبان، شكم و شهوتش.   

        

- قال الإمام الباقر عليه‏السلام: إنَّ الكَذبَةَ لَيُفطِرُ الصِّيامَ، وَالنَّظرَةَ بَعدَ النَّظرَةِ، وَالظُّلمَ كُلَّهُ؛ قَليلَهُ و كَثيرَهُ (7) ؛ دروغ، روزه را باطل مى‏كند؛ همچنين نگاهِ پس از نگاه؛ و همه (گونه‏هاى) ستم: چه كم باشد چه بسيار .  

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: مَن صامَ يُرائي فَقَد أشرَكَ (8) ؛ هر كس رياكارانه روزه بگيرد، شرك ورزيده است.     

  

پي‌نوشت‌ها:

1- النوادر للأشعري: 22/10، الكافي: 4/87/3، تهذيب الأحكام: 4/194/553، من لا يحضره الفقيه: 2/109/1861، الإقبال:1/195، بحارالأنوار: 96/293/16. 

2- سنن أبي داود: 2/307/2363، صحيح البخاري: 2/670/1795، صحيح مسلم: 2/807/163، الموطّأ: 1/310/57، مسند ابن حنبل: 3/68/7495 ، السنن الكبرى: 4/448/8309، كنز العمّال: 8/447/23589 .  

3- ثواب الأعمال: 76/1، الأمالي للصدوق: 682/933، المحاسن: 1/150/216، النوادر للراوندي: 135/177، بحارالأنوار: 96/288/1 . 

4- السنن الكبرى للنسائي: 2/241/3259، مسند ابن حنبل: 3/418/9537، صحيح ابن حبّان: 8/259/3483، صحيح ابن خزيمه: 3/241/1994، كنز العمّال: 8/508/23868 . 

5- صحيح البخاري: 5/2251/5710، سنن أبي داود: 2/307/2362، سنن الترمذي: 3/87/707، سنن ابن ماجه: 1/539/1689، السنن الكبرى: 4/449/8311 .

6- كنز العمّال: 8/481/23728، الدرّ المنثور: 1/ 454 .

7- الإقبال: 1/195، بحار الأنوار: 97/352 . 

8- مسند ابن حنبل: 6/82/17140، المستدرك على الصحيحين: 4/365/7938، المعجم الكبير: 7/281/7139، تفسير القمّي: 2/47 .

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدي ري شهري، ج 1، ص 250.    


پرهيز از هر چه خدا دوست نمي‌دارد

ماه رمضان

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: إنَّ الصِّيامَ لَيسَ مِنَ الأَكلِ وَالشُّربِ فَقَط ؛ إنَّمَا الصِّيامُ مِنَ اللَّغوِ  وَالرَّفَثِ، فَإِن سابَّكَ أحَدٌ أو جَهِلَ عَلَيكَ فَقُل: إنّي صائِمٌ (1) ؛ روزه، تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست. همانا روزه، پرهيز از بيهوده‌گويى و دشنام دادن است. پس اگر كسى دشنامت داد، يا با تو نابخردى كرد، بگو: من روزه‏ام.    

 

- قال الإمام عليّ عليه‏السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ لَيسَ الصَّومُ الإِمساكَ عَنِ المَأكَلِ وَالمَشرَبِ ؛ الصَّومُ الإِمساكُ عَن كُلِّ ما يَكرَهُهُ الله‏ُ سُبحانَهُ (2) ؛ روزه، تنها نخوردن و نياشاميدن نيست. روزه، پرهيز از هر چيزى است كه خداوند، آن را خوش نمى‏دارد.  

      

- قال الإمام زين العابدين عليه‏السلام: حَقُّ الصَّومِ أن تَعلَمَ أنَّهُ حِجابٌ ضَرَبَهُ الله‏ُ عز و جل  عَلى لِسانِكَ و سَمعِكَ و بَصَرِكَ و بَطنِكَ و فَرجِكَ؛ لِيَستُرَكَ بِهِ مِنَ النّارِ، فَإِن تَرَكتَ الصَّومَ خَرَقتَ سِترَ اللّه‏ِ عَلَيكَ (3) ؛ حقّ روزه، آن است كه بدانى آن، حجابى است كه خداوند بر زبان و گوش و چشم و شهوتت زده تا تو را از آتش، نگه دارد. پس اگر روزه را ترك كنى، پوشش الهى را بر خويش، دريده‏اى.   

 

- قال الإمام زين العابدين عليه‏السلام ـ مِن دُعائِهِ عِندَ دُخولِ شَهرِ رَمَضانَ ـ اللّهُمَّ ... و أعِنّا عَلى صِيامِهِ بِكَفِّ الجَوارِحِ عَن مَعاصيكَ وَاستِعمالِها فيهِ بِما يُرضيكَ؛ حَتّى لا نُصغِيَ بِأَسماعِنا إلى لَغوٍ، ولا نُسرِعَ بِأَبصارِنا إلى لَهوٍ، ... (4) ؛ خداوندا !... ما را بر روزه‏دارىِ اين ماه يارى كن، با نگه داشتن اعضا از نافرمانى‏ات و به كارگيرى آنها در آنچه خشنودت مى‏سازد، تا آن كه با گوش‏هايمان به بيهوده گوش نسپاريم و با چشم‏هايمان به بازيچه نشتابيم و دستان خويش را به آنچه ممنوع است، نگشاييم و با گام‏هايمان، به سوى آنچه حرام است، راه نپوييم، و تا آن كه شكممان جز از آنچه حلال كرده‏اى، پُر نشود و زبان‏هايمان جز به آنچه فرموده‏اى، گويا نشود و خود را جز در آنچه ما را به پاداش تو نزديك مى‏سازد، به زحمت نيفكنيم و جز به آنچه از كيفرت باز مى‏دارد، نپردازيم.   

پس چون روزه گرفتيد، زبان‏هايتان را از دروغ نگه داريد، چشم‏هايتان را فرو بنديد، نزاع نكنيد، حسد نورزيد، غيبت نكنيد، ستيزه‏جويى نكنيد، دروغ نگوييد، آميزش نكنيد، با هم مخالفت نكنيد، به هم خشم نگيريد، يكديگر را ناسزا نگوييد و دشنام ندهيد، در عبادت، سستى نكنيد، جدال نكنيد، به تفرقه نگراييد، ستم نكنيد، با هم با سفاهت (با دل‏تنگى) رفتار نكنيد، همديگر را نيازاريد، از ياد خداوند و نماز، غافل نشويد، پيوسته سكوت و بردبارى و شكيبايى و راستگويى پيشه كنيد، از اهل شَر دورى نماييد، و از سخن ناروا ، دروغ، افترا، دشمنى، بدگمانى، غيبت و سخن‏چينى بپرهيزيد.   

قالَ أبو عَبدِالله‏ عليه‏السلام: إذا صُمتَ فَليَصُم سَمعُكَ و بَصَرُكَ و شَعرُكَ و جِلدُكَ ـ و عَدَّدَ أشياءَ غَيرَ هذا ـ  قالَ: ولا يَكونُ يَومُ صَومِكَ كَيَومِ فِطرِكَ(5) ؛ امام صادق عليه‏السلام فرمود: «وقتى روزه گرفتى، گوش و چشم و مو و پوستت هم» (و چيزهاى ديگرى هم بر شمرد) «روزه باشند» و فرمود: «روز روزه‏دارى‏ات، مثل روز خوردنت نباشد.»(يعني وقتي روزه هستي با روزي كه روزه نيستي متفاوت باشد)    

 

- قال الامام الصادق عليه‏السلام: إذا صُمتَ فَليَصُم سَمعُكَ و بَصَرُكَ و فَرجُكَ و لِسانُكَ، و تَغُضُّ بَصَرَكَ عَمّا لا يَحِلُّ النَّظَرُ إلَيهِ، وَالسَّمعَ عَمّا لا يَحِلُّ استِماعُهُ إلَيهِ، وَاللِّسانَ مِنَ الكَذِبِ وَالفُحشِ(6) ؛ هر گاه روزه گرفتى، گوش و چشم و شهوت و زبانت هم روزه باشند، و چشمت را از آنچه نگاه به آن حلال نيست و گوشَت را از آنچه شنيدنش حلال نيست و زبانت را از دروغ و دشنام، حفظ كن .    

 

- قال الامام الصادق عليه‏السلام: صَومُ شَهرِ رَمَضانَ فَرضٌ في كُلِّ عامٍ، و أدنى ما يَتِمُّ بِهِ فَرضُ صَومِهِ: العَزيمَةُ مِن قَلبِ المُؤمِنِ عَلى صَومِهِ بِنِيَّةٍ صادِقَةٍ، و تَركُ الأَكلِ وَالشُّربِ وَالنِّكاحِ في نَهارِهِ كُلِّهِ، و أن يَجمَعَ في صَومِهِ التَّوَقِّيَ لِجَميعِ جَوارِحِهِ و كَفَّها عَن مَحارِمِ الله‏ِ رَبِّهِ مُتَقَرِّبا بِذلِكَ كُلِّهِ إلَيهِ؛ فَإِذا فَعَلَ ذلِكَ كانَ مُؤَدِّيا لِفَرضِهِ (7) ؛ روزه ماه رمضان، در هر سال، واجب است و كمترين چيزهايى كه وجوب روزه‏اش با آنها به كمال مى‏رسد، تصميم قلبى مؤمن است (كه آن را با نيّت راست، روزه بدارد) و در تمام روز، خوردن و آشاميدن و آميزش را ترك كند و در روزه‏اش تلاش خود را در نگهدارى همه اعضايش از حرام‏هاى الهى قرار دهد و با همه اينها به خداوند، تقرّب بجويد. پس اگر چنين كند، واجبِ اين ماه را ادا كرده است.   

- قال الامام الصادق عليه‏السلام: لَيسَ الصِّيامُ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ؛ وَالإِنسانُ يَنبَغي لَهُ أن يَحفَظَ لِسانَهُ مِنَ اللَّغوِ الباطِلِ في رَمَضانَ و غَيرِهِ (8) ؛ روزه، تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست و سزاوار است كه انسان در ماه رمضان و غير آن، زبانش را از بيهوده‏گويى و باطل، نگه دارد.   

 

- قال الإمام الصادق عليه‏السلام: إذا صامَ أحَدُكُمُ الثَّلاثَةَ الأَيّامِ مِنَ الشَّهرِ فَلا يُجادِلَنَّ أحَدا، ولا يَجهَل، ولا يُسرِع إلَى الحَلفِ وَالأَيمانِ بِالله‏، فَإِن جَهِلَ عَلَيهِ أحَدٌ فَليَتَحَمَّل(9) ؛ هر گاه يكى از شما سه روز از ماه را روزه مى‏گيرد، پس با كسى مجادله و نابخردى نكند و زود به خدا قسم نخورد. پس اگر كسى با او نابخردى كرد، تحمّل كند. (روزه واقعي گرفته است)

ماه رمضان

- قال الإمام الصادق عليه‏السلام: إذا أصبَحتَ صائِما فَليَصُم سَمعُكَ و بَصَرُكَ مِنَ الحَرامِ، و جارِحَتُكَ و جَميعُ أعضائِكَ مِنَ القَبيحِ، و دَع عِندَهُ الهَذيَ و أذَى الخادِمِ، وَليَكُن عَلَيكَ وَقارُ الصِّيامِ، وَالزَم مَا استَطَعتَ مِنَ الصَّمتِ وَالسُّكوتِ إلاّ عَن ذِكرِ الله، ولا تَجعَل يَومَ صَومِكَ كَيَومِ فِطرِكَ، و إيّاكَ وَالمُباشَرَةَ وَالقُبلَةَ وَالقَهقَهَةَ بِالضِّحكِ! فَإِنَّ الله‏َ يَمقُتُ ذلِكَ(10) ؛ اگر روزه‏دار بودى، گوش و چشم تو از حرام، و همه اعضايت از زشتى، روزه باشند. هنگام روزه‏دارى، ياوه‏گويى و آزردن خدمت‏گزار را رها كن و وقار روزه‏دارى در تو باشد. تا مى‏توانى برخوردار از سكوت و خموشى باش، مگر در ياد خدا. روزِ روزه‏دارى‏ات را مثل روزِ خوردنت قرار مده، و بپرهيز از آميزش و قهقهه در خنديدن، كه خداوند آن را خوش نمى‏دارد.    

 

- قال الإمام الصادق عليه‏السلام: إنَّ الصِّيامَ لَيسَ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ وَحدَهُ؛ إنَّما لِلصَّومِ شَرطٌ يَحتاجُ أن يُحفَظَ حَتّى يَتِمَّ الصَّومُ؛ و هُوَ الصَّمتُ الدّاخِلُ، أما تَسمَعُ ما قالَت مَريَمُ بِنتُ عِمرانَ: « إِنِّى نَذَرْتُ لِلرَّحْمَـنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا؟!» يَعني صَمتا ... (11) ؛ روزه‏دارى، تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست. روزه، شرطى دارد كه نيازمند مواظبت است تا كامل شود، و آن، سكوت درونى است. آيا نمى‏شنوى كه مريم دختر عمران گفت: «من براى خدا، روزه‏اى نذر كرده‏ام. پس، امروز با هيچ انسانى سخن نمى‏گويم»، يعنى سكوت (مى‏كنم). پس چون روزه گرفتيد، زبان‏هايتان را از دروغ نگه داريد، چشم‏هايتان را فرو بنديد، نزاع نكنيد، حسد نورزيد، غيبت نكنيد، ستيزه‏جويى نكنيد، دروغ نگوييد، آميزش نكنيد، با هم مخالفت نكنيد، به هم خشم نگيريد، يكديگر را ناسزا نگوييد و دشنام ندهيد، در عبادت، سستى نكنيد، جدال نكنيد، به تفرقه نگراييد، ستم نكنيد، با هم با سفاهت (با دل‏تنگى) رفتار نكنيد، همديگر را نيازاريد، از ياد خداوند و نماز، غافل نشويد، پيوسته سكوت و بردبارى و شكيبايى و راستگويى پيشه كنيد، از اهل شَر دورى نماييد، و از سخن ناروا ، دروغ، افترا، دشمنى، بدگمانى، غيبت و سخن‏چينى بپرهيزيد.   

از آنان باشيد كه روى به آخرت دارند. چشم به راه روزهاى خود باشيد. منتظر آنچه خداوند به شما وعده داده است، باشيد. براى ديدار با خدا ره‏توشه برگيريد. آرامش و وقار و خشوع و خضوع داشته باشيد. فروتنىِ بنده بيمناك از مولايش را داشته باشيد. حيران و بيمناك و اميدوار ، شيفته و هراسناك، خواستار و ترسناك باشيد، آن چنان كه دل‏ها را از عيب‏ها پاك، درون خويش را از آلودگى پيراسته، و بدن را از آلودگى، تميز مى‏نما.   

چنان باش كه از غير خدا به خدا بيزارى بجويى و در روزه‏دارى‏ات، با سكوت همه‏ جانبه از آنچه خداوند، تو را در نهان و آشكار از آن نهى كرده، با او دوستى كنى و در نهان و آشكارت از او به حق، خشيت داشته باشى و خود را در روزهاى روزه‏دارى‏ات به خدا بخشنده باشى و دلت را براى او خالى ساخته و جان خويش را در آنچه فرمانت داده و به آن فرا خوانده است، بخشيده باشى.   

پس، هر گاه همه اينها را انجام دادى، تو روزه‏دار واقعى براى خدايى و آنچه فرموده، ادا كرده‏اى؛ و از آنچه برايت بيان كردم، هر چه بكاهى، به همان مقدار، از [فضيلت] روزه‏ات كاسته شده است.     

 

- قال الإمام الصادق عليه‏السلام: إذا صُمتَ فَانوِ بِصَومِكَ كَفَّ النَّفسِ عَنِ الشَّهَواتِ، و قَطعَ الهِمَّةِ عَن خُطُواتِ الشَّيطانِ، و أنزِل نَفسَكَ مَنزِلَةَ المَرضى لا تَشتَهي طَعاما ولا شَرابا، مُتَوَقِّعا في كُلِّ لَحظَةٍ شِفاءَكَ مِن مَرَضِ الذُّنوبِ، و طَهِّر باطِنَكَ مِن كُلِّ كَدَرٍ و غَفلَةٍ و ظُلمَةٍ يَقطَعُكَ عَن مَعنَى الإِخلاصِ لِوَجهِ الله‏ِ تَعالى(12) ؛ وقتى روزه گرفتى، با روزه‏ات، باز داشتن نفْس را از شهوت‏ها و بريدن همّت را از گام‏هاى شيطان، نيّت كن و خويش را چون بيمارى قرار ده كه اشتهايى به هيچ غذا و نوشيدنى‏اى ندارد، و هر لحظه چشم اميد به شفا از بيمارىِ گناهان، بدوز و درونت را از هر تيرگى و غفلت و تاريكى‏اى كه تو را از اخلاص براى خداى متعال باز مى‏دارد، پاك ساز.     

 

- قال الإمام الرضا عليه‏السلام: قَد جَعَلَ الله‏ُ عَلى كُلِّ جارِحَةٍ حَقّا لِلصِّيامِ؛ فَمَن أدّى حَقَّها كانَ صائِما، و مَن تَرَكَ شَيئا مِنها نَقَصَ مِن فَضلِ صَومِهِ بِحَسَبِ ما تَرَكَ مِنها(13) ؛

خداوند در روزه، بر عهده هر عضوى حقّى قرار داده است. پس، هر كس حقّ اعضا را ادا كند، روزه‏دار است و هر كس چيزى از آنها را وا گذارد، به همان اندازه كه ترك كرده، از فضيلت روزه‏اش كاسته است. 

 

پي‌نوشت‌ها:

1- صحيح ابن حبّان: 8/256/3479، المستدرك على الصحيحين:1/595/1570، السنن الكبرى للبيهقي: 4/449/8312، فضائل الأوقات للبيهقي: 48/79، كنز العمّال: 8/507/23864. 

2- شرح نهج البلاغه:20/299/ 417 .

3- من لا يحضره الفقيه: 2/620/3214، الخصال: 566/1، الأمالي للصدوق: 452/610، مكارم الأخلاق: 2/300/2654، تحف العقول: 258، بحار الأنوار: 74/4/1 .  

4- الصحيفة السجادية: 166،الدعاء 44، مصباح المتهجّد: 608/ 695، الإقبال:1/112 .

5- الكافي: 4/87/1، تهذيب الأحكام: 4/194/554، من لا يحضره الفقيه: 2/108/1855، الإقبال: 1/195، بحار الأنوار: 97/351/3 . 

6- الهداية: 189، بحار الأنوار: 96/295/26 . 

7- دعائم الإسلام: 1/268 ؛ بحارالأنوار: 96/294/25 . 

8- تهذيب الأحكام: 4/189/534 . 

 9- الكافي: 4/88/4، تهذيب الأحكام: 4/195/557، من لا يحضره الفقيه: 2/82/1787، مكارم الأخلاق: 1/299/941، بحار الأنوار: 97/104/39 .

10- النوادر للأشعري:20/9، بحار الأنوار: 96/292/16 . 

11- النوادر للأشعري: 21/10، بحار الأنوار: 96/292 ذيل ح 16.   

12- مصباح الشريعه: 133، بحار الأنوار: 96/254/28.  

13- الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام: 202، بحار الأنوار:96/291/13.

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدي ري شهري، ج 1، ص 254.       

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/06/02ساعت 4:5  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان87

معنای واژه رمضان

ماه رمضان

واژه «رمضان» از ریشه «رَمَضَ» است، به معناى بارانى كه اوّل پاییز مى‏بارد و هوا را از خاك و غبارهاى تابستان پاك مى‏كند و یا به معناى داغىِ سنگ از شدّت گرماى آفتاب . (1)  

امّا درباره این كه چرا این نام بر یكى از ماه‏هاى سال، گذاشته شده است، زمخشرى (م 528 ق) گوید:   

اگر پرسى: «چرا ماه رمضان را به این نام نامیده‏اند؟»، گویم: روزه در ماه رمضان، عبادتى دیرین است، و گویا عرب‏ها این نام را به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگى و چشیدن سختى آن، نهاده‏اند، همچنان كه به آن «ناتق (رنج‏آور)» هم گفته‏اند؛ چون سختى روزه، آنان را به رنج و زحمت مى‏افكند .   

و گفته‏اند: چون نام ماه‏ها را از زبان قدیم نقل كرده‏اند، آنها را با زمان‏هایى كه در آنها قرار داشتند، نامیده‏اند و این ماه، در روزهاى گرم و داغ بوده است .(2)    

شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانسته‏اند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگى‏هاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد. از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله  روایت است: إنّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛‌ این ماه را رمضان نامیده‏اند: چون گناهان را مى‏زداید.

این وجه در نامگذارى، از یك سو با ریشه لغوىِ «رمضان» و از سوى دیگر با بركات، ره‌آوردها و آثار آن، هماهنگ و متناسب است .    

شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانسته‏اند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگى‏هاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد.

پی‌نوشت‌ها:

1- ر . ك: تفسیر الفخر الرازی : 5 / 89 - والعین : 327 . یادآورى این نكته لازم است كه فخر رازى، این دو معنا را در اشتقاق «رمضان»، از خلیل بن احمد فراهیدى نقل كرده است؛ لیكن پوشیده نماند كه معناى نخست، در بیشتر فرهنگ‏هاى لغت نیامده است. از سوى دیگر، در تهذیب اللغة ازهرى آمده است: «ابر و بارانِ رمضى یعنى ابر و بارانِ آخر تابستان و اوّل پاییز كه چون گرما و حرارت خورشید را به خود مى‏گیرند، رمضى نامیده شده‏اند.» (تهذیب اللغة : 2 / 1469)  

2- الكشّاف،1/113، معجم مقاییس اللغة: 2/440، المصباح المنیر: 231، النهایة: 2 / 264، أساس البلاغة: 252، مفردات ألفاظ القرآن: 366، مجمع البحرین: 2 / 732 . 

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 14.   


ويژگى‏هاى ماه رمضان

ماه رمضان

ماه خدا

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: شَعبانُ شَهري، و شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللهِ(1)؛‌ شعبان، ماه من است و ماه رمضان، ماه خداست .

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللهِ، و شَهرُ شَعبانَ شَهري؛ شَعبانُ المُطَهِّرُ، و رَمَضانُ المُكَفِّرُ (2)؛ ماه رمضان، ماه خداست و ماه شعبان، ماه من است؛ شعبانِ پاك‏كننده و رمضانِ پوشاننده [و جبران‏كننده گناهان] .

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: رَمَضانُ شَهرُ اللهِ، و هُوَ رَبيعُ الفُقَراءِ (3)؛‌ رمضان، ماه خداست. اين ماه، بهار فقيران است .

 

- الإمام عليّ عليه‏السلام: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ الله‏ِ، و شَعبانُ ‏شَهرُ رَسولِ ‏الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، و رَجَبٌ شَهري(4)؛ رمضان، ماه خداست؛ شعبان، ماه پيامبر خداست و رجب، ماه من است.   

 پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در توصيف ماه رمضان فرمود: آن، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شده‏ايد و در آن، از اهل كرامت خدا قرار داده شده‏ايد. نفَس‏هايتان در آن، تسبيح است؛ خوابتان در آن، عبادت است؛ عمل(خيرِ) شما در آن، پذيرفته است؛ و دعاى شما در آن، مستجاب است.  

ماه ميهمانى خدا   

 - قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ في وَصفِ شَهرِ رَمَضانَ ـ : هُوَ شَهرٌ دُعيتُم فيهِ إلى ضِيافَةِ اللهِ، و جُعِلتُم فيهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللهِ، أنفاسُكُم فيهِ تَسبيحٌ، و نَومُكُم فيهِ عِبادَةٌ، ...(5) ؛ پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در توصيف ماه رمضان فرمود: آن، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شده‏ايد و در آن، از اهل كرامت خدا قرار داده شده‏ايد. نفَس‏هايتان در آن، تسبيح است؛ خوابتان در آن، عبادت است؛ عمل(خيرِ) شما در آن، پذيرفته است؛ و دعاى شما در آن، مستجاب است.

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يُنادِي المُنادي: أينَ أضيافُ اللّه‏ِ؟ فَيُؤتى بِالصّائِمينَ ... فَيُحمَلونَ عَلى نُجُبٍ مِن نورٍ، و عَلى رُؤوسِهِم تاجُ الكَرامَةِ، و يُذهَبُ بِهِم إلَى الجَنَّةِ (6)؛ پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: چون روز قيامت شود، منادى ندا مى‏دهد: «كجايند ميهمانان خدا ؟» پس روزه‏داران را مى‏آورند ... ، آنان را بر مَركب‏هايى عالى از [جنس] نور سوار مى‏كنند، و در حالى كه تاج كرامت بر سر آنان است، آنان را به بهشت مى‏برند.

 

- قال الامام عليّ  عليه‏السلام ـ مِن خُطبَتِهِ في أوَّلِ يَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ـ : أيُّهَا الصّائِمُ، تَدَبَّر أمرَكَ؛ فَإِنَّكَ في شَهرِكَ هذا ضَيفُ رَبِّكَ، اُنظُر كَيفَ تَكونُ في لَيلِكَ و نَهارِكَ؟ و كَيفَ تَحفَظُ جَوارِحَكَ عَن مَعاصي رَبِّكَ؟ اُنظُر ألاّ تَكونَ بِاللَّيلِ نائِما و بِالنَّهارِ غافِلاً؛ ... (7)؛ امام على عليه‏السلام در خطبه خويش در اولين روز از ماه رمضان فرمود: اى روزه‏دار! در كار خود بينديش، كه تو در اين ماه، ميهمان پروردگار خويش هستى! بنگر كه در شب و روزت چگونه‏اى و چگونه اعضاى خود را از نافرمانى پروردگارت نگه مى‏دارى!   

بنگر! مبادا در شب، خواب باشى و در روز، غافل. پس، اين ماه بگذرد و [بار] گناهت بر دوشت مانده باشد و آنگاه كه روزه‏داران پاداش‏هاى خود را مى‏گيرند، از زيانكاران باشى و آنگاه كه آنان از كرامت مولايشان نصيب مى‏برند، از محرومان باشى و آنگاه كه آنان از سعادت همسايگى با پروردگارشان برخوردار مى‏گردند، تو از رانده‏شدگان باشى!    

پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: چون روز قيامت شود، منادى ندا مى‏دهد: «كجايند ميهمانان خدا ؟» پس روزه‏داران را مى‏آورند ... ، آنان را بر مَركب‏هايى عالى از [جنس] نور سوار مى‏كنند، و در حالى كه تاج كرامت بر سر آنان است، آنان را به بهشت مى‏برند.

- قال الإمام الباقر عليه‏السلام: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ رَمَضانَ، وَالصّائِمونَ فيهِ أضيافُ اللّه‏ِ و أهلُ كَرامَتِهِ، مَن دَخَلَ عَلَيهِ شَهرُ رَمَضانَ فَصامَ نَهارَهُ و قامَ وِردا مِن لَيلِهِ وَاجتَنَبَ ما حَرَّمَ الله‏ُ عَلَيهِ، دَخَلَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ (8) ؛ ماه رمضان، ماه رمضان! روزه‏داران در آن، ميهمانان خدا و اهل كرامت الهى‏اند. هر كس ماه رمضان بر او وارد شود و او روزش را روزه بگيرد و بخشى از شبش را به عبادت و نماز بايستد و از آنچه خداوند بر او حرام كرده، پرهيز كند، بدون حساب وارد بهشت مى‏شود.  

ماه رمضان

سَرور ماه‏ها  

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: شَهرُ رَمَضانَ سَيِّدُ الشُّهورِ (9)؛‌ ماه رمضان، سَرور ماه‏هاست .  

- قال الإمام الرضا  عليه‏السلام: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ زُفَّتِ الشُّهورُ إلَى الحَشرِ يَقدُمُها شَهرُ رَمَضانَ عَلَيهِ مِن كُلِّ زينَةٍ حَسَنَةٍ، فَهُوَ بَينَ الشُّهورِ يَومَئِذٍ كَالقَمَرِ بَينَ الكَواكِبِ، فَيَقولُ أهلُ الجَمعِ بَعضُهُم لِبَعضٍ: وَدِدنا لَو عَرَفنا هذِهِ الصُّوَرَ! ...(10) ؛ امام رضا عليه‏السلام فرمود: چون روز قيامت شود، ماه‏ها را به رستاخيز مى‏آورند، در حالى كه ماه رمضان، كه با هر زيور نيكويى آراسته است، پيشاپيش آنهاست. آن روز، ماه رمضان در ميان ماه‏ها، همچون ماه در ميان ستاره‏هاست. مردمى كه آنجا گرد آمده‏اند، به يكديگر مى‏گويند: دوست داشتيم كه اين چهره‏ها را مى‏شناختيم!   

منادى، از سوى خداى متعال ندا سر مى‏دهد كه: «اى همه آفريدگان! اينها، سيماى ماه‏هايى است كه نزد خداوند، از روزى كه آسمان‏ها و زمين را آفريد، شمارشان در كتاب خدا دوازده ‏تاست. سَرور و برترِ آنها، ماه رمضان است. آن را آشكار ساختم تا برترى ماه مرا بر ماه‏هاى ديگر بشناسيد و تا براى مردان و زنانى كه بنده من‏اند، شفاعت كند و من هم شفاعتش را درباره آنان بپذيرم.»  

  

شب قدر، در ماه رمضان است   

 - قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: قَد جاءَكُم شَهرُ رَمَضانَ؛ شَهرٌ مُبارَكٌ ... فيهِ لَيلَةُ القَدرِ خَيرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَها فَقَد حُرِمَ(11)؛‌ ماه رمضان، شما را فرا رسيده است؛ ماهى مبارك ... كه در آن، شب قدر است كه بهتر از هزار ماه است. محروم، كسى است كه از آن شب، محروم بماند.    

   

- سُئِلَ رَسولُ الله‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عَن لَيلَةِ القَدرِ، فَقالَ: «هِيَ في كُلِّ رَمَضانَ»(12) ؛‌ از پيامبر خدا درباره شب قدر پرسيدند و من هم مى‏شنيدم. فرمود: «آن، در هر ماه رمضانى هست.»   

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: ماه رمضان، شما را فرا رسيده است؛ ماهى مبارك ... كه در آن، شب قدر است كه بهتر از هزار ماه است. محروم، كسى است كه از آن شب، محروم بماند.    

- مسند ابن حنبل عن أبي مرثد: سَأَلتُ أباذَرٍّ قُلتُ: كُنتَ سَأَلتَ رَسولَ الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عَن لَيلَةِ القَدرِ؟ قالَ: أنَا كُنتُ أسأَلَ النّاسِ عَنها يعني أشدّ الناس مسألةً عنها. قالَ: قُلتُ: يا رَسولَ اللهِ، أخبِرني عَن لَيلَةِ القَدرِ أ في رَمَضانَ هِيَ أو في غَيرِهِ؟ قالَ: «بَل هِيَ في رَمَضانَ.»   

قالَ: قُلتُ: تَكونُ مَعَ الأَنبِياءِ ما كانوا فَإِذا قُبِضوا رُفِعَت، أم هِيَ إلى يَومِ القِيامَةِ؟ قالَ: «بَل هِيَ إلى يَومِ القِيامَةِ.»(13) 

از ابوذر پرسيدم: آيا از پيامبر خدا درباره شب قدر پرسيده‏اى؟   

گفت: «من از همه مردم، بيشتر، پرسشگر آن بودم .   

گفتم: اى پيامبر خدا! مرا از شب قدر آگاه ساز كه آيا در رمضان است يا در غير آن؟   

فرمود: "در رمضان است."    

گفتم: آيا همراه با پيامبران است، تا وقتى كه باشند و چون پيامبران بميرند، شب قدر هم برداشته مى‏شود، يا آن كه شب قدر تا روز قيامت هست؟   

فرمود: تا روز قيامت هست.»  

 

پي‌نوشت‌ها:

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 44/20، الأمالي للصدوق:71/38 ، تحف العقول: 419 ، الإقبال: 3 / 293، روضة الواعظين:441، دعائم الإسلام: 1/283، بحارالأنوار: 97/68/4 .

2- كنز العمّال: 8 / 466 / 23685 نقلاً عن ابن عساكر و ج 12 / 323 / 35216 نقلاً عن الديلمي وكلاهما عن عائشة .   

3- ثواب الأعمال: 84 / 5، النوادر للأشعري: 17/2 ، فضائل الأشهر الثلاثة: 58/37، الجعفريّات: 58، النوادر للراوندي: 134/ ، بحارالأنوار: 97/75/26.    

4- المقنعة: 373، مسارّ الشيعة: 56، مصباح المتهجّد: 797 .  

5- فضائل الأشهر الثلاثة: 77/61، الأمالي للصدوق: 84/4، عيون أخبار الرضا عليه‏السلام:1/295/53، الإقبال:1/26، بحارالأنوار: 96/356/25.

6- مستدرك الوسائل: 4/22/4079 نقلاً عن تفسير أبي الفتوح الرازي.   

7- فضائل الأشهر الثلاثة: 108 / 101 .

8- فضائل الأشهر الثلاثة: 123/130.

9- شرح الأخبار : 1/ 223 / 207،  الفضائل: 125، بحارالأنوار:40/54/89؛ فضائل الأوقات للبيهقي: 89/205، شُعَب الإيمان:3/314/3637 و ص 355/3755 ، كنز العمّال: 8/482/23734 .  

10- فضائل الأشهر الثلاثة: 110/102 عن عبدالله‏ بن عامر عن أبيه.  

11- تهذيب الأحكام: 4/152/422، الأمالي للمفيد: 112/2 و301 /1 ، الأمالي للطوسي: 74 / 108و ص 149/ 246 ، بحارالأنوار: 97/17/34؛ سنن النسائي: 4/129، مسند ابن حنبل: 3/8/7151 و ص 412/9502.

12- سنن أبي داود: 2/54/1387، السنن الكبرى: 4/506/8526 .

13- مسند ابن حنبل: 8/117/ 21555، المستدرك على الصحيحين:1/603/1596و ج2/578/3960، السنن الكبرى: 4/505/ 8525 . 

 

منبع:

ماه خدا، محمدي ري شهري،‌ج 1، ص 38.


بركات ماه رمضان

رمضان

آمرزش الهى 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَنَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ(1) ؛‌ رمضان را به این خاطر رمضان نامیده‏اند كه گناهان را مى‏سوزاند .  

   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: أتَدرونَ لِمَ سُمِّیَ شَعبانُ شَعبانَ؟ لِأَنَّهُ یَتَشَعَّبُ مِنهُ خَیرٌ كَثیرٌ لِرَمَضانَ، و إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ رَمَضانَ؛ لِأَنَّهُ تُرمَضُ فیهِ الذُّنوبُ ـ أی تُحرَقُ ـ (2) ؛ آیا مى‏دانید كه چرا شعبان را شعبان نامیده‏اند؟ چون از آن، خیر فراوان براى رمضان، منشعب مى‏شود، و رمضان را به این خاطر رمضان نامیده‏اند كه گناهان در آن، سوزانده مى‏شوند .     

  

هر كس رمضان را از روى ایمان و براى خدا و پاداش او، روزه بگیرد و به عبادت برخیزد، گناهان گذشته‏اش آمرزیده مى‏شود؛ و هر كس شب قدر را از روى ایمان و به امید پاداش الهى، به عبادت بایستد، گناهان گذشته‏اش بخشوده مى‏گردد. 

 

- الدرّ المنثور عن عائشة: قیلَ لِلنَّبِیِّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: یا رَسولَ الله، ما رَمَضانُ؟ قالَ: «أرمَضَ الله‏ُ فیهِ ذُنوبَ المُؤمِنینَ و غَفَرَها لَهُم»(3) ؛ به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله گفتند: اى پیامبر خدا! رمضان چیست؟ فرمود: «خداوند در آن، گناهان مؤمنان را مى‏سوزاند و مى‏آمرزد.»   

 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن صامَ رَمَضانَ و قامَهُ إیمانا وَاحتِسابا غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ،

و مَن قامَ لَیلَةَ القَدرِ إیمانا وَاحتِسابا غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ (4) ؛ هر كس رمضان را از روى ایمان و براى خدا و پاداش او، روزه بگیرد و به عبادت برخیزد، گناهان گذشته‏اش آمرزیده مى‏شود؛ و هر كس شب قدر را از روى ایمان و به امید پاداش الهى، به عبادت بایستد، گناهان گذشته‏اش بخشوده مى‏گردد. 

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: شَهرُ رَمَضانَ شَهرٌ فَرَضَ الله‏ُ عز و جل عَلَیكُم صِیامَهُ؛ فَمَن صامَهُ إیمانا وَاحتِسابا خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَیَومَ وَلَدَتهُ اُمُّهُ(5) ؛ ماه رمضان، ماهى است كه خداوند، روزه آن را بر شما واجب ساخت. پس هر كس آن را از روى ایمان و به امید پاداش الهى روزه بدارد، از گناهانش بیرون مى‏آید، همچون روزى كه مادرش او را زاده است .   

  

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن صامَ رَمَضانَ و خَتَمَهُ بِصَدَقَةٍ؛ و غَدا إلَى المُصَلّى بِغُسلٍ، رَجَعَ مَغفورا لَهُ (6)؛ هر كس رمضان را روزه بدارد و آن را با صدقه به پایان ببرد و با غسل به نمازگاه برود، آمرزیده باز مى‏گردد .    

  

- قال رسول الله  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: یَأمُرُ الله‏ُ مَلَكا یُنادی فی كُلِّ یَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ فِی الهَواءِ: أبشِروا عِبادی! فَقَد وَ هَبتُ لَكُم ذُنوبَكُمُ السّالِفَةَ، و شَفَّعتُ بَعضَهُم فی بَعضٍ فی لَیلَةِ القَدرِ، إلاّ مَن أفطَرَ عَلى مُسكِرٍ أو حِقدٍ عَلى أخیهِ المُسلِم(7)؛ خداوند به فرشته‏اى فرمان مى‏دهد كه در هر روز از ماه رمضان در هوا ندا دهد: «اى بندگان من! مژده! گناهان گذشته شما را بخشیدم و شفاعت شما را درباره یكدیگر در شب قدر قبول كردم، مگر آن كه با شراب افطار كرده باشد، یا از برادر مسلمانش كینه در دل داشته باشد.»

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ رَمَضانَ شَهرٌ افتَرَضَ الله‏ُ عز و جل صِیامَهُ، و إنّی سَنَنتُ لِلمُسلِمینَ قِیامَهُ؛ فَمَن صامَهُ إیمانا وَاحتِسابا خَرَجَ مِنَ الذُّنوبِ كَیَومَ وَلَدَتهُ اُمُّهُ(8) ؛ همانا رمضان، ماهى است كه خداوند، روزه آن را واجب كرده است و من قیام (براى نماز) را در آن، سنّت قرار داده‏ام . پس هر كس آن را از روى ایمان و به خاطر ثواب الهى روزه بدارد، از گناهان خارج مى‏شود، همچون روزى كه مادرش او را زاده است.

   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن صامَ رَمَضانَ؛ و عَرَفَ حُدودَهُ؛ و تَحَفَّظَ مِمّا كانَ یَنبَغی لَهُ أن یَتَحَفَّظَ فیهِ، كَفَّرَ ما قَبلَهُ

(9) ؛ هر كس رمضان را روزه بدارد و حدود آن را بشناسد و خود را از آنچه سزاوار خویشتندارى در این ماه است، نگه بدارد، گناهان پیشین را پاك كرده است.     

رمضان

آزادى از آتش دوزخ

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: سُمِّیَ شَهرُ رَمَضانَ شَهرَ العِتقِ ؛ لِأَنَّ لله‏ِِ فی كُلِّ یَومٍ ولَیلَةٍ سِتَّمِئَةِ عَتیقٍ، و فی آخِرِهِ مِثلَ ما أعتَقَ فیما مَضى(10) ؛ ماه رمضان را ماه آزادسازى نامیده‏اند‌؛ چون خداوند در هر روز و شب، ششصد آزادشده دارد و نیز در آخر ماه، به اندازه آنچه در (روزها و شب‏هاى) گذشته آزاد كرده است .    

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ الله‏ِِ تَعالى فی كُلِّ لَیلَةٍ مِن رَمَضانَ سِتَّمِئَةِ ألفِ عَتیقٍ مِنَ النّارِ قال البیهقی فی فضائل الأوقات: ... (11) ؛ خداوند، در هر شب (ماه) رمضان، ششصد هزار آزادشده از آتش دارد. بیهقى در فضائل الأوقات گفته است: نزد علماى ما، مقصود از عدد یادشده، «فراوانى» است، نه همان عدد یادشده در روایت. و همه اینها ـ كه خدا داناتر است ـ براى كسى است كه حدود این ماه را بشناسد و حقوق آن را نگه دارد.  پس چون آخرین شب فرا رسد، خداوند به شمار همه آنچه پیش‏تر آزاد كرده، آزاد مى‏كند . 

صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ لله‏ِِ فی كُلِّ یَومِ جُمُعَةٍ سِتَّمِئَةِ ألفِ عَتیقٍ مِنَ النّارِ كُلُّهُم قَدِ استَوجَبوها، و فی كُلِّ ساعَةٍ مِن لَیلٍ أو نَهارٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ألفَ عَتیقٍ مِنَ النّارِ كُلُّهُم قَدِ استَوجَبوها، و لَهُ یَومَ الفِطرِ مِثلُ ما أعتَقَ فِی الشَّهرِ وَالجُمُعَةِ (12)؛ خداوند را در هر روز جمعه، ششصد هزار آزادشده از آتش است كه همه آنان شایسته آن‏اند؛ و (خداوند را) در هر ساعت از شب یا روز ماه رمضان، هزار آزادشده از آتش است كه همه آنان شایسته آن‏اند؛ و او را در روز فطر، به اندازه آزادشدگان در این ماه و جمعه است .    

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ لله‏ِِ عز و جل عِندَ كُلِّ فَطرَةٍ الفطرة: المرَّةُ من الإفطار، عُتَقاءَ مِنَ النّارِ(13)؛ خدا را به هنگام هر نوبت افطار، آزادشدگانى از آتش است .

امام صادق علیه‏السلام: چون شب اوّل ماه رمضان شود، خداوند، از آفریدگان، هر كس را بخواهد، مى‏آمرزد. پس چون شب بعد فرا رسد، دو برابر آنان را مى‏آمرزد. شب بعد، دو برابر همه آنانى را كه آمرزیده و  آزاد كرده است، مى‏آمرزد، تا [آن كه در] آخرین شب ماه رمضان، دو برابر آنچه در هر شب آزاد كرده است، از آتش آزاد مى‏كند.    

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: إنَّ لله‏ِِ عز و جل فی كُلِّ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ عُتَقاءَ و طُلَقاءَ مِنَ النّارِ إلاّ مَن أفطَرَ عَلى مُسكِرٍ، فَإِذا كانَ فی آخِرِ لَیلَةٍ مِنهُ أعتَقَ فیها مِثلَ ما أعتَقَ فی جَمیعِهِ (14) ؛ خدا را در هر شب ماه رمضان، آزادشدگان و رهاشدگانى از آتش است، مگر كسى كه با شراب افطار كند . پس چون آخرین شبِ آن فرا رسد، به اندازه همه كسانى كه در این ماه آزاد كرده است، آزاد مى‏كند . 

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: إذا كانَ أوَّلُ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ غَفَرَ الله‏ُ لِمَن شاءَ مِنَ الخَلقِ، فَإِذا كانَتِ اللَّیلَةُ الَّتی تَلیها ضاعَفَهُم، فَإِذا كانَتِ اللَّیلَةُ الَّتی تَلیها ضاعَفَ كُلَّ ما أعتَقَ، حَتّى آخِرِ لَیلَةٍ فی شَهرِ رَمَضانَ تَضاعَفَ مِثلَ ما أعتَقَ فی كُلِّ لَیلَةٍ .(15)         

امام صادق علیه‏السلام: چون شب اوّل ماه رمضان شود، خداوند، از آفریدگان، هر كس را بخواهد، مى‏آمرزد. پس چون شب بعد فرا رسد، دو برابر آنان را مى‏آمرزد. شب بعد، دو برابر همه آنانى را كه آمرزیده و  آزاد كرده است، مى‏آمرزد، تا [آن كه در] آخرین شب ماه رمضان، دو برابر آنچه در هر شب آزاد كرده است، از آتش آزاد مى‏كند.    

   

مجموعه بركات و ویژگى‏هاى ماه رمضان

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ فی فَضلِ شَهرِ رَمَضانَ ـ  هُوَ شَهرٌ أوَّلُهُ رَحمَةٌ، و أوسَطُهُ مَغفِرَةٌ، و آخِرُهُ الإِجابَةُ وَالعِتقُ مِنَ النّارِ (16) ؛‌ ـ درباره فضیلت ماه رمضان ـ ماهى است كه آغاز آن رحمت، میانه آن آمرزش و پایان آن اجابت [دعا] و آزادى از آتش است .   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ مِن خُطبَتِهِ فی آخِرِ جُمُعَةٍ مِن شَعبانَ ـ : یا مَعشَرَ النّاسِ، إذا طَلَعَ هِلالُ شَهرِ رَمَضانَ غُلَّت مَرَدَةُ الشَّیاطینِ، و فُتِّحَت أبوابُ السَّماءِ و أبوابُ الجِنانِ و أبوابُ الرَّحمَةِ، و غُلِّقَت أبوابُ النّارِ (17)؛ پیامبر در خطبه خویش در آخرین جمعه ماه شعبان فرمود: اى گروه مردم! هر گاه هِلال ماه رمضان برآید، شیاطینِ سركش به بند كشیده مى‏شوند، درهاى آسمان و درهاى بهشت و درهاى رحمت، گشوده، و درهاى آتش، بسته مى‏شوند.    - قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ یُبَشِّرُ أصحابَهُ ـ : جاءَكُم رَمَضانُ، جاءَكُم شَهرٌ مُبارَكٌ اِفتَرَضَ الله‏ُ عَلَیكُم صِیامَهُ، تُفَتَّحُ فیهِ أبوابُ الجِنانِ، و تُغَلَّقُ أبوابُ الجَحیمِ، و تُغَلُّ فیهِ الشَّیاطینُ، فیهِ لَیلَةٌ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَ خَیرَها فَقَد حُرِمَ .(18)    

پیامبر خدا در مُژده دادن به یاران خویش فرمود: رمضان، شما را فرا رسیده است. ماهى مبارك، شما را فرا رسیده كه خداوند، روزه‏دارىِ آن را بر شما واجب ساخته است. در این ماه، درهاى بهشت، گشوده و درهاى جهنّم، بسته مى‏شوند و شیاطین به بند كشیده مى‏شوند. در آن، شبى است كه بهتر از هزار ماه است. هر كس از خیر آن محروم شود، به یقین، محروم مانده است .

پیامبر در خطبه خویش در آخرین جمعه ماه شعبان فرمود: اى گروه مردم! هر گاه هِلال ماه رمضان برآید، شیاطینِ سركش به بند كشیده مى‏شوند، درهاى آسمان و درهاى بهشت و درهاى رحمت، گشوده، و درهاى آتش، بسته مى‏شوند

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إذا كانَ أوَّلُ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ نادَى الجَلیلُ ـ تَبارَكَ و تَعالى ـ : «... یا جَبرَئیلُ، انزِل عَلَى الأَرضِ فَغُلَّ فیها مَرَدَةَ الشَّیاطینِ حَتّى لایُفسِدوا عَلى عِبادی صَومَهُم.» (19) ؛  چون شب اوّلِ ماه رمضان شود، خداى با عظمت ندا دهد: «... اى جبرئیل! به زمین فرود آى و شیاطین سركش را به بند كش تا روزه بندگانم را بر آنان تباه نسازند.»

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إذا كانَ أوَّلُ لَیلَةٍ مِن رَمَضانَ فُتِّحَت أبوابُ السَّماءِ فَلا یُغلَقُ مِنها بابٌ حَتّى یَكونَ آخِرُ لَیلَةٍ مِن رَمَضانَ، فَلَیسَ مِن عَبدٍ مُؤمِنٍ یُصَلّی فی لَیلَةٍ مِنها إلاّ كَتَبَ الله‏ُ لَهُ ألفـا و خَمسَمِئَةِ حَسَنَةٍ بِكُلِّ سَجدَةٍ،... (20) ؛ چون اوّلین شب (ماه) رمضان شود، درهاى آسمان، گشوده شوند. پس هیچ درى از آنها بسته نمى‏شود تا آن كه آخرین شب رمضان فرا رسد. هیچ بنده مؤمنى در شبى از آن، نماز نخوانَد، مگر آن كه خداوند براى هر سجده، هزار و پانصد حسنه بنویسد و برایش خانه‏اى از یاقوت سرخ كه شصت هزار در دارد، در بهشت بنا كند كه براى هر درى قصرى طلایى و آراسته به یاقوت سرخ است. پس چون اوّلین روز (ماه) رمضان را روزه بگیرد، همه گناهان گذشته‏اش تا مثل آن روز، آمرزیده شود. و هر كس به (ماه) رمضان برسد، هر روز، هفتاد هزار فرشته از نمازِ بامداد تا آنگاه كه (خورشید) پوشیده در حجاب شود، براى او آمرزش مى‏طلبند. و براى او در برابر هر سجده‏اى كه شب یا روز در ماه رمضان به جا آورده است، درختى خواهد بود كه سوار، در (امتداد) سایه آن (باید) پانصد سال راه برود.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- الفردوس: 2/60/2339، كنز العمّال: 8/466/23688 نقلاً عن محمّد بن منصور السمعانی وابن مندة فی أمالیهما، الدرّ المنثور:1/ 444 نقلاً عن ابن مردویه و كلّها عن أنس .    

2- مستدرك الوسائل: 7/484/8710 نقلاً عن القطب الراوندی فی لبّ اللباب؛ كنز العمّال: 8/591/24293 نقلاً عن أبی الشیخ فی الثواب والدیلمی عن أنس .  

3- الدرّ المنثور: 1/ 444 نقلاً عن ابن مردویه والأصبهانی .  

4- سنن الترمذی: 3/67/683، صحیح البخاری: 2/672/1802، صحیح مسلم: 1/524/175، سنن أبی داود: 2/49/1372و لیس فیها «و قامه»، فضائل الأوقات للبیهقی:40 / 57؛ فضائل الأشهر الثلاثة: 105/ 94 عن ابن عبّاس و ص 142/154 و لیس فیه ذیله، الأمالی للطوسی: 150/247 كلاهما عن أبی هریرة و لیس فیهما «وقامه»، بحارالأنوار: 96/366/42 و ج 97/17/35.  

5- تهذیب الأحكام: 4/152/421 عن عبدالرحمن بن عوف عن أبیه، عوالی اللآلی: 3/132/1، بحارالأنوار: 96/ 375/63 .     

6- ثواب الأعمال: 102/1 عن أنس، بحارالأنوار: 90/363 /15؛ المعجم الأوسط : 6/57/5784 عن أبی هریرة، كنز العمّال: 8/482/23733 .   

7- الدعوات: 207/561، بحارالأنوار: 97/ 5 / 5 .  

8- مسند ابن حنبل: 1/413 / 1688، سنن ابن ماجه:1/421/1328، سنن النسائی: 4/158، مسند أبی یعلى:1/395 /862 كلّها عن عبدالرحمن بن عوف نحوه؛ مستدرك الوسائل: 7/397/8516 نقلاً عن القطب الراوندی فی النوادر عن عبدالرحمن عن أبیه عنه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و فیه «شهر فرض الله‏ صیامه و سنّ قیامه ... .»

9- مسند ابن حنبل: 4/110/11524، صحیح ابن حبّان: 8/220/3433 ، السنن الكبرى: 4/501/8505، مسند أبی یعلى: 2/19/1053 كلّها عن أبی سعید الخدری، الزهد لابن المبارك (الملحقات): 24/98 عن عطاء بن یسار، كنز العمّال: 8/481/23727؛ فضائل الأشهر الثلاثة: 131/138 عن أبی سعید الخدری.  

10- النوادر للأشعری: 18 / 2 عن إسماعیل بن أبی زیاد عن الإمام الصادق علیه‏السلام، بحارالأنوار: 96/381/6 .

11- شُعَب الإیمان:3/303/3604، فضائل الأوقات للبیهقی: 44/ 69 كلاهما عن الحسن، كنزالعمّال: 8/479/23719.    

12- مستدرك الوسائل : 7 / 484 / 8710 نقلاً عن القطب الراوندی فی لبّ اللباب .

13- فضائل الأوقات للبیهقی: 44 / 67 عن أبی اُمامة .  

14- الكافی: 4/68/7، تهذیب الأحكام: 4/193/551، كتاب من لا یحضره الفقیه: 2/98 /1838، الأمالی للصدوق: 113/91 كلّها عن محمّد بن مروان، بحارالأنوار: 96/362/31 .

15- الإقبال: 1/28 عن محمّد بن مروان، المصباح للكفعمیّ: 836.

16- الكافی: 4/67/4، تهذیب الأحكام: 3/58/198و ج 4/153/423.

17- الكافی: 4 / 67 / 6، تهذیب الأحكام: 4 / 193 / 550، كتاب من لا یحضره الفقیه: 2/97/1833، ثواب الأعمال: 89/2.  

18- فضائل الأوقات للبیهقی: 37/45، سنن النسائی: 4/ 129، مسند ابن حنبل: 3/ 8 / 7151 و ص412/9502، الأمالی للمفید: 112/2 و ص 301 /1، بحارالأنوار: 96/366/41 .    

19- بحار الأنوار: 96/348/51، الأمالی للمفید: 230/3، فضائل الأشهر الثلاثة : 126 / 133، فضائل الأوقات للبیهقی: 64/ 29، تاریخ دمشق : 52 / 291، كنز العمّال: 8 / 586 / 24281 . 

20- فضائل الأوقات للبیهقی: 40/60، شُعب الإیمان: 3/314 / 3635، كنزالعمّال، 8/470/23706 . 

 

منبع:

ماه خدا، محمدی ری شهری،‌ج 1، ص 52.


بهره‏ورى از بركات ماه رمضان

ماه رمضان

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ الله‏ِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ(1) ؛‌ بدبخت، كسى است كه در این ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند.      

   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ الشَّقِیَّ حَقَّ الشَّقِیِّ مَن خَرَجَ عَنهُ هذَا الشَّهرُ و لَم یُغفَر ذُنوبُهُ، فَحینَئِذٍ یَخسَرُ حینَ یَفوزُ المُحسِنونَ بِجَوائِزِ الرَّبِّ الكَریمِ(2) ؛ بدبخت واقعى، كسى است كه این ماه از او بگذرد؛ ولى گناهانش آمرزیده نشوند. پس آنگاه كه نیكوكاران به جوایز پروردگار كریمشان دست مى‏یابند، او زیانكار (بازنده) مى‏گردد .  

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَنِ انسَلَخَ مِن شَهرِ رَمَضانَ و لَم یُغفَر لَهُ فَلا غَفَرَ الله‏ُ لَهُ (3)؛ هر كس از ماه رمضان بیرون آید، ولى آمرزیده نشود، پس خدا او را نیامرزد!

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ عِندَ دُخولِ شَهرِ رَمَضانَ ـ  إنَّ هذَا الشَّهرَ قَد حَضَرَكُم، و فیهِ لَیلَةٌ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَها فَقَد حُرِمَ الخَیرَ كُلَّهُ، ولا یُحرَمُ خَیرَها إلاّ مَحرومٌ (4)؛ پیامبر به هنگام ورود به ماه رمضان فرمود: همانا این ماه، شما را فرا رسیده است. در آن، شبى است بهتر از هزار ماه. هر كس از آن محروم ماند، از همه خیر محروم مانده است و جز محروم، از خیر آن بى‏بهره نمى‏ماند.   

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ جَبرَئیلَ أتانی فَقالَ: مَن أدرَكَ شَهرَ رَمَضانَ و لَم یُغفَر لَهُ فَدَخَلَ النّارَ فَأَبعَدَهُ اللهُ، قُل: آمینَ، فَقُلتُ: آمینَ(5)؛ جبرئیل نزد من آمد و گفت: «هر كس ماه رمضان را دریابد و آمرزیده نشود و وارد آتش شود، پس دور باد از رحمت خدا! بگو: آمین»، من هم گفتم: آمین .   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن أدرَكَ شَهرَ رَمَضانَ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأَبعَدَهُ الله، و مَن أدرَكَ لَیلَةَ القَدرِ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأَبعَدَهُ الله‏ُ (6) ؛ هر كس ماه رمضان را دریابد، ولى آمرزیده نشود، پس دور باد از رحمت خدا! و هر كس شب قدر را دریابد، ولى آمرزیده نشود، پس دور باد از رحمت خدا!    

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: مَن لَم یُغفَر لَهُ فی شَهرِ رَمَضانَ لَم یُغفَر لَهُ إلى قابِلٍ. یقال: عامٌ قابِل؛ للذی یُقبِل بعد العام الماضی إلاّ أن یَشهَدَ عَرَفَةَ (7) ؛ هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا سال آینده آمرزیده نمى‏شود، مگر آن كه روز عرفه را درك كند .

پیامبر به هنگام ورود به ماه رمضان فرمود: همانا این ماه، شما را فرا رسیده است. در آن، شبى است بهتر از هزار ماه. هر كس از آن محروم ماند، از همه خیر محروم مانده است و جز محروم، از خیر آن بى‏بهره نمى‏ماند

.   

ظاهر احادیث فوق، هشدار و بیم دادن است؛ امّا باطن آنها بشارت است، به ویژه احادیث پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله كه كسانى را كه در این ماه، مشمول آمرزش الهى نمى‏شوند، نفرین مى‏كند و آنان را بدبخت مى‏شمارد. از این رو، عالم ربّانى مرحوم آیة الله‏ میرزا جواد آقا ملكى تبریزى (م 1343 ق) مى‏گوید:   

از رساترین نكاتى كه در بشارت به ماه رمضان روایت شده، نفرین پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر كسانى است كه در این ماه آمرزیده نمى‏شوند، آنجا كه فرموده است: «آمرزیده مباد كسى كه ماه رمضان از او بگذرد و آمرزیده نشود!» 

از آنجا كه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رحمتى براى جهانیان برانگیخته شده است، این نفرین، بشارت بزرگى به رحمت گسترده و فراگیرىِ آمرزشِ الهى در این ماه است، وگرنه ایشان با آن كه رحمتى براى جهانیان است، هرگز مسلمانى را نفرین نمى‏كند، هر چند فردى گنهكار باشد.(8)  

 

پی‌نوشت‌ها:

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 77/61، الأمالی للصدوق: 154/149، عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 1/ 295/ 53، بحار الأنوار: 96/356/25 .

2- فضائل الأشهر الثلاثة: 73 / 53، عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 1/293/46، الأمالی للصدوق: 109/ 82، روضة الواعظین: 372، بحارالأنوار: 96/362/30 .

3- الإقبال: 1/454 .

4- سنن ابن ماجه: 1/526/1644، مشكاة المصابیح: 1/614/1964، كنز العمّال: 8/534 / 24028 .

5- صحیح ابن حبّان: 3/ 188/97، المعجم الكبیر: 2/244/2022، الفردوس:1/405/1635، كنز العمّال: 16/37/43831؛ المقنعة: 308، دعائم الإسلام: 1/269، بحارالأنوار: 96/342/6 .    

6- فضائل الأشهر الثلاثة: 115/109 .

7- الكافی: 4/66/3، تهذیب الأحكام: 4/192/548، كتاب من لا یحضره الفقیه: 2/99/1841، الإقبال: 1/28 ، المقنعة: 309، دعائم الإسلام: 1 / 269، بحارالأنوار: 96/342/6 . 

8- المراقبات ، ص 103 . 

 

منبع:

ماه خدا، محمدی ری شهری،‌ج 1، ص 82.


عظمت و احترام ماه رمضان

ماه رمضان

 - قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: عِندَ حُضورِ شَهرِ رَمَضانَ ـ سُبحانَ الله‏ِ! ماذا یَستَقبِلُكُم!؟ و ماذا تَستَقبِلونَ!؟ ـ قالَها ثَلاثا ـ (1)؛ به هنگام فرا رسیدن ماه رمضان «سبحان الله‏! چه چیز به استقبال شما مى‏آید؟! و شما چه چیز را استقبال مى‏كنید؟!» پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله این جمله را سه بار تكرار فرمود.

   

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: لَو یَعلَمُ العِبادُ ما فی رَمَضانَ لَتَمَنَّت أن یَكونَ رَمَضانُ سَنَةً(2)؛ اگر بندگان مى‏دانستند كه در رمضان چه [بركاتى] هست، آرزو مى‏كردند كه رمضان، یك سال باشد . 

   روزى پیامبر خدا براى ما خطبه خواند و فرمود: «اى مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش، به شما روى آورده است؛ ماهى كه نزد خدا برترینِ ماه‏ها، روزهایش بهترینِ روزها، شب‏هایش برترینِ شب‏ها، و ساعاتش بهترینِ ساعت‏هاست ... .»

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: لَو عَلِمتُم ما لَكُم فی رَمَضانَ لَزِدتُم للّه‏ِِ شُكرا (3)؛ اگر مى‏دانستید كه در رمضان براى شما چه (نعمت‏ها و بركاتى) هست، از خداوند بیشتر سپاسگزارى مى‏كردید.

- قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: لا یَكونَنَّ شَهرُ رَمَضانَ عِندَكُم كَغَیرِهِ مِنَ الشُّهورِ؛ فَإِنَّ لَهُ عِندَ الله‏ِ حُرمَةً و فَضلاً عَلى سائِرِ الشُّهورِ، ولا یَكونَنَّ شَهرُ رَمَضانَ یَومُ صَومِكُم كَیَومِ فِطرِكُم(4) ؛ ماه رمضان نزد شما مثل ماه‏هاى دیگر نباشد؛ چرا كه نزد خداوند، احترام و بر سایر ماه‏ها برترى دارد. در ماه رمضان، روزِ روزه‏دارى شما مثل روزِ خوردنتان نباشد! (ادب و حرمت این ماه را نگه دارید) .   

- قال الإمام علیّ  علیه‏السلام: إنَّ رَسولَ الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله خَطَبَنا ذاتَ یَومٍ فَقالَ: «أیُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أقبَلَ إلَیكُم شَهرُ الله‏ِ بِالبَرَكَةِ وَالرَّحمَةِ وَالمَغفِرَةِ، شَهرٌ هُوَ عِندَ الله‏ِ أفضَلُ الشُّهورِ، و أیّامُهُ أفضَلُ الأَیّامِ، و لَیالیهِ أفضَلُ اللَّیالی، و ساعاتُهُ أفضَلُ السّاعاتِ ...»(5)؛ روزى پیامبر خدا براى ما خطبه خواند و فرمود: «اى مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش، به شما روى آورده است؛ ماهى كه نزد خدا برترینِ ماه‏ها، روزهایش بهترینِ روزها، شب‏هایش برترینِ شب‏ها، و ساعاتش بهترینِ ساعت‏هاست ... .»

- قال الإمام علیّ  علیه‏السلام - مِن خُطبَتِهِ فی أوَّلِ یَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ـ : أیُّهَا النّاسُ، إنَّ هذَا الشَّهرَ شَهرٌ فَضَّلَهُ الله‏ُ عَلى سائِرِ الشُّهورِ كَفَضلِنا أهلَ البَیتِ عَلى سائِرِ النّاسِ، و هُوَ شَهرٌ یُفَتَّحُ فیهِ أبوابُ السَّماءِ و أبوابُ الرَّحمَةِ،... أیُّهَا النّاسُ، إنَّ شُموسَ شَهرِ رَمَضانَ لَتَطلُعُ عَلَى الصّائِمینَ وَالصّائِماتِ، و إنَّ أقمارَهُ لَیَطلُعُ عَلَیهِم بِالرَّحمَةِ، و ما مِن یَومٍ و لَیلَةٍ مِنَ الشَّهرِ إلاّ وَالبِرُّ مِنَ الله‏ِ تَعالى یَتَناثَرُ مِنَ السَّماءِ عَلى هذِهِ الاُمَّةِ ... .(6)

حضرت علی علیه السلام در خطبه خویش در اوّلین روز ماه رمضان فرمود: اى مردم! این ماه، ماهى است كه خداوند، آن را بر ماه‏هاى دیگر برترى داده است، همچون برترى ما بر دیگر مردم. و ماهى است كه درهاى آسمان و درهاى رحمت، در آن گشوده مى‏شوند و درهاى دوزخ در آن بسته مى‏شوند. و ماهى است كه نِدا[ى خداوند متعال] در آن شنیده مى‏شود، دعا در آن مستجاب مى‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار مى‏گیرد. و ماهى است كه در آن، شبى وجود دارد كه فرشتگان در آن شب از آسمان فرود مى‏آیند و بر مردان و زنان روزه‏دار، به اذن پروردگارشان، تا دمیدن صبح، سلام مى‏دهند ... .   

اى مردم! خورشید و ماه‏هاى ماه رمضان بر مردان و زنان روزه‏دار، با رحمت مى‏تابد و هیچ روز و شبى از این ماه نیست، مگر آن كه از سوى خداى متعال، بر این امّت، نیكى فرو مى‏بارد ... .  

ماه رمضان

بندگان خدا! این ماه شما، همچون ماه‏ها[ى دیگرتان] نیست؛ روزهایش برترینِ روزها، شب‏هایش برترینِ شب‏ها و ساعاتش بهترینِ ساعت‏هاست ... . 

- قال الإمام زین العابدین علیه‏السلام ـ مِن دُعائِهِ عِندَ دُخولِ شَهرِ رَمَضانَ ـ : الحَمدُلله‏ِِ الَّذی هَدانا لِحَمدِهِ، و جَعَلَنا مِن أهلِهِ؛ لِنَكونَ لاِحسانِهِ مِنَ الشّاكِرینَ، و لِیَجزِیَنا عَلى ذلِكَ جَزاءَ المُحسِنینَ . وَالحَمدُ لله‏ِِ الَّذی حَبانا بِدینِهِ، وَاختَصَّنا بِمِلَّتِهِ و سَبَّلَنا فی سُبُلِ إحسانِهِ لِنَسلُكَها بِمَنِّهِ إلى رِضوانِهِ، حَمدا یَتَقَبَّلُهُ مِنّا، و یَرضى بِهِ عَنّا. وَالحَمدُلله‏ِِ الَّذی جَعَلَ مِن تِلكَ السُّبُلِ شَهرَهُ رَمَضانَ، شَهرَ الصِّیامِ، و شَهرَ الإِسلامِ، و شَهرَ الطَّهورِ، و شَهرَ التَّمحیصِ و شَهرَ القِیامِ ... .(7)

امام سجّاد علیه‏السلام در دعاى خود به هنگام ورود ماه رمضان فرمود: ستایش، خدایى را كه ما را به ستایش خود، رهنمون ساخت و ما را از اهل حمد خویش قرار داد تا سپاسگزار نیكى او باشیم و بدین سبب، به ما پاداش نیكوكاران را عطا كند .   

 ماهى است كه درهاى آسمان و درهاى رحمت، در آن گشوده مى‏شوند و درهاى دوزخ در آن بسته مى‏شوند. و ماهى است كه نِدا[ى خداوند متعال] در آن شنیده مى‏شود، دعا در آن مستجاب مى‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار مى‏گیرد. و ماهى است كه در آن، شبى وجود دارد كه فرشتگان در آن شب از آسمان فرود مى‏آیند و بر مردان و زنان روزه‏دار، به اذن پروردگارشان، تا دمیدن صبح، سلام مى‏دهند ...

سپاس خدایى را كه ما را بى‏منّت، برخوردار از دین خود ساخت و ما را براى آیین خویش ویژه ساخت و راه‏هاى احسان خود را براى ما هموار ساخت تا با منّت او، این راه‏ها را پیموده، به رضوان او برسیم؛ سپاسى كه از ما بپذیرد و با آن از ما خشنود گردد. سپاس خداوندى را كه ماه رمضانِ خود را یكى از آن راه‏ها قرار داد، ماه روزه‏دارى، ماه اسلام، ماه پاك‏كننده، ماه آزمون و پاك شدن از گناه، و ماه قیام براى عبادت ... .  

- قال الإمام زین العابدین علیه‏السلام ـ مِن دُعائِهِ عِندَ وَداعِ شَهرِ رَمَضانَ ـ : السَّلامُ عَلَیكَ یا  شَهرَ اللّه‏ِ الأَكبَرَ، و یا عیدَ أولِیائِهِ . السَّلامُ عَلَیكَ یا أكرَمَ مَصحوبٍ مِنَ الأَوقاتِ، و یا خَیرَ شَهرٍ فِی الأَیّامِ وَالسّاعاتِ.   

السَّلامُ عَلَیكَ مِن شَهرٍ قَرُبَت فیهِ الآمالُ و نُشِرَت فیهِ الأَعمالُ . السَّلامُ عَلَیكَ مِن قَرینٍ جَلَّ قَدرُهُ مَوجوداً، وأفجَعَ فَقدُهُ مَفقوداً، و مَرجُوٍّآ لَمَ فِراقُهُ.(8)  

امام سجّاد علیه‏السلام در دعاى خویش با ماه رمضان اینگونه وداع می‌كرد: بدرود، اى ماه بزرگ‏تر خدا و اى عید اولیاى الهى!   

بدرود، اى بهترین اوقاتى كه همراهت بودیم و اى بهترین ماه در میان روزها و ساعت‏ها!   

بدرود، اى ماهى كه برآمدن آرزوها در آن، نزدیك شد و كارها[ى نیك] در آن، گسترش یافت!   

بدرود، اى همنشینى كه تا بود، قدر و بهایش بزرگ بود و چون از دست مى‏رود، فقدانش دردناك است و [اى] مایه امیدى كه جدایى از آن، ناراحت‏كننده است!

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: إنَّ لِرَمَضانَ حَقّا و حُرمَةً لا یُشبِهُهُ شَیءٌ مِنَ الشُّهورِ(9)؛ ماه رمضان، حق و حرمتى دارد كه هیچ یك از ماه‏ها شبیه آن نیست . 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- فضائل الأشهر الثلاثة:140/150، بحارالأنوار: 96/347 /13؛ صحیح ابن خزیمة: 3/189/1885، المعجم الأوسط: 5/158/4935 .

2- فضائل ‏الأشهر الثلاثة:140/151، بحارالأنوار: 96/346/12؛ صحیح ابن خزیمة: 3/190/1886، المعجم الكبیر: 22/389/967، كنز العمّال: 8/476/23715.   

3- ثواب الأعمال: 93/12، فضائل الأشهر الثلاثة: 81 / 63، الأمالی للصدوق: 103 / 79، روضة الواعظین: 375، بحار الأنوار: 8 / 183 / 147.    

4- فضائل الأشهر الثلاثة: 95 / 78 ، بحارالأنوار: 96 / 340 / 5 .    

5- فضائل الأشهر الثلاثة: 77 / 61، الأمالی للصدوق: 84 / 4، عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 1 / 295 / 53، الإقبال: 1/26، بحارالأنوار: 96 / 356 / 25.

6- فضائل الأشهر الثلاثة: 107/101 .   

7- الصحیفة السجّادیّة: 165 الدعاء 44، مصباح المتهجّد: 607 / 695، الإقبال: 1/111.

8- الصحیفة السجّادیّة: 171 الدعاء 45، مصباح المتهجّد: 642/ 718، الإقبال: 1/422، المزار الكبیر: 619، البلدالأمین: 480، المصباح للكفعمی: 845، بحارالأنوار: 98/172/1. 

9- الكافی: 2/617/2 و ج 4/154/1، تهذیب الأحكام: 3/64/215.

 

منبع:

ماه خدا،‌محمدی ری شهری،‌ج 1،‌ص 31. 


میهمانى الهى به چه معناست؟

ماه رمضان

ویژگى برجسته‏‌ای كه در فضاى ماه با فضیلت رمضان جلوه‏گر است، وجود زمینه‏ها و ظرفیت‏هایى است كه براى میهمانى خداى سبحان فراهم آمده‏اند، آنگونه كه پیامبر خدا در توصیف این ویژگى فرمود:

"هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ اللهِ، وَ جُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللهِ؛ ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت گشته‏اید و از اهل كرامت خدا قرار داده شده‏اید.    

در حقیقت، این ویژگى، سرچشمه همه ویژگى‏ها و بركات این ماه مبارك است. به عبارت دیگر، مى‏توان گفت كه میهمانى الهى در این مقطع زمانى، و غذاهاى معنوى ویژه‏اى كه خداوند براى پذیرایى از میهمانانش در چنین ضیافتى فراهم ساخته است، ریشه تحوّلات ژرف معنوى‏اى است كه در این ماه با فضیلت، بر زندگى انسان سایه مى‏افكنند، و سفره‏اى است گسترده براى همگان كه هر كس، مى‏تواند از بركات بى‏شمار آن برخوردار شود.  

 

انسان از نگاه اسلام، تركیبى از جسم و جان است. همانگونه كه جسم انسان براى تداوم وجود خویش نیازمند غذاهاى مادّى است، هویّت و حقیقت انسانىِ او نیز نیازمند غذاهاى معنوى از سنخ خود است.

 معناى میهمانى خدا   

نخستین سؤالى كه در اینجا مطرح می‌شود، معناى میهمانى خداى سبحان در این ماه و میزبانى او از دوستانش است. مگر همه مردم در همه اوقات، میهمانان خدا نیستند كه بر سر سفره الهى فرود آمده‏اند؟   

به علاوه، پایه میهمانى، همان خوردنى و آشامیدنى‏اى است كه میزبان براى میهمان فراهم مى‏كند . پس، این چه ضیافتى است كه پرهیز از خوردن و آشامیدن، نخستین شرط آن است؟   

پاسخ این سؤال، از تحلیل واقع‏بینانه حقیقت انسان و شناخت بنیادهاى وجودى او به دست مى‏آید . انسان از نگاه اسلام، تركیبى از جسم و جان است. همانگونه كه جسم انسان براى تداوم وجود خویش نیازمند غذاهاى مادّى است، هویّت و حقیقت انسانىِ او نیز نیازمند غذاهاى معنوى از سنخ خود است.روشن است كه خداوند سبحان، میهمانى رمضان را براى پذیرایى از جسم و وجود مادّىِ دوستانش فراهم نساخته است؛ چرا كه بدن‏هاى آنان، مثل همگان، در ضیافت همیشگى خدایند، و به تعبیر سعدى شیرازى:   

ادیم زمین، سفره عام اوست                          چه دشمن بر این خوان یغما، چه دوست(1) 

این در حالى است كه اغلب دشمنان خدا از این سفره گسترده، بیش از دیگران بهره مى‏برند. نتیجه، این كه: ارزش پذیرایى از جسم و تأمین خواسته‏هاى مادّى، هرگز به پاى تأمین نیازهاى معنوى نمى‏رسد، به خصوص كه قرآن كریم تصریح مى‏كند: اگر بیم آن نبود كه همه مردم به كفر بگروند، كافر به بالاترین امكانات مادّى، نایل مى‏شد:   

«وَ لَوْ لاَ أَن یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن یَكْفُرُ بِالرَّحْمَـنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ * وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَ سُرُرًا عَلَیْهَا یَتَّكِـئونَ * وَ زُخْرُفًا وَ إِن كُلُّ ذَ لِكَ لَمَّا مَتَـعُ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ الْأَخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ»(2)؛ اگر بیم آن نبود كه مردم (در، گمراهى) امّتِ واحد شوند، براى خانه‏هاى كسانى كه به خداوندْ كافر مى‏شوند، سقف‏هایى از نقره و نردبان‏هایى قرار مى‏دادیم كه از آن بالا بروند* و براى خانه‏هایشان درها و تخت‏هایى كه بر آن تكیه زنند، قرار مى‏دادیم * و [نیز] انواع زیورها را . همانا همه اینها كالاى زندگى دنیایى است و سراى آخرت نزد پروردگارت براى تقواپیشگان است.   

خداى متعال در میهمان‏سراى رمضان، جان‏ها و روح‏هاى دوستانش را به ضیافت فرا خوانده است، نه بدن‏ها و وجود مادّى آنان را، و این، ضیافتى است كه جز او، كسى ارزش آن را نمى‏داند. از این رو خداى سبحان فرموده است:   

«الصَّومُ لى وَ أنَا أجزى بِهِ ؛ روزه، از آنِ من است و من خود، پاداش آن را مى‏دهم .   

در حدیثی از پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نیز آمده است:     

«لَو أنَّ الدُّنیا كانَت تَعدِلُ عِندَ الله‏ِ عز و جل جَناحَ بَعُوضَةٍ، ما سَقَى الكافِرَ، وَ الفاجِرَ مِنها شَربَةً مِن ماءٍ (3)؛ اگر نبود این كه دنیا در نزد خدا برابر با بال پشه‏اى هم نیست، هرگز در آن، یك جرعه آب نیز به كافر و فاجر نمى‏نوشاند!   

خداى متعال در میهمان‏سراى رمضان، جان‏ها و روح‏هاى دوستانش را به ضیافت فرا خوانده است، نه بدن‏ها و وجود مادّى آنان را، و این، ضیافتى است كه جز او، كسى ارزش آن را نمى‏داند. از این رو خداى سبحان فرموده است:   

«الصَّومُ لى وَ أنَا أجزى بِهِ ؛ روزه، از آنِ من است و من خود، پاداش آن را مى‏دهم .   

ماه رمضان

از سوى دیگر، شرایط و آداب این میهمانى، باید هماهنگ با ضیافت جان باشد و طعام و نوشیدنى آن، هماهنگ با ضیافت روح و هدف از آن نیز پدید آوردن تحوّل روحى و تجدید حیات معنوى انسان و تقویت بنیه روانى او .   

در این زمینه، عالم ربّانى مرحوم شیخ رضا (فرزند فقیه و فیلسوف و عارف بزرگوار، شیخ محمّدحسین اصفهانى) در الرسالة المجدیّة در شرح این سخن پیامبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏و‏آله) كه: «در این ماه، به میهمانى الهى دعوت گشته‏اید و از اهل كرامت الهى قرار داده شده‏اید»، چه زیبا نوشته است كه:   

بدان! این میهمانى، پذیرایى از جسم نیست و بدن تو به این میهمانى دعوت نشده است؛ چرا كه تو در ماه رمضان، در همان خانه‏اى ساكن هستى كه در ماه شعبان ساكن بودى و غذاى تو، همان نان و آب‏گوشتى است كه در ماه‏هاى دیگر سال مى‏خوردى، [با این تفاوت كه] در روزهاى این ماه، از خوردن آن منع شده‏اى؛ بلكه روح توست كه میهمان این ضیافت است و به منزل و غذایى دیگر دعوت شده است كه روحانى و هماهنگ با روح است .   

دعوت به ماه رمضان، دعوت به بهشت است و غذاهاى این میهمانى نیز از نوع غذاهاى بهشتى است. هر دو، میهمان خانه خدایند؛ لیكن نام میهمان‏سرا در این جا «ماه رمضان» است و نامش در آنجا «غرفه‏هاى بهشتى». اینجا غیب است و آنجا مشهود و عیان؛ اینجا تسبیح و تهلیل است و آنجا چشمه سلسبیل؛ اینجا نعمت‏هاى پوشیده و اندوخته هستند و آنجا «میوه‏اى از آنچه برمى‏گزینند * و گوشت بریان پرنده‏اى كه میل دارند»(4)    

بدان! این میهمانى، پذیرایى از جسم نیست و بدن تو به این میهمانى دعوت نشده است؛ چرا كه تو در ماه رمضان، در همان خانه‏اى ساكن هستى كه در ماه شعبان ساكن بودى و غذاى تو، همان نان و آب‏گوشتى است كه در ماه‏هاى دیگر سال مى‏خوردى، [با این تفاوت كه] در روزهاى این ماه، از خوردن آن منع شده‏اى؛ بلكه روح توست كه میهمان این ضیافت است و به منزل و غذایى دیگر دعوت شده است كه روحانى و هماهنگ با روح است .

پس نعمت‏ها در هر جهان با پوشش همان جهان، آشكار مى‏شوند و گاهى هم هست كه نعمت‏ها در همین دنیا براى پیامبران و معصومان، به شكل آن جهانى، آشكار مى‏شوند. آنچه در روایات بسیارى آمده كه: پیامبر خدا براى فاطمه زهرا (علیهاالسلام) یا امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) میوه‏اى از میوه‏هاى بهشت یا جامه‏اى از جامه‏هاى بهشت آورد، گواه این مطلب است . بلكه بالاتر از این، گاهى این امور براى شیعیان خاص نیز فراهم مى‏آید، البتّه به تناسب وسعت وجود و مرتبه‏اى از كمال كه به آن رسیده‏اند. بارها و بارها از نزدیك‏ترین خویشانِ سببى و نسبى خود به نظر مى‏رسد كه مقصود وى، پدر بزرگوارش شیخ محمّدحسین اصفهانى (كُمپانى) باشد. شنیده‏ام كه مى‏گفت:   

«در یكى از روزهاى ماه رمضان، مشغول خواندن زیارت "امین الله‏" در مرقد امیرمؤمنان در نجف بودم . چون به این عبارتِ زیارت رسیدم كه: «مائده‏هاى رحمت براى آنانى كه از خوان نعمتت روزى مى‏طلبند، آماده است و سرچشمه‏هاى سیرابى براى تشنگان، پُر آب است»، در همان حال كه در معناى آن تأمّل و اندیشه مى‏كردم، ناگهان سفره‏اى برایم آشكار شد كه طعام‏ها و نوشیدنى‏هاى گوناگون بر آن چیده شده بود، آن چنان كه تا آن زمان، تصوّرش را هم نكرده بودم. من مشغول خوردن از غذاى آن بودم و در همان حال به یك مسئله فقهى نیز مى‏اندیشیدم . حالتى شگفت و دهشت‏زا بود! در واقع، حقیقت غذا [ى روح]، همین است كه روزه را باطل نمى‏كند ... .»   

شراب طهور در زندگى دنیا، محبّت خداست و بهترین زمانی كه براى فراهم ساختن آن مغتنم است، همین ضیافتى است كه ساقى‏اش، همان میزبانش است .   

هرگز مپندار كه تعبیرات این بنده، خیالات و اوهام شاعران یا شطحیّات صوفیان افراطى است . هرگز مباد كه از زبان قرآن و حدیث، فراتر روم یا در اعتقاداتم از آنچه خداوند و پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏و‏آله) گفته و به آن فرمان داده‏اند، پیش‏تر روم؛ بلكه مقصود، سخنِ همان خدایى است كه در سوره «هل أتى» مى‏فرماید: «خداوند به آنان شراب طهور مى‏نوشاند.» (5) 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- بوستان سعدی، ص 3 . 

2- الزخرف ، آیه 33 ـ 35 .

3- الأمالى، طوسى، 531 / 1162، مكارم الأخلاق: 2/368/2661، تنبیه الخواطر: 2/56، تحف العقول:40، الأمالى، صدوق: 305/348، التمحیص: 49/79؛ سنن الترمذى: 4/560/2320، المستدرك على الصحیحین: 4/342/7848، كنز العمّال: 3/195/6132 .   

4- واقعه، آیه20 و 21 .   

5- اشاره ‏است به حدیث ‏امام ‏صادق (علیه‏السلام) در مورد آیه‏ مذكور، كه فرمود: «آنان را از هر چیزى جز خدا پاك مى‏سازد؛ چرا كه هر كس به چیزى از موجودات، آلوده گردد، پاك نیست، مگر به خداى متعال.» مجمع البیان:10/623. جامع الدرر (نوشته عالم ربانى و استاد اخلاق حجة الاسلام والمسلمین حاج سیدحسین فاطمى رضوان الله‏ تعالى علیه) : 335 ـ 337 به نقل از رساله مجدیّه. 

 

منبع:

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1.   

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/06/02ساعت 4:4  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان86

ماهی برای گشایش درهای آسمان!

آسمان

 

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):

اِنَّ اَبوابَ السَماءِ تُفتَحُ فِى اَولِ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضان وَ لا تُغلَقُ اِلى آخِرِ لَیلَةٍ مِنهُ

 

رسول خدا (كه سلام و درود خداوند برو و خاندان پاكش باد) فرمود:

درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.


بحار الانوار، ج 93، ص 344


چرا روزه واجب شد؟

روزه

قال امیرالمومنین علیه السلام:

                        فرض الله  الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق

 

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حكمت 252

روزه و فقر آخرت

رمضان

قال الرضا علیه السلام:

اِنَّمَا اُمِرُوا بِالصَومِ لِكَى یَعرِفُوا اَلَمَ الجُوعِ وَ العَطَشِ فَیَستَدِلّوا عَلَى فَقرِ الاخِر.

 

امام رضا علیه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.


وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10


بهترین نوعِ روزه

رمضان

قال امیرالمومنین علیه السلام

        صَومُ النَفسِ عَن لَذّاتِ الدُنیا اَنفَعُ الصِیام.

 

امیر مومنان، على علیه السلام فرمود:

        روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.

 

[مراد از روزه‌ی نفس همان خودداری نفس از خواهشهای دنیایی است، چنانكه روزه بدن نگهداری آن از خوردن و آشامیدن است. این كلام نورانی بیانگر حد اعلی روزه است و مسلماً آنچه به صورت تكلیف شرعی واجب گشته است همان حد پایین آن یعنی خودداری از خوردن و آشامیدن است كه باید آن را با رعایت آداب روزه و در نهایت با امساك نفس، به درجه نهایی خود رساند.]


غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64


روزه فقط گرسنگی نیست!

رمضان

قال امیرالمومنین علیه السلام :

     الصِیامُ اِجتِنابُ المَحارِم كَمَا یَمتَنِعُ الرَجُل مِنَ الطَعامِ وَ الشَراب.

 

امام على علیه السلام فرمود:

     روزه پرهیز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏كند.

[یعنی همانطور كه از خوردن كناره گیری می‌كند باید از كارهای حرام نیز بپرهیزد].


بحار ج 93 ص 249


روزه قلب

علی

قال امیرالمومنین علیه السلام

صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِسانِ وَ صَومُ اللِسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطن.

 

امام على علیه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

 

[مراد از روزه قلب و زبان همان اجتناب و نگهداری قلب و زبان از گناهانی كه مربوط به آنان است، می‌باشد. گناهانی چون بخل و سوء ظن كه اموری قلبی و غیبت یا تهمت و یا طعنه و آزار گفتاری دیگران كه از گتاهان زبان می‌باشند. ]


غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80


موهایت نیز باید روزه‌دار باشند!!

رمضان

قال الصادق علیه السلام

    اِذَا صُمتَ فَلیَصِم سَمعَكَ وَ بَصَرَكَ وَ شَعرَكَ وَ جِلدَك.

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

    آنگاه كه روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.

[یعنى باید تمام اعضا و جوارحت از گناهان پرهیز كنند]

الكافى ج 4 ص 87، ح 1


روزه‌ای كه به درد نمی‌خورد!!

رمضان

 

عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها

     مَا یَصنَعُ الصَائِمُ بصِیامِهِ اِذا لَم یَصِن لِسانَهُ وَ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.

 

حضرت زهرا علیها السلام فرمود:

     روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده، روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

روزه‌ی این افراد قبول نیست:

روزه

قال الباقر علیه السلام

لا صِیامَ لِمَن عَصَى الاِمامَ وَ لا صِیامَ لِعَبدٍ آبقٍ حَتى یَرجِعَ وَ لا صِیامَ لِاِمرَاَةٍ نَاشِزَةٍ حَتى تَتُوبَ وَ لاصِیامَ لِوَلَدٍ عَاق حَتى یبر.

 

امام باقر علیه السلام فرمود:

روزهای برای این افراد نیست [روزه‌اشان قبول نیست]:

      كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

      بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

      زنى كه اطاعت ‏شوهر نكرده تا اینكه توبه كند.

      فرزندى كه [نسبت به والدین خود] نافرمان شده تا اینكه مطیع شود.


بحار الانوار ج 93، ص 295.


كاری پر ثواب‌تر از روزه!

صدقه

قال الصادق علیه السلام

    صَدَقَةُ دِرهَمٍ اَفضَل مِن صِیامِ یَومٍ.

 

امام صادق علیه السلام فرمود

    یك درهم صدقه دادن از یك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.


وسائل الشیعه، ج 7 - ص 218 - ح 6

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/25ساعت 16:41  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان85

 مناجات نامه( شرح فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی ) 

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (1)

دعاي ابو حمزه ثمالي

گرچه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است ، فضیلت مخصوص است . در این فرصت كوتاه كه شرح اجمالی دعای نورانی ابوحمزة ثمالی به عرضتان می رسد ، متون و خطوط اصلی این دعا بازگو خواهد شد.

این دعائی است كه وجود مبارك امام سجاد، زین العابدین سلام الله علیه در تمام سحرهای ماه مبارك رمضان این دعا را می‌خواندند. شایسته است پیروان عترت طاهرین تأسّی كنند و در سحرها بیدار باشند و این دعای نورانی را قرائت كنند. این دعا در جوامع روائی و حدیثی ما‌ آمده است. در مصباح كَفعَمی است، و در اقبال سیّدبن طاووس هست. مرحوم سیّدبن طاووس می‌گوید: با سند خاصی كه ما به هارون بن موسیِ طَلّ اُكبُری داریم، او از حسن بن محبوب ضَرّآء، و او از ابوحمزة ثمالی نقل می‌كند. این هارون بن موسیِ طَلّ اُكبُری كه ابن طاووس (رضوان الله علیه) سلسله سندش در نقل این دعای نورانی به او ختم می‌شود، از بزرگان حدیث است. مورد وثوق است.

دعا طبق بیان نورانی امام سجاد سلام الله علیه بهترین عبادت است و ذات أقدس إله در این آیه مباركه كه فرمود: ادْعُونی اَستَجِبْ لَكُمْ إنَّ الَّذین یَسْتَكْبِرونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرین؛ به سه نكته اشاره كرد. نكته اول این كه دعا عبادت است. دوم این كه ترك دعا استكبار است. سوم این كه خداوند مستكبران را، یعنی تاركان دعا را به دوزخ تهدید كرده است.

اُكبُر از رجال به نام اسلام است . مكان و منطقة مخصوصی به عنوان طَلّ اُكبُری نام گذاری شده است كه این هارون بن موسی مال آن منطقه و محدوده خاص است. هارون بن موسیِ طَلّ اُكبُری! او از حسن بن محبوب كه هم به صَرّآء و هم به ضَرّآء ملقّب است نقل می‌كند كه او هم موثّق است .

حسن بن محبوب از ثابت بن دینار، مُكنّی به ابوحمزة ثمالی نقل می‌كند. ابوحمزة ثمالی طبق بیاناتی كه از ائمه علیهم‌السلام رسیده است از نظر زهد، سلمان عصر خود بود. از وجود مبارك امامِ رضا سلام الله علیه نقل شده است كه ابوحمزه ثمالی لقمان عصر خود بود. او چهار امام را اِدراك كرد. از محضر نورانی چهار امام، معارف الهی را فرا گرفت. خدمت امام زین العابدین علیه السلام رسید، شاگردی امام باقر سلام الله علیه افتخار او شد. تلمّذ محضر امام صادق سلام الله علیه بهره او شد.

و مقداری هم از عصر امام كاظم سلام الله علیه را درك كرده است. بنابراین این حدیث نورانی از نظر سند تام است. گذشته از این كه از جهت مضمون و محتوا بسیار بلند است. روایت را از دو جهت می‌توان معتبر دانست. یكی از نظر سند كه طریق، طریقیت دارد، نه موضوعیت. گاهی ممكن است روایت ضعیف باشد، ولی محتوای او بسیار عمیق و بلند باشد. با خطوط كلّی قرآن و روایات هماهنگ باشد. این هم یك تبیّن علمی است. یعنی انسان وثوق دارد، اطمینان دارد كه این مضمون از غیر خاندان عصمت و طهارت سلام الله علیهم أجمعین نمی‌رسد و نرسیده است. و این كه گفته شد: إنْ جآءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَاءٍ فَتَبَیَّنُوا (2)برای آن است كه انسان وثوق پیدا كند این مطلب رسیده است. وثوق به صحّت مطلب گاهی از راه طریق است و گاهی از نظر متن . ولی در اینجا جامع بین طریق و محتواست. یعنی هم سند معتبر است، و هم مضمون و محتوا.

مطلب دیگر آن است كه دعا طبق بیان نورانی امام سجاد سلام الله علیه بهترین عبادت است و ذات أقدس إله در این آیه مباركه كه فرمود: ادْعُونی اَستَجِبْ لَكُمْ إنَّ الَّذین یَسْتَكْبِرونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرین؛ به سه نكته اشاره كرد. نكته اول این كه دعا عبادت است. دوم این كه ترك دعا استكبار است. سوم این كه خداوند مستكبران را، یعنی تاركان دعا را به دوزخ تهدید كرده است. این بیان از امام سجاد سلام الله علیه در صحیفه سجادیه او نقل شده است.

مطلب سوم آن است كه همانطوری كه قرآن یُفَسِّرُ بَعضُهُ بَعضاً، یَنْطِقُ بَعضُهُ بِبَعض، یَشهَدُ بَعضُهُ بِبَعض، آیات را باید با یكدیگر تفسیر كرد. ادعیه این چنین است، احادیث این چنین است، روایات دیگر این چنین است. اگر ما خواستیم دعاها را خوب تفسیر كنیم، باید از یكدیگر كمك بگیریم . برخی از دعاها شاهد و مفسّر دیگراند. مخصوصاً آنچه كه از امام سجاد سلام الله علیه در این زمینه رسیده است. یعنی صحیفه سجادیه یك شرح نورانی است برای دعای ابوحمزه ثمالی. این دعا كه امام سجاد را با سائر ادعیه آن وجود مبارك می‌توان به خوبی حل كرد.

مطلب بعدی آن است كه در غالب این ادعیه كلمه بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم در طلیعه و آغازش نیست. با این كه به ما دستور دادند هر كاری كه شروع می‌كنید اول نام ذات أقدس إله را ببرید. پاسخ این سئوال این است كه هر كاری را باید به نام خدا شروع كرد. نام خدا گاهی به صورت بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم است، گاهی به صورت اذكار و اُوراد دیگر . هیچ دعائی نیست كه بدون نام خدا شروع نشده باشد. همین دعای ابوحمزه ثمالی گرچه اولش بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم ندارد، اما اول «الهی» و مانند آن است. خدایا! الهی ! لا تُؤدِّبْنِی بِعُقُوبَتِكْ وَلا تَمْكُرْ بِی فِی حِیلَتِكْ . پس به نام خدا شروع شده است. چون به نام شروع شده است، مشمول آن احادیثی نخواهد بود كه هر كاری كه به نام خدا شروع نشده است، ابتر و بی نتیجه است.

مطلب بعدی آن است كه این دعای نورانی، فرازهای گوناگون و جمله‌های متعددی دارد. همه اینها یك سطح نیست. چون همه دعا كنندگان یك سطح نیستند. بعضی مشكل خوف دارند، بعضی در مرحله رجاء مشكل دارند. بعضی دیگر مشكلات دیگر دامنگیر آنها شده است. لذا این دعای جامع برای همگان سودمند است. البته بحث‌های محوری این دعا همان مسئله توحید است كه در خِلال این مسائل بازگو می‌شود. اینها یك سلسله مسائل اجمالی است كه در دالان ورودی شرح كوتاه دعای سحر امام سجاد سلام الله علیه كه به وسیله ثابت بن دینار ابوحمزه ثمالی (رضوان الله علیه) نقل شده است، بازگو می‌شود. كه إن شآءَ الله اگر ذات أقدس إله توفیق داد در نوبت بعد آغاز این دعا شرح می‌شود تا در هر فرصت كوتاهی كه نصیب ما شد، با شما روزه‌داران الهی در میان خواهیم گذاشت.

غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیْكُمْ وَ رَحمَةُ الله وَ بَرَكاتُه.


شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (2)

آیة الله جوادی آملی

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشِّیطانِ الرَّجِیم . بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم . وَ إذَا سَألَكَ عِبادِی عَنّی فَإنّی قَرِیبٌ اُجِیبُ دَعوَةَ الدّاعِ إذا دَعانِ فَالیَسْتَجِیبُوا لِی وَ الیُؤمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرشُدُون (1)

بحث در شرح دعای نورانی و مناجات امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه رمضان بود. چون

انسانِ تبهكار تا طاهر نشود راه قُرب الهی به سوی او گشوده نخواهد شد. در طلیعه این دعا به ما آموخت كه از ذات أقدس إله طلب عفو و بخشایش كنیم . وجود مبارك امام سجاد به ذات أقدس إله عرض كرد: "الهی! لا تُؤدِّبنِی بِعُقُوبَتِكْ وَلا تَمْكُرْ بِی فِی حِیلَتِكْ. مِن إیْنٍ لِیَ الخِیرُ وَلا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِكْ. وَ مِنْ إیْنٍ لِیَ النَجاهُ یا رَبّی وَلا تَستَطاعُ إلا بِكْ . لَا الَّذِی أحسَنَ استَغْنی عَنْ عُونِكَ وَ رَحمَتِكْ. وَ لَا الَّذِی أسآءَ وَاجتَرَأ عَلَیْكَ وَ لَمْ یُرضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدرَتِكْ."

یعنی خدایا! گرچه ما در اثر گناه استحقاق داریم كه به عقب و به دنبال گناه عقوبت بشویم. آن تنبیه و كیفر را می‌گویند: (عقوبت) . چون تعاقِب و در عقب گناه پدید می‌آید. عرض می‌كند كه ما در اثر گناه گرچه استحقاق تأدیب داریم كه ما را اَدب بكنی و گرچه در اثر كارهای ناروا كه كردیم استحقاق داریم كه شما با آن حیلت الهی و مكر الهی كه وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ الله وَ اللهُ خِیرُ المَاكِرین(2)، مكر كنی و با حیلتی كه داری نگذاری ما به مقصد مشئوم مان برسیم . چون خداوند حائل خوبی است.

نمی‌گذارد افراد به آن مقصد مشئوم شان برسند. و مكر هم استفاده كردن از وسائل مرموز است. خدا تمام وسائل را در اختیار دارد وَ عِندَاللهِ مَكرُهُمْ وَ إنْ كَانَ مَكرُهُمْ لَتَزُولُ مِنْهُ الجِبال.(3) چون این چنین است خداوند توان آن را دارد كه مكر ماكران را به خود آنها برگرداند. و نگذارد با ایجاد آن حائل كه آن حائل را و ایجاد حائل را حیلوله و حیله می‌گویند، نگذارد با ایجاد حائل كسی به مقصد برسد. امام سجاد سلام الله علیه عرض می‌كند: خدایا! ما را در اثر گناهانمان عقوبت نكن! در اثر مكر و بدرفتاری‌مان مبتلا به مكر و حیله خود قرار نده! هیچ كس به هیچ مقصدی نرسیده است، مگر به فیض و فوز تو ! و هیچ كسی از شرّ نرهیده است، به خیر نرسیده است، مگر به عنایت تو .

امام سجاد سلام الله علیه عرض می‌كند: خدایا! ما را در اثر گناهانمان عقوبت نكن! در اثر مكر و بدرفتاری‌مان مبتلا به مكر و حیله خود قرار نده! هیچ كس به هیچ مقصدی نرسیده است، مگر به فیض و فوز تو ! و هیچ كسی از شرّ نرهیده است، به خیر نرسیده است، مگر به عنایت تو .

مِنْ إینٍ لِیَ الخِیرُ یا رَبِّ وَ لا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِك. اگر خیر به دست توست و در غیر تو، در نزد غیر تو خیری نیست، ما از كجا خیر را فراهم بكنیم ؟ مِنْ إینٍ لِیَ الخِیرُ یا رَبِّ وَ لا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِك. نه پیش ماست، نه پیش دیگران. و اگر كسی گناه كرد و خواست نجات پیدا كند، راه نجات نه پیش خود گنه كار است، نه پیش دیگران. وَ مِنْ إینٍ لِیَ النِجاهُ یا رَبّی وَ لا تُستَطاعُ إلا بِكْ . هیچ كسی توان رهائی از عذاب را ندارد، مگر به فیض خاص تو ! نه آنها كه راه خیر را طی كردند از تو بی‌نیاز بودند، نه آنها كه راه تباهی و تیرگی را طی كردند، از قلمرو قدرت تو بیرون بودند.

بر اساس كریمه: مَا بِكُمْ مِنْ نِعمَهٍ فَمِنَ الله(4) هر كه هر چه دارد در كنار سفره تو دارد. بر اساس آیاتی كه وَ لا یَحسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا سَبَقُوا (5) و آیاتی از قبیل "وَ مَا أنْتُمْ بِمُعجِزینَ فِی الأرض"(6) و مانند آن هیچ كس نمی‌تواند قدرت إله را جلو بزند و قدرت إله را عاجز كند. هیچ كس مُعجز خدا نیست كه قدرت خدا را عاجز كند. هیچ كسی سابق نیست كه قدرت خدا را لاحِق كند. در این آیات قرائت شده ذات أقدس إله فرمود: لا یَحسَبَنَّ الَّذینَ كَفَرُوا سَبَقُوا . آنها خیال نكنند جلو زدند. یا فرمود: وَ مَا أنْتُمْ بِمُعجِزِینَ فِی الأرض . بعد از این كه این جمله‌ها گفته شد و روشن شد هیچ كسی قدرتی در قبال ذات أقدس إله ندارد و هیچ كسی بی‌نیاز از ذات أقدس إله نیست . هم پرهیزكاران به او نیازمندند، هم وارستگان از عذاب به او نیازمندند. آنگاه دستور داد چند بار كلمه (یا رَبِّ) را بگوئید. آن كلمه یا رَبِّ را با یك نفس انسان بگوید . حالا سه بار ، چهار بار ، پنج بار این كلمه نورانی را گفتن عیب ندارد .

آنگاه به آن جمله حسّاس و كلیدی این دعای نورانی ابوحمزه ثمالی می‌رسیم كه

بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلِیكَ وَ دَعوتَنِی إلَیكَ وَ لُولا أنْتَ لم أدْرِ مَا أنْت . در نوبت قبل اشاره شد كه برخی از جمله‌های این دعای نورانی ابوحمزه در حدّ كلید درهای دیگر است . یكی از آن جمله‌های كلیدی همین است كه بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْك . این بِكَ عَرَفتُكَ را همه داعیان عرض می‌كنند: خدایا! به وسیله تو ما تو را شناختیم .

آنها كه از آیات آفاقی مدد می‌گیرند، چون آیات آفاقی مخلوق خداست، دلالت انسان متفكّر به آیات آفاقی مخلوق خداست، لذا به خدا عرض می‌كنند: ما به وسیله تو، تو را شناختیم . آنها كه از آیات أنفسی طرفی می‌بندند نشانه‌های روح و آیاتی كه در جان انسان موجود است، مخلوق خداست، دلالت انسان به استفاده از آیات انفسی مخلوق خداست و آنها هم از راه عنایت‌های الهی به خدا رسیده‌اند. آنها كه جامع بین آیات آفاقی و آیات انفسی‌اند به شرح ایضاً . آنها هم می‌گویند: بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْك . آنها كه از این سه گروه بالاترند، آنها كسانی‌اند كه به خصوص آیات آفاقی بسنده كنند، یا به خصوص آیات انفسی بسنده كنند، یا به جمع آیتین بسنده كنند، بلكه می‌خواهند خدا را با خود خدا بشناسند. آنها هم می‌گویند : بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیكْ. این أوَلَمْ یَكْفِ بِربكَ أنَّهُ عَلی كُلِّ شِیءٍ شَهِید(7)، یعنی خداوند برای این كه روشن بشود، برای این كه دیگران به خوبی درك بكنند خداوند حقّ است، خود را به آنها نشان می‌دهد . آنها با مشاهده خداوند، خداوند را می‌شناسند. نیازی به آیات آفاقی و انفسی نیست. در اینجا راه و هدف یكی است.

مَسلك و مَسلوكٌ إلیه یكی است. و چون سالك از خود خبری ندارد و خود را نمی‌بیند، خود را نمی‌بیند، سلوك خود را نمی‌بیند . فقط هدف را می‌بیند، در حقیقت مسلك و هدف یكی خواهد بود. در بعضی از روایاتی كه ذیل این بخش از آیات سوره مباركه یوسف آمده است كه أأنْتَ یُوسُف، آنجا وجود مبارك امام صادق طبق نقل صاحب تُحَف العقول این بیان نورانی را در شناخت خدا ذكر كرد كه معرفت شاهد قبل از معرفت وصف اوست. یعنی ما شاهد را اوّل می‌شناسیم ، بعد صفات او را می‌شناسیم . ولی اگر موجودی غائب بود، اوّل وصفش را می‌شناسیم ، بعد ذاتش را می‌شناسیم . خلاصه آن حدیث این است كه: شناخت ذات شاهد قبل از وصف اوست.

شناخت ذات غائب بعد از وصف اوست . بعد استشهاد می‌كند كه برادران یوسف اوّل او را دیدند، بعد به یوسف بودن او پی بردند. أأنْتَ یُوسُف. نگفتند: یوسف توئی! گفتند: تو یوسفی؟ وجود مبارك امام صادق هم می‌فرماید به این كه: خدا مشهود همه ماست. ما اوّل او را می‌شناسیم، بعد اوصاف او را می‌شناسیم . بعد آیات آفاقی و انفسی او را می‌شناسیم . چون این چنین است

این گروه چهارم كه برترین گروه معرفتی‌اند، خدا را با خود خدا می‌شناسند.

این بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلتَنِی عَلَیك وَ لُولا أنْتَ لَمْ أدْرِ مَا أنْت برای این چهار گروه چهار مصداق مشخّص دارد. جامع همه یكی است كه انسان خدا را به وسیله خدا بشناسد. خدا راهنمای انسان است و اگر خدا كسی را راهنمائی نكند نمی‌تواند خدا را بشناسد . و خدا راهنمائی‌های فراوانی را اِعمال كرده است . منتها این سالك مُتطرّق است كه باید از این راه‌ها استفاده بكند و به مقصد برسد. پس همگان، همه این طوائف أربعه این جمله را می‌خوانند، منتها هر كس در حدّ خاصّ خود.

غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیكُمْ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرِكاتُه.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره بقره / آیة 168

2- سورة آل عمران / آیه 54

3- سورة ابراهیم / آیة 46

4- سورة نحل / آیة 53

5- سورة انفال / آیة 59

6- سورة عنكبوت / آیة 22

7- سورة فصّلت / آیة 53


شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (3)

دعا و نيايش

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیم . بِسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیم . قُلْ مَا یَعْبِأَ بِكُمْ رَبّی لُولا دُعاكُمْ (1)

یكی از آداب و سنن دعا همین است. وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان ذات أقدس إله را حمد می‌كند و او را شایسته حمد و ثناء می‌داند و همین را زمینه اجابت دعا می‌شمارد . عرض می‌كند:

"اَلحَمْدُ للهِ الَّذِی یُجِیبُنِی إذا دَعَوتُهُ وَ إنْ كُنْتَ بَطِیئاً حِینَ یَدعُونَی" .

خدا را من حمد می‌كنم كه وقتی او را می‌خواهم و می‌خوانم ، مرا اجابت می‌كند. گرچه هر وقت او مرا خواست، من با كُندی به طرف او حركت می‌كنم و گاهی هم ممكن است این راه را طی نكنم.

خدا را من حمد می‌كنم كه وقتی او را می‌خواهم و می‌خوانم ، مرا اجابت می‌كند. گرچه هر وقت او مرا خواست، من با كُندی به طرف او حركت می‌كنم و گاهی هم ممكن است این راه را طی نكنم.

و خدای را حمد می‌كنم كه هر وقت چیزی خواستم به من عطا می‌كند، گرچه هر وقت او دستور انفاق مالی داد من بُخل می‌ورزم . و خدای را حمد می‌كنم كه هر وقت خواستم با او ندائی در میان بگذارم، بدون واسطه و بدون شفیعی كه از من شفاعت بكند او مرا می‌پذیرد. قبلاً به عرضتان رسید كه همانطوری كه آیات قرآن یكدیگر را شرح و تفسیر می‌كنند، احادیث و ادعیه و مناجات هم به شرح ایضا.ً

این دعای ابوحمزه ثمالی را باید با سائر ادعیه امام سجاد شرح كرد. وجود مبارك امام سجاد در صحیفه سجادیه دارد كه: خدایا! سه چیز مانع دعا كردن من است و یك چیز من را به دعا كردن تشویق می‌كند.

اما آن سه چیزی كه حاجب است، نمی‌گذارد من دعا بكنم؛ یكی این كه شما مرا امر كردی به واجبات و مستحبات، امر كردی و من در اطاعت امر كُندی كردم و انجام ندادم . دوم این كه مرا از بعضی از امور نهی كردی و من متأسفانه مرتكب مَنهیّ عنه تو شدم. سوم این كه نعمت‌های فراوانی به من دادی، من به جای شكر نعمت، كُفران نعمت كردم و حقّ شناسی نكردم . این سه امر حاجب و مانع نیایش و دعای من است كه من به خودم اجازه نیایش نمی‌دهم و آنها جلوی نیایش من را هم می‌گیرد.

اما یك چیز است كه من را وادار به نیایش می‌كند و دعای من را هم مستجاب می‌كند و آن تفضّل و بزرگواری و احسان ابتدائی توست. خدایا ! تو در برابر كار پاداش نمی‌دهی! تمام لطف‌های تو احسان است و تمام منّت‌های تو ابتدا . مِنَنُكَ ابْتِداء . مسبوق به استحقاق نیست . چون روی لطف رفتار می‌كنی، بنابراین من هم به خودم اجازه نیایش و دعا می‌دهم.

در همین دعای ابوحمزه ثمالی عرض می‌كند: اَلحَمدُ للهِ الَّذِی أسئَلُهُ فَیُعْطِیَنِی وَ إنْ كُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی . خدای را حمد می‌كنم كه هر چه از او خواستم به من می‌دهد و اگر خود خدا از من استقراض كند به عنوان قرض الحسنه من كُندی می‌كنم و بُخل می‌ورزم . در قرآن هم فرمود: هآ أنْتُمْ هؤلآءِ تُدعَونَ لِتُنْفِقُوا وَ مِنْكُمْ مَنْ یَبْخَل وَ مَنْ یَبْخَل فَإنَّمَا یَبْخَلُ عَلی نَفسه(2). فرمود: شما كسانی هستید كه دعوت می‌شوید در راه خدا انفاق كنید، ولی برخی از شما بُخل می‌ورزند باید مستحضر باشند كه علیه خود بُخل می‌ورزند.

بعد عرض می‌كند: خدای را شكر می‌كنم كه هر وقت من خواستم با او تنها باشم و كسی مرا همراهی نكند، خدا مرا راه می‌دهد. گاهی انسان می‌خواهد شفیع بیاورد، ولی شفیع ندارد و خداوند هم آخَرُ مَنْ یَشفَع است و آخَرُ مَنْ یَشفَع أرحَمُ الرَّاحِمین.

شفیع جناح طائر است. جناح سائل است كه با وسیله شفیع انسان توان پرواز دارد. ولی گاهی انسان بی پر است. شفیعی ندارد. قدرت استشفاء ندارد و اگر هم استشفاء كرد كسی از او شفاعتی را به عمل نمی‌آورد.

خدای را حمد می‌كنم كه هر وقت چیزی خواستم به من عطا می‌كند، گرچه هر وقت او دستور انفاق مالی داد من بُخل می‌ورزم .

آنگاه وجود مبارك امام سجاد وصف دیگری كه برای داعیان لازم است ذكر می‌كند. داعی باید در خوف و رجاء موحّد باشد. عرض می‌كند:

"وَالحَمدُ للهِ الَّذِی اَدعُوهُ وَلا اَدعُوا غِیرَهُ وَ لُو دَعُوتُ غِیرَهُ لَمْ یَستَجِب لِی دعائی ."

خدای را شكر می‌كنم كه من فقط او را می‌خوانم . غیر او را نمی‌خوانم . اگر غیر او را بخوانم ، استجابت نمی‌كنم . چون كار از غیر او ساخته نیست . چنین كه در طلیعه امر هم گذشت مِنْ إینٍ لِیَ الخِیرُ یا رَبِّی وَ لا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِكْ.

در امید انسان، باید موحّد باشد. چنین كه در خوف هم باید موحّد باشد. یك موحّد در تمام شئون موحّد است. می‌گوید: "إنِّ الصَّلاتِی وَ نُسُكِی وَ مَحیایَ وَ مَماتِی للهِ رَبِّ العالَمِین."(3) ممكن نیست كسی موحّد ناب باشد، توحیدش صحیح باشد، از غیر خدا بترسد. یا ممكن نیست كسی توحیدش تامّ باشد و به غیر خدا تكیّه كند و امیدوار باشد. لذا عرض می‌كند:

"وَالحَمْدُللهِ الَّذِی اَرجُوهُ وَ لا اَرجُوا غِیرَهُ ."

به غیر خدا امیدوار نیستم . چرا ؟ برای این كه: وَ لُو رَجُوتُ غِیْرُهُ لَأخْلَفَ رَجائی . اگر من به غیر خدا امیدوار باشم یا كار از دست آنها ساخته نیست، یا اگر ساخته باشد خُلفه رجاء می‌كنند؛ یعنی به امید من بها نمی‌دهند. در حقیقت از غیر خدا كاری ساخته نیست.

چون هر چه در جهان امكان یافت می‌شود مظاهر قدرت خدایند وَ للهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَالأرض(4) است، للهِ خَزائِنُهُ السَّمواتِ وَالأرض است وَ مَا یَعلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إلا هُو(5) و مانند آن است. بنابراین یك موحّد در خوف و رجاء موحّد خواهد بود. بعد عرض می‌كند: خدا را شكر می‌كنم كه ما را به خودش واگذار كرده است.

و با واگذاری به خود مایه كرامت ما را تأمین كرده است. و ما به غیر خودش واگذار نكرده است كه مورد اهانت ما باشد. خدا اگر ما را به خودمان واگذار كند یا به غیرمان واگذار كند مورد وهن ما و سستی ما و اهانت ما خواهد بود. ما می‌شویم موهون و خار و ذلیل. چرا ؟ چون اگر اَلعِزَّةُ للهِ جَمِیعاً (6)، اگر تمام عزّت مال خداست، اگر خدا انسان را به غیر خدا واگذار كند، چه به خودش واگذار كند، چه به افراد دیگر چنین كسی ذلیل خواهد بود.

برای این كه عزّت فقط از ناحیه ذات أقدس إله است . و خداوند با این كار كه ما را به خودش واگذار كرده ، به غیر خودش واگذار نكرده، ما را از ذلیل و فرومایه شدن رهائی بخشید و عزیز و گرامی قرار داد.

وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إلَیَّ وَ هُوَ غَنِیٌّ عَنّی . وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنّی حَتّی كَأنّی لا ذَنْبَ لِی فَرَبِّی أحمَدُ شِیءٍ عِنْدِی وَ اَحَقُّ بِحَمْدِی .

خدا از هر موجودی حمیدتر، محبوب‌تر و شایسته‌تر برای حمد است . چرا ؟ برای این كه خدا خود را دوست ما معرفی كرده است . فرمود: إنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونِی یُحبِبْكُمُ الله (7). خدا بندگانش را دوست دارد.

مؤمنین را دوست دارد و مانند آن تَحبُّب كرده، اظهار محبّت كرده. نسبت به ما دوستی می‌كند با این كه از ما بی‌نیاز است كاملاً، این یك. خدا از زشتی‌های ما صرف نظر كرده، حلیمانه با ما برخورد كرده كه گویا اصلاً گناهی از ما سر نزده، دو . وَ هُوَ یَحلُم . از این جهت خدا محمودترین اشیاء و شایسته‌ترین اشیاء به حمد است. برای این كه در كمال بزرگواری و بی‌نیازی خود را نسبت به ما محبّ نشان می‌دهد. و در كمال حلیم و صبور و بردبار بودن از همه گناهان ما می‌گذرد كه گویا اصلاً گناهی از ما صادر نشده است. خوب چنین موجودی دارای بهترین نعمت است و نعمت او هم به ما می‌رسد، لذا شایسته بهترین نعمت است و نعمت او هم به ما می‌رسد، لذا شایسته بهترین حمد است. غیر خدا نه از ما بی نیازند، نه نسبت به ما تَحبُّب دارند، اظهار محبّت می‌كنند. نه از لغزش‌های ما می‌گذرند.

پس شایسته حمد نیستند. در اینگونه از موارد احمد بودن و أحقّ به حمد بودن أفعَل تعیینی است نه تفضیلی. یعنی تنها كسی كه شایسته حمد است خدای سبحان آن است. امیدواریم خدای سبحان حمد و ثنای همگان را بپذیرد.


پی‌نوشت‌ها:

1- سوره فرقان / آیه 77

2- سوره محمّد / آیه 38 ـ با تلخیص

3- سوره انعام / آیه 162

4- سوره فتح / آیات 4 و 7

5- سوره مدّثر / آیه 31

6- سوره نساء / آیه 139

7- سوره آل عمران / آیه 31


شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی(4)

دعاي ابو حمزه ثمالي

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.

 أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشِّیطانِ الرَّجِیم . بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم . ادْعُونِی استَجِبْ لَكُمْ (1)

برای اجابت نیایش و دعا شرائطی است كه آن عناصر محوری چهارگانه را وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در ضمن دعا بازگو می‌كند.

عنصر اوّل آن است كه راه برای رفتن باز باشد. بسته نباشد. نه تنها برای یك نفر یا یك میلیون نفر، راه برای اوّلین و آخرین باز باشد. یعنی راه باید بی‌كران تا بی‌كران باشد. تا كسی در این راه احساس مزاحمت نكند.

دوّمین شرط آن است كه آن مرجع نهائی و مقصد كه سالكان كوی او به او رسیده‌اند توان اجابت خواسته‌های همه و همه خواسته‌های همه را داشته باشد.

 

سوم آن كه روندگان واجد شرائط باشند. موحّدانه راه توحید ناب را طی كنند. در بین راه به غیر خدا تكیّه نكنند. برای این كه به غیر خدا اَحدی نیست و نمی‌شود با راه توحید به غیر خدا مراجعه كرد.

شرط چهارم و عنصر چهارم آن است كه آن مرجع نهائی یعنی ذات أقدس إله دعوت كرده باشد. اگر دعوت نكرده باشد طی این راه ثمربخش نیست.
خاندان عصمت و طهارت فرمودند: اگر كسی بار سنگین گناه روی دوش او نباشد، بخواهد به طرف خدا ارتحال كند، رحلتی به طرف خدا كند، راه دور نیست. "وَ أنَّ الرّاحِلَ إلِیك قَرِیبُ المَسافَه." مسافت بسیار نزدیك است . چون یك قدم فاصله است و آن این است كه: یك قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در كوی دوست.

 وجود مبارك امام سجاد در ضمن دعای سحر این مراحل استجابت را بازگو می‌كند. عرض می‌كند:

خدای را شكر می‌كنیم كه راه‌های به طرف او كاملاً باز است.

"اَلْحَمْدُ للهِ الَّذِی أحَدُ سُبُلَ المَطالِبِ إلِیكِ مَشْرَعَه، تمام راه‌ها باز است. شریعت باز و گشوده است و گشاده است. وَ مَناهِلَ الرَّجاءِ إلِیكِ مُترَعَه."

هر كسی به طرف تو امیدوار است. تشنه یك مطلبی است آن آب خوراش، آن كوثرش، آن نهر و بحری كه تشنگان را سیراب می‌كند پر آب است. نهری، بحری بی آب نیست.

"وَالإستغاثَهِ بِفَضْلِكَ لِمَنْ أمَّلَكَ مَباحَه."

راه برای كسی كه از فضل تو بخواهد كمك بگیرد رواست. ممنوع نیست. رفتن این راه‌های باز مجاز است ."وَ أبوابُ الدَّعاء إلِیكِ لِلْصّارِخِینَ مَفْتُوحَه،"درهای دعا هم باز است. پس از این طرف كه عنصر اوّل است هیچ مانعی نیست، راه باز است و تشنگان می‌توانند سیراب بشوند و می‌توانند از فضل الهی كمك بگیرند و درهای دعا به سوی نیایش كردن باز است. اینها عنصر اوّل‌اند.

دوّم :

"وَأعْلَمْ أنَّكَ لِلْرّاجِینْ بِمُوضِعِ اِجابَهِ وَ لِلْمَهْلُوفِینَ بِمَرصَدِ إغاثِهِ وَ أنَّ فِی اللَّهُفِ إلی جُودِكَ وَ الرِّضاء بِقَضائِكَ عِوَضَاً مِنْ مَنْعِ الباخِلِینَ وَ مَنْدُوحَهً عَمّا فِی أیدِی المُسْتَأثِرِین."

پروردگارا ! من می‌دانم تو برای امیدواران موضع كافی و رسائی هستی. كسی كه مَلحوف است و رنج دیده و داغ دیده و آفت زده و آسیب دیده و مانند آن است، مُتَلهِّف است و غمگین، تو می‌توانی مشكل او را حلّ كنی‌. اغاثه كنی. نیازهای او را برطرف بكنی. و اگر كسی تأثّرش را و افسوس‌اش را و غم و اندوه‌اش را به جود و كَرم و رضا و قضای تو واگذار كند، عِوض منع باخِرین را دریافت می‌كند. عدّه‌ای دارند و عطا نمی‌كنند. بُخل می‌ورزند. عِوض بُخل آنها، جُود و كَرم تو جبران می‌كند.

"وَ مَندُوحَهً عَمّا فِی أیدِی المُسْتَأثِرین."

بعضی اهل ایثار نیستند . اهل اِستئْثارند. نه تنها دیگران را بر خود مقدّم نمی‌دارند، بلكه می‌كوشند خود را بر دیگران مقدّم بدارند. در دستگاه مستأثران جز تنگ نظری و تنگنائی چیز دیگر نیست. و امّا در دستگاه جُود و كَرم تو مَندوح است، سِعه است، گشایش است. یعنی اگر تنگنای تنگ نظران جا برای رفتن نیازمندان نمی‌گذارد، وسعت رحمت تو جا برای محتاجان تأمین می‌كند. "و هم أنَّ الرّاحِلَ إلِیكِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّكَ لا تَحْتجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إلا أنْ تَحجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِّئَهُ دُونَكْ."این دو تا جمله از جمله‌های كلیدی است كه تا پایان این دعای نورانی چندین بار در محور این بحث‌های كلیدی مطالبی به عرضتان خواهد رسید كه اگر كسی خواست به طرف ذات أقدس إله سفر كند، به اصطلاح سفر مِنَ الخَلقِ إلَی الحَقّ را طی كند، گرچه وجود مبارك امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمود: آه "مِنْ قِلَّهِ الزَاد وَ طُولِ الطَّرِیق" (2)؛ راه طولانی است.

گرچه من استحقاق ندارم، ولی به امید تو آمدم و تو را به عنوان عالی‌ترین مرجع و تنها مرجع نهائی می‌دانم. این هم شرط سالك. و آن عنصر چهارم هم این است كه تو مرا دعوت كردی. پروردگارا ! تو خودت فرمودی: وَاسئَلُوا اللهَ مِنْ فَضلِه.

اما همین خاندان عصمت و طهارت فرمودند: اگر كسی بار سنگین گناه روی دوش او نباشد، بخواهد به طرف خدا ارتحال كند، رحلتی به طرف خدا كند، راه دور نیست. "وَ أنَّ الرّاحِلَ إلِیك قَرِیبُ المَسافَه." مسافت بسیار نزدیك است . چون یك قدم فاصله است و آن این است كه: یك قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در كوی دوست. برای كسی كه سالك إلی الله است بیش از یك قدم فاصله نیست. یعنی باید روی خواسته‌های خود پا بگذارد، روی هوی پا بگذارد. وقتی روی هوی پا گذاشت، قدم دوّم را در دالان توحید می‌نهد. یك قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در كوی دوست! این "وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیكِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِكْ" یك جمله‌ای است به منزله واسطهُ العِقد این دعای نورانی . و شبیه این جمله هم از وجود مبارك امام كاظم سلام الله علیه در وقتی كه او را برای زندان بغداد می‌بردند در ماه رجب ایراد كرده است كه در بیست و پنجم ، بیست و هفتم رجب، مخصوصاً دعای بیست و هفتم رجب كه وجود مبارك امام كاظم آن را قرائت كردند همین جمله نورانی هست. پس هیچ حجابی بین خلق و خالق نیست، مگر خودِ خلق. "ولا حِجابَ بِینَكَ وَ بِینَ خَلقِكَ غِیرِ خَلقِه." و خلق هم به عنوان این كه آیت الهی هستند، مخلوق خدا هستند، حاجب نیستند.

 

چون آیت حقّ، حجاب حقّ نیست . آنچه كه حجاب چهره خلق است همان گناه خلق است . "وَ أنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِكَ إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِئَهُ دُونَكْ ." گناهان بَد است كه حاجب است و نمی‌گذارد. پس راه باز است. هیچ حجابی هم در كار نیست و این شخص داعی هم بدون حجاب آمده. یعنی اگر گناهی بود توبه كرده است. امری بود اِمتثال كرد، نهی‌ای بود اجتناب كرد، نعمتی بود شكرگزاری كرد. این موانع را برطرف كرد تا این عنصر سوّم را به دست آورد كه بعداً عرض می‌كند: "

وَ قَدْ قَصَدْتُ إلِیكِ بِطَلِبَتِی وَ تَوَجَّهتُ إلیكِ بِحاجَتِی وَ جَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتِی وَ دُعائِكَ تَوَسُّلِی مِنْ غِیرِ اسْتِحقاقٍ لِاستِماعِكَ مِنّی وَ لَاسْتِیجابٍ لِعَفْوِكَ عَنّی بَلْ لِثِقَتِی بِكَرَمِكَ وَ سُكُونِی إلی صِدْقِ وَعدِكَ وَ لَجَأی إلَی الإیمانِ بِتُوحِیدِكَ وَ یَقِینِی وَ بِمَعْرِفَتِكَ مِنّی أنْ لا رَبّی غِیرُكْ وَلا إلهَ إلا أنْتَ وَحدَكَ وَلا شَرِیكَ لَكْ ."

گرچه من استحقاق ندارم، ولی به امید تو آمدم و تو را به عنوان عالی‌ترین مرجع و تنها مرجع نهائی می‌دانم. این هم شرط سالك. و آن عنصر چهارم هم این است كه تو مرا دعوت كردی. پروردگارا ! تو خودت فرمودی: وَاسئَلُوا اللهَ مِنْ فَضلِه

(3) . در قرآن كریم فرمود كه: سئوال كنید. بخوانید و بخواهید! و تو منزّه‌تر از آنی كه وعده بدهی و انجام ندهی ! دعوت بكنی و نپذیری ! راه بگشائی، در را باز بكنی و راه ندهی! این چنین نیست."اللّهُمَّ أنْتَ القآئِلُ وَ قُولُكَ حَقّ وَ وَعدُهُ صِدق ."

 خودت فرمودی:

"وَاسْئَلُ اللهَ مِنْ فَضْلِه إنَّ اللهَ كَانَ غَفُوراً رَحِیمَاً. وَ لِیسَ مِنْ صِفاتِهِ یا سَیِّدِی أنْ تَأمُرَ بِالسُّئوال وَ تَمْنَعُ العَطِیّه وَ أنْتَ المَنّانُ بِالعَطایا عَلی اَهلِ مَمْلِكَتِكْ . وَالعائِدُ عَلَیْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأفَتِكْ."

 خدایا! آنها كه از تو نخواستند، آنها را ردّ نكردی. ما كه از تو می‌خواهیم ! خدایا ! تو كه به ماها وعده دادی، ما هم كه از تو می‌خواهیم . یقیناً ما را رها نمی‌كنی.

   در طلیعه دعای افتتاح ماه مبارك رمضان هم هست كه: خدایا

!"أذِنْتَ لِی فِی مَسْئَلَتِكَ فَاسْمَعْ یا سَمِیعُ مِدْحَتِی وَ أجِبْ یا رَحِیمُ دَعوَتِی ." خدایا ! تو اجازه دادی ما تو را مَدح كنیم ، سئوال كنیم . پس دعای ما، ثنای ما، مدح ما، مَحمِدت ما را گوش بدهی ! اینجا هم به عنوان عنصر چهارم ذكر شد . پس راه باز است ، مرجع نهائی واجد همه امور است. رونده هم واجد شرط است به امید الهی . چون شرط را خود مقصد نهائی در اختیارش گذاشته و این رونده را و سالك را دعوت كرده است. با چنین اطمینانی و با چنین خُلق و خوئی یقیناً دعا مستجاب خواهد بود. امیدواریم دعای همه شما صائمان الهی مستجاب باشد.

 

   غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیْكُمْ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَكاتُه.

  

  

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره غافر / آیه 60

2- نهج البلاغه/ كلمات قصار / 77

3- سوره نساء / آیه 32


شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی(5)

دعاي ابو حمزه ثمالي

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.

إعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشِّیطانِ الرَّجِیم . بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم. اَلدُّعاء تُرْثُ المُؤمِنْ . اَلْدُّعاء سِلاحُ المُؤمِنْ . اَلدُّعاء مُخُّ العِبادَه.

یكی از شرائط استجابت دعا كه وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در دعای ابوحمزه ثمالی به ما آموخت این است كه انسان نعمت‌های الهی را تبیین كند. این در عین حال دعاست، درس دعا هم هست. دعاشناسی را با دعا به ما آموخت. معرفت حقّ را با دعا به آموخت. مسئله معاد را با دعا به ما‌ آموخت. یك وقت انسان فقط دعا می‌كند. می‌گوید: خدایا! فلان بیماری‌ام را برطرف بكن! یك وقتی دعای مُعلّل دارد. این دعای مُعلّل، تَعلیل دعاست. درس دعاست.

وجود مبارك امام سجاد عرض می‌كند: سوابق درخشانی كه نسبت به من و دیگران داشتی و فضائل بی‌كران تا بی‌كرانی كه داری، من را وادار می‌كند كه از تو بخواهیم .

"الهی اَبَّیْتَنِی فِی نِعَمِكَ وَ إحسانِكَ صَغِیراً وَ نَوَّهْتَ بِاسْمِی كَبِیراً ."

خدایا! تاكنون كه در كنار سفره نعمت و احسان تو به سر بردیم. از كودكی تاكنون، از نظر مسائل مادّی و دنیائی ما را تأمین كردی. وقتی سالمند و بزرگ شدیم، ما را شهره روستایمان یا شهرمان یا استانمان، یا كشورمان، یا در یك منظقه وسیع‌تری، در یك قارّه‌ای، مانند آن كردی. ما را مشهور كردی، خوش‌نام كردی، نام آور كردی. نام بردار كردی، و مانند آن. وعده‌های آخرت هم كه از شما رسیده است.

یكی از شرائط استجابت دعا كه وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در دعای ابوحمزه ثمالی به ما آموخت این است كه انسان نعمت‌های الهی را تبیین كند. این در عین حال دعاست، درس دعا هم هست. دعاشناسی را با دعا به ما آموخت.

پس بنابراین ما حدوثاً و بقآءً در كنار سفره تو نشستیم. ما عادت كردیم به این كه ناز پروردة تَنعُّم تو باشیم. و عادت كردیم كه با دست خالی بیائیم، با روی سیاه بیائیم، با روی سپید، دست پُر برگردیم. عادت كردیم، تو ما را عادت دادی!

پروردگارا! من هم با معرفت آمدم، هم با محبّت آمدم. معرفت من رهنمای من است ، محبّت من شفیع من. قبلاً عرض كردم: به غیر شفیع . الآن عرض می‌كنم: با شفیع آمدم . تو را دوست دارم. برای این كه خوب كه بررسی كردم، دیدم كه هیچ كس نبود كه ما را از خردسالی به اینجا برساند. وقتی هم بزرگسال شدیم ما را مشهور كند، نام آور كند، محترم كند پیش مردم. حیثیت ما را حفظ بكند. الآن هم با معرفت آمدم كه راهنمای من است. هم با محبّت آمدم كه شفیع من است. همانطوری كه در مسئله توبه گفته شد: لاشَفِیعَ اًنْجَحُ مِنَ التُّوبِه، اینجا هم می‌توان گفت:

لا شَفِیعَ اَنْجَحُ مِنَ المَحَبَّه . چیزی، شفیعی بهتر از محبّت نیست. البتّه محبّت‌های بیرونی منطقه‌اش محفوظ است. اینها محبّت‌های درونی است.

و عرض می‌كند:

"وَ أنَا واثِقٌ مِنْ دَلیلی بِدِلالَتِكَ وَ سَاكِنٌ مِنْ شَفِیعِی إلی شَفاعَتِكَ ."

من هم به این راهنما امیدوارم، هم به این شفیع . و غیر از این چیز نیاوردم . عمل صالحی، ترك گناهی، فعل ثوابی، اینها را نیاورده‌ام ! فقط تو را می‌شناسم و دوست دارم ، همین.

با زبانی تو را می‌خوانم كه تبهكار است. با قلبی با تو مناجات می‌كنم كه تیره است. قلب و قالب تیره است. ولی تو هم تیره را می‌پذیری، هم تبهكار را . چنین كه تاكنون پذیرفتی. مگر ما تاكنون زبان بی‌گناه داشتیم؟ قلب سالم داشتیم؟ من از تو می‌ترسم، ولی به تو امیدوارم. در ترس و امید موحّدم. اگر گناهانم را می‌بینم ، فَزَع می‌كنم ، نه یأس دارم. و اگر كَرم تو را می‌بینم، طمع دارم.

اگر ببخشی، بهترین بخشندگانی. چون بدون منّت می‌بخشی. و اگر عذاب كنی، عادلانه عذاب كردی. پروردگارا ! من با همه سوابق تباه و تیره و تاریك‌ام ، دلیلی دارد كه تو را می‌خوانم . بی‌حجّت نیست . اگر كسی بگوید: تو با زبان گناهكار ، با قلب تیره به چه جهت خدا را می‌خوانی؟ عرض می‌كنم: روی كَرم او . كریم كسی است كه از گناهان ببخشد . من دلیلی دارم و با این دلیل خودم را قانع كردم كه از تو مسئلت كنم .

"حُجَّتِی یا الله فِی جُرأتِی وَ عَلی مَسْألَتِكَ مَعَ إتْیانِی مَا تَكْرَهُ جُودُكَ وَ كَرَمُكْ وَ عُدَّتِی فِی شِدَّتِی مَعَ قِلَّهِ حَیآئِی مِنْكَ رَأفَتُكَ وَ رَحْمَتُكْ ." 

من بَد حیا بودم. از تو خجالت نكشیدم. تو در سوره مباركه علق، در طلیعه بعثت فرمودی: ألَمْ یَعْلَمْ بِأنَّ اللهَ یَری.(1) انسان خجالت نمی‌كشد در مشهد و محضر خدا گناه می‌كند؟ من اعتراف می‌كنم بَد حیا بودم، كم حیا بودم. می‌دانستم تو مرا می‌بینی و در محضر و مشهد تو هستم. مع ذلك گناه كردم. اما برای این كه می‌دانم تو می‌بخشی، از تو مسئلت می‌كنم. من بین این دو امر قرار گرفتم: هم عُدّه منی در شدّت، هم رأفت و كرمت مایه امید من است. لذا من با این دو دلیل به سمت تو آمدم.

درود بر پیامبر و اولاد پیامبر بفرست و آن رَجاء و امید مرا آیس و ناامید نكن و محقّق بكن . ندای مرا بشنو ای كسی كه بهترین مَدعُوی.

با زبانی تو را می‌خوانم كه تبهكار است. با قلبی با تو مناجات می‌كنم كه تیره است. قلب و قالب تیره است. ولی تو هم تیره را می‌پذیری، هم تبهكار را . چنین كه تاكنون پذیرفتی . مگر ما تاكنون زبان بی‌گناه داشتیم؟ قلب سالم داشتیم؟ من از تو می‌ترسم، ولی به تو امیدوارم. در ترس و امید موحّدم.

"یا خِیْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ وَ أفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راج . عَظُمَ یا سِیِّدِی اَمَلِی وَ سآءَ اَهانی ."

عرض كرد: خدایا! عمل و آرزوی من زیاد است. عمل و كار من بسیار بَد است. كار من بَد است. اعمال من بَد است، آمال من بزرگ. تو به مقدار آمال و آرزوی من به من ببخش. به مقدار اعمال من مرا مؤاخذه نكن . زیرا كَرم و بزرگواری تو اَجلّ از آن است كه تبهكاران و مُذنبین را جزاء و كیفر بدهد. و حِلم و بخشایش تو بزرگتر از آن است كه مقصّرین را مُكافات كند. و كُفّ آنها كار كند. و من، یا سِیِّدِی من به فضل تو پناه برده‌ام .

"هارِبٌ مِنْكِ إلِیْك. این هارِبٌّ مِنْكِ إلِیْك، إنْتَ الرّاه أعْلَمُ … أنَّ الرّاحِلَ إلِیْك قَرِیبُ المَسافَه، بِكَ عَرَفْتُكَ."

این جمله‌ها هم از بحث‌های محوری و كلیدی این جمله است كه أنَا هارِبٌ مِنْكِ إلِیْكِ از تو به سوی تو، این توحید ناب است. این هم در این جمله‌های دعا كم نیست كه دو بار هارِبٌ مِنْكِ إلِیْك آمده است. نه هارِبٌ مِنْ اَصحابِكَ إلی عَفْوِكَ. از تو به سوی تو آمدم . یعنی از جائی نبودم كه به سوی تو بیایم . اگر می‌ترسم، از انتقام تو می‌ترسم. اگر امیدوارم، به لطف تو امیدوارم .

"هارِبٌ مِنْكِ إلِیْك. مُتَنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أحسَنَ بِكَ ظَنَّاً ."

تو به ما وعده دادی كه نسبت به دیگر تبهكاران تنها صابر باشی، حلیم باشی، عَفُّو باشی . بلكه صَفح كنی . صَفح جَمیل . نه تنها عفو كنی، بلكه صَفح جَمیل كنی. یعنی صفحه خاطرات را وَرق بزنی. آن صفحه‌ای كه اصلاً گناه در آن نوشته نشده، آن صفحه را به ما نشان بدهی. و اصلاً صرف نظر كنی كه صَفح بالاتر از عفو است. بنابراین این هم در عین حال كه دعاست، اَدب دعا، درس دعا، راه دعا و تقویّت روحیه نیایش و دعا را وجود مبارك امام سجاد به ما آموخت. غرض آن است كه با دعاء، درس دعا و علّت دعا تشریح می‌كند. امیدواریم ادعیه همه مستجاب باشد.

وَالسَّلامُ عَلِیْكُمْ وَ رَحْمَهُ الله وَ بَرَكاتُه

 

پی‌نوشت‌ها:

. 1- سور علق / آیة 14


شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (6)

جوادی آملی

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشِّیطانِ الرَّجِیم . بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم . ادْعُونِی اَسْتَجِبْ لَكُمْ (1)

دعای ابوحمزه ثُمالیِ امام سجاد سلام الله علیه گذشته از این كه متنش نیایش به درگاه خداست، تحلیل دعا، معنای دعا، مقدّمات دعا، شرائط و آداب و سُنن دعا و علت دعا و علل و عوامل استجابت دعا، اینها را هم در بردارد. لذا در عین حال كه مسئله خواندن و خواستن خداست، نظیر جوشن كبیر و مانند آن نیست كه همه‌اش ذكر باشد و تضرّع و توسّل به اسمای حُسنای الهی باشد. بلكه تحلیل می‌كند.

یكی از آن علل تحلیلش این است: خدایا! من نیازمند بخشش توام و بخشودن برای تو هیچ زحمت ندارد. و اصلاً من آن قَدر و آن منزلت را ندارم كه شما بخواهی درباره من تصمیم عذاب بگیری یا بخشودن من برای شما دشوار باشد. هیچ كدام از اینها نیست. الهی! من یك امر خطیری نیستم.

"وَ مَا أنَا یا رَبْ وَ مَا خَطَرِی." من كی ام اصلاً و ارزش من چیست؟

"هَبْنِی بِفَضْلِكَ . وَ تَصَدَّقْ عَلَیْكَ بِعَفْوِكَ یا رَبِّ جَلَّلَنِی بِسِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ تُوبیخِی بِكَرَمِ وَجْهِكَ ."

عرض می‌كند: خدایا ! جامه عفو را بر پیكر من بپوشان.

خوب از این طرف وقتی شخص هیچ ارزش نداشته باشد و از آن طرف بخشش او هیچ دشوار نباشد، خوب چرا نمی‌بخشی؟ آنگاه عرض می‌كند: خدایا ! من اگر گناه كردم، معنای حریم شكنی نیست. معنای هتك حرمت ربوبی نیست. پروردگارا! من در برابر دیگران تو را گناه نمی‌كنم . و نه تنها حقّ دیگران را ضایع نمی‌كنم، حقّ خودم را هم در برابر تو ضایع نمی‌كنم . و در حضور دیگران، مشهد و محضر دیگران تو را گناه نمی‌كنم . امّا در حضور تو، تو را گناه می‌كنم. این نه برای آن است كه حرمت تو را رعایت نكردم و این نه برای آن است كه تو پیش من مُكرّم و مُعزّز نیستی.

بلكه برای آن است دیگران اگر بفهمند و ببینند، آبرو ریزی می‌كنند، مرا كیفر می‌كنند و تو می‌بینی و می‌دانی و عفو می‌كنی! پس سرّ این كه در حضور دیگران گناه نمی‌كنم و در حضور تو گناه می‌كنم آن است كه تو می‌بخشی و آنها نمی‌بخشند. نه برای آن است كه تو پیش من محترم نیستی. حرمت شكنی می‌كنم !

خدایا! من اگر گناه كردم، معنای حریم شكنی نیست. معنای هتك حرمت ربوبی نیست. پروردگارا! من در برابر دیگران تو را گناه نمی‌كنم . و نه تنها حقّ دیگران را ضایع نمی‌كنم، حقّ خودم را هم در برابر تو ضایع نمی‌كنم . و در حضور دیگران، مشهد و محضر دیگران تو را گناه نمی‌كنم . امّا در حضور تو، تو را گناه می‌كنم.

"فَلَوِ اطَّلَعَ الیُوم عَلی ذَنْبِی غِیْرُكَ مَا فَعَلْتُهُ وَ لُوْ خِفْتُ تَعجِیلَ العُقُوبَهِ لَاجْتَنَبْتُهُ لا لِأنَّكَ أهْوَنُ النّاظِرینَ إلّیَّ وَ أخَفُّ المُطَّلِعِینَ عَلَیَّ . بَلْ لِأنَّكَ یا رَبِّ خَیْرُ السّاتِرین وَ اَهلَ مُنْهَلِمِینْ وَ أكْرَمُ الأكْرَمِین. سَتّارُ العُیُوب غَفّارُ الذُّنُوب، عَلّامُ الغُیُوب، تَسْتُرُ الذَّنْبَ‌ بِكَرَمِكَ وَ تُؤَخِّرُ‌ العُقُوبَهِ بِحِلْمِكْ."

خوب پس این كه انسان در حضور دیگران گناه نمی‌كند و در حضور ذات أقدس إله گناه می‌كند، این ممكن است دو گونه باشد: یك عدّه‌ای برای خدا حرمت قائل نیستند، معاذالله. یك عدّه‌ای برای خدا حرمت قائل‌اند و خدا را ستّار می‌دانند و خدا را غفّار می‌دانند. خدا را حلیم می‌دانند. چنین كسی استحقاق دریافت عفو الهی را دارد. البتّه تعبیر استحقاق نه برای آن است كه كسی طلبكار باشد. بلكه به این معناست اگر ذات أقدس إله ببخشد، اینجا مورد رو او جواز و حقّ است. و باز مسئله حمد را در كنار دعا بازگو می‌كند. چون ذات أقدس إله را به حلم و صدر ستود، به عنوان غفّار ستود، به عنوان این كه پرده را آویخته نگه می‌دارد ستود. عرض می‌كند‌: حمد مال توست . چون ستّار بودن، غفّار بودن، حلیم بودن، اینها كمالاتی است كه در ذات أقدس إله هست. و همه كمالات الهی هم عین اختیار اوست. یعنی از اختیار نشأت می‌گیرد. بنابراین شایسته حمد است.

آنگاه عرض می‌كند:

"فَلَكَ الحَمْدُ عَلی حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكْ وَ عَلی عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكْ."

ملاحظه می‌فرمائید؛ بنابراین این در این حالی است كه دعای ابوحمزه ثمالی دعاست، لذا مناجات حمد هم هست، مناجات ذكر هم هست. مناجات تفسیر اسمای الهی هم هست و مانند آن.

"وَ یَحْمِلُنِی وَ یُجَرِّئُنِی عَلی مَعْصِیَتِكَ حِلْمِكَ عَنّی. وَ یَدْعُونِی إلی قِلَّهِ الحَیآءِ سِتْرُكَ عَلَیَّ وَ یُسْرِعُنِی إلی التَوَّثُّبِ عَلی مَحارِمِكِ مَعْرِفَتِی بِسِعَهِ رَحْمَتِكَ وَ عَظِیمِ عَفْوِكْ ."

پروردگارا ! اگر من نسبت به گناهان جَرّی ام ، برای آن است كه تو بخشنده‌ای.

مكرر در مكرر دیدی و صرف نظر كردی ! و ما هم مكرر در مكرر تن به تباهی دادیم . یك وقت انسان احساس اَمن می‌كند كه فَلا یَأمَنُ مَكرَ اللهِ عَلَی القُومُ الخاسِرُون (2). كسی می‌گوید: من در اَمان ام ، معاذ الله مرگ كسی و مرجعی كه به تباهی تبهكاران خاتمه بدهد، نیست.

چنین انسانی جَسور و گستاخ است. یك وقت می‌داند كه ذات أقدس إله ستّارانه، غفّارانه، حلیمانه، صابرانه برخورد می‌كند. عجله نمی‌كند، فرصت توبه و اِنابه می‌دهد. درهای توبه را باز می‌كند. چنین انسانی احیاناً به خود اجازه گناه می‌دهد. گرچه در بخش‌های دیگر خواهد آمد كه انسان چون نمی‌داند كِی رَخت برمی‌بندد، هرگز نباید دست به تباهی دراز كند. شاید توبه نكرده بمیرد و شاید مشمول عفو نشود. ذات أقدس إله توبه تائب را می‌پذیرد.

انسان می‌داند كه ذات أقدس إله ستّارانه، غفّارانه، حلیمانه، صابرانه برخورد می‌كند. عجله نمی‌كند، فرصت توبه و اِنابه می‌دهد. درهای توبه را باز می‌كند. چنین انسانی احیاناً به خود اجازه گناه می‌دهد. گرچه در بخش‌های دیگر خواهد آمد كه انسان چون نمی‌داند كِی رَخت برمی‌بندد، هرگز نباید دست به تباهی دراز كند. شاید توبه نكرده بمیرد و شاید مشمول عفو نشود. ذات أقدس إله توبه تائب را می‌پذیرد.

هرگز بر خودش لازم نكرده است و به عموم هم وعده نداده است كه توبه گناه غیر تائبین را ببخشد . آنگاه دعا و سئوال وقتی كه تحلیل شد، به این قسمت رسید كه ذات أقدس إله ستّار است، غفّار است، حلیم است. گاهی به صورت استغاثه در می‌آید. لذا عرض می‌كند:

"یا كَلِیمُ یا كَرِیم ! یا حَیُّ یا قَیُّوم . یا غافِرَ الذَّنْب. یا قابِلَ التَّوبْ . یا عَظِیمَ المَنّ، یا قَدِیمَ‌ الإحْسان ."

خواندن خدا به اسمای حُسنی برای آن است كه هر اسمی ضامن آن محتوای خود هست . همان طوری كه در قرآن كریم اول مطلبی ذكر می شود، بعد در پایان آیه یك اسم یا دو اسم از اسمای حُسنای الهی ذكر می‌شود كه هر اسمی كه در پایان آیه است‌، ضامن مضمون آیه است. ادعیه هم به شرح ایضاً. دعاها هم همین طور است.

گاهی انسان خدا را می‌خواند و از خدا می‌خواهد كه نسبت به او حلیمانه و بردبارانه برخورد كند. می‌گوید: یا حَلِیمْ ! این خواندن حَلیم یعنی دعای به حِلم است كه خدایا! از گناهان من بگذر. همچنین ستّار، غفّار ، مُبَدِّلُ السَّیئاتِ بِالحَسَنات و مانند آن. این كه عرض می‌كند:

"إیْنِ سَتْرُكَ الجَمِیل، إیْنِ عَفوُكَ الجَلِیلْ، إیْنِ فَرَجُكَ القَرِیب، إیْنِ غِیاثُكَ السَّرِیع ‌، إیْنِ رَحْمَتُكَ الوَاسِعِه ."

بعد از این كه این دعاها به صورت

"إیْنِ عَطایاكَ الفَاضِلَه وَ إیْنِ مَواهِبُكَ الهَنیئَه"

و مانند آن درآمده است آنگاه در پایان این بخش عرض می‌كند: خدایا‌ !

"بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِمْ الصَّلاه وَ عَلَیْهِمُ السَّلام) فَاسْتَنْقِذُنِی وَ بِرَحْمَتِكَ فَخَلَّصَنِی."

خدایا! تو را به اهل بیت سوگند كه اینها وسیله من است؛ من از تباهی و تیرگی برهان، وَ بِرَحْمَتِكَ مرا از هر گزند و آسیبی خلاص بفرما! كه ما امیدواریم ذات أقدس إله هم این دعاها را و هم آنچه كه در پایان این بخش از دعا‌ آمده است در حق همه ما علاقه مندان به قرآن و عترت مستجاب بشود! غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ

وَالسَّلامُ عَلِیْكُمْ وَ رَحْمَة اللهِ وَ بَرَكاتُه.

پی‌نوشت‌ها:

. 1- سور غافر / آیه 60

. 2- سوره اعراف / آیه 99

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/25ساعت 15:51  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان85

فقه و ادب ( احکام و آداب روزه ) 

ادب عمومی؛ پرهیز از محرمات

مسئله: لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذراند یا مثلا بگوید فردا را روزه مى‌گیرم بلكه همین قدر كه بنا داشته باشد براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‌كند انجام ندهد، كافى است و براى آن كه یقین كند تمام این مدت را روزه بوده، باید مقدارى پیش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل مى‌كند خوددارى نماید.


ادب عمومی (پرهیز از محرمات)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: من به پیامبر خدا عرض كردم: برترین كارها در این ماه چیست؟ فرمود: «ای اباالحسن! برترین كارها در این ماه، پرهیز از حرام‌های خداست.»(1)

خواندن نافله: پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر كس در ماه رمضان، هر شب دو ركعت نماز بخواند و در هر ركعت، یك بار «فاتحة‌الكتاب» و سه بار سوره‌ی «قل هو الله احد» بخواند؛ سوگند به آن كه مرا به حق به پیامبری برانگیخت، خداوند برای هر ركعت، صد هزار فرشته می‌آفریند كه برای او حسنات می‌‌نویسند و گناهان را از او محو می‌كنند و درجات او را بالا می‌برند و خداوند، پاداش كسی را به او می‌دهد كه هفتاد برده آزاد كرده باشد.


ادب روز اول:

امام كاظم علیه السلام فرمودند: هر كس هنگام فرارسیدن ماه رمضان دو ركعت نماز مستحب بخواند و در ركعت اول، سوره‌ی «حمد» و «فتح» و در ركعت دوم (بعد از حمد) هر سوره‌ای را كه دوست داشت بخواند، خداوند بدی آن سال را از او دور می‌كند و همواره در امان خداوند خواهد بود تا همان هنگام از سال آینده. (2)


پی‌نوشت‌ها:

1- بحار الانوار، ج 96، ص 358، ح 25.

2- اقبال الاعمال، ج1، ص 197/ بحار الانوار، ج 97، ص 353، ح 3.


ادب عمومی؛ پرهیز از غیبت

مسئله: اگر در روزه واجب معینى مثل روزه رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد، روزه‌اش باطل است، ولى چنانچه نیت كند كه چیزى را كه روزه را باطل مى‌كند بجا آورد در صورتى كه آن را انجام ندهد، روزه‌اش باطل نمى‌شود.


ادب عمومی(پرهیز از غیبت)

پیامبر خدا صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله فرمودند: «روزه‌دار تا وقتی‌ كه از مسلمانی غیبت نكند در حال عبادت است هر چند در بسترش خفته باشد.» (1)

و نیز پیامبر اكرم صلی ‌‌الله ‌علیه ‌و ‌آله‌ فرمودند: « هرگاه روزه‌دار غیبت كند، روزه‌اش را گشوده است.»(2)


پی‌نوشت‌ها:

1- فضائل‌الاشهر الثلاثة، ص 122.

2- عوالی الالی، ج 1، ص 263.


ادب عمومی؛ پرهیز از دشنام دادن

مسئله: نه چیز روزه را باطل مى‌كند:

اول: خوردن و آشامیدن،

دوم:جماع،

سوم: استمنا،

چهارم: دروغ بستن به خدا و پیغمبر و جانشینان پیغمبر علیهم السلام،

پنجم: رساندن غبار غلیظ به حلق،

ششم: فرو بردن تمام سر در آب،

هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح،

هشتم: اماله كردن با چیزهاى روان

نهم: قى كردن.


ادب عمومی (پرهیز از دشنام دادن):

پیامبر خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله فرمودند: وقتی روزه‌داری، دشنام مده و اگر كسی دشنامت داد بگو: من روزه‌ام و اگر ایستاده بودی بنشین ]تا خشمت فرو نشیند[.(1)

همچنین فرمود: «هیچ بنده‌ی شایسته‌ای نیست كه دشنامش دهند و بگوید «من روزه‌ دارم، سلام بر تو!‌ آن‌ گونه كه دشنامم دادی من تو را دشنام نمی‌دهم» مگر آن كه پروردگار متعالی گوید «بنده‌ی من از شرّ بنده‌ی من به روزه پناه برد، من هم او را از آتش پناه دادم».(2)


پی‌نوشت‌ها:

1- كنز العمال، ج 8، ص 508.

2- الكافی، ج 4، ص 88.


ادب عمومی؛ پرهیز از هرچه خدا ‌آن‌ را خوش ندارد


مسئله:

اگر روزه‌دار عمداً چیزى بخورد یا بیاشامد، روزه او باطل مى‌شود، چه خوردن و آشامیدن آن چیز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاک و شیره‌ی درخت، و چه كم باشد یا زیاد، حتى اگر مسواک را از دهان بیرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزه‌ی او باطل مى‌شود، مگر آن كه رطوبت مسواک در آب دهان به طورى از بین برود كه رطوبت خارج به آن گفته نشود.


ادب عمومی (پرهیز از هرچه خدا ‌آن‌ را خوش ندارد):

امام سجاد علیه السلام در دعای خویش هنگام ورود ماه رمضان می‌فرماید: «خداوندا... ما را بر روزه‌داری این ماه یاری كن، با نگه‌داشتن اعضا از نافرمانی‌ات و به كارگیری آنها در آنچه خشنودت می‌سازد، تا آن كه با گوش‌هایمان به بیهوده گوش نسپاریم و با چشم‌هایمان به بازیچه نشتابیم و دستان خویش را به آنچه ممنوع است، نگشاییم و با گام‌هایمان به سوی آنچه حرام است، راه نپوییم و تا آن كه شكممان جز از آنچه حلال كرده‌ای، پر نشود و زبان‌هایمان جز به آنچه فرموده‌ای، گویا نشود و خود را جز در آنچه ما را به پاداش تو نزدیك می‌سازد، به زحمت نیفكنیم و جز به آنچه از كیفرت باز می‌دارد، نپردازیم. (1)


پی‌نوشت:

1- صحیفه‌ی سجادیه، دعای 44.


ادب عمومی؛ سحری خوردن


مسئله:

اگر موقعى كه مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده، باید لقمه را از دهان بیرون آورد، و چنانچه عمداً فرو برد، روزه‌اش باطل است و به دستورى كه بعداً گفته خواهد شد، كفاره هم بر او واجب مى‌شود.


ادب عمومی: (سحری خوردن)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «سحری بخورید هر چند كه یك جرعه آب باشد. همانا درود خدا بر كسانی باد كه سحری می‌‌خورند.»(1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خرما سحری خوبی برای مؤمن است.»(2)


پی‌نوشت‌ها:

1- تهذیب الاحكام، ج 4، ص 198.

2- بحار الانوار، ج 62، ص 296.


ادب عمومی؛ عطر زدن

رمضان

مسئله:

احتیاط واجب آن است كه روزه‌دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به كار مى‌رود، خوددارى كند، ولى تزریق آمپولى كه عضو را بى‌حس مى‌كند یا به جاى دوا استعمال مى‌شود، اشكال ندارد،

(در این مسئله نظر شریف حضرت آیة ‌الله العظمی صافی گلپایگانی آن است كه: احتیاط مستحب آن است كه روزه‌دار از استعمال آمپول خوددارى كند و فرقى بین آمپول‌ها نیست، و اگر لازم شد و تزریق كرد، روزه او باطل نمى‌شود.)

ادب عمومی (عطر زدن):

حسن بن راشد می‌گوید امام صادق علیه السلام وقتی روزه می‌گرفت خود را با عطر خوش‌بو می‌ساخت و می‌فرمود: «بوی خوش، هدیه‌ی روزه‌دار است.»(1)   

پی‌نوشت:

1- الكافی، ج 4، ص113.

ادب عمومی؛ خواب نیم‌روز

رمضان

مسئله:

فرو بردن آب دهان، اگر چه به واسطه خیال كردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمى‌كند.

ادب عمومی (خواب نیم‌روز)

امام كاظم علیه السلام فرمودند: «در نیم‌روز بخوابید به درستی كه خداوند روزه‌دار را در خوابش سیر و سیراب می‌كند.» (1)

پی‌نوشت:

1- الكافی، ج4، ص 65.


ادب روزه؛ انجام ندادن كاری كه به ضعف می‌انجامد

روزه


مسئله:

انسان نمى‌تواند براى ضعف روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است كه معمولا نمى‌شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد،


ادب روزه (انجام ندادن كاری كه به ضعف می‌انجامد)

از امام باقر علیه السلام درباره‌ی كسی پرسیدند كه وارد حمام می‌شود در حالی كه روزه است، فرمود: «تا وقتی كه بیم ضعف نداشته باشد بی‌اشكال است.»


ادب عمومی؛ مسافرت نكردن در ماه رمضان

رمضان

مسئله:

فرو بردن اخلاط سر و سینه، تا به فضاى دهان نرسیده، اشكال ندارد، ولى اگر داخل فضاى دهان شود، احتیاط واجب آن است كه آن را فرو نبرد.

 

ادب عمومی (مسافرت نكردن در ماه رمضان):

امام علی علیه السلام فرمود: سزاوار نیست وقتی كه ماه رمضان می‌رسد بنده به سفر برود چون خداوند فرموده است «پس هر كس از شما این ماه را شاهد بود آن را روزه بگیرد.»


ادب روزه؛ جلو انداختن نماز

اقامه نماز

مسئله:

اگر روزه‌دار استمنا كند روزه‌اش باطل مى‌شود، و باید كفاره‌ی جمع بدهد.

 

ادب روزه (جلو انداختن نماز):

امام باقر علیه السلام فرمودند: «نماز را بر افطار مقدم می‌داری مگر آن كه با گروهی باشی كه اول افطار می‌كنند. پس با آنان مخالفت نكن و با ایشان افطار كن وگرنه اول نماز بخوان چرا كه بهتر از افطار است و نمازت با حالت روزه نوشته می‌شود و این نزد من محبوب‌تر است.»(1)

 

پی‌نوشت:

1- المقنعه، ص 318 .


 از سالکان بپرسیم 

حقیقت را باید از شریعت تحصیل نمود

بخشی ازیك نامه از آیت الله شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی (متولد 1297 هـ.ق)

عرض می‌کنم که روح طریقه حقیر، توجّه به نماز و معانی و نکات آن، درجه به درجه است. یعنی اشخاصی که مایل به طریقه حقیر هستند اول باید معانی صوری نماز را بفهمند، بعد تأویلاتی که عرض شد و بعد نکات دیگر. به همان نحو که مولانا الصادق علیه‌السلام در کلمه «ایّاکَ نَعبُدُ کَرَّرَها حتی غشی علیه» یعنی «[کلمه ایاک نعبد را] آنقدر تکرار فرمودند که حال بیهوشی به آن حضرت دست داد»، نه اینکه بی‌اعتنایی به احکام شرع باشد و تمام توجه به اذکار معطوف گردد. حقیقت را باید از شریعت تحصیل نمود.

حقیر طالب این مقام و سالک این راه بوده و بستگان این حقیر را نیز اعلام کنید که حقیقت را که ما در طلب آنیم باید از همین شریعت تحصیل کنیم و نه از جای دیگر، به همان نحو که ائمه علهیم‌السلام رفتار نموده و مشایخ ما تحصیل کرده‌اند. دیگران طریقتی که دارند غیر از این است و ما طالب و سالک آن نیستیم. باری خدا می‌‌داند که عقیده حقیر به سرکار غیر از این است که خیال کرده‌اید، اما چه کنم که خیال شما غیر از خیال حقیر است. حقیر هر چه دارم از همین طریقه پیدا کرده‌ام، جز آنکه صبوری می‌خواهد، چه کنم که خدا نمی‌خواهد.

کُن عَن اُمورِکَ مُعرِضاً                            وَکِّلِ الاُمورَ اِلَی القَضَا 1

فدایت شوم طریقه حقیر همین بوده است. تصرّف خود را كنار بگذارید و خود را به خدا سپارید؛

"ألیسَ اللهُ بِکافٍ عَبدَهُ؟" 2. امیدوارم خداوند به زودی فرج برساند، ولی تصرّف خود را کنار گذارید. معنای توکّل، واگذار نمودن امر است به خدای.

کار خود گر به خدا باز گذاری حافظ                        ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی

منبع:نامه‌های عرفانی


پی‌نوشت‌ها:

1- از دنیا خود روی‌گردان، و امور خود را به قضای الهی واگذار.

2- آیا خدا کفایت کننده بندگانش نیست؟ سوره زمر: آیه 36.


مبنای عمل

بخشی ازیك نامه از آیت الله شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی (متولد 1297 هـ.ق)


و در میان تمام مطالب دو مطلب را اهتمام نماید که اصل و مبنای عمل حقیر همین دو است: اول حلیت غذا، که تا می‌تواند دقت کند، اما نه آنقدر که از کار بیفتد بلکه به قدر مقدور. دوم حضور قلب است در نماز و اهتمام به نماز اول وقت که: «الصّلوةُ عَمُودُ الّدینِ... اِنْ قُبِلَت قُبِلَ مَا سِواهَا» 1.

بین‌الطلوعین را به چهار قسمت تقسیم کنید: یکی اذکار و تسبیح، دیگر ادعیه، سوم قرائت قرآن، و بالاخره فکری در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده‌اید شکر کنید و اگر خدای نکرده ابتلا به معصیتی یافته‌اید استغفار کنید. دیگر آنکه هر روز صدقه دهید، ولو به وجه مختصر. شب‌ها قدری در بی‌اعتباری دنیا و انقلاب آن فکر نمایید و ملاحظه کنید که دنیا با اهل دنیا چگونه سلوک می‌کند. می‌گویند انسان سه نوع خورش دارد، همان‌طور رفقای انسان نیز باید سه نوع باشند: یک نوع به منزله غذای هر روزه است، نوع دیگر به منزله دوا که سالی یک مرتبه لازم می‌شود، و نوع سوم حکم سم دارد که باید از آن اجتناب کرد.

نخست موعظه پیر مِی فروش این بود              که از معاشر ناجنس احتراز کنید.

پی‌نوشت‌ها:

1- نماز ستون دین است... اگر پذیرفته شود سایر اعمال نیز پذیرفته می‌شود. بحارالانوار: ج10 ص 394.


مبادا که از این انوار مقدس غافل شوی

آیت الله محمد تقی اصفهانی (آقا نجفی)1262 هـ.ق

بدان! بزرگترین و بایسته‌ترین کار برای سالک چنگ زدن به عنایت پیامبر اسلام و اهل پاک او و جلب شفاعت آنان است. آنان چونان ستارگان‌اند که وقتی یکی از دیده‌ پنهان شود دیگری بدرخشد. آنان خورشید ظلمت‌زا، آموزگاران اهل تقوا و حجت‌های خدا بر آفریدگانند و نیکوترین دعوت، ویژه آنان است. فروغ همه انوار و آشکار کننده و به فعلیت رساننده استعدادها و نتیجه‌هایند. از پرتو نور آنان، هستی پیدا شده است و به برکت وجود آنان استعدادها به فعلیت رسد و موجودات بار و نتیجه دهد. گنجینه اسرار حقّ‌اند. آغاز هر گشایش و پایان هر فرجامی به برکت وجود مبارک آنها است. 1 مبادا که از این انوار مقدس غافل شوی و از فیض کامل و همه‌گیرآنان محروم گردی. از رحمت پردامنه آنان نا امید مباش. زندگی و خط مشی آنان را الگوی خویش کن. بی‌گمان، آنان بهترین الگو و پیشوایند.


پی‌نوشت:

1- «بِکُم فَتَحَ اللهُ وَ بِکُم یَختِم». مفاتیح‌الجنان، زیارت جامعه کبیره.


نازكان را سفر عشق حرام است حرام

آیت الله محمد بهاری متولد 1265

كدام یك از اینها را طی كرده‌ای، تو كه توقع محرمیت اسرار و قابلیت انعامات خاصه را می‌نمایی تو برو این‌گونه توقعات را از خواب نوشین سحر و لقمه چرب سرشب و از بی‌مبالاتی روز و از معاشرت نااهل و از میل به هوی و هوس داشته باش، تا سر نسپاری، سرّت نسپارند، تا اختیار را وانگذاری، مختار مطلقت نكنند، تا رشته كائنات نبُری، رشته محبّت نپیوندند، این است كه گفته شده:

نازكان را سفر عشق حرام است حرام 

كه به هر گام در این ره خطری نیست كه نیست


رضای خداوند در این است که بندگان همیشه در مقام تقرّب به او باشند

آیت الله محمد تقی بهجت
باسمه تعالی

همه می‌دانیم که رضای خداوند اجل- با آنکه غنی بالذّات بوده و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد- در این است [که]: بندگان همیشه در مقام تقرّب به او باشند.

پس می‌دانیم که برای [به جهت] حاجت بندگان به تقرّب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرّب به درگاه الهی، محبت به یاد او و ادامه یاد او دارد.

پس می‌دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرّب به او خواهد بود و در طاعت و خدمت او هر قدر کوشا باشیم به همان درجه مقرّب و منتفع و به قرب خواهیم بود و فرق بین ما و سلمان- سلام‌الله‌علیه- در درجه طاعت و یاد او- که مؤثر در درجه قرب ما است- خواهد بود.

و آنچه می‌دانیم که اعمالی در دنیا محل ابتلای ما خواهد شد، باید بدانیم که آنها هر کدام مورد رضای خدا است، ایضاً 1 خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است. پس باید بدانیم که هدف باید این باشد که تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت او و عبادت باشد تا به آخرین درجه قرب مستعدّ خودمان برسیم، و گرنه بعد از آنکه دیدیم بعضی به مقامات عالیه رسیدند و ما بی‌جهت عقب ماندیم پشیمان خواهیم شد.

وَفّقنَا اللهُ لِتَرکِ الاِشتِغالِ بِغَیرِ رِضَاهُ، بِمُحَمّدٍ وَآلِهِ صلوات الله علیهم اجمعین.

مشهد مقدس

چهارشنبه 24/5/1375 هـ ش

مطابق با ربیع‌الاول 1417 هـ ق


اگر لوطی‌ای، کو مردانگیت

از نامه های آیت الله محمد بهاری متولد 1265

اگر اهل علمی، کو عملت و حلمت، کو تواضعت و تخشّعت، کو زهدت؟ و اگر کاسبی، کو امانتت، کو تَفَقُّهَت، کو تدیّنت؟ اگر متعبّدی، کو توکلّت، کو مناجات در خَلَواتت، کو بیداری شبت، کو صوم ایام صیفت[تابستان] کو گریه‌های اطراف لیل و نهارت؟ اگر عارفی، کو معرفتت، کو تسلیم و رضایت، کو ترک ماسِوایت؟ اگر لوطی‌ای، کو مردانگیت، کو گذشتت، کو دستگیری از ضعفایت، اگر درویشی می‌گویند کلاه درویش باید مشتمل بر چهار ترک باشد، که هر ترکی کاشف باشد از ترک دیگری، اول ترک دنیا، دوم ترک عقبی، سوم ترک مولی، چهارم ترک ترک، کدام یکی از این ترک‌ها را انجام داده‌ای؟ 1


پی‌نوشت:

1- این‌چنین فرمود پیر معنوی         سالک سلک حقیقت مثنوی

در کلاه فقر می‌باید سه ترک          ترک دنیا ترک عقبی ترک ترک

و مراد از ترک ترک، ترک اراده خود او است که آن را مقام رضا می‌نامند، بر این مطلب اشاره دارد حکایت حضرت امام‌ باقرعلیه‌السلام و جابر، که وقتی از او احوال پرسیدند عرض کرد. فقر را بیشتر از غنی و مرض را بیشتر از صحّت می‌خواهم و دوست می‌دارم. پس حضرت مطلبی قریب به این مضمون فرمودند: «ما اهل بیت خواهش از خود نداریم، هر چه او می‌خواهد ما همان را می‌خواهیم».

و از این عبارت کتاب نفهمیدم که مراد از ترک مولا کدام است؛ زیرا که گفته‌اند:

«طالب الدنیا مونثّ و طالب العقبی مخنّث و طالب المولی مذکّر» و مراد از ترک ترک آن است که سالک تسلیم مولا شود یعنی اول ترک دنیا کند و بعد ترک عقبی و سپس ترک اراده خود نماید و خود را بشراشره تسلیم مولا کند و اراده خود را ترک گوید. امّا مقصود از ترک مولا را به هیچ وجه ملتفت نشدم و تا امروز هم ندیده‌ام که کسی زائد بر سه ترک گفته باشد.

(حاشیه شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/25ساعت 15:46  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان85

خطبه پیامبر اکرم در روز آخر شعبان

سلمان فارسى رحمة الله فرمود: «خطبنا رسول الله صلى الله علیه و آله فى آخر یوم من شعبان، فقال یا ایها الناس قد اظلكم شهر عظیم مبارك، شهر فیه لیلة خیر من الف شهر، جعل الله صیامه فریضة و قیام لیله تطوعا، من تقرب فیه بنافلة من الخیر كان كمن ادى فریضة فیما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر یزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم.‏» (1)


ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پیامبر صلى الله علیه و آله براى ما خطبه‏اى در فضیلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خویش به ما فرمود: اى مردم به راستى ماه بزرگ مباركى بر سر شما سایه افكنده، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجوید به خداوند، به انجام نافله خیرى، مثل آن است كه در غیر ماه رمضان فریضه‏اى انجام داده باشد، و این ماه، ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در آن زیاد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و این ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

منبع:

مستدرك الوسائل، مرحوم نورى، نقل از وقایع الایام، ص 436.


دعاى پیامبر اکرم هنگام رویت هلال رمضان

صدوق علیه الرحمه در كتاب من لایحضره الفقیه آورده «و كان رسول الله صلى الله علیه و آله اذا اهل هلال شهر رمضان استقبل القبلة و رفع یدیه و قال: «اللهم اهله علینا بالامن و الایمان،و السلامة و الاسلام، و العافیة المجللة و الرزق الواسع، و دفع الاسقام، اللهم ارزقنا صیامه و قیامه و تلاوة القرآن فیه، و سلمه لنا، و تسلمه منا و سلمنا فیه.‏» (1)

رسول الله صلى الله علیه و آله هنگامى كه رویت هلال رمضان مى‏فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دست‌هاى مباركش را بلند مى‏كرد. و مى‏گفت:

پروردگارا این ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شایان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملایمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قیام براى عبادت، و تلاوت قرآن در این ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در این ماه سالم و تندرست فرما.


پى‏نوشت:

1- من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 100.

منبع:

روزه، درمان بیماری‌هاى روح و جسم، صفحه 13، سیدحسین موسوى راد لاهیجى.


آداب و شرایط روزه‏دار

روزه فقط امساك از خوردن و آشامیدن نیست، بلكه شرائطى دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیت‌هاى انسان در برابر روزه، زیاد است.


روزه چهار گروه مقبول نیست

حضرت صادق علیه السلام فرمود: لاصیام لمن عصى الامام، ولا صیام لعبد آبق حتى یرجع، ولا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب، ولا صیام لولد عاق حتى یبر، (1) روزه نیست ‏براى كسى كه امام و پیشواى خود را نافرمانى كند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فرارى، تا مراجعت كند و به خدمت‏ باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمى‏باشد تا توبه كند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمى‏گیرد، و روزه به حساب نمى‏آید. یكى از ابعاد سیاسى این حدیث ‏شریف، اطاعت و فرمانبرى پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشواى مذهبى است. فاطمه سلام الله علیها در آداب روزه‌دار مى‏فرماید:

عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام): «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.‏» (2)

از غیبت مؤمن اجتناب كنید، و از نمامى بپرهیزید، به راستى كه غیبت و نمامى روزه صائم را باطل مى‏نماید، و اثرات و ثواب روزه را زایل مى‏گرداند.

جعفربن محمد علیهماالسلام از آباء گرامیش از فاطمه دخت گرامی رسول الله صلى الله علیهم اجمعین روایت مى‏نماید: كه حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش كارى نكرده (یعنى حق روزه را ادا نكرده) مادامی که زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه كه بر آنها حرام است) حفظ نكرده باشد.

یعنى روزه یك مسماى واقعى از حفظ شكم از كل خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و مبطلات دیگر و خلاصه‏اى از اجتناب از گناهان و معصیت‏ خداوند مى‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامى محرمات روزه واقعى را در خویش تحقق نبخشیده است.


پنج ‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء مى‏شود

اگر چه امروز فقهاى عالىمقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمى‏دانند زیرا كمتر كسى است در زمان ما و فرهنگ طاغوت‌زده و غرب‌زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج‌گانه از بیان پیامبر گرامى اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الكذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الكاذبة‏.» (3)

پنج صفت است كه روزه را باطل و وضوء را مى‏شكند، دروغ و غیبت و سخن‌چینى و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ.

این اوصاف، به راستى اثر معنوى و روحانى روزه و وضوء كه یك عبادت است در اسلام خنثى مى‏كند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مى‏نماید.


كیفیت روزه‌دارى از صحف ادریس علیه السلام

در صحف ادریس علیه السلام است: «اذا دخلتم فى الصیام فطهروا نفوسكم من كل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصة صافیة منزهة عن الافكار السیئة و الهواجس المنكرة فان الله سیحبس القلوب اللطخة و النیات المدخولة و مع صیام افواهكم من الماكل، فلتصم جوارحكم من الماثم فان الله لایرضى منكم ان تصوموا من المطاعم فقط لكن من المناكیر كلها و الفواحش باسرها.» (4) حضرت ادریس پیامبر در صحف خویش فرمود: هر گاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدى و ناپاكى پاك سازید، (درون خود را براى پذیرش عبادت ویژه خداوند پاكسازى نمائید) و روزه بگیرید براى خداوند با قلبى خالص و نورانى و پاك از فكرهاى بد، و صداهاى نامفهوم و بىمعنى و زشت، زیرا خداوند حبس مى‏نماید دل‌هاى ناپاك و نیت‌هاى غیر خالص شما را و دهن‌هاى شما نباید فقط با امساك از خوردنی‌ها صائم و روزه‏دار باشد. بلكه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنى اعضاء شما هم باید از معصیت ‏خدا امساك نماید) و همانا خداوند راضى نمى‏گردد و خشنود نمى‏شود از شما به این كه فقط از خوردنی‌ها پرهیز كنید، بلكه از كل منكرات و زشتی‌ها باید پرهیز نمائید تا آنجا كه تغییر حالت پیدا كنید.


اثرات منفى غیبت و نمامى در روزه

امام رضا علیه السلام فرمود: «اجتنبوا الغیبة غیبة المؤمن، و احذرو النمیمة، فانهما یفطران الصائم ولا غیبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار.» (5)

از غیبت مؤمن اجتناب كنید، و از نمامى بپرهیزید، به راستى كه غیبت و نمامى روزه صائم را باطل مى‏نماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل مى‏گرداند)، ولى از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غیبتى نیست، (یعنى آنان از خود هتك حرمت نموده‏اند، و آبرو از خویش برده‏اند).


روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است

از فقه الرضا (علیه السلام) روایت ‏شده كه حضرت رضا علیه السلام در رابطه با شرائط روزه و روزه‏دارى چنین فرمود: «واعلم یرحمك الله ان الصوم حجاب ضربه الله عزوجل على الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فى عادة من شره و طهارة تلك الحقیقة حتى یستر به من النار، و قد جعل الله على كل جارحة حقا للصیام فمن ادى حقها كان صائما و من ترك شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترك منها.» (6)

بدان (اى روزه‏دار) خداى رحمتت كند، كه به راستى روزه ستر و حجابى است، كه خداوند او را بر زبان‌ها و گوش‌ها و چشم‌ها و سائر جوارح زده است، هر گاه معتاد بر زشتی‌ها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هر گاه تحت كنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان كاملا در امان مى‏باشد) كه طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم مى‏پوشاند و حجابى محكم از آتش براى او خواهند شد. به تحقیق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏اى براى روزه گرفتن حقى مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء كند (و به خوبى حق روزه‏دارى را به جاى آورد) هر آینه صائم و روزه‏دار است، (یعنى به جاى آورده حق روزه را) و هر كس بعضى از آن شرایط را ترك نموده، از فضیلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترك كرده كاسته است.


پى‏نوشت‏ها:

1- وقایع الایام خیابانى، ص 432.

2- بحار الانوار، ج 96، ص 295.

3- نهج الفصاحه، حدیث 1459.

4- نقل از وقایع الایام خیابانى، ص 431.

5- فقه الرضا (علیه السلام).

6- مستدرك الوسائل، نقل از وقایع الایام خیابانى، ص 432.

منبع:

کتاب روزه، درمان بیماری‌هاى روح و جسم، ص 72، سیدحسین موسوى راد لاهیجى .


فضیلت اعمال مستحبى ماه رمضان

رمضان


دعا و استغفار

قال على بن ابیطالب علیه السلام:

«علیكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم» (1) ؛ بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زیاد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است.

توضیح:

از وظایف روزه‌داران در این ماه، دعا و درخواست ‏حوایج از حضرت حق است كه بنده احساس نیاز به پیشگاه بى‌نیاز كرده، و دست‌هاى احتیاج خویش را به درگاه او دراز مى‏كند.


روزهاى ماه رمضان

قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

ایها الناس انه قد اقبل الیكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عندالله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالى افضل اللیالى و ساعاته افضل الساعات (2) ؛ اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات.


اعتكاف

قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین (3) ؛ اعتكاف در یك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضیح:

در ایام و لیالى مقدسه‏اى، طبق روایات رسیده از ائمه معصومین علیهم السلام مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پیامبر اكرم در تمامى عمرش چنین مى‏كرد.


تلاوت قرآن

بهترین اعمال در شب‌ها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:

قال ابو جعفر (علیه السلام):

لكل شى‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان (4) ؛ براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.

بنابراین امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماه‌هاى دیگر بیشتر است.

قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

من تلافیه آیة من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور (5) ؛ اگر كسى در این ماه یك آیه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غیر ماه رمضان یك ختم قرآن كرده است.


افطارى و صدقه دادن

قال الباقر علیه السلام:

یا سدیر، هل تدرى اى لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه لیالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل لیلة من هذه اللیالى عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر بابى انت و امى لا یبلغ مالى ذاك، فما زال ینقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك یقول: «لا اقدر علیه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل لیلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (علیه السلام):

فذاك الذى اردت یا سدیر، ان افطارك اخاك المسلم یعدل عتق رقبة من ولد اسماعیل علیه السلام. (6)

اى سدیر! آیا مى‏دانى چه شب‌هایى است این شب‌ها؟ سدیر گفت:

بلى فدایت گردم این شب‌ها، شب‌هاى ماه رمضان است، مگر این شب‌ها چگونه است؟ امام علیه السلام فرمودند: آیا قدرت دارى هر شب از این شب‌ها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدیر عرض كرد: پدر و مادرم به فدایت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پیوسته تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسید به یكى در تمام این ماه، سدیر گفت: قدرت ندارم پس امام به او فرمود: آیا قدرت ندارى هر شب یك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟ سدیر عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:

اى سدیر همان است كه اراده كردى یعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نایل مى‏گردى.

توضیح:

خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها محاسبه نمى‏كند ولى در این امر «اسراف‏» نشود.

عن ابى عبدالله علیه السلام:

من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء (7) ؛ هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مى‏كند.


پى‏نوشت‏ها:

1- امالى شیخ صدوق، ص 61 .

2- امالى شیخ صدوق، ص 93 .

3- وسائل الشیعه، ج 7، ص 397 .

4- وسائل الشیعه، ج 7، ص 218 .

5- امالى شیخ صدوق، ص 93 .

6- من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 134 .

7- بحار الانوار، ج 93، ص 316 .

منبع:

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 92، جمعى از نویسندگان .


فلسفه و حكمت روزه

روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت ‏بدن و ابعاد دیگر داراى فواید فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بیمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.


مركز بیماری‌ها معده است

پیامبر خدا فرمود: «المعدة بیت كل داء، و الحمئة راس كل دواء.» (1)

معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهیز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زیاد خورى) اساس و راس هر داروى شفابخش است.


پیامبر اکرم سه باب از علوم به روى ما گشود

پیامبر عظیم الشان اسلام در یك بیانیه كوتاه، اثرات و فوائد سه چیز را به این شرح بیان مى‏فرماید: «... و صوموا تصحوا»: ... روزه بگیرید تا صحت و سلامتى خویش را تضمین كنید.


امام على علیه السلام در فلسفه روزه چه مى‏فرماید؟

ما اگر پویاى فلسفه روزه و حكمت تشریع آن باشیم و از خواص و فوائد آن بخواهیم اطلاعات بیشترى پیدا كنیم و به اشكال تراشی‌هاى منتقدین پاسخ اقناع كننده بدهیم به سخنان حكیمانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه گوش فرا مى‏دهیم در قسمتى از این خطبه امام مى‏فرماید: «و مجاهدة الصیام فى الایام المفروضات، تسكینا لاطرافهم، و تخشیعا لابصارهم، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیضا لقلوبهم، و اذهابا للخیلاء عنهم لما فى ذلك من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصیام تذللا.»(2) امیرمؤمنان علیه‌السلام به دنباله مطالب ارزشمندى مى‏فرماید: از خدا بترسید و از كیفر تباهكارى در دنیا، و از زیان ستمگرى در آخرت ... و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مى‏فرماید، به وسیله نمازها و زكات‌ها، ( و سپس فوائد و پاره‏اى از علل و فلسفه روزه را بیان مى‏فرماید) و كوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب، براى آرام ماندن دست و پا و اندام و دیگر ایشان (از معصیت و نافرمانى) و چشم به زیر انداختنشان و فروتنى جان‌هاشان، و زبونى دل‌هاشان، و بیرون كردن كبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است مالیدن رخسارهاى نیكو براى فروتنى، و (هنگام سجده نمودن) چسبانیدن اعضاء شریفه (هفت موضع) را به زمین براى اظهار كوچكى و «ذلت‏ به پیشگاه با عظمتش‏» و در روزه رسیدن شكم‌ها به پشت‌ها براى خضوع و ناچیز دانستن خویش كه روزه و نماز و زكات فلسفه‏اش سازندگى و تزكیه، و تذلل و تقلل به پیشگاه حضرت حق است، و از چیزهائى است كه مى‏تواند آدمى را از چنگ شیطان نجات بخشد، و از انواع بیماری‌هاى ظاهرى و باطنى برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا یاد آدمى دهد، مخصوصا روزه است كه از امتیازات به خصوص برخوردار است، كه پاداش آن فقط به خداوند بزرگ برگزار شده است. كه امیرالمؤمنین علیه السلام در جائى دیگر مى‏فرماید:«و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏.» (3)


روزه براى آزمایش اخلاص مردم است

خداوند روزه را براى آزمایش اخلاص مردم واجب فرموده است، كه روزه در اخلاص عمل بسیار مؤثر است، یعنى كسى كه روزه مى‏گیرد و تمامى روز را با همه امكان خوردنی‌ها و آشامیدنى‏هایى كه در اختیار دارد، در عین حال امساك مى‏نماید، جز اخلاص به پیشگاه حضرت حق مفهومى دیگر ندارد، و در قسمتى از نهج‌البلاغه مى‏فرماید: «و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب‏» (4) و یكى از دلائل وجوب روزه این است كه روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، یعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، كه به وسیله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مى‏آید.


خدایا از گرسنگى به تو پناه مى‏آوریم

فوائد كم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است كه آدمى تاب گرسنگى زیاد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زیاد قرار دهد، بلكه در بعضى روایات رسیده است: «اللهم اعوذبك من الجوع‏» (5)؛ خدایا از گرسنگى به تو پناه مى‏برم، ولى در عین حال باید متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسیارى در بردارد، و بر عكس پرخورى و سیر بیمارى زیادى به همراه مى‏آورد.

از نظر بهداشت و تندرستى، باید غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابت ‏شده است. افرادى كه كم مى‏خورند، از كسانى كه همیشه سیر مى‏خورند سالم‏تر مى‏باشند، و تن درست‏ترند.


ابعادى در فلسفه روزه از بیان امام صادق علیه السلام

هشام بن حكم از رئیس مذهب تشیع حضرت جعفر بن محمد علیهماالسلام مى‏پرسد از علت و فلسفه روزه، امام مى‏فرماید: «انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و القیر و ذلك ان الغنى لم یكن لیجد مس الجوع، فیرحم الفقیر، لان الغنى كلما اراد شیئا قدر علیه، فاراد الله تعالى ان یسوى بین خلقه، و ان یذیق الغنى مس الجوع و الالم لیرق على الضعیف و یرحم الجائع.‏» (6)

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: به راستى خداوند روزه را واجب كرد، تا به وسیله او بین اغنیاء و فقراء مساوات و برابرى به وجود آید، و این براى آن است كه ثروتمندانى كه هرگز درد گرسنگى را احساس نكرده‏اند، به فقراء ترحم نمایند، زیرا اغنیاء هرگاه (خوردنى و آشامیدنى را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماكولات و مشروبات كردند) برایشان میسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده‏» كه تا بین بندگانش از فقیر و غنى، برابرى به وجود آورد، و این كه سرمایه داران مسلمان درد گرسنگى را لمس نمایند، تا بر ضعفاء رقت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمایند، و این تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان عالم ترحم نمایند، و این تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان و محرومان مى‏اندیشد اسلام است.


خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

در حدیثى طویل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله چنین نقل مى‏فرماید كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «ما من مؤمن یصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و تعالى له سبع خصال: اولها یذوب الحرام من جسده، و الثانیة یقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر خطیئة ابیه آدم، و الرابعة یهون الله علیه سكرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش یوم القیمة و السادسة یطعمه الله عزوجل من طیبات الجنة، و السابعة یعطیه الله عزوجل برائة من النار، قال: صدقت ‏یا محمد.» (7)

هیچ مؤمنى نیست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگیرد، مگر آن كه خداى تبارك و تعالى هفت ‏خصلت را براى او واجب و لازم گرداند:

1- هر چه حرام در پیگرش باشد محو و ذوب گرداند،

2- به رحمت ‏خداى عزوجل نزدیك مى‏شود،

3- (با روزه خویش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند،

4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند،

5- از گرسنگى و تشنگى روز قیامت در امان خواهد بود،

6- خداى عزوجل از خوراكی‌هاى لذیذ بهشتى او را نصیب دهد،

7- خداى و عزوجل برائت و بیزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. (پرسش كننده در این حدیث مفصل، عالم یهودى بود) كه عرض كرد راست گفتى اى محمد.


فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام در فلسفه و دلائل وجوب روزه مى‏فرماید: «انما امروا بالصوم لكى یعرفوا الم الجوع و العطش، فیستدلوا على فقر الآخرة، و لیكون الصائم خاشعا ذلیلا مستكینا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فیستوجب الثواب مع ما فیه من الامساك عن الشهوات و یكون ذلك واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما كلفهم و دلیلا لهم فى الآجل و لیعرفوا شدة مبلغ ذلك على اهل الفقر و المسكنة فى الدنیا فیؤدوا الیهم ما افترض الله لهم فى اموالهم‏» (8)

وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى‏پرسند، مى‏فرماید: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواری‌هاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال كنند بر سختی‌هاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (كه پیامبر صلى الله علیه و آله در خطبه شعبانیه مى‏فرمود: و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع یوم القیمة و عطشة، یاد آورید از گرسنگى و تشنگى روزه داریتان گرسنگی‌ها و تشنگی‌هاى روز قیامت را، كه این یادآورى انسان را به فكر تدارك قیامت مى‏اندازد كه تا سعى كند، جد و جهد بیشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعیفش بنماید و آنان را از امكانات مادى و غیر مادى خویش بهره‏مند سازد).

آنگاه امام علیه السلام خصوصیات صائم را این چنین توصیف مى‏فرماید: روزه‏دار باید (به پیشگاه خداوند) بنده‏اى خاشع و ذلیل و داراى استكانت و وقار باشد، (و خود و عمل خویش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند كه اعمال و زحماتش) به حساب مى‏آید، (و نادیده گرفته نمى‏شود) و در همه حال به آنچه كه انجام مى‏دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه كه از گرسنگى و تشنگى به او مى‏رسد صبر كند، و در آن هنگام با امساك از شهوات (و پیروى نكردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مى‏شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه‏داریش را به او مرحمت‏ خواهد فرمود) و این اوصاف حمیده (كه براى صائم ذكر شد) واعظ خوبى براى روزه‏داران در دنیا خواهد شد، (كه اثرات وضعى این اوصاف كاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و راغب است ‏بر روزه‏داران بر اداء آنچه كه مكلف به آنند و راهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان باید بشناسند شدت و اهمیت مشكلات فقرا و بیچارگان را كه تا رحمت آورند بر فقراء و مساكین در دنیا، سپس اداء نمایند حقوق آنان را كه خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (یعنى اینطور نباشد كه خود خوب بخورند و بپوشند و دیگران گرسنه باشند).

شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائى‏» مى‏گوید:

و حسبك داء ان تبیت ‏ببطنة و حولك اكباد تحن الى القد! (9)

یعنى: این درد براى تو بس است كه شب با شكم پر بخوابى و در اطرافت جگرها باشد كه قدح پوستى را آرزو كنند (و براى آنان فراهم نشود چه جاى آن كه طعام داشته باشند.


بحثى دیگر در فلسفه روزه از امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام در یك پرسش دیگر از فلسفه روزه چنین مى‏فرماید: «علة الصوم لعرفان مس الجوع و العطش لیكون العبد ذلیلا مستكینا ماجورا محتسبا صابرا فیكون ذلك دلیلا على شدائد الآخرة، علت روزه از براى فهمیدن الم و درد گرسنگى و تشنگى است، تا بنده ذلیل و متضرع و ماجور و صابر باشد و بفهمد شدائد آخرت را، مع ما فیه من الانكسار له عن الشهوات و اعظاله فى العاجل دلیلا على الآجل لیعلم مبلغ ذلك من اهل الفقر و المسكنة فى الدنیا و الآخرة.‏» (10) علاوه بر این كه در روزه انكسار شهوات و موعظه هست از براى امر آخرت تا بداند حال اهل فقر و فاقه را در دنیا و عقبى. بلى این است قسمتى از فلسفه روزه از بیان حضرت رضا علیه آلاف التحیة و الثناء.

بلى روزه از افضل طاعات است، زیرا كه روزه مشتمل بر شکستن شهوات حیوانی است كه شریعت آسمانى و احكام الهى نیامده مگر براى تعدیل شهوات و توقیف و مهار آنها كه در حد اعتدال انجام گرفته، و براى تزكیه و طهارت نفس و تصفیه آن از اخلاقیات رذیله، زیرا مقصود از روزه تنها دوری کردن از خوردن و آشامیدن و مباشرت با نسوان نیست، بلكه غرض نهائى آن كف نفس و نگهدارى آن از شهوترانى‏هاى حیوانى است، چنان كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: الصوم جنة فاذا صام احدكم فلا یرفث ولا یجهل و ان امرء جادله او شاتمه فلیقل انى صائم: كه روزه سپرى است از براى شخص، زیرا یكى از شما اگر روزه گرفت ‏سخن زشت نگوید، و كارهاى بیهوده نكند، و اگر كسى با وى مجادله كند یا او را شماتت نماید، او بگوید من روزه هستم، مراد از این حدیث‏ شریف نبوى صلى الله علیه و آله این است: كه روزه وقایه‏اى است كه نگه مى‏دارد آدمى را از انحرافات و لغزش‌ها، كه به واسطه آن از دشمنانى بزرگ چون شیطان نفس، دشمن درونى، خلاصى مى‏جوید، پس نفس را كنترل مى‏نماید از شهوات نابجا، و شیطان را از خود دور مى‏نماید.


مجراى نفوذ شیطان را با روزه ضیق نمائید

بر این مبنا رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: «ان الشیطان لیجرى من ابن آدم مجرى الدم فضیقوا مجاریه بالجوع‏»، كه شیطان جریان مى‏یابد و نفوذ مى‏كند در فرزندان آدم، مانند جریان خون در بدن پس مجارى شیطان را در وجود خود به واسطه گرسنگى یعنى روزه تنگ نمائید، (11) والحق، كه روزه بدون اثر چه فایده و ثمرى دارد؟ آرى فائده و اثرى ندارد كه آدمى غذاى ناهار خویش را به افطار تاخیر اندازد، و از امساك و اجتناب از یك سرى مبطلات روزه، انواع تهمت‌ها و دروغ‌ها و غیبت‌ها و شهوترانى‏ها و هتك حرمت ‏خلق الله و حفظ نكردن ناموس خویش از نامحرمان و سوء تربیت فرزندان و سرعت غضب به حادثه كوچكى و ایجاد ضرب و شتم و صدها گناه دیگر مرتكب شود و بگوید من روزه هستم خیر؟ این نوع روزه اثرى و فایده‏اى ندارد، باید روزه قدرت ساختن و اصلاح نفس داشته باشد و روزه این قدرت را دارد، لكن این مائیم ارزش و اهمیت او را تشخیص ندادیم، و از این نوع روزه‏هاى بى اثر ثمرى جز گرسنگى و تحمل تشنگى عاید ما نمى‏شود، و چه فایده‏اى است از براى روزه‏دار كه فریضه‏اى اداء كند و كبیره‏اى مرتكب گردد، و با خیانت ‏بر بندگان خدا در مال و عرض ایشان تجاوز نماید.


روزه رابطه مستقیم با اخلاص دارد

خلاصه كنم و این بخش را «فلسفه روزه و حكمت مشروعیت‏» به سخن مولاى متقیان علیه السلام مزین نمایم كه امام علیه‌السلام در آنجا كه فلسفه پاره‏اى از احكام را تشریح مى‏فرماید: «و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏.» (12)

خداوند، روزه را براى آزمایش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است، و كسى كه به پیشگاه حضرت حق اخلاص ورزد، تمامى اوصافى كه در فلسفه روزه بیان شده است ‏شامل حالش مى‏شود، و روزه كاملا با اخلاص روزه‏دار، در رابطه است.


پى‏نوشت‏ها:

1- اركان الاسلام، ص 108 این عبارت حدیثى است كه از پیامبر اسلام در بحار الانوار، ج 14 روایت ‏شده است، لكن این كتاب بحارث بن كلده نسبت داده است.

2- نهج البلاغه فیض، ص 798.

3- از حكمت 244 نهج البلاغه فیض الاسلام.

4- نهج البلاغه، چاپ صبحى صالح، ص 163.

5- مجمع البحرین، ماده جوع.

6- وسائل الشیعه، ج 7، ص 3 / و من لا یحضره الفقیه، ص 73، ج 2.

7- خصال شیخ صدوق، ص 386.

8- وسائل الشیعه، ج 7، ص 4.

9- حاتم به عبدالله طائى.

10- علل الشرایع صدوق علیه الرحمه.

11- از مجموعه‏اى از سخنان پیشوایان معصوم(ع) استخراج شده است.

12- نهج البلاغه، ص 1197.

منبع:

روزه، درمان بیماریهاى روح و جسم ص 81 ، سید حسین موسوى راد لاهیجى


من، روزه‌دار عاشقی‌ام

با یاد خدای قدر

صدای قدم‌های ماهِ خوبی‌ها، دل ِ خاکی‌ام را آگاه ساخته است که لحظه‌ی وداع نزدیک است.

لحظه‌ی وداع با ماه مهدی، با شعبان، و من در آخرین ثانیه این ماه به مناجات شعبانیه نشسته‌ام "و اسمَع دُعائی اِذا دَعَوتُک1

 پس از آن "و اسمَع نِدائی اِذا دَعَوتُک2من. "ذلک العشقِ" من، "لاریب فیه"، ای خدای عاشقی‌ام . من در آغوش مُهر دلدادگی‌ام. و باران روزه‌داری‌ام "انتَ ربُّ العظیم3

***

***

صبح دلدادگی‌ام را با آهنگ دل نواز "الّلهم اِنی اَسئَلُک مِن بَهائِک4مأمن من تو هستی ای خدای دیدگانم و من، زیر چتر پروردگاریت، از باران غم، که در این زندان، بر سر و رویم می‌بارد ایمن شوم . من، روزه‌دار عاشقی‌ام. تشنه‌ی دیدار توأم. نگاهم کن تا سیراب شوم. نگاهم را پذیرا باش که هر چه سفیر تو، قرآن را می‌نگرم سیر نمی‌شوم.

***

عطر آش نذری همسایه و صدای ربّنای استاد، تمنای دلم را آشکارتر ساخته است تا من عاشقانه‌تر به ختم شمیم عاشقی‌ام بپردازم و آل عمراندلم را در عدد سی فریاد کنم. "ربّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَیتَنا و هَب لَنا مِن لَدُنکَ رَحمَة اِنَّکَ انتَ الوهّاب5

***

 ای خدای آسمانیِ دلِ خاکی‌ام "رُدَّ کُلَّ غَریب6

منی که دَم عاشقی‌ات، گِل وجودم را بیدار ساخت، با نسیم نوازشت دوباره بیدارم ساز؛

ای کسی که "عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر"ی .

 بار الها، ببخشا که من ِ خاکی، آلوده‌ی دنیا گشته‌ام.

ای خدای شَهر ِ رمضان که "اَنزَلتَ فیه" کتاب جاویدان را، "اِغفرلی تِلکَ الُذنوب العِظام" راکه کسی جز معبود دلم نمی‌بخشاید "یا علّام" .

فرشتگان بارگاهت در این قدر آسمانی، زمین را به قدر آورده‌اند تا قدر دلتنگی‌ام را به مهدی‌ات بگویند و مهدی بداند که من، من ِ منتظِر، از انتظار خسته نمی‌شوم تا بیاید ... العَجَل العَجَل العَجَلَ7

و من ضجّه می‌زنم "یا مُفیَّ العَهد8

من ِ بارانی با آمدنش عافیت می‌یابم، بگو بیاید. "اِنّا اَنزَلناه ُ فی لَیلَة القدر" قرآن در حضور ستارگان آسمانی می‌درخشد و من، دلم برای حضور مهدی می‌تپد.

 "و ما اَدراک ما لَیلَةُ القدر" و کسی انتظارم را درک نمی‌کند "لَیلَةُ القدرِ خیرٌ مِن اَلفِ شَهر" هزار ماه کم است بگو هزار سال "تَنَزَّلُ الملئِکةُ و الرّوح"، تا درد انتظارِ مرا، به سویت آورند؟

من منتظرم! بگو بیاید.

"سلامٌ هیَ حتّی مَطلَع الفَجر" تا وقتی تو بیایی همه شب، شب ِ قدر من است و من تا صبح می‌گریم، تا صبح ناله می‌کنم، تا صبح می‌خوانمسرود ِ زندگی بخش را: "اللّهم کُن لِوَلیّک َالحجَّةِ ابنِ الحَسَن". روزه‌دار، سالگرد عاشقیت، سالگرد روزه‌داریت مبارک باد!!!

روزه‌دار، سالگرد عاشقیت، سالگرد روزه‌داریت مبارک باد!!!

"یاس خاکی"

1- مناجات شعبانیه- مفاتیح الجنان

2- مناجات شعبانیه- مفاتیح الجنان

3- فرازی از دعای "یا علی یا عظیم" ا زدعاهای ماه رمضان

4- دعای سحر- مفاتیح الجنان

5- سوره آل عمران، آیه 8

6- فرازی از دعای "اللهم ادخل علی اهل القبور السرور" از دعاهای ماه رمضان

7- دعای عهد - مفاتیح الجنان

8- دعای جوشن كبیر- مفاتیح الجنان


رموز رمضان

آداب مردم اردبیل در ماه مبارک رمضان

1- ایمان به مبدأ و معاد تنها به اعتقاد قلبی و اقرار به لسان، شرط لازم هست ولی شرط كافی نیست، ورود به مرحله اجرایی و عمل به اركان، ایمان را به درجه كمال می رساند. آنان كه می گویند: ما خدا را در قلب قبول داریم و با زبان نیز شهادت می دهند ولی از انجام عبادات مانند اقامه نماز و گرفتن روزه به بهانه عدم نیاز خداوند متعال، سرباز می زنند با مراحل ایمان- كه پیام مولا حضرت علی(ع) است- همخوانی ندارند.

2- امساك از خوردن و آشامیدن و مبارزه با لذتهای جسمانی و دوری از سایر مبطلات روزه، ویژه آداب و آئین اسلام نبوده بلكه «صیام» در ادیان قبل از اسلام بوده است. راز و رمز روزه داری، مراقبت از نفس، كنترل چشم و زبان، گوش و پرهیز از محرمات از یكسو، تلاوت قرآن، صله ارحام، رسیدگی به وضع معیشتی ایتام و مساكن و درك مفاهیم قرآنی و عمل به دستورات وحی بهمراه اخلاص از سوی دیگر، رسیدن به تقوای الهی است.

3- بیماران و مسافران از گرفتن روزه معافند و پس از بهبودی و رجعت از مسافرت، در ماههای بعدی بایستی كسری یك ماه را جبران نمایند تا در زمره شایستگان قرار گیرند.

4- آنان كه همانند پیرمردان، پیرزنان، سالخوردگان، زنان شیرده، به مشقت و زحمت می افتند و طاقت و توانمندی این عمل عبادتی را ندارند از آن معافند و تكلیف شرعی با اطعام مساكین به میزان هر روزه ده سیر طعام خوراكی را می توانند محقق سازند.

5- تنها ماهی كه در كتاب آسمانی اسلام بطور شفاف قید شده فقط «رمضان» است و بس. آمار سایر ماهها منجمله تعداد ماههای حرام در آن قید شده ولی نام سایر ماهها در آن دیده نشده است و این امر استثنایی از اهمیت و جایگاه رفیع این ماه حكایت می كند.

6- نزول قرآن -كه كتاب هدایت و دارای مؤلفه های تمیز حق از باطل- راه‌كارهای اجرایی زندگی و حیاتی و اسامی و وصول به سعادت دنیوی و اخروی است- در ماه مبارك رمضان- اتفاق افتاد. جالب توجه است كه انجیل، تورات، زبور و صحف در همین ماه بر پیامبرانش نازل و ابلاغ می گردد.

7- واژه «رمضان» از ریشه «رمض» گرفته شده كه به معنای بارانی كه اول پاییز می بارد و هوا را از خاك و غبارهای تابستان پاك می كند و یا به معنای داغی سنگ از شدت گرمای آفتاب است پیامبر خدا فرمودند: «اِنَّما سُمِّیَ رَمضان لانّه یُرمَضُ الذُنوبَ» یعنی این ماه رارمضان نامیدند چون گناهان را می‌زداید.  انسان گنهكار می تواند از طریق توبه، استغفار، ترك معاصی، پرداخت حق الناس، در كوره گناه سوزی ذوب گردد.

8- اقامه نماز، ایتای زكوة، سفر حج، پرداخت خمس و زكوة توسط ملكف، در معرض دید دیگران قرار می گیرد ولی روزه تنها عبادتی است كه نمود خارجی ندارد. فقط خدای متعال از درون صائم مطلع است.

9- گرسنگی و تشنگی روزه دار، یادآور گرستگی و تشنگی روز قیامت در آخرت و یادآور حال مساكین و محرومان بی غذا در دنیاست.

10- تبدیل سه وعده غذا به دو وعده در ماه صیام و واگذاری یك وعده به فقرا، موجب بهبودی امور اقتصادی آنان می گردد و ایجاد عاطفه بین قشر مرفه و مستضعف اتفاق می افتد. دادن افطاری به روزه داران انفاق و ایثار عدم دلبستگی به دنیا را به ارمغان می آورند.

11- اگر صفت مذموم پرخوری در سحر و بهنگام افطاری كنار رود و سد جوع در حد متعارف صورت پذیرد. بیمه سلامتی یكساله و راحت باش یكماهه دستگاه گوارش فراهم می آید. چربی خون و مواد زائد از بدن خارج می گردد.

12- معراج حضرت ختمی مرتبت(ص) و سیر در عالم بالا در ماه مبارك رمضان درشب هفدهم، 6 ماه قبل از هجرت صورت می پذیرد و در لیلة القدر هم فرشتگان عرش به فرش نزول اجلال می كنند تا سلامت و خیر را بین عبادالله توزیع كنند و شب زنده داران می توانند تقدیرات شایسته ای را برای خویش از حضرت دوست درخواست كنند و اگر گدا كاهل بود صاحب خانه تقصیر نخواهد داشت. شهادت مولای متقیان در 21 رمضان، پیام آور نهایت عشق عشق معبود به عابد است.

13- اگر خروجی یك ماه روزه داری، اجرای پرهیزكاری و رعایت حلال و حرام امور دنیوی باشد علامت قبولی طاعات در ماه صیام خواهد بود و سلام بر آنكه در این ماه هدایت پذیرد و شیطان را از دستور كارش خارج نماید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/25ساعت 15:28  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان84

ماه رمضون بازم رسید (بخش اول)


مقدمه

خوش آمد ماه رحمت

تهیه مایحتاج ماه مبارك رمضان

پیشواز ماه مبارك رمضان

مقدمه :

واژه «فرهنگ» در لغت نامه ها چنین تعریف می شود :علم و دانش ، مجموعه آداب و رسوم . مجموعه آداب و رسوم یك ملت و یا یك قوم از سرچشمه های گوناگونی نظیر باورهای ملی و یا دینی آن ملت منشأ می گیرد و گاه اعتقادات دینی در طول زمان با باورهای ملی آن ملت در هم آمیخته و پیوند ناگسستنی با آن ایجاد می كند. این آداب و رسوم گاه چنان درهم تنیده و آمیخته می شوند كه بازشناختن اصل و منشأ اولیه آن دشوار است . در این مقاله سعی برآن است كه تصویری از ماه مبارك رمضان در باورها و فرعنگ عامه مردم ارائه شود .این فریضه الهی كه نزد هر مسلمانی ارزشمند و واجب الاجراست با پاره ای از آداب و رسوم و یا باورها و خرده فرهنگ ها همراه شده و در هر استان و شهری چهره ی ویژه بدان بخشیده است . در كشور ما همه مسلمین ماه مبارك رمضان را روزه می دارند  ولی در جای جای كشورمان روزه و ماه رمضان با آدابی همراه است كه ممكن است آن مراسم خاص را در جای دیگر نتوان یافت . این آداب را می توان در نحوه  استقبال از این ماه عزیز ، نحوه برپایی آن ، آداب سحر و افطار ، اطعام دادن ، عبادات و مناجات مخصوص این ماه جستجو كرد. در این بخش به نحوه استقبال از ماه مبارك رمضان می پردازیم .

خوش آمد ماه رحمت

مردم بسیاری از نقاط كشورمان چنان به استقبال ماه رمضان می روند كه گویی میهمان عزیزی را استقبال می كنند،  یا به انتظار بهترین و عزیزترین یار خویش اند. در زیر پاره ای از این آداب را نقل می كنیم :

سفید كردن دیوار خانه ها

در اغلب روستاها و شهرستان ها دیوار خانه ها كاهگلی یا گچی است. دیوارها را برای ماه رمضان كاهگل تازه می مالند یا با گچ و خاك مخصوصی سفید می كنند. در اصطهبانات فارس آنهایی كه دیوارخانه شان گچی است به وسیله پارچه ای كه بر سر چوب بلندی می بندند گرد و خاك دیوارها را می گیرند. دیوارهای كاهگلی را هم كاهگل می مالند تا دوده و رنگ تیره دیوار از بین برود.

در روستای شوقان جاجرم بجنورد دیوارها را با خاك مخصوصی كه از تپه ای در یك فرسخی شوقان می آورند سفید می كنند.

در روستای فرنق خمین دیوارهای خانه و اتاق ها به سبب وجود تنورهای زمینی سیاه و پوشیده از دوده می شود، مخصوصاً خانه های زمستانی. اهالی فرنق، سالی دو مرتبه خانه را سفید می كنند، یك مرتبه برای عید نوروز و یك مرتبه برای ماه رمضان. آنان برای سفید كردن دیوار خانه های دوده گرفته از نوعی گل معدنی كه نزدیك فرنق است و به گل سفید معروف است استفاده می كنند.

در فرنق، فرش و گلیم و جاجیم و لحاف ها را هم برای ماه رمضان می تكانند. پنبه و پشم متكا و لحاف را كه به آن " نالی " می گویند در می آورند و رویه آنها را می شویند و پشم و پنبه را تركه می زنند و دوباره توی رویه متكا و تشك می كنند و می دوزند.

نظافت اماكن عمومی

برای ماه رمضان، نظافت به خانه ها محدود نمی شود و مساجد، تكیه ها،حسینیه ها، حجره ها، دكان ها و اماكن عمومی را نیز شامل می شود. در نظافت مساجد و تكایا مردم به خصوص جوانان شركت می كنند و این كار را ثواب می دانند. كف مساجد و تكایا را كه اغلب زیلو فرش است ، با به امانت گرفتن قالی و قالیچه از خانه های اطراف فرش می كنند. دیوارها را با پارچه های سبز و سیاه كه به آیات قرآن و روایات و اشعار مذهبی مزیّن شده است ، می پوشانند. سقف مساجد را با آیینه و شمعدان و چلچراغ و شاخه های سرو و كاج و شمشاد آذین می بندند.

در بسیاری از آبادی ها از جمله در قمصر كاشان، زنان نیز در نظافت مساجد و تكایا شركت می كنند و دسته جمعی به آب و جاروی مسجد و شستن ظرف ها و آماده ساختن وسایل پذیرایی برای ماه رمضان می پردازند.

در شهرك طالقان هم ده - دوازده روز مانده به ماه رمضان ، متولی یا خادم مسجد آبادی به بام می رود و جار می زند: "برای گِلكاری مسجد بیایید." روز بعد از هر خانه روستا ، یك زن یا دختر جوان برای گِلكاری به مسجد می روند. زنان با كمك هم تمام دیوارهای شبستان را سفید كرده و در و پنجره ها را تمیز می كنند.

تهیه مایحتاج ماه مبارك رمضان

ماه رمضان ماه روزه و عبادت است، به همین سبب در ماه رمضان كسب و كار از رونق می افتد و مردم هم سعی می كنند مایحتاج شان را قبل از ماه رمضان تهیه كنند. اغلب برنج یا پلو غذای اصلی مردم در ماه مبارك رمضان است. در میان حبوبات هم مصرف عدس بیش از سایر حبوبات است زیرا علاوه بر اینكه عدس از نظر غذایی كامل است مردم عقیده دارند عدس رقّت قلب می آورد و حبّ علی(ع) را زیاد می كند.

یزدی ها هم اصطلاحی دارند كه می گوید: «در ماه رمضان هر كس باید هفت من عدس بخورد.» نان جو هم در گذشته نان مصرفی اغلب مردم بود و تنها معدودی از خانواده های مرفه از نان گندم استفاده می كردند.برای ماه رمضان در شهرها و روستاها از جمله در یزد و آبادی های آن مثل دهشیر نان جو می پزند. زیرا عقیده دارند نان جو خوراك حضرت علی (ع) و ائمه اطهار بوده و آنان روزه را با نان جوی خشك افطار می كردند.

وجود خرما هم بر سر سفره افطار از واجبات است. خوردن خرما در اول افطار مستحب است و عقیده بر آن است كه خرما غذای حضرت علی (ع) هنگام افطار بوده و حضرت با نان جو و خرما افطار می كرده اند.

مراسم آشتی كنان قبل از ماه رمضان

یكی از رسوم پسندیده در ماه مبارك رمضان آشتی و ایجاد الفت بین افرادی است كه به سببی از یكدیگر كدورتی به دل دارند. این رسم پسندیده قبل از فرار رسیدن ماه رمضان از واجبات است و عقیده بر آن است كه اگر كسی روزه بگیرد در حالی كه از بستگان یا برادر دینی خود كدورتی به دل داشته باشد روزه اش مال شیطان است و قبول درگاه خداوند نیست. این رسم در همه شهرها و روستاها كم و بیش وجود دارد و تشریفات آن بسیار ساده است. اگر دو نفر از یكدیگر ناراحتی داشته باشند یا خودشان بدون مقدمه دست در گردن هم می اندازند و صورت یكدیگر را می بوسند یا یك ریش سفید و بزرگتر پا در میانی می كند و آنها را آشتی می دهد.

مردم معتقدند اگر بزرگتر گذشت كند و برای آشتی پیشقدم شود و به سوی كوچكتر برود، ثواب زیادی می برد. همچنین عقیده دارند چون ماه رمضان ماه خداست ، خداوند از آدم كینه به دل ، بدش می آید و روزه اش را كمتر ثواب می دهد. اگر كدورت بین دو مرد باشد یك ریش سفید پا در میانی می كند و اگر دو زن از یكدیگر ناراحتی داشته باشند یك عاقله زن همت می كند و آنها را آشتی می دهد. همچنین اگر در محلی مریضی باشد چند روز قبل از ماه رمضان همه اهالی به عیادتش می روند و هدایایی برایش می برند و او را به حق این ماه عزیز و پر بركت دعا می كنند تا حالش خوب شود.

پیشواز ماه مبارك رمضان

در روستای آوانك طالقان بسیاری از مردم سه روز اول و وسط و آخر ماه های رجب و شعبان را روزه می گیرند و عقیده دارند با روزه ماه رمضان خداوند ثواب سه ماه روزه برای آنان ثبت می كند. هر كس این ایام را روزه بگیرد می گویند: "روزه سه ماهان" گرفته است. بعضی تنها سه روز آخر ماه شعبان را روزه می گیرند و به پیشواز ماه رمضان می روند.

در فرنق خمین عده ای یك روز و بعضی دو تا سه روز قبل از ماه رمضان روزه پیشوازی می گیرند. این روزه را روزه نذری گویند و از خدا حاجت می طلبند كه دردشان را دوا كند، مسافرشان را به سلامت از سفر بازگرداند، قرضشان را ادا كند، اولاد به آنها عطا كند، زیارت قبور ائمه علیه السلام را قسمت آنان كند، گناهانشان را بیامرزد و روزی بلند و حلال نصیب آنها بگرداند.

در رفسنجان اكثر مردم یك روز قبل از ماه رمضان روزه می گیرند و به پیشواز ماه رمضان می روند. وقتی دو نفر به هم می رسند اولی می گوید من پیشواز ماه رمضان رفته ام و آن طرف اگر موفق نشده باشد پیشواز برود می گوید: "خرم لنگ بود نتونستم برم پیشواز".

در یكی از مطالب رمضان مربوط به شهرستان یزد آمده است: پیشواز ماه رمضان برای بسیاری از مردم اهمیت زیاد دارد و عده بسیاری روز اول و دوشنبه اول و جمعه ها و روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم و روز آخر ماههای رجب و شعبان را روزه پیشوازی می روند. بعضی تنها روز آخر ماه شعبان را روزه می گیرند و به پیشواز ماه رمضان می روند.

در شهرهای گیلان از جمله در رشت و بندر انزلی به پیشواز رفتن ماه رمضان "پیشاشو" گویند و اكثر مردم پیشواز از ماه رمضان را مستحب می دانند و در این امر مصرّند.

دیگر آداب ماه مبارك رمضان كه شامل آداب و رسوم مربوط به افطاری ، ختم قرآن و باورهای مربوط به آن ، ایام شهادت مولای متقیان و مراسم شبهای احیا را در بخش های دیگر بررسی خواهیم كرد.


ماه رمضون بازم رسید (بخش دوم)


كسب و كار و تغییرات آن در ماه مبارك رمضانختم قرآن

شأن قرائت سوره های مخصوصی از قرآن شریف در ماه رمضان

در بخش پیشین به آداب مربوط به نحوه استقبال از ماه رمضان پرداختیم در این بخش به آداب برگزاری ماه رمضان ، نحوه قرائت قرآن و تغییراتی كه در كار و كسب مردم ایجادمی شود می پردازیم .

كسب و كار و تغییرات آن در ماه مبارك رمضان

وضع كسب و كار در ماه مبارك رمضان با ماه های دیگر سال تفاوت چشمگیری دارد و تغییراتی در كار كسبه و بازار به وجود می آید. دسته ای از مشاغل كه به طبخ غذا مربوط است به احترام ماه رمضان و رعایت حال روزه داران در روز تعطیل می شود و به بعد از ظهر یا شب موكول می گردد. بعضی از كارهای سنگین یك وقته می شود و بیشتر بعدازظهر انجام می پذیرد و برخی از كارها كه از نظر شرعی كراهت دارد، ممكن است در ماه رمضان به كلّی تعطیل شود. این تغییرات بیشتر در مشاغل سنتی به چشم می خورد.

شهرستان یزد یكی از شهرهای قدیمی ایران است و بافت سنتی و مذهبی آن حكایت از فرهنگی غنی و پربار دارد. بازار یزد چون بازار دیگر شهرهای قدیمی بسیار فعال و كسب و كار در آن پر رونق است. اما در ماه رمضان تغییرات محسوسی در بازار و كار كسبه یزد ایجاد می شود. مشاغلی چون قنادی، شیرینی پزی، كبابی، كله پزی و نخودبریزی به خاطر بوی حاصل از پخت و پز كه سبب ناراحتی روزه داران می شود در روز تعطیل می شود و كسبه ساعت كار خود را به بعد از ظهر و بیشتر به شب می اندازند.

كارهای دشوار و پر زحمت یك وقته می شود. این گونه كارها عبارت است از آهنگری، قفل سازی، مسگری، قـَلِنگری ( رویگری )، حلبی سازی، دواتگری ( كسی كه سماور و چراغ خوراكپزی و امثال اینها را تعمیر می كند)، چراغ سازی، فخّاری ( كوزه گری)، حناسابی، عصاری ( روغن گیری )، گچ كوبی، كلاه مالی، نمدمالی، قالی بافی، جوالدوزی، لحاف دوزی، خیاطی، شعربافی ( بافتن پارچه ای از موی و ابریشم )، گوشواره كشی (ترمه بافی )، رنگرزی، گیوه چینی ( بافتن رویه گیوه)، تخت كشی ( ساختن زیره گیوه)، دبّاغی، كفّاشی، سرّاجی، صحّافی، نجّاری، خرّاطی، چلنگری( ساختن چیزهای آهنی كوچك مانند قفل و كلید و ...)  و آجرپزی.

این گونه كارها كه در ایام سال صبح و بعدازظهر انجام می گیرد در ماه رمضان یك وقته می شود و تا ظهر یا پاسی از ظهر گذشته ادامه دارد و پس از آن تعطیل می شود.

بقالی ها، نانوایی ها، طوّاف ها( سبزی و میوه فروش دوره گرد)، قصابی ها و پالوده فروشان، یكی دو ساعت قبل از ظهر و از دو سه ساعت به غروب مانده در دو نوبت كالای خود را به فروش می رسانند.

كارگران پنیه زنی یا حلاجّان و طرّاحان به خاطر غبار حاصل از پنبه و محلول سریشم كه دهان طرّاحان را آلوده می سازد كارشان را به بعد از افطار موكول می كنند.

ختم قرآن

در ماه مبارك رمضان در اغلب مساجد و تكایا و بسیاری از خانه ها ختم قرآن برگزار می شود.

مجلس مردانه ختم قرآن:

محل برگزاری ختم قرآن مردها اغلب در مساجد است. در بهار و تابستان در صحن یا پیشطاق مسجد و در پاییز و زمستان در شبستان یا به قول یزدی ها در گرمخانه مسجد مجلس قرآن بر پا می شود. معمولاً بعد از نماز صبح یا ظهر و یا عشا، اغلب آنهایی كه در نماز جماعت شركت می كنند دور تا دور شبستان، پشت به دیوار می نشینند و قرآنشان را كه از خانه آورده اند در دست می گیرند و آماده شركت در ختم قرآن می شوند. آغاز كننده كسی است كه سِمَت رهبری گروه را دارد و به خاطر استادی اش در قرائت قرآن لقب "قـُرّاء" گرفته است. این شخص در صدر مجلس می نشیند و با خواندن آیاتی از اول یك جزء، قرائت قرآن را آغاز می كند. پس از خواندن چند آیه نوبت به شخصی كه سمت راست قراء نشسته است می رسد و به این ترتیب هر كدام از شركت كنندگان آیاتی از قرآن را می خوانند. قراء نیز با دقت گوش می دهد و غلط ها را تصحیح می كند. نوبت هر كس كه تمام می شود قراء با گفتن "غفرالله" نوبت را به نفر بعد می دهد و او دنباله سوره را قرائت می كند.

مشهدی ها معتقدند قرآنی را كه در ماه رمضان آغاز می كنند باید حتماً تا آخر ماه تمام كنند و گرنه قرآن نفرینشان می كند یا قرضدار می شوند.

مجلس زنانه ختم قرآن:

محل برگزاری ختم قرآن زنان در خانه "ملاّ" یا خانه زنان مومنه یا آنهایی كه قرآن را صحیح می خوانند یا به نوبت در خانه شركت كنندگان است. در ماه رمضان در هر محله از هر شهری چندین مجلس زنانه قرائت قرآن بر پا می شود و اغلب مجالس صبح ها كه زنان فراغت بیشتری دارند برگزار می شود. رهبر قرائت قرآن زنان زنی به نام "ملاّ" یا زن دیگری است كه قرآن را بدون غلط و با قرائت صحیح می خواند. در خانه یا محلی كه زنان ختم قرآن برگذار می كنند نباید مرد بالغی باشد و مردان قبل از حاضر شدن شركت كنندگان، از خانه بیرون می روند.

در مجلس ختم قرآن زنانه هر روز قبل از قرائت قرآن ابیاتی در مدح پیغمبر و ائمه اطهار(ع) می خوانند و صلوات می فرستند و بعد قرائت قرآن را آغاز می كنند. بعضی از ابیاتی كه قبل از شروع قرآن می خوانند:

گر تو خواهی كه بیابی ز جهان راه نجات

 بر محمد تو بگو از دل و از جان صلوات

هر چه خواهی تو طلب كن ز شهنشاه جهان

 به علی حیدر صفدر شه خوبان صلوات

        

و همچنین در هر بیتی كه می سرایند  به نام مبارك یكی از ائمه اطهار صلوات می فرستند.

در روستای رودخانه تربت حیدریه ملای زن یا "اتون" قبل از شروع هر جزء از قرآن این ابیات را می خواند:

گل سرخ از عرق روی محمد باشد

  دل من شاد ز گیسوی محمد باشد

گر ز من پرسند كه مولای تو كیست

 گویم آن كس كه پسر عم محمد باشد

 بلبلان چمن باغ علی را صلوات

 طوطیان قفس لم یزلی را صلوات 

بارها گفت محمد كه علی جان من است

 هم به جان علی و جان محمد صلوات

پس از خواندن این ابیات تمام زنها صلوات می فرستند و بعد قرائت قرآن آغاز می شود.

شان قرائت سوره های مخصوصی از قرآن شریف در ماه رمضان

بعضی از سوره های قرآن شأن به خصوصی دارند و ثواب قرائت آنها مخصوصاً در ماه مبارك رمضان بسیار زیاد است. از این میان باید از سوره های شریفه توحید، بیّنه، یاسین،الرحمن و یوسف نام برد. عقایدی كه در باره اهمیت قرائت این سوره ها وجود دارد از این قرار است:

سوره توحید: یزدی ها عقیده دارند سعادت خواندن سوره شریفه توحید در ماه مبارك رمضان نصیب هركسی بشود برای او افتخار است. آن شخص باید سه مرتبه سوره توحید را بخواند و در روایات آمده است هر كسی سه مرتبه سوره توحید را بخواند ثواب خواندن یك ختم قرآن را می برد.

سوره بیّنه: بعضی افراد همان شأنی كه برای سوره "توحید" قائلند برای سوره "بیّنه" نیز قائل می باشند و همان آداب و تشریفاتی كه در مورد خواندن سوره توحید به جا می آورند عیناً برای سوره بینه انجام می دهند.

سوره یوسف: سوره یوسف روز دوازدهم ماه مبارك رمضان قرائت می شود. خواندن این سوره نیز ثواب بسیار دارد و زنان عقیده دارند خواندن سوره یوسف باعث زیاد شدن محبت می شود.

در شیراز رسم است روزی كه سوره یوسف خوانده می شود زنان همراه خود نبات یا سیب و یا خوراكی دیگری به مجلس ختم قرآن می برند و وقتی سوره یوسف را قرائت كردند به آن خوراكی می دمند و عقیده دارند هر كسی از آن بخورد محبتش به طرف مقابل زیاد می شود.

در بجنورد ملا و مربّی قرآن از زنی كه خواندن سوره یوسف نصیبش می شود انعام می گیرد. این انعام شامل مبلغی پول، یا پارچه یا شیرینی است.

سوره یاسین: كه در جزء بیست و سوم قرآن است در روز بیست و سوم ماه رمضان قرائت می شود. در این روز زنان شركت كننده در ختم قرآن هر كدام دو رشته نخ كوك سفید با خود به مجلس می آورند و هنگام قرائت سوره یاسین به هر یك از كلمات "مبین" كه رسیدند یك گره به آن دو رشته نخ می زنند. چون سوره یاسین دارای هفت كلمه "مبین" است هفت گره زده می شود. گره ها باید طوری باشد كه به آسانی از هم باز شود. پس از تمام شدن سوره یاسین گره ها را از هم باز می كنند بعد آن دو رشته نخ را مابین صفحات سوره یاسین می گذارند تا حاجتشان برآورده شود. آن قرآن را نیز باید از دسترس دیگران دور نگه داشت تا مبادا نخها از لای قرآن بیافتد. بعضی افراد نخها را لای كفن خود می گذارند و عقیده دارند از بركت سوره یاسین تحمّل فشار قبر بر آنها آسان شود.

سوره الرّحمن: روز بیست و هفتم ماه رمضان سوره "الرّحمن" قرائت می شود. این سوره نیز یكی از سوره های مهم قرآن می باشد و قرائت آن در ماه رمضان آداب خاصی دارد. در بجنورد رسم است در مجلس زنانه، سوره الرّحمن به هر كسی كه رسید پس از خواندن آیاتی از این سوره با كسب اجازه از معلم قرآن به بازار می رود و یك كیسه حنا و مقداری نقل می خرد و به مجلس می آورد. به محض ورود آن زن چند دقیقه قرائت قرآن را تعطیل می كنند و نقل را در ظرف ریخته اول جلو معلم قرآن می برند و بعد به دیگران تعارف می كنند. هر كس یكی دو دانه نقل بر می دارد و خطاب به شخصی كه نقل را خریده است اگر دختر باشد می گوید: "الهی سفید بخت شوی" و اگر زن باشد می گوید: "خدا زیارت قسمت كند".

بعد صاحب خانه مقداری از حنا را در ظرفی خیس می كند و نزد یكایك زنها می برد. آنهایی كه قرآن می خوانند یك بند انگشت خود را داخل حنا می كنند، و می گویند: "بر ابن ملجم لعنت". پس از چند لحظه كه حنا رنگ داد انگشتان را با دستمال پاك می كنند و به ادامه قرائت قرآن می پردازند. باقیمانده نقل و حنا متعلق به صاحبخانه و معلم قرآن است.

روز آخر ماه رمضان هم در فردوس هر كدام از افرادی كه در ختم قرآن شركت دارند با خود یك سینی شیرینی از قبیل كشمش یا خرما یا نقل می آورند و پس از خواندن آخرین جزء قرآن شیرینی ها را در یك چادر شب وسط شبستان می ریزند تا مخلوط شود . دونفر هم شیرینی ها را تقسیم می كنند و جلوی هر یك از افراد یك دوری شیرینی می گذارند .آخر سر هم قسمت اعظم شیرینی باقی مانده را كه سهم آخوند محل است به در خانه اش می فرستند.


ماه رمضون بازم رسید (بخش سوم)


افطار كردنافطاری دادن

متلك های رایج درباره روزه خواران
از آداب بسیار ستودنی ماه رمضان اهتمام همگانی به اطعام است .در این ماه همه بندگان میهمان خوان پروردگارند و اگر كسی سفره ای می گسترد و جمعی از بستگان و یا همسایگان را افطار می دهد نه خود را كه خداوند را میزبان اصلی می داند. روایات بسیاری كه بر اطعام دادن نقل شده مومنان و روزه داران را به این كار خیر بیشتر ترغیب می كند . در این بخش به آداب مربوط به افطار كردن و اطعام دادن می پردازیم .

افطار كردن

روزه داران برای ادای نماز مغرب و عشا یا به مسجد می روند یا در خانه نماز به جا می آورند و نزد خانواده خویش افطار می كنند. آنهایی كه در مسجد با جماعت نماز می خوانند اغلب در همان مسجد بین دو نماز روزه خود را باز می كنند. هر شب از طرف كسانی كه نذر دارند و یا از درآمد موقوفه هایی كه برای افطار معیّن شده است خرما، حلوا، شیرینی یا نان جو بین نمازگزاران تقسیم می شود.

آنهایی كه در خانه نماز می خوانند اكثراً مقارن غروب وضو می گیرند و به نماز می ایستند. پس از نماز دعاهای مخصوص افطار را می خوانند. دعاهای افطار عبارت است از دعاهای: "اللهم لك صمت و علی رزقك افطرت و علیك توكلت"، "اللهمّ ربّ النّور العظیم". "بسم الله اللهمّ لك صمنا و علی رزقك افطرنا فتقبل منّا انك انت السمیع العلیم"، "بسم الله الرحمن الرّحیم یا واسع المغفره اغفرلی" و سوره مباركه "قدر" كه بیش از دعاهای دیگر خوانده می شود.

پس از خواندن نماز و دعاهای افطار، روزه خود را با لقمه ای نان جو یا دانه ای خرما باز می كنند. غذاهای افطار اغلب سبك و ساده است و روزه داران معمولاً  از خوردن غذاهای سنگین پرهیز می كنند.

مردم جهرم هم افطار را با چند دانه خرما آغاز می كنند و عقیده دارند حضرت علی(ع) با خرما افطار می كردند و خوردن خرما را ثواب می دانند. شب دهم ماه رمضان هم عدس پلو می خورند و روز هفدهم را با كله پاچه افطار می كنند و می گویند كلّه ابن ملجم را قبل از اینكه موفق شود حضرت علی (ع) را به شهادت برساند می خوریم. شب نوزدهم با نان خشك و گل آبشن( آویشن )  افطار می كنند و معتقدند نان خشك و گل آبشن افطار حضرت فاطمه(س) بوده است. همچنین شب بیست و سوم گل آبشن و نان جو و پیاز می خورند و برای همسایگان هم می فرستند و می گویند این سه چیز خوراك حضرت علی(ع) بوده و حضرت غذای خود را به مستمندان می دادند و خود به نان جو كفایت می كردند.

 در جهرم سر سفره افطار نان روغنی، نان فطیر خانگی و نان بازاری می گذارند و خرما و پنیر و یكی دو نوع مربا و حلوا هم به وفور دیده می شود. غذای افطار بیشتر كباب، شیر برنج، آش رشته و "مُسدووه" ( نوعی آش كه با ماست تناول می شود) است و به ندرت برای افطار پلو پخته می شود. در بیجار گروس هنگام افطار، بزرگ خانواده انگشتش را به خاك تمیزی می زند و روزه اش را با خاك باز می كند. می گویند چون انسان از خاك آفریده شده است و سرانجام هم خاك می شود بهتر است در این ماه مقدس هم با خاك روزه را باز كنند تا ایمانشان استوار گردد.

افطاری دادن

افطاری دادن یكی از رسوم پسندیده است و آنها كه توانایی دارند چند روز از ماه رمضان را افطاری می دهند و از روزه داران دعوت به عمل می آورند. افطاری دادن ثواب بسیار دارد و بسیاری معتقدند كسی كه افطاری می دهد با ثواب روزه مهمانانش شریك می شود و خداوند اجر و مزد بسیار به او می دهد. بنا به همین عقیده یزدی ها معتقدند هنگام افطار بهتراست هر كس سر سفره خودش باشد زیرا اگر بر سر سفره دیگران بنشینند ثواب روزه آن روز به میزبان می رسد. از طرف دیگر بسیاری از مردم یزد آرزو می كنند برای افطار مهمان داشته باشند تا اجر بیشتری ببرند.

آنان كه توانایی چندانی ندارند و نمی توانند از روزه داران پذیرایی كنند اما معتقد و علاقه مند به افطاری دادن هستند خرما یا شربت یا نوعی شیرینی مثل زولبیا، گوش فیل یا نان و پنیر به مسجد می برند و بین دو نماز مغرب و عشا از روزه داران پذیرایی می كنند.

در مشهد هم رسم پسندیده افطاری دادن بسیار مورد توجه است و اغلب خانواده ها هم چند روز از ماه رمضان را افطاری می دهند. البته سعی می كنند افطاری دادن مصادف با شبهای احیا نشود تا به دعا و شب زنده داری آنها لطمه ای وارد نگردد. از ساعتی به غروب مانده مهمانان به خانه میزبان می آیند و در اتاقی كه معین شده است می نشینند. با صدای نقاره خانه حضرت رضا(ع) جلوی هر كدام از مهمانان یك سینی پیش افطاری كه عبارت است از یك استكان آب جوش، چای شیرین، نان روغنی یا نان " قاق" و پنیر و مربا می گذارند. مهمانان پس از خواندن دعای افطار و سوره قدر، با خوردن آب جوش و یكی دو لقمه، نان و پنیر روزه را می گشایند و سپس به نماز مغرب و عشا می ایستند. صاحبخانه در اتاق دیگر سفره پهن می كند و غذاهای افطار را در سفره می چیند. غذاها اغلب عبارت است از كته با خورش بادمجان با قیمه، هویج پلو، آلبالو پلو، آبگوشت، حلوای آرد گندم، شله زرد، یخ در بهشت، شیربرنج و فرنی. اگر تابستان باشد بعد از افطار با میوه و فالوده نشاسته یا فالوده انار یا فالوده سیب از مهمانان پذیرایی می كنند. وجود شیرینی و زولبیا هم سر سفره افطار از واجبات است.

در بجنورد وقتی مهمانان سر سفره افطار نشستند جلو هر كس یك قوری چای یكرنگ و یك استكان می گذارند تا هر قدر مایل باشد از قوری مخصوص به خود چای بریزد و بنوشد. اگر چای كم رنگ باشد قدری از چای قوری بزرگی كه روی سماور در گوشه اطاق است روی قوری می ریزند و همیشه دو سه نفر مراقبند تا احتیاجات مهمانان را برآورند.

در خرانق یزد دو مسجد وجود دارد یكی مسجد "سرچشمه" و یكی مسجد " توده" یا مسجد "جامع" شبهای ماه رمضان از درآمد موقوفات در هر دو مسجد افطاری می دهند.

متلك های رایج درباره روزه خواران

مردم ساده دل روستا و شهرستان های كوچك در ایمان بر آمده از كشف و شهود درونی بسیار راستین اند، و نافرمانی ها را بر نمی تابند و به همین دلیل متل ها و كنایه هایی برای روزه خواران دارند. كسانی كه به عمد روزه خواری می كنند علاوه بر مجازات شرعی و پرداخت كفاره روزه، با گوشه و كنایه و طنز از سوی مردم مورد بی مهری قرار می گیرند.

در جهرم و اصطهبانات فارس، روز اول ماه رمضان بچه ها دسته دسته در كوچه ها راه می افتند و می خوانند:

روزه گیرا روتون سفید

ماه رمضون بازم رسید

روز آخر ماه رمضان هم می خوانند:

روزه خوارا روتون سیاه

 ماه رمضون دیگم میاد ( ماه رمضان دیگری هم می آید)

در صغاد آباده این متلك را به روزه خواران گویند:

روزه خوربی ایمونه

 شوم كه می شه حیرونه

روزه خور دسش كوتان

 شوم كه می شه روش سیان ( دستش كوتاه است و رویش سیاه است)

در دماوند به روزه خواران گویند:

روزه خور دمبكی

 اندی بخور بتركی ( دمبكی = چاق ، اندی = آنقدر)


روزه كودكان

دنیای كودكان دنیایی سراسر رمز و راز است . آنان چون دانش كافی ندارند ، برای دریافت پیرامون خود به تخیل  یا اندیشه هایی برخاسته از رویا دست می یازند و به پدیده ها از دریچه بهت و حیرت، و گاه شیفتگی و جذبه می نگرند . از این روست كه دنیای كودكان بی آلایش و پاك است . آنان یكپارچه از آرزوهای پاك و بلندپروازانه ساخته شده اند ،در دنیای كودكان شاید بی اغراق بزرگترین آرزو ، بزرگ شدن باشد. كودكان همواره در آرزوی بزرگ شدن و بالیدن هستند و برای نیل به این مقصود از والدین و اطرافیان بزرگسال خود تقلید می كنند. از زمانی كه كودكی نوپا پا در كفش پدر ، مادر  یا بستگان خود می كند، از آن زمان كه دختر بچه ای كوچك چادر  یا روسری به سر می كند  یا پسر بچه ای در آینه پشت لبان خود را به امید دیدن تار مویی می كاود، همه و همه بزرگترین آرزوی كودكانه كودكان را می نمایاند . كودكان، كودكی خود را با یك آرزو سپری می كنند و آن بزرگ بودن و به شیوه بزرگسالان رفتاركردن است. گاه فعل و عملی در نظر كودكان یك كار بزرگ و پرجذبه است و گاه كار دیگری در نظر آنها كوچك و بی اهمیت .

 روزه داشتن یكی از اعمال بزرگسالان است كه برای كودكان جاذبه بیشمار دارد. كودك حال روحانی والدین خود را به هنگام افطار كه لب باز نمی كنند تا دعایی را زیر لب زمزمه كنند، می بیند و بدان با دقت می نگرد . زمزمه های دعای سحر را در خواب و بیدار شبانه می شنود . همه اینها برای او راز بزرگی را در خود دارد و به تخیل و آمال كودك مجال جولان می دهد و برای آنكه سهمی از این بزرگی را نصیب خود سازد به اصرار از والدین خود می خواهد تا او را نیز در این كار مشاركت دهند.

در فرهنگ ما برای پاسخگویی به این نیاز و آرزوی كودكان روزه های  «كله گنجشكی»  یا روزه «پیوندی»  معمول و متداول است و داستان یا  داستان هایی مرتبط با آن به ذهن رویا پرداز كودكان پاسخ می دهد . در این نوع روزه ، والدین كودك را راضی می كنند  كه از سحر تا اذان ظهر روزه بدارد و با اذان ظهر افطار كرده و دوباره تا اذان مغرب از خوردن و آشامیدن دست بشوید، بدین ترتیب روزه كودك، دو پاره می شود و والدین كودك با این داستان كه در آخر ماه رمضان استادی پینه دوز، یا ملائك آسمان، روزه های دو پاره را به هم دوخته و از آن یك روزه كامل می سازند، او را راضی و خشنود می كنند. و این خود نشان از آن دارد كه گذشتگان ما كه فرهنگ و آداب و رسوم ما به جای مانده از آنان است، به درستی و علی رغم كم دانشی خود، ضمیر خیال پرداز و بدون مرز كودكانه را می شناخته اند .

همین مردم عامی ساده دل نیز برای آنكه كودك از نخستین روزه خود خاطره خوشی به همراه داشته باشد در پایان هر روز و یا در روز عید فطر هدیه ای برای وی در نظر می گرفتند كه كاملاً با استطاعت خانواده هماهنگ بود . اگر خانواده كودك كشاورز یا دامدار بود، گوشه ای از باغ یا زمین كشاورزی، یا بره و گوسفندی را به وی هدیه می دادند كه كودك آن را مزد روزه خود تلقی می كرد و كلیه عواید حاصل از آن هدیه نیز به او تعلق داشت و والدین در این زمینه كاملاً استقلال كودك را به رسمیت می شناختند. این رسم در میان خانواده های شهرنشین با برآوردن یكی از نیازمندی های كودك همراه بود. به هر روی والدین در این تجربه كودك را به دادن هدیه ای دلشاد و خرسند می كردند .

این روزها با حجم بسیار اطلاعاتی كه رسانه ها و صدا و سیما در زمینه تربیت كودكان، یا روان شناسی  آنان در اختیار مردم می گذارند، بر كسی پوشیده نیست كه تشویق از اهمیتی به سزا در تربیت كودك برخوردار است. تشویق نه تنها دركودكان، كه حتی در بزرگسالان و جوامع نیز می تواند برانگیزاننده رفتاری درست و اصولی، یا  بر حذردارنده از فعلی نادرست و غیراصولی باشد . تشویق بر جوهره وجود آدمی -كه همواره مطلوب بودن را دوست می دارد و می پسندد - استوار است .گفتن  «آفرین»   یا حتی نگاهی از سر تحسین، می تواند در فاعل بزرگترین حق شناسی ها را ایجاد كند، و هر چه فاعل معصوم تر و پاك نهادتر، تشویق در او كاری تر و كارسازتر. كودكی را همگان سنین شكل گیری شخصیت آدمی می دانند گاه حتی برخی از روان شناسان چنان در این زمینه پیش می روند كه شخصیت كودك 5 ساله را آیینه تمام نمای بزرگسالی وی می دانند . به هر روی اگر این نظر را اندكی  اغراق آمیز بدانیم با این حالنمی توانیم منكر تأثیر كودكی بر رفتار بزرگسالی افراد باشیم.

والدین به دفعات برای نهادینه كردن رفتاری در كودك خود دست به تشویق می گشایند یا با خرید هدایایی انجام عملی را ازسوی وی تضمین می كنند . درآموزه های دینی ما نیز به دفعات بر تشویق كودكان به ویژه در امور دینی تأكید شده است .برای تشویق و ترغیب كودك یا نوجوان به انجام فرایض دینی، بهترین راه  دادن هدایا یا انجام اعمالی است كه مورد توجه اوست . " اگر می خواهید اشتیاق به انجام كاری را در كودك خود ایجاد كنید، كاری كنید كه كه آن كار از نظر او تجربه ای موفق و لذت بخش باشد " تحسین و تشویق یكی از راه های ایجاد احساس لذت بخش در كودك است. در حین انجام فرایض دینی وقتی كودك یا نوجوان درانجام این اعمال احساس خوشایندی نسبت به خود داشته باشد در عمل به فرایض دینی ثابت قدم و استوار خواهد شد .

ماه رمضان آغاز شده است و بی شك شماری از دختران و پسران در این سال به تكلیف رسیده اند و روزه گرفتن برآنها واجب شده است . مادران و پدران نیز در عین اینكه نگران سلامت جسمانی فرزند خود هستند ، در تلاشند با تمهیداتی سلامت روحانی و ایمانی او را نیز فراهم آورند. والدین عزیز می توانند با ابتكار عمل، روزه داری را برای كودك یا نوجوان خود تجربه ای خوشایند كنند . به عنوان مثال برای روز عید فطر او هدیه ای شایسته در نظر بگیرند . برای افطار، كودك یا نوجوان را به اماكن مورد علاقه او ببرند . درانجام فرایض به هیچ وجه راه خشونت و شدت عمل نپیمایند بلكه همواره ملایمت ، نرمش و محبت را پیشه سازند . به هنگام سحر كودك را با نوازش از خواب بیدار كنند ، غذاهای مورد علاقه وی را آماده كنند و كارهایی دیگر كه مطمئناً والدین عزیز با ذكاوت و تیزهوشی بدانها دست خواهند یافت .

البته در عین انجام كارهای تشویق آمیز، در نظر داشته باشند كه انجام فرایض دینی آنگاه ارزشمند است كه از روی آگاهی كامل و ایمان قلبی انجام گیرد . و بدین منظور با تهیه كتب و منابعی كه فلسفه روزه را به زبان ساده توضیح داده است بر معرفت دینی كودك و نوجوان خود بیافزایند.


روزه كودكان در فرهنگ مردم


بعضی از كودكان كه هنوز به سن بلوغ نرسیده اند با تقلید از بزرگتران و یا تشویق پدر و مادرشان سحر همراه بزرگترها بیدار می شوند و روزه می گیرند. بلند شدن درسحر و نشستن پای سفره سحری  برای بچه ها بسیار شیرین و دوشت داشتنی است. روزه این كودكان اغلب تا ظهر ادامه می یابد. ساعتی به ظهر مانده والدین كودك به صورت و چشمان كودك دقیق می شوند تا ببیننند آیا قادر به تمام كردن روزه هست یا نه . در صورتی كه ضعفی  در او ببینند یا به قول یزدیها مشاهده كنند:" چشمهایش كله ملق می زند" می كوشند فرزندشان را راضی كنند روزه اش را بخورد وروزه " پیوندی " بگیرد. روزه پیوندی اصطلاحی است كه به دو نصف روز روزه بچه ها می گویند و پدرو مادر به فرزندشان می گویند : " خداوند دو نصف روز روزه شما را به هم پیوند می زند و یك روز حساب می كند. "

والدین كودك عقیده دارند ثواب اولین روزه چنین كودكانی به پدرو مادرشان تعلق دارد وآنان در مقابل روزه فرزندشان مقداری پول یا اسباب بازی ودرروستاها گاو یا زمین و باغی به او می بخشند تا هم ثواب روزه اش را بخرند و هم او را تشویق به گرفتن روزه بكنند.

در فین كاشانبه "روزه  پیوندی" روزه " گنجشكی " و در بیرجند و تربت حیدریه و تربت جام  روزه " چقوكی " می گویند.

در كاشان بچه هایی كه بالغ نشده اند روزه گنجكشی می گیرند وجوانانی كه اولین روزه واجبشان را می گیرند – دختران نه سال و پسران پانزده سال – در اولین روز ماه رمضان هنگام افطار از والدینشان می خواهند هدیه ای به آنها بدهند تا افطار كنند و می گویند اگر هدیه ای ندهید همان طور تشنه و گرسنه خواهیم ماند و به این وسیله هدیه ای از پدر و مادرشان دریافت می كنند.

دردانسفان رامند قزوین  نیز كودكان كمتر از پانزده سال نصف روز روزه می گیرند و پدر و مادر به آنها می گویند : " یك تكه پارچه آبی و یك تكه پارچه سفید را با هم گره بزنید و در آب قنات بیندازید تا روزه شما كامل شود"

در جهرم پدر و مادر به فرزند خردسالشان كه روزه می گیرد می گویند : " هر روز نصف روز روزه بگیر آخر سر روزه های نصفه را می دهیم استاد ملكی دوز به هم بدوزد و یك ملكی برایت درست كند." روز عید فطر هم پدر برای فرزندش یك جفت ملكی می خرد ودل او را شاد می كند. اما اگرپدری مقدورش نباشد برای فرزندش هدیه بخرد ، به او می گوید :" درست روزه نگرفتی و نخ هایی كه استاد ملكی دوز با آن ملكی  ( گیوه ) را دوخت پاره شده است." وبا این حرف از ناراحتی فرزندش می كاهد.

درصغاد آبادهمادران به فرزندان نابالغشان كه روزه می گیرند یك مرغ سیاه و یك خروس سفید كه معتقدند شگون دارد هدیه می دهند.

پدران و مادرانكازرونینسبت به روزه گرفتن كودكانشان بسیار مقید می باشند وعقیده دارند اگر فرزندانشان را از كودكی به نماز و روزه عادت ندهند در بزرگی مشكل بتوان انتظار داشت كه وظایف شرعیشان را به جا آورند ودر روز قیامت مورد باز خواست خداوند قرار می گیرند. وقتی می خواهند بدانند بچه ای روزه است یا نه به زبانش نگاه می كنند اگر كمی سفید باشد علامت آن است كه چیزی نخورده و روزه دار است. اما اگر زبانش سرخ  باشد می گویند " روزه پس كوزه ای گرفتی " یعنی روزه ات را پشت كوزه آ ب گرفتی . این اصطلاح را  در مورد  اشخاص بالغ هم كه روزه خواری می كنند به كار می برند.

درسرایان فردوس به كودكان می گویند:" روزه های نصفه شما را به ملائكه می دهیم تا به هم بدوزند ." بچه ها هم تا ظهر روزه می گیرند و ظهر ناهار می خورند ومجدداً تا افطار جز آب چیزی نمی خورند. به بچه ها می گویند آب نمك ندارد و روزه تان باطل نمی شود تا بچه ها ازتشنگی ناراحت نشوند. كودكانی كه مریض می شوند مادر برای آن كه از نگرانی فرزند بكاهد برای هر روز كه موفق نشود روزه بگیرد ده سیر گندم به فقیر می دهد و به فرزندش می گوید ملائكه درنامه اعمال او گناهی ثبت نمی كنند.

در روستایقنیرجه گروسدختران هشت ساله و پسران ده ، دوازده ساله را به روزه گرفتن تشویق می كنند و به آنان بره ، بزغاله یا گوساله ماده ای هدیه می كنند. به پسران ممكن است كره اسب ماده نیز بدهند. تمام زاد و ولد حیوان پیشكشی هم به آن پسر یا دختر تعلق می گیرد و دختران هنگامی كه عروسی می كنند آنها را باخود به خانه شوهر می برند.

دراردكان یزد برای تشویق بچه ای كه روزه می گیرد چیزی می خرند یا یكی دو متر از باغچه خانه را به او می دهند تا درخت یا سبزی بكارد. آنهایی هم كه باغ و ملكی دارند یكی دو درخت میوه به فرزندشان كه روزه اول را گرفته است می بخشند.

دربرد سیر كرمان  بچه ای كه روزه اولش باشد افطار نمی خورد تا بزرگ خانواده به او " سرروزه ای " بدهد. سر روزه ای هدیه ای است كه پدر و مادر درقبال روزه اول به فرزندشان می دهند.

در مشهد تمام بچه ها مخصوصاً دخترها را از هفت سالگی وا دار می كنند روزه بگیرند تا به روزه گرفتن عادت كنند وزمانی كه روزه بر آنها واجب می شود به زحمت نیفتند. سا ل اول فرزندشان را تشویق می كنند یك روزه روزه " گنجشكی " بگیرد  و سال دوم سه روز و به این ترتیب هر سال كه می گذرد چند روز به روزه او اضافه می كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/25ساعت 15:3  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان84

چگونه در پناه قرآن باشیم؟


چکیده

دو سوره ناس و فلق" معوذتان یا معوذتین" نامیده می شوند. زیرا از ویژگی های این دو سوره، این است که با خواندن این دو سوره می توان خود یا کس دیگری را " تعویذ" کرد.

تعویذ یعنی در پناه قراردادن، دفع شر کردن و حفظ نمودن. به عبارت دیگر، خواندن این دو سوره باعث دفع بعضی از شرور و آفات خواهد شد. و مُعوذ، اسم فاعل تعویذ و به معنای تعویذ کننده، در پناه قرار دهنده و حفظ کننده است.

کلید واژه ها:

کلمه"رب" به معنای" مالک و صاحب اختیار" است. مثل" رب البیت"؛ یعنی صاحب و مالک خانه و لزوماً به معنای" پرورش دهنده" است.

" خناس" یعنی " آن که خود را بسیار عقب می کشد و پنهان می شود." در روایت آمده است که: شیطان بینی خود را بر قلب انسان می گذارد ( به سراغ انسان می آید)، ولی وقتی این انسان به یاد خدا افتاد، خود را عقب می کشد و مخفی می شود" فاذا ذکر الله خَنسَ"(علل الشرایع/ ص 526). لذا شیطان، خناس نامیده شده است. یعنی بسیار عقب نشینی کننده و پنهان شونده.

آشنایی با کلمات و نیز الگوهای زبانی به کار رفته در قرآن کریم، در فهم معانی ظاهری این کتاب مقدس، نقش بسیار مهمی دارد، ولی متأسفانه عربی آموختگان کشور ما، از زبان عربی، بیشتر با قواعد آن، اعم از صرف یا نحو، آشنایی دارند و از لغت و نیز" الگوهای جمله" (SENTENCE STRUCTURE) عموماً غافلند.

در این مقاله سعی خواهد شد، به خواست خداوند متعال مختصری درباره ریشه یابی لغات سخن گفته شود.

بحث را از سوره مبارکه" ناس" شروع می کنیم . البته در آغاز و پیش از شروع توضیح واژه ها و مفردات این سوره، بی مناسبت نیست درباره نام دیگر سوره ناس که در واقع نام مشترک دو سوره ناس و فلق است توضیح مختصری بدهیم.

دو سوره ناس و فلق، معوذتین یا معوذتان- با کسر واو(رازی/461)- نیز نامیده می شوند. معوذ اسم فاعل از تعویذ است. تعویذ یعنی" چیزی را در پناه چیز دیگر قرار دادن". عوذه: وقاه (راغب/352) و این دو سوره از این جهت، معوذتین نامیده شده اند که با " قل اعوذ" آغاز می شوند ( ابن منظور3/499، زبیدی5/382) یعنی انسان با خواندن این دو سوره، خود را- یا کس دیگر را- در پناه خداوند قرار می دهد. از جمله ویژگی هایی که برای این دو سوره، در روایت ذکر شده است، دفع بعضی از شرور و آفات است. برای مثال در روایتی از امام باقر علیه السلام، چنین نقل شده است:

رسول اکرم صلی الله علیه و آله به بیماری سختی مبتلا شده بودند و از درد شدیدی رنج می بردند، جبرائیل و میکائیل علیهماالسلام، به خدمت ایشان آمدند. جبرائیل بالای سر آن حضرت و میکائیل پایین پای ایشان نشستند. آن گاه جبرائیل با " قل اعوذ برب الفلق" و میکائیل با" قل اعوذ برب الناس" آن حضرت را تعویذ کردند.(طبرسی10/560) یعنی برای دفع شر از آن حضرت، این دو سوره را برایشان خواندند.

و نیز نقل کرده اند که رسول اکرم (ص) بعد از این که، کسی درصدد سحر کردن ایشان برمی آمد، خود را با این دو سوره" تعویذ" می کردند و نیز دو فرزند دلبند خود، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را نیز با این دو سوره تعویذ می نمودند.( ابن منظور 3/499)

واژه های سوره ناس

از بین کلمات این سوره، سه واژه"رب"، " وسواس و وسوسه" و" خناس" را توضیح می دهیم.

رب

" رب" را معمولاً مربی و پرورش دهنده معنی می کنیم. ولی باید در نظر داشت که در عربی قدیم، این کلمه بیش تر معنای" مالک" و " صاحب اختیار" را می رسانده است. برای مثال:

الرب: المالک ( زمخشری1/10)

رب کل شیء: مالکه ( رازی، 228)

الرب هو الله عزوجل، هو رب کل شیء ای مالکه ( ابن منظور1/399).

رب کل شیء مالکه و مستحقه و قیل: صاحبه و یقال: فلان رب هذا الشیء ای ملکه له و کل من ملک شیئاً فهو ربه.(همان)

ربه یربه ربا: ملکه ... و انه لمربروب بین الربوبة ای لمملوک. و العباد مربوبون الله- عزوجل- ای مملوکون. (همان/400)

و نیز گفته می شود:

لان یربنی فلان احب الی من ان یربنی فلان. یعنی اگر فلانی مالک من بشود و من برده او گردم، برایم محبوب تر است تا فلانی مرا مالک گردد و مرا برده خود کند.( ابن منظور 1/400، زمخشری1/10).

یا در داستان اصحاب فیل آمده است که وقتی ابرهه به اطراف مکه رسید و آنجا اردو زد. مردم از ترس، به کوه های اطراف گریختند و سپاهیان او 200 شتر عبدالمطلب را غارت و تصاحب کردند. جناب عبدالمطلب به نزد او رفت و درباره شتران خود از وی پرسید. ابرهه گفت: فکر می کردم تو مرد بزرگی هستی، ولی الان از چشمم افتادی. من آمده ام این خانه را که دین و آیین و شرافت آباء و اجدادی شما به آن بستگی دارد، نابود کنم، ولی تو به دنبال تعدادی شتر هستی که از تو گرفته اند!

فقال:انا رب الابل و للبیت رب سیمنعه. (زمخشری4/798)، یعنی گفت: من مالک شتران هستم و این خانه هم مالکی دارد که آن را حفظ خواهد کرد.

پر واضح است که منظور جناب عبدالمطلب این نبوده است که: من پرورش دهنده شتر هستم یا شتر چرانم! و یا این خانه پرورش دهنده ای دارد!!

پس به هر حال معنای اصلی رب،- همان طور که در مثال های فوق روشن شد، عبارتست از: مالک و صاحب اختیار. پس " رب الناس" یعنی " مالک و صاحب اختیار مردم"

بی مناسبت نیست در این جا به این نکته اشاره کنیم که: با توجه به این معنی" رب"، " عبد" بودن، مردم و نیز تمامی آنچه در جهان است، بهتر روشن می شود. زیرا" عبد" یعنی" برده"، و" مملوک".

ما عادت کرده ایم" عبد" را به معنای" بنده" ترجمه کنیم، حال آن که" عبد" یعنی" برده"، " آن که در مالکیت کسی قرار می گیرد و مالک و صاحب اختیاری دارد."

خداوند رب است و هر چه در آسمان ها و زمین است" عبد" و" مملوک" است." ان کل من فی السموات و الارض الا اتی الرحمن عبدا"( مریم:93) و لذا وقتی انسان سر به سجده می گذارد و می گوید: سبحان ربی الاعلی و بحمده، چه زیبا است که در نظر آورد، در واقع در مقابل مالک و صاحب اختیار خود، و نه پرورش دهنده خود، سر به خاک تسلیم می ساید و اظهار ذلت، کوچکی و بردگی می کند و می گوید:پاک و منزه و بی عیب است، مالک و صاحب اختیار من، این برده بی مقدار، و به حمد و ستایش او مشغولم.

وسواس، یوسوس

نخست توضیحی درباره وزن این کلمه می دهیم: " وسواس" اسم مصدر است، ولی به خاطر مبالغه، به معنای وصفی به کار رفته است. ولی وسواس با کسر واو، مصدر است ( زمخشری4/823). به کار بردن مصدر یا اسم مصدر به جای صفت در عربی شایع است، مثل " زید عدل" به جای" زید عادل".

اما معنای آن:

" وسوسة" یعنی سخن گفتن پنهانی. وسوسه: کلمه کلاماً خفیا. و نیز الوسواس: همس الصائد و الکلاب و هوالصوت الخفی

( زبیدی9/31). وسواس یعنی صدای آهسته صیاد و سگ های[او] و آن عبارتست از صدای پنهان و آهسته. مخفی نماند که " همس" یعنی صدای آهسته؛ صدای ظریف زیور آلات را نیز" وسواس" گویند(همان).

پس " وسواس" در معنای وصفی یعنی کسی که آهسته سخن می گوید و بی سر و صدا حرف می زند.

گویی شیطان بی سرو صدا و آرام به سراغ طعمه خود می رود و آهسته و مخفیانه با او سخن می گوید. و " یوسوس" نیز یعنی آهسته و بی سر و صدا سخن می گوید.

خناس

" خناس" صیغه مبالغه از ماده " خُنوس" است. خنوس یعنی پنهان شدن بعد از آشکار بودن. الاختفاء بعدالظهور،( طبرسی10/559) و نیز به معنای عقب رفتن و کناره گیری کردن است." خنس" تأخر و انقبض،( زبیدی 8/268) برای این که به معنای ماده " خنس" بهتر پی ببریم، خوب است به آیه شریفه " فلا اقسم بالخنس" (تکویر: 15) نیز اشاره کنیم . خداوند در این آیه به " خنس" قسم یاده کرده است. " خنس" جمع مکسر بر وزن" فُعّل، و مفرد آن:" خانس" است. مثل: ساجد و سُجّد، راکع و رُکع.

صرف نظر از گفته های مفسران درباره " خنس" و این که مراد از این کلمه در آیه مورد بحث چیست، اگر به آیه بعدی مراجعه کنیم، درمی یابیم که " خنس" یعنی چیزهایی که حرکت می کنند و سپس پنهان می شوند ( الجواری الکنس). " جواری" جمع جاری، به معنای چیزهایی است که حرکت و جریان دارند. و" کنس" جمع کانس، به معنای آهوانی است که در کِناس خود مخفی می شوند. " کناس" یعنی مکان و مأوایی لابه لای درختان که آهو خود را در آن جا پنهان می کند ( محمود شلتوت و دیگران2/501). پس خنس، هر چه و هر که باشند، یکی از ویژگی هایشان پنهان شدن بعد از آشکار شدن است.

بعضی از مفسران خنس را در این جا به معنای سیاره های خاص دانسته اند که پس از طلوع و سیر و حرکت در فلک خود، مجدداً غروب می کنند و پنهان می شوند (طباطبائی 20/239). پس کاملاً روشن می شود که : خناس یعنی" بسیار کناره گیری کننده و عقب رونده یا بسیار مخفی شونده و" وسواس خناس" یعنی" آن که آهسته و بی سر و صدا و بدون جلب توجه به سراغ انسان می آید و با او سخن می گوید و بسیار مخفی می شود و عقب می نشیند."

در روایتی از پیامبراکرم(ص) چنین آمده است:

" ان الشیطان واضع خطمه علی قلب ابن آدم فاذا ذکرالله سبحانه خنس"( طبرسی10/561) شیطان بینی(منقار) خود را بر قلب انسان می گذارد. وقتی او به یاد خدا بیفتد شیطان عقب نشینی می کند و پنهان می شود.

و ظاهراً به همین خاطر، خداوند، شیطان را" خناس" نامیده است.

منابع:

1. قرآن کریم.

2. تاج العروس من جواهرالقاموس. محمد مرتضی الزبیدی، دارالفکر، بیروت، 1414ه، 1994م.

3. الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل. محمودبن عمرالزمخشری، دارالکتاب العربی، بیروت، بدون تاریخ.

4. لسان العرب، محمدبن مکرم، ابن منظور افریقی، نشر ادب الحوزة، قم، 1405ه.ق، 1363 ه.ش.

5. مجمع البیان علوم القرآن. ابوعلی فضل بن الحسن الطبرسی، رابطة الثقافة الاسلامیة، تهران1417ه، 1997م.

6. مختار الصحاح. محمدبن ابی بکر الرازی، مؤسسة الرسالة بیروت، 1413ه. 1992م.

7. معجم الفاظ القرآن الکریم، مجمع اللغة العربیة قاهره. محمود شلتوت و دیگران، انتشارات ناصرخسرو، قم، 1363ه.ش.

8. المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبائی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1417ه. 1997م.

9. المفردات. ابوالقاسم الحسین بن محمد الراغب الاصفهانی، المکتبة المرتضویه، تهران، بدون تاریخ.

"دکتر حمیدرضا مستفید"، مجله گلستان قرآن.


رمضان ؛ ماه خودسازى

خودسازى از خودشناسى آغاز مى‏شود. نخست ‏باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا كه با خودشناسى، خداشناسى ‏تحقق مى‏یابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساخته‏ایم.

در آغاز باید دید چرا پدید آمده‏ایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن كریم تصریح كرده ‏است كه:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این‏ كه عبادت كنند.»

در تفاسیر زیادى «لیعبدون‏» به معناى «لیعرفون‏» آمده‏است، یعنى هدف از خلقت ‏شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش كردن‏ نیست. نماز و روزه و ...، شعبه‏اى ازعبادت است كه عبادت اجتماعى اهمیتش‏ كم‏تر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود مى‏اندیشد، وعبادت در معناى ‏گسترده‏تر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسى و دردزدایى است.

چگونه خلیفة الله شویم ؟

عبادت، در جمع زیستن و براى جمع زیستن است. این كه عبادت بیش‏تر به صورت جمعى مطرح مى‏شود و بر مسجد و جمعه و جماعت تاكید مى‏شود، براى این است كه شناخت انسان به خویش منحصر نشود و به دیگران نیز سرایت ‏كند. ما آفریده نشده‏ایم كه تنها گلیم خود را ازآب بیرون بكشیم بلكه باید درمتن قرار بگیریم نه در حاشیه. در جمع زندگى كنیم نه در دیر. به فكر چاره‏جویى ازدیگران باشیم نه تنها چاره‏جویى از خویشتن . به هرحال، بحث ما درباره شناخت نیست ‏كه بحثى است طولانى و از آن مى‏گذریم. اما آن‏ چه گفتنى است، این است كه انسان‏ چگونه باید خود را بسازد و چگونه باید خود را آماده كند تا انسانى الهى گردد، تا قابلیت ‏خلیفة الله شدن پیدا كند. خودسازى به این است كه منش خود را به ‏گونه‏اى تغییر دهیم كه پروردگار مى‏خواهد، و به عبارت دیگر: اگر هم طبیعت ما مایل ‏به تكبر و خودخواهى است، باید نفس خویشتن را چنان ریاضت دهیم كه از فراز كبر و نخوت فرود آید و به تواضع و فروتنى گراید. اگر طبیعت ما، به بخل تمایل بیشترى ‏دارد، چون این صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پیامبران و اولیاء و خردمندان‏ مى‏باشد، پس باید از آن دست‏ برداشت و سخاوتمند شد. خلاصه باید صفات سلبیه (منفى) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتیه را چون جامه‏اى تمیز و زیبا در بر كرد.

چه باید كرد ؟

باید قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشایند و مكروه است، پاك‏ كرد و باید تمام اعضاء و جوارح را در راه رضایش به كار گرفت.

خویشتن را باید به حلم و بردبارى عادت داد كه آن درجه و مقام آدمى را والا برد ودر میان مردم مایه شرف و عزت باشد و با نیكان و بزرگان هم صحبت ‏شود و از هرچه ‏مایه پستى و تن ‏پرورى و تنبلى است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدایش نزدیك‏ و مقرب مى‏كند، به آن سوى سوق دهد و عاقبت‏ خیر و نیك فرجامى، ثمره و نتیجه‏اش ‏باشد.

باید به عفت و پاكدامنى روى آورد و از آن‏ چه مایه نفرت و خجلت ‏باشد و شخصیت ‏انسان را لكه‏دار و ننگ بار سازد، دورى جست. باید صبر را پیشه خود ساخت تا به ‏یقین و رضا برسد و تسلیم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنت‏ها و رنج‏ها وسختى‏ها و تنگدستى‏ها و رویدادهاى تلخ روزگار، او را از پاى درنیاورد.

باید به سوى تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكیه بر دو بال تقوا و عمل، به‏ اوج عزت و عظمت و خدا خواهى رسید. باید در مقابل لذات زودگذر دنیایى به سلاح‏ تقوا، ورع، پارسایى و زهد مسلح شد تا رستگار شویم و به بهشت رضوان نایل آییم كه:« و رضوان من الله اكبر.»

باید آن چنان بر خویشتن مسلط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود دیگران، و نه فحش و ناسزاى آنها در روحیه فولادین و با صلابتش تاثیر گذارد.

باید خود نگهدار بود از آن‏ چه نارضایتى حق در بردارد، نه آن ‏چه خویشتن بخواهد یا نخواهد كه در برابر امر مولا خودى نیست كه مطرح باشد. باید از شر و بدى و رذایل اخلاقى و عادت‏هاى ناپسند و منش‏هاى زشت و كارهاى قبیح، دور شد چنان‏ كه به‏ خیرخواهى ، راستگویى ، امانت ، فضیلت ، اخلاق نیكو و خصال پسندیده، متخلق شد.

باید به فكر امروز و فرداى خود بود و براى فردا كه دیرهم نیست آماده شد و براى جهان جاویدان و ابدى، توشه برداشت.

باید با استقامت و پایدارى، نه ازحوادث و رویدادهاى تلخ ترسید و نه از ملامت ‏ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد؛ بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پیوسته از او خواست كه توفیق هدایت در صراط مستقیمش به‏ وى بخشد: «اهدنا الصراط المستقیم‏».

باید محبت، دوستى، همكارى، غم‏خوارى، ایثار، گذشت، بخشش و نرمش را جایگزین ‏نفرت، خشم، كینه، خودپسندى، خودمحورى، آز و تندخویى نمود.

باید از زندگى دیگران عبرت گرفت، نه خود عبرت دیگران شد. و ده‏ها باید و نباید در این جا خودنمایى مى‏كند كه اگر انسان به فطرت و سرشت‏ خویش بنگرد، به آنها پى‏خواهد برد، و ماه رمضان، هنگام آن است كه انسان را متوجه خویشتن كند و فطرت‏ خفته‏اش را بیدار سازد و از راه تفكر و اندیشیدن كه برترین عبادت است او را به خودسازى وادارد.

لحظه های ماه رمضان را غنیمت شماریم

 برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسیده است، جا دارد كه ‏بیش‏ترین استفاده را ازآن بنماییم. نگذارید ساعتى، بلكه لحظه‏اى از این ماه‏ مبارك به هدر رود. در این ماه، سرنوشت ‏یك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعیین ‏مى‏شود.

هشیار باشیم، مبادا ساعتى بى‏انگیزه، بى‏توجه و بى‏هدف بگذرد و از عیدى و جایزه ‏الهى در روزعید فطر خداى نخواسته بى‏بهره و محروم بمانیم كه هیچ زیانى از آن ‏سخت‏تر و زیان ‏بارتر نیست! در روایت آمده است كه رسول خدا صلى‏الله علیه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبه‏اى خواند و در آن خطبه فرمود:

«اى مردم! جبرئیل به دیدار من آمد و گفت: یا محمد! هركه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت‏ خدا دور باشد. یا محمد! هر كه ماه رمضان را دریابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگیرد و از دنیا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد كرد. اى پیامبر آمین بگو. من هم آمین گفتم‏ .» (1)

دراین ماه خودسازى، درهاى بهشت ‏بر روى مومنان گشوده مى‏شود و درهاى جهنم بسته‏ مى‏شود، نباید كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت ‏بر رویمان بسته و درهاى ‏دوزخ گشوده شود.

در این ماه پربركت چنان كه از روایات استفاده مى شود بهشت را زینت مى‏دهند و پاداش كارهاى خیر و عبادت ها و راز و نیازها دو برابر مى‏گردد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهرالله عز و جل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالانابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة ، و هو شهرالعتق من النار و الفوز بالجنة.

الا فاجتنبوا فیه كل حرام و اكثروا فیه من تلاوة القرآن و سلوا فیه حوائجكم واشتغلوا فیه بذكر ربكم و لا یكونن شهر رمضان عندكم كغیره من الشهور فان له ‏عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، ولا یكونن شهر رمضان، یوم صومكم كیوم ‏فطركم .‏» (2)

ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نیك دو برابر مى‏شود و گناهان زدوده مى‏شود.

ماه رمضان، ماه بركت و افزایش است.

ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.

ماه رمضان، ماه توبه است.

ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است.

ماه رمضان، ماه آزادى و رهایى از جهنم و دستیابى به بهشت است.

پس اى مردم! درماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنید و درآن بسیار قرآن بخوانید و تمام ‏اوقاتش را به یاد و ذكر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد، چرا كه بر دیگر ماهها حرمت و برترى دارد. حضرت امیرالمومنین ‏علیه‏السلام مى‏فرماید: "علیكم فى شهر رمضان بكثرة الاستغفار والدعاء، فاما الدعاء فیدفع البلاء عنكم و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم ." (3) ; بر شما باد، در ماه ‏رمضان، به بسیار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مى‏سازد و استغفار، گناهانتان را مى‏زداید .» به ‏هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كمترین خودسازى به این است كه انسان خودى را براى خویشتن نشناسد و خدا را مالك ‏خود بداند كه اگر چنین بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبودیت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدایى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جدا شدن از تعلقات و هواهاى نفسانى، منشا تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى ‏توانست ‏خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زود گذر دنیا بى‏اعتنا باشد، بى‏گمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و این بالاترین ‏پیروزى و سرفرازى انسان است. خدا مى‏داند تمام مفاسد جهان و ظلم‏ها و تعدى‏ها و تجاوزها و گردن كشى‏ها در اثر خودبینى و هوا پرستى است، لذا در قرآن كریم همواره‏ تزكیه و تربیت مقدم بر تعلیم وآموزش ذكر شده ‏است و خودسازى، یعنى تزكیه نفس و ماه‏ رمضان به حق ماه تزكیه و تطهیر نفس است. پس بیایید باهم در این ماه بزرگ ‏آهنگ تقرب به خدا را بجوییم تا در درگاهش ره یابیم و در روز رستاخیز سفید روى گردیم.

فرازی از نیایش های امام سجاد علیه السلام

در پایان فرازى زیبا از نیایش‏هاى امام سجاد (ع) را یادآور مى‏شویم، باشد كه صحیفه سجادیه همواره الگوى ما در زندگى باشد:

" اللهم و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان، الذى اختصصته من سائر الشهور و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور، و آثرته على كل‏ اوقات السنه بما انزلت فیه من القرآن و النور و ضاعفت فیه من الایمان، و فرضت ‏فیه من الصیام، و رغبت فیه من القیام، و اجللت فیه من لیله القدر التى هى خیر من الف شهر، ثم آثرتنا به على سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنا بامرك نهاره، و قمنا بعونك لیله، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من ‏رحمتك و نسبتنا الیه من مثوبتك و انت الملى بما رغب فیه الیك، الجواد بما سئلت ‏من فضلك القریب الى من حاول قربك. " (4) .

«خداوندا! از كارهاى برگزیده و واجبات ویژه ، ماه رمضان را قرار دادى ؛ ماهى كه آن را از میان دیگر ماهها برگزیدى، و از میان ‏تمام زمان‏ها و روزگاران، آن را انتخاب نمودى، و بر جمیع اوقات سال برتریش ‏بخشیدى و انتخاب آن به دلیل قرآن و نورى است كه درآن ماه فرو فرستادى، و ایمان ‏را درآن دو برابر ساختى و روزه‏اش را واجب، و شب زنده‏دارى را براى عبادت در آن‏ ترغیب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب برتر است در آن عظمت‏ بخشیدى و گرامى ‏داشتى، سپس ما را به وسیله آن ماه برتمام امتها برگزیدى و به سبب فضیلتش ما را به دیگر پیروان ادیان برترى بخشیدى، پس به فرمان تو روزش را روزه مى‏داریم‏ و به یارى تو شبش را به عبادت مى‏پردازیم، در حالى كه با صیام و قیامش، خویش را مشمول دعوتى كه ما را در معرض آن قرار داده‏اى، مى‏سازیم، و آن را سبب دریافت‏ پاداش تو مى‏سازیم و تو برآن چه از درگاهت درخواست ‏شود، توانایى و به آن چه كه ‏از فضل و احسانت مسالت گردد بخشاینده‏اى و به كسى كه آهنگ تقرب به تو جوید نزدیكى .‏»

 آخرین سخن این كه امیدواریم خداوند ما را توفیق عبادت خصوصا در این ‏ماه مبارك بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد.

سید محمد جواد مهرى

پى‏نوشتها:

1- المقنعه، ص 308 .

2- فضائل الاشهر الثلاثه، ص‏95 .

3- وسائل الشیعه، ج‏7، ص‏220 .

4- صحیفه سجادیه، دعاى 45.


فلسفه و حكمت روزه از منظر اهل بیت علیهم السلام

روزه از ابعاد مادی و معنوی ، جسمی و روحی دارای فواید فراوانی است. روزه در سلامت معده و پاكسازی آن از انواع غذاها كه موجب انواع بیماری ها می باشد ، اثرات فوق العاده ای دارد. روزه هم جسم و هم روح را پالایش می كند . اگر در روزه داری به تمامی جهات توجه داشته باشیم در پایان ایام روزه داری ، روح و جسمی تزكیه شده خواهیم داشت.

پیامبر اكرم (ص) و روزه

پیامبر خدا (ص) فرمود : المعدة بیت كل داء ، والحمئة رأس كل دواء.(1)

معده مركز و خانه هر دردی است و پرهیز و اجتناب ( از غذاهای نامناسب و زیاد خوردن ) اساس و رأس هر داروی شفا بخش است.

و نیز ایشان در جایی دیگر می فرماید : صوموا تصحوا ، و سافروا تستغنوا.

روزه بگیرید تا صحتو سلامتی خویش را تضمین كنید و سفر نمایید تا مالدار شوید ، زیرا مسافرت و حمل كالای تجارتی از شهری به شهری یا از كشوری به كشور دیگر ، باعث رفع نیازمندی های جامعه و عمران كشورها می گردد.

حضرت رسول در روایت دیگری می فرماید : لكل شیء زكاة و زكاة الابدان الصیام .(2)

برای هر چیزی زكاتی است و زكات بدنها روزه است.

حضرت علی (ع) و روزه

امام در قسمتی از یكی از خطبه ها می فرماید : و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات ، تسكینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم ، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیفا لقلوبهم ، و اذهابا للخیلاء عنهم و لما فی ذلك من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا.(3)

با روزه گرفتنهای دشوار ، در روزهایی كه واجب است ، اندامهایشان با این كار آرام می گیرد و دیده هایشان خاشع و جانهایشان خوار می گردد و دلهایشان سبك می شود و خودبینی از ایشان به وسیله این عبادتها زدوده می گردد. و با گزاردن چهره های شاداب با تواضع بر خاك و با نهادن مواضع سجده بر زمین خود را در مقابل خدا خرد می نمایند و اینكه با روزه داری شكمها به پشت می رسند.

1- روزه برای آزمایش اخلاص

حضرت علی (ع) در جای دیگری می فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق.(4)

روزه برای آزمایش نمودن اخلاص مردم است.

یكی از دلایل وجوب روزه برای مردم ، آزمایش اخلاص مردم است . چرا كه روزه در ایجاد اخلاص عمل بسیار مؤثر است.

2- روزه سپر در مقابل عذاب الهی

حضرت در قسمتی دیگر از نهج البلاغه می فرماید : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.( 5)

در این بحث امام یكی از دلایل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهی دانسته اند. یعنی روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

امام رضا (ع) و روزه

وقتی از حضرت درباره فلسفه روزه می پرسند ، می فرماید : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواریهای گرسنگی و تشنگی را دریابند و آنگاه استدلال كنند بر سختیهای گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت كه پیامبر اكرم (ص) در خطبه شعبانیه فرمود : واذكروا بجوعكم و عطشكم جوع یوم القیمة و عطشة . به وسیله گرسنگی و تشنگی از روزه داریتان ، گرسنگیها و تشنگیهای روز قیامت را به یاد آورید ، كه این یادآوری انسان را به فكر تدارك برای قیامت می اندازد تا جد و جهد بیشتری در كسب رضای خدا بنماید .(7)

امام رضا (ع) در جایی دیگر درباره فلسفه روزه این چنین می فرماید : علت روزه برای درك درد گرسنگی و تشنگی است تا بنده ، ذلیل ، متضرع و صابر باشد . همچنین در روزه انكسار و شكستگی شهوات وجود دارد .

آری روزه از افضل طاعات است . شریعت و احكام الهی تعدیل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه میسر ساخته و برای تزكیه و طهارت نفس و تصفیه  از اخلاقیات رذیله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داری تنها امساك از خوردن و آشامیدن نیست بلكه غرض نهایی كف نفس می باشد . همانطور كه رسول گرامی اسلام( ص ) فرمودند : روزه برای هر فرد سپری است ؛ چرا كه روزه دار ، سخن زشت نگوید و كارهای بیهوده انجام ندهد.

پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمنانی بزرگ چون شیطان نفس ، رهایی می دهد .

و اگر روزه دار، به چنین مراتبی نرسد ، فقط گرسنگی و تشنگی را درك نموده و این پایین ترین درجه روزه داری می باشد .

1- اركان اسلام ، ص 108 .

2- كافی ، ج 4 ، ص 62.

3- نهج البلاغه ، خطبه 192.

4- نهج البلاغه ، حكمت 252.

5- نهج البلاغه ، خطبه 110.

6- وسائل الشیعه ، ج 7 ، ص 3.

7- همان ، ص 4.

8- علل الشرایع ، شیخ صدوق ، بخش روزه .


خصال هفتگانه مخصوص روزه داران


در حدیثی طویل، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) چنین نقل می فرماید كه پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند:

«ما من مؤمن یصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و تعالی له سبع خصال: اَوَلها یذوب الحرام من جسده، و الثانیة یقرب مِن رحمة الله عز و جل، و الثالثة قد كفر خطیئة ابه آدم، و الرابعة یهون الله علیه سكرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش یوم القیمة و السادسة یطعمه الله عز و جل من طیبات الجنة، و السابعة یعطیه الله عز و جل برائة من النار، قال: صدقت یا محمد».

هیچ مؤمنی نیست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگیرد، مگر آنكه خدای تبارك و تعالی هفت خصلت را برای او واجب و لازم گرداند:

 1- هر چه حرام در پیكرش باشد محو و ذوب گرداند.

2- به رحمت خدای عز و جل نزدیك می شود.

 3- (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم را می پوشاند.

 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وی آسان گرداند.

 5- از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان خواهد بود.

 6- خدای عز و جل از خوراكی های لذید بهشتی او را نصیب دهد.

 7- خدای عز و جل برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید.

( پرسش كننده در این حدیث مفصل، عالِم یهودی بود) كه عرض كرد راست گفتی ای محمد.(1)

1.    خصال شیخ صدوق، ص 386


خوشا راز گفتن و پاسخ شنیدن

برداشتى از دعاى روزهاى ماه رمضان


امشب نخستین بار است كه تو را مى‏بینم چهره‏ات به زیبایى مى‏درخشید. سر بر آسمان برداشته‏اى، هلال ماه را مى‏نگرى و زمزمه مى‏كنى : خدایا این ماه را بر ما به امنیت و ایمان، سلامت و اسلام، عافیت و دفع درد و... نو گردان .

- اولین روز رمضان بر تو مبارك باد. مى‏دانى میهمان چه كسى هستى؟ او كه معبود جهانیان است و عفوكننده گنهكاران. از او درخواست ‏سلامت روزه و شب زنده‏ داریت را بنما!

- دو روز است كه لب از خوردن فرو بسته‏اى. تلاش كن تا به خشنودى پروردگارت نزدیك تر و از خشم او دور شوى. از مهربان ترین مهربانان توفیق خواندن آیاتش را طلب كن!

- امروز سوم رمضان است. براى تیزهوشى و بیداریت دعا كن و از هر چه در آن بى ‏خردى و اشتباه‏ است ‏بپرهیز. سهمت را از خیر و بركت این ماه افزون تر بخواه كه او بخشنده ‏ترین بخشندگان است.

- چهار روز است كه درهاى آسمان به رویت گشوده شده. براى بر پاداشتن فرمان و دستور خدا برخیز آنگونه كه شایسته است و سپاسگزارش باش. بى‏شك پروردگارت به احوال تو بیناترین بینایان است.

- پنجمین روز رمضان است و میزبان گوش به دل تو دارد. دست ‏به دعا بردار: خدایا در این ماه مرا از آمرزش خواهان، از بندگان شایسته فرمانبردارت، از اولیاء مقرب درگاهت، از... قرار ده.

- شش روز است صبرت را مى‏آزمایى. تردید، لحظه‏اى تو را وانمی گذارد. از نافرمانى او مى‏ترسى، از تازیانه‏هاى عذابش بیمناكى، از موجبات خشمش گریزانى... و سخت دوستش دارى كه نهایت اشتیاق مشتاقان است.

- هفت روز تشنگى جسم را تاب آوردى و جانت را به ذكر او سیراب ساختى. از هر چه سستى و لغزش است ‏به راهنماى گمراهان پناه ببر!

- هشتم رمضان آمده. مبادا مهرت را از یتیمان دریغ كنى. طعامت را با آنان تقسیم كن. سلامت را آشكار كن و همنشینى با كریمان را بیاموز!

- نه روز است ‏با روزه ‏دارانى. رحمت گسترده او را دریافته‏اى؟ دلیل هاى درخشانش را دیده‏اى؟ اسباب خشنودیش را فراهم ساخته‏اى؟ او آرزوى مشتاقان است.

- یك سوم رمضان گذشت. بر خدا توكل كن تا از سعادتمندان درگاه و مقربان پیشگاهش باشى. او را بطلب كه هدف نهایى جویندگان است.

- یازدهم رمضان است. از او بخواه كه تو را دوستدار احسان و نیكى گرداند و از فسق و نافرمانى دور شوى. از او بخواه كه سوز آتش را بر تو حرام گرداند. او فریادرس فریاد خواهان است.

- دوازده روز از رمضان مى‏گذرد. جامه ستر و عفاف برازنده‏ات باد. قناعت را پیشه كن و عدالت و انصاف را از نظر دور مدار.

- امروز، سیزدهمین روز رمضان است. و تو سعادتمندتر از دیگرانى، اگر از آلودگى پاك شوى و بر مقدراتت ‏شكیبایى ورزى، اگر پرهیزكار باشى و همزبانى با نیكان را برگزینی.

- چهارده روز است كه میهمان خدایى! پروردگارى كه عزت ‏بخش مسلمانان است و تو را از خطا و لغزش باز مى‏دارد. امید كه هدف بلاها و آفات قرار نگیرى.

- رمضان به نیمه رسید. خدایا! اطاعت فروتنان را روزى ما بگردان و سینه‏مان را براى بازگشت‏ به سوى خویش گشاده ساز! اى امان ‏بخش آنانی که می ترسند!

- شانزدهم رمضان است. مهیا شو تا همراهى نیكان كنى، از اشرار دورى گزین و ساكن منزل امن آرامش شو!

- هفده روز است رمضانى شده‏اى، و بهره‏مند از راهنمایى‏هاى پروردگارت. از او - كه داناست ‏ به آنچه در دل توست و بى‏نیاز است از سؤال و تفسیر- بخواه تا حاجات و آرزوهاى تو را برآورد.

- هجده روز را پشت ‏سر گذاشته‏اى. چه بركتى است در سحرهاى رمضان، چه نورى است در دل هاى رمضانیان، و چه لذتى است در پیروى او كه روشنى ‏بخش قلب هاى عارفان است!

- امروز نوزدهم رمضان است. تنها خدا مى‏داند بر ما چه گذشته و قدرمان چه بوده . اى هدایت‏ كننده مهربان به سوى حقیقت آشكار، راهنمایمان باش!

- بیست روز از رمضان مى‏گذرد. فرصت مناجات را از دست مده از او كه آرامش را در دل هاى مؤمنان فرو مى‏فرستد طلب گشایش درهاى بهشت را براى امشب و همیشه بنما!

- قدرى دیگر گذشت امروز بیست و یكم رمضان است. راه تسلط شیطان را بر خود ببند و دلیلى براى رسیدن به خشنودى او بیاب!

- براى بیست و دومین بار او را بخوان: اى پاسخ دهنده دعاى درماندگان، فضل و بركت‏ خود را بر ما نازل فرما و ما را در دل رضوانت ‏ساكنمان گردان!

- باورت می شد که توفیق سه « قدر» را داشته باشى؟ از او كه لغزش هاى گنهكاران را نادیده مى‏گیرد تمنا كن تا تو را نیز در این ماه از گناهان شستشو دهد و از عیبها پاكت گرداند.

- بیست و چهار روز از رمضان گذشت. پناه ببر به او از آنچه بیازاردش و پیرویش كن در آنچه فرمانت داده. هزار بار نامش را فریاد كن که بخشنده ‏ترین است ‏به درخواست‏ كنندگان.

- مى‏دانم دلت گرفته پنج روز بیشتر به پایان رمضان نمانده و تو همچنان به دوستدارى دوستان او و دشمنى دشمنانش مى‏اندیشى. پیمان سبزت جاودانه باد!

- امروز كه بگذرد تنها چهار سحر دیگر با هم بیدار مى‏شویم. ای كاش در این ماه تلاشمان مورد تقدیر قرار گیرد و گناهانمان آمرزیده گردد، عملمان پذیرفته شود و عیب هایمان پوشیده بماند!

- دیشب آخرین شب «قدر» بود. از رافت پروردگار دور نیست كه عذرهایمان را پذیرفته باشد و امورمان را به سوى آسانى پیش براند. آرى او نسبت به بندگان صالحش مهربان ترین است .

- روز ما چه زود مى‏گذرد و سخت است ‏به این روزها، زندگى را گذراندن. دو روز دیگر رمضان مى‏رود. نكند از انجام مستحبات و نوافل بى ‏بهره مانده باش.

- تنها یك روز مانده، امروز بیست و نهم رمضان است : خدایا ما را در این ماه به مهر خود فراگیر و دل هامان را از تیرگی هاى تهمت پاك گردان! اى مهربان به بندگان مومن!

- امشب هنگامه وداع است. چه لذتى داشت آمدن رمضان و چه دردى است رفتنش. دل بسته‏ایم كه پذیراى بندگی مان گردد و بهره طاعتمان، خشنودى او و رسول پاكش باشد.


خلوت انس

در اغتنام فرصتهاى ملكوتى ماه مبارك رمضان

گاهى كه تنهایى، آینه برمى‏دارى و به چهره خویش مى‏نگرى، تا نیك و بد و زشت وزیباى آن را ببینى.

خلوت با خویش، براى شناخت «خود»! شاید در حضور جمع، شرم كنى، ولى درتنهایى، خجالت و شرمى نیست، چون نگاه و مراقبتى نیست، جز همان كه نگاهش همه جاهست و مراقبتش دائمى است.

ماه رمضان، به نوعى فصل محاسبه است.

«محاسبه‏» و «مراقبه‏» هم یك آینه است، اما ... پیش چهره جانت و در برابر روحت! و ... شاید در حضور جمع و در ازدحام روزمرهگى نتوانى و مجالى نیابى تااز خودت حساب بكشى.

اینجا هم خلوت و تنهایى و فراغت، چاره ‏ساز است.

لحظات سرشار از بركات و معنویات رمضان از همین فراغتهاى مطلوب و دوست داشتنى ‏است.

فرصت ‏خلوت با خویش و خداست، ساعات حضور در مجلس «مراقبه‏» و «محاسبه‏»است، موعد امتحان اخلاص است، فرصتى است تا «دفتر دل‏» را بگشایى و «كتاب عمل‏»را بازخوانى كنى.

تو كه مى‏گفتى: مجال و حالى نیست، گرفتاریها و مشكلات و ...

فرصتى براى «رسیدن به خود» نمى‏گذارد، اینك، این همان مجال و فرصت ناب! تو باید آموخته و تمرین كرده باشى، «تنهایى در جمع‏» را، «خلوت‏» در «ازدحام‏»را، «سكوت در هیاهو» را، رمضان چیست و تو در كجاى این «قطعه‏اى از بهشت‏» قرار دارى كه موهبت ‏خدا براى زمینیان است؟

با كدام دعوت به این ضیافت آمده‏اى؟

سر كدام سفره و مائده معنوى نشسته‏اى و فیض حضورت و بهره آمدنت چیست؟

این نیز نوعى محاسبه و حساب كشیدن از خویش را مى‏طلبد.

سر سفره ضیافت الهى نشسته‏اى.

سحرهاى پر بركت، افطارهاى پرمعنویت، شبهاى دعاى افتتاح و كمیل ، جلسات دعا وترتیل و تلاوت و تواشیح ، حالات پرجذبه انس با قرآن و مفاتیح، تهجد و سحرخیزى وچشمان بیدار قبل از فجر دعاهاى روزانه ، همه و همه مائده‏هاى آسمانى این «شهرالله‏» است و تو را فرا خوانده‏اند، تا به قدر تشنگى و توان و در حد ظرفیت وجودى ‏از این «چشمه رحمت‏» بنوشى و از «جان جامه تقوا» بپوشى و در راه عبودیت ‏خدا بكوشى.

اینك كه آمده‏اى و مهمان این بزم حضورى، وقت تنگ و مجال گذرا را باید مغتنم ‏شمرد.

با چه آمده‏اى و با چه بازمى‏گردى؟

و كدام تغییر حالت و خصلت و عادت را از این «ماده خودسازى‏» به ارمغان خواهى ‏برد؟

خودمانى بودن با خدا هم موهبتى است! كسى نیست كه بشنود، خودت هستى و خدایت.

با خودت صمیمى باش، یك ‏رو و خودمانى و بى‏پرده.

كمى در كوچه پس كوچه‏هاى روح خویش بگرد.

لحظاتى «كارنامه‏» خود را مرور كن، چه مى‏بینى؟...

نقاط روشن آن بیشتر است، یا نقاط تیره‏اش؟

«حسنات‏» و «سیئات‏»، چه نسبتى با هم دارند؟

ماهها انتظار مى‏كشیدى كه باز هم «ماه خدا» فرا رسد و دست نیاز و پاى طلب، به این آستان و این سوى ، برآورى و بكشى.

براى فرا رسیدن دوباره «شبهاى قدر» لحظه ‏شمارى مى‏كردى.

هنوز لذت اشك ریختن‏ها و نالیدن‏ها و تضرعهاى شبهاى «احیاء» در كام جانت ‏باقى ‏است و طراوت معنویت ‏بار آن همخوانى و همنالى با انبوه خداجویان عاشق و صادق، هنوز هم چون نسیمى خوشبوى، فضاى جانت را معطر ساخته است.

بنا بود در رمضان گذشته ، آمرزیده شوى و «غفران الهى‏» را چون مدالى بر گردن ‏بیاویزى، اما چه شد؟

امسال، رمضان همان حال و هواى معنوى را دارد.

رحمت الهى همیشه جارى و سارى است ، اگر كوتاهى است، از ماست. «گر گدا كاهل ‏بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟» آن اشكها و ناله‏ها چه شد و كجا رفت؟

تنها براى آن چند «شب قدر» نبود.

قرار نبود كه آن گریه‏ها و تضرعها و از عمق جان به درگاه خدا نالیدن‏ها و خود را حقیر و فقیر و مسكین و نیازمند دیدن و دانستن‏ها مخصوص «شبهاى احیا» باشد ودر فضاى مسجد و مصلا جا بماند.

امسال هم، قرار نیست كه تاملات رمضان را، شبهاى سرنوشت ‏ساز قدر را، لحظات‏ نورانى و عرفانى سحر را، حالات خوش جلسات دعا و قرآن را، حضور قلب نماز شب ونوافل را در ماه رمضان جا بگذارى و باز هم عریان از این همه جامه‏هاى بهشتى، وارد شوال شوى.

پس «عید فطر» براى چیست؟

آنچه عیدى خواهى گرفت، باید در طول سال و همه عمر، همراه داشته باشى، خرجش‏ نكنى، جایى جا نگذارى، گم نكنى، از دستت نگیرند ...

راستى ... سوغاتت در این سفر معنوى به «شهر الله‏» چیست؟

بارى ... آینه بردار، كمى در خویش بنگر، در خلوت خویش، با خودت صمیمى باش.

كیستى، كجایى؟ چه مى‏كنى؟ چه دارى؟

رمضان را مفت از كف مده!


رمضان در فرهنگ مردم

رمضان

آنچه در پی می آید گزارشی است از انواع رسوم اعلام وقت سحر و شیوه های مختلف آن و نگارنده در این گفتار تنها گزارشگر است .

روشهای بیدار شدن در سحر

ماه و مهتاب

ستارگان

بانگ خروس

سوره یاسین و طه

چراغ روشن

صدای نقاره

طبق و شیپور

بوق حمام

توپ در كردن

كوبیدن دیوار همسایه

نذرداران و نیكوكاران

جار كشیدن

تیر در كردن

صدای مناجات

زنگ تلفن

زنگ ساعت

روشهای بیدار شدن در سحر

از قدیم الایام برای بیدارشدن در سحرهای ماه مبارك رمضان و تشخیص وقت دقیق سحر و انجام اعمال مخصوص سحر از وسایل و روشهای گوناگونی استفاده می كردند. بعضی از این روش ها امروزه نیز متداول و برخی منسوخ شده اما شرح یكایك آنها شنیدنی و قابل توجه است.

ماه و مهتاب

از روی تجربه می توان تشخیص داد وقتی ماه به محل معینی در آسمان برسد سحر نزدیك است. همچنین اهالی مناطق مختلف از روی خطوط و زوایایی كه پرتو ماه با یكی از اجزای ساختمان خانه یا چیز ثابتی مثل درخت و تیرك پیدا می كند متوجه می شوند سحر شده است.

ستارگان

بشر از روزگاران كهن با علم نجوم آشنا بوده و از روی ستارگان و كواكب وقت و زمان و سعد و نحس بودن آن را پیش بینی می كرده است. از این روی یكی از متداولترین روشها برای تشخیص سحر از دیر زمان شناختن ستارگان و محل و جای آنها در آسمان بوده است. در غالب شهرها ازجمله درمناطق كویری و جنوبی كشورمان مثل یزد، كرمان وفارس كه صافی آسمان و درخشندگی ستارگانش مشهور است ، اغلب مردم به خصوص پیرمردان و پیرزنان از روی ستارگان و محل و موقعیتشان سحر را تشخیص می دهند. مردم هر شهر و دیاری برای ستارگان سحری اصطلاحات و نامهای خاص خود دارند كه بسیار شنیدنی است.

در یزد از روی مجموعه ستاره های " نیم گزك" ، " گزوپرویز" و " گزوترازو" وقت سحر را تشخیص می دهند، ستاره " نیم گزك" از چند ستاره تشكیل می شود كه در خط مستقیمی قرار دارند و طول آنها به علت خطای چشم نزدیك به نیم گز به نظر می رسد و در نزد عوام به این نام شهرت یافته است.

در مشهد از روی سه ستاره كه به " نیم ذرع" مشهور است وقت سحر را معین می كنند. ستاره های نیم ذرع باید همان ستاره هایی باشند كه در یزد " نیم گزك" نامیده می شوند. آن طوری كه پیرمردان مشهد می گویند، اول شب این ستاره ها در جنوب غربی قبله به صورت عمودی دیده می شوند كه به تدریج به وسط آسمان می آیند و نصف شب به صورت افقی روبه روی قبله ظاهر می شوند . از نیمه شب ستاره ها به سمت جنوب شرقی قبله سرازیر می گردند و لحظاتی بعد از سحر محو می شوند. با ناپدیدشدن این ستارگان صدای اذان صبح از گلدسته های مساجد بلند می شود. لازم به تذكر است هر چه روز كوتاهتر شود ستاره های نیم ذرع زودتر نمایان می شوند و هر چه روز بلندتر شود دیرتر دیده می شوند.

همچنین در مشهد از روی ستاره های" هف برارو" كه در نقاط دیگر به " هفت برادر" مشهور است سحر را تشخیص می دهند. ریش سفیدان مشهد گویند دو مجموعه ستاره " هفت برارو" در آسمان وجود دارد كه هر مجموعه شامل هفت ستاره است. یكی از این مجموعه ها به ستاره " هف براروی بزرگ" یا " خرس بزرگ" و مجموعه دیگر به " هف براروی كوچك" یا " خرس كوچك" مشهور است.

در اراك زمانی كه ستاره " هفت برادران یا خرس بزرگ" نزدیك به پنجاه ذرع مانده به مغرب برسد سحر است و وقتی ستاره هفت برادران به پشت كوه می رود ستاره " سهیل" كه به ستاره " ظلّ صبح" مشهور است بیرون می آید. وقتی" ظلّ صبح" پنجاه ذرع از مشرق بالا آمد وقت اذان صبح است. فصل به فصل و بسته به بلند و كوتاه شدن شب ستارگان هم به همان نسبت جایشان تغییر می كند.

در فرنق خمین از روی دو ستاره روشن "ظلّ سحر" و " ظلّ صبح" كه از سمت مشرق بالا می آیند سحر را تشخیص می دهند. ستاره " ظلّ سحر" زودتر در می آید. با دمیدن این ستاره تقریباً یك ساعت و نیم به صبح صادق مانده است. با دیدن ستاره " ظلّ سحر" مشغول خوردن سحری و انجام اعمال سحر می شوند. پس از یك ساعت و نیم ستاره " ظلّ صبح" نمایان می شود كه نشانه رسیدن صبح صادق است و دست از خوردن می كشند.

اهالی گوشه محمد مالك خمین هم گویند وقتی سه تا از ستاره های هفت برادران راست(= مقابل) قبله قرار گرفتند موقع خوردن سحری است و وقتی هر هفت ستاره برابر قبله ایستادند سحر تمام می شود و صبح می دمد.

بانگ خروس

خروس در شب سه مرتبه می خواند: مرتبه اول نیمه شب، مرتبه دوم ساعتی بعد از نیمه شب و مرتبه سوم سحر، یكی از راههایی كه از قدیم الایم مردم برای بیدار شدن در سحر از آن استفاده می كردند صدای بانگ خروس بود. از این رو وجود خروس را در خانه خویش یمن می دانستند مخصوصاً خروس سفید چل تاج كه نشانه خیر و بركت است و هر كس صاحب خروس سفید چل تاج بود می گفتند پریان و جنیان به خانه اش نمی آیند.

مردم قمصر كاشان معتقدند خروس سفید نگهبان حضرت حجت است و گویند حضرت حجت در یك چاه نورانی پنهان است و دشمنان او در بالای چاه منتظر هستند تا هوا روشن شود و داخل چاه شوند و آن حضرت را به قتل برسانند . هنگام سحر فرشتگان از خواب بیدار می شوند و خروس سفید را باخبر می كنند و خروس مشغول خواندن می شود. با شنیدن صدای خروس دشمنان آن حضرت پا به فرار می گذارند.

مردم قمصر همچنین عقیده دارند اگر هنگام خواب چند مرتبه دستشان را به لحاف و متكا بزنند و بگویند:" دین هفتاد آسیابان به گردنت اگر موقع سحر مرا بیدار نكنی." سحر از خواب بیدار می شوند.

مردم دماوند می گویند خروس شب هنگام پنج مرتبه، نیم ساعت به نیم ساعت می خواند. در اصطلاح محل هر نوبت خواندن خروس را یك پنجمی می گویند. پنجمی اول زنان خانه از خواب بیدار می شوند و مشغول پختن سحری می شوند. پنجمی دوم سماور زغالی را آتش می اندازند. پنجمی سوم همه اعضای خانواده بیدار می شوند و سحری می خورند . پنجمی چهارم چای می خورند و دهانشان را می شویند و سرانجام با بلندشدن صدای خروس در آخرین نوبت یعنی پنجمی آخر دیگر حق خوردن ندارند و در این هنگام صدای اذان بلند می شود.

سوره یاسین و طه

بعضی به نیت اینكه سحر از خواب بیدار شوند شب قبل از خواب، سوره یاسین و طه می خوانند و از خدا می خواهند كه سحر بیدار شوند.

چراغ روشن

قبل از اینكه كارخانه برق به ایران آورده شود، بعضی از مردم، از جمله خدّام مساجد، یكی دو ساعت به سحر مانده چراغهایی را روشن می كردند و درنقاط مرتفع شهر و گلدسته مساجد می گذاشتند تا مردم از دیدن نور چراغ به نزدیك شدن سحر پی ببرند. چراغها تا هنگام اذان صبح روشن بود و همین كه صدای اذان بلند می شد آنها را خاموش می كردند. یكی از مشهورترین چراغها" چراغ ملا كاظم" در شهرستان یزد بود. ملا كاظم كه خادم مسجد جامع كبیر بود، هر شب چراغی را روشن می كرد و در یكی از گلدسته های مسجد جامع می گذاشت و هنگام اذان صبح آن را خاموش می كرد.

صدای نقاره

یكی از روشهایی كه در قدیم برای بیدار شدن در شبهای ماه رمضان به كار می رفت زدن نقاره بود. نقاره عبارت بود از یك طبل بزرگ و دو طبل كوچك دوقولو و یك سرنا. شهرهای بزرگ هر كدام نقاره خانه ای داشت كه معمولاً اتاقكی بود بالای سر در دارالحكومه. نقاره به وسیله نقاره چیهای حكومتی ، زده می شد و نقاره چیها از حكومت مواجب می گرفتند. در ماه رمضان نقاره چیها دو مرتبه نقاره را به صدا در می آوردند یكمرتبه نزدیك سحر و یك مرتبه غروب آفتاب برای اعلام وقت افطار. به غیر از نقاره چی حكومتی مرشد زورخانه هر محل هم سحر طبل و نقاره می نواخت. مردم هم خود را موظف می دانستند روز آخر ماه رمضان انعامی به مرشد تقدیم كنند.

در مشهد ، در ماه مبارك رمضان از دو ساعت بعد از نیمه شب از گلدسته های صحن مطهر حضرت رضا و مسجد گوهرشاد صدای مناجات و نقاره بلند می شود تا مردم برای عبادت و خوردن سحری از خواب بیدار شوند. در طول سال روزی دو مرتبه ازگلدسته های صحن مطهر نقاره می زنند؛ یك مرتبه غروب آفتاب یك مرتبه هم نزدیك طلوع آفتاب. اما در ماه رمضان به جای صبح پیش از سحر نقاره می زنند.

رمضان

طبل و شیپور

در بعضی از شهرها به جای نقاره برای بیدار كردن مردم طبل و شیپور می زنند. آن طوری كه پیرمردان می گویند در بجنورد تا چهل سال پیش اغلب مردم در سحرهای ماه رمضان با صدای طبل و شیپور از خواب بیدار می شدند. طبل و شیپور را در دو نوبت می زدند : نوبت اول سه ساعت به اذان صبح كه به آن طبل اول می گفتند و نوبت دوم یك ساعت و نیم به اذان كه طبل دوم گفته می شد. طبل و شیپوررا با آهنگ مخصوصی می نواختند.

طبل اول به این منظور زده می شد تا كدبانوی خانه از خواب برخیزد و مشغول تهیه سحری بشود. البته آنهایی كه سر شب غذا می پختند با صدای طبل اول از بستر برنمی خاستند و با طبل دوم بیدار می شدند . طبل دوم هم برای آن نواخته می شد تا متوجه نزدیك شدن سحر بشوند. با صدای طبل دوم كدبانوی خانه غذا را ازسر اجاق بر می داشت و آماده خوردن سحری می شدند.

در بجنورد مزد و مواجب طبال و شیپورچی از طرف مردم تامین می شد. به این ترتیب كه بعدازظهر روز آخر ماه رمضان طبال و شیپورچی سینی به دست می گرفتند و شیپورشان را در سینی می گذاشتند و وارد بازار می شدند. سینی را جلو دكانداران می گرفتند و می گفتند: " خدای روزه نمازین گِز قبول اِتن، خدای سلامت لِق برسن."

صاحب هر دكان هم به قدر تواناییش مبلغی در سینی می انداخت و طبال و شیپورچی به این ترتیب سینی را تا آخر بازار می گرداندند و پولهایی كه جمع می شد به طور مساوی تقسیم می كردند . ناگفته نماند كه طبال و شیپورچی برای تمام شهر دونفر بود.

در سبزوار هم برای آگاهی از وقت سحر و افطار از توپ كه به آن " شمخال" می گفتند و از طبل و شیپور استفاده می كردند. برای زدن طبل مرشدی طبلش را با دو قطعه چوب مخصوص طبالی برمی داشت و به گلدسته مسجد جامع كه بلندترین گلدسته مساجد سبزوار است و وسط شهر قرار دارد می رفت. ابتدا سه ضربه به طبل می نواخت، بعد با این آهنگ شروع به نواختن طبل می كرد:" خانم وخ پلو بپز، وخ پلو بپز، وخ بارا به مدبخ"

دربندر بوشهر و روستاهای آن از جمله صلح آباد از شب اول ماه رمضان دونفر به نام" دُم دُم سحری" برای بیدار كردن مردم از نیمه شب تا نزدیك سحر در كوی و برزن راه می افتند . یكی از این دو" دمام"  ( طبل بوشهری ) بزرگی به گردن انداخته و با دیگری در حالی كه چراغ دریایی در دست دارد او را همراهی می كند. آنكه دمام به گردن دارد با چوب محكم به دمام می كوبد و هر دو با صدای بلند می گویند: " یا ماه رمضان قدمت مبارك" و خلق الله را از خواب بیدار می كنند.

بوق حمام

حمامهای قدیم بوقهایی برنجی داشتند كه برای اعلام شروع و پایان كار حمام بوق را به صدا در می آوردند. در ماه رمضان هم اغلب حمامها سحر و افطار با زدن بوق مردم را باخبر می كردند و بسیاری با صدای بوق حمام از خواب بر می خاستند و سحری می خوردند.

توپ در كردن

از زمانی كه توپ به ایران آمد یكی از وسایلی كه برای بیدار كردن مردم در سحر و اعلام وقت افطار به كار می رفت در كردن توپ بود. دراین توپ در عوض گلوله از كهنه و پارچه استفاده می شد . به این ترتیب كه مقداری كهنه و پارچه و باروت به ترتیب و چند بار در لوله توپ می كردند و آن قدر سمبه می زدند تا فشرده شود. بعد فتیله ای را به باروت لوله توپ وصل می كردند و فتیله را آتش میزدند. با انفجار باروت كهنه های فشرده به بیرون پرتاب و باعث ایجاد صدا می شد.

محل استقرار توپ را " گورخونه" می نامیدند كه در نزدیكی دارالحكومه بود و متصدی توپ مثل نقاره چی از دارالحكومه مواجب می گرفت.

كوبیدن دیوار همسایه

در ماه رمضان همسایه ها قرار می گذارند هر كسی سحر زودتر بیدار شود همسایه های دیگر را هم بیدار كند . در صورتی كه خانه ها دیوار به دیوار باشد با كوبیدن مشتهای پیاپی به دیوار، همسایه شان را بیدار می كنند.

نذرداران و نیكوكاران

درقدیم گاهی افراد مؤمن و معتقد برای ثواب یا نذری كه داشتند سحرهای ماه رمضان مردم را بیدار می كردند. برای این كار نزدیك سحر از كوچه ها می گذشتند و با خواندن اشعار مذهبی یا كوبیدن حلقه در خانه ها و یا با كوبیدن قطعه ای چوب بر روی طبل و حلب خالی مردم را بیدار می كردند.

جار كشیدن

در بسیاری از روستاهای شهرستان اراك از جمله در روستای استوه برای بیدار شدن در سحر باسوادان سحر، خوانی و مناجات می كنند. یا طبالی را اجیر می كنند تا با نواختن طبل مردم را بیدار كند.

در روستای الموت قزوین هم از جمله در روستای فیشان رسم جار كشیدن به وسیله پاكار و یا دشتبان متداول است.

تیر در كردن

در دماوند سابقاً اعلام وقت سحر را تفنگچیها با تیر دركردن به اطلاع مردم می رساندند. این عمل بیشتر توسط شكارچیان انجام می گرفت و عقیده داشتند با این كار كفاره حیواناتی را كه در ماه رمضان شكار كرده اند می دهند. ناگفته نماند شكار كردن در ماه رمضان مكروه و بدیمن است و تا آنجا كه ممكن است از شكار در این ماه پرهیز می كنند.

صدای مناجات

بسیاری از مردم با صدای مناجاتهایی كه از یكی دو ساعت مانده به سحر از گلدسته های مساجد و پشت بام خانه ها بلند می شود از خواب بیدار می شوند و به فرایض دینی و آماده كردن سحری می پردازند.

بعضی از مناجات خوانان باسوادند و مناجاتشان غالباً سوره والفجر و دعاهایی از كتاب مفاتیح الجنان یا صحیفه سجادیه و ا شعار خواجه عبدالله انصاری است. بسیاری از مناجات خوانان هم پیرمردانی هستند كه سواد ندارند واشعار مختلفی از حفظ دارند كه خواندن این بندگان خدا ، حال و هوایی خاص دارد.

در قدیم مناجات كنندگان هر كدام با روشی خاص و وقت معینی مناجات را آغاز می كردند . بعضی از روی ستاره ها، بعضی با اذان خروس و برخی به وسیله ساعت زنگدار وقت خود را تنظیم می كردند . از این  رو زمان خواندن مناجات و گفتن اذان میان مناجات كنندگان و مؤذنها فرق می كرد و كمی پس و پیش بود . هر گروه از مردم هم كه به یكی از مناجات خوانها بیشتر اعتقاد داشتند انجام اعمال سحر را با مناجات آن شخص تنظیم می كردند.

زنگ تلفن

از زمانی كه تلفن مغناطیسی به ایران آمد در بعضی از شهرستانها كسانی كه تلفن داشتند با یكدیگر قرار می گذاشتند یا به متصدی كنترل دستگاه مركزی تلفن می سپردند تا سحر زنگ تلفن آنان را به صدا در آورد تا به این وسیله از خواب بیدار شوند. اما در این اواخر در اثر زیاد شدن مراجعان، متصدیان مركز تلفن خود به خود هنگام سحر زنگ تلفن تمام خانه ها را به صورت تك زنگ به صدا درمی آوردند. البته تعداد خانه هایی كه تلفن داشتند در هر شهرستانی معدود بود.

زنگ ساعت

 ساعت شماطه دار متداولترین وسیله ای است كه از آن برای بیدار شدن در سحر استفاده می كنند. كار و كسب ساعت فروشان و تعمیركاران ساعت هم در ماه رمضان رونق پیدا می كند.

تلویزیون ساعت  دار و تلفن همراه و نیز جدیدترین وسائل بیدار كردن مؤمنان برای سحری است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/25ساعت 14:53  توسط حسین  | 

مقالات-رمضان83

مطالب آشپزی ویژه ماه رمضان

بامیه


مواد لازم (برای 4 نفر) :

125 گرم آرد
3 عدد تخم مرغ
200 گرم شکر
4 تا 5 قاشق روغن
2 پیمانه شربت غلیظ
2 تا 3 قاشق گلاب

 


طرز تهیه :

آب و روغن را در ظرفی می ریزیم و روی شعله می گذاریم تا جوش بیاید. آرد را یک مرتبه داخل آبی که جوش آمده است می ریزیم و یکی دو بار آهسته به هم می زنیم تا آب کاﻤﻸ تبخیر و مایه سفت شود. ظرف را از روی شعله برمی داریم. مایه که کمی سرد شد تخم مرغ ها را دانه دانه در مایه می شکنیم و مرتب بهم می زنیم تا خمیر کاﻤﻸ نرم و لطیف شود. بعد در تابه ، مقداری روغن مایع می ریزیم و روی شعله می گذاریم تا داغ شود. مایه را داخل قیف مخصوص می ریزیم و حرارت را ملا یم می کنیم. دهانه قیف را جمع می کنیم و از مایه به هر مقدار که بخواهیم با فشار دادن کیسه قیف در روغن می ریزیم. طوری که سطح روغن پوشیده شود . گاهی بامیه ها را پشت و رو می کنیم تا دو طرف آن کمی برشته شود. بعد